مروری بر اقتصاد مقاومتی:
اقتصاد مقاومتی آری، ریاضت اقتصادی نه!
منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی، یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛ در اخبار روزمره و یا در مباحث مطرح شده درمحافل خبری وقتی از بحران مالی اروپا بحث می شود، اصطلاح "ریاضت اقتصادی" جزو بحث های غیر قابل اجتناب است، دولتها ی اروپایی و به خصوص اروپای شرقی و یونان برای کاهش هزینهها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست میزنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛,این دولت ها به منظور مقابله با کسری بودجه سالانه خود، طرح ریاضت اقتصادی را مبنای کار بودجه بندی قرار می دهند و با افزایش میزان مالیات ، افزایش دریافت وامâها و کمکâهای مالی خارجی ، بیشتر در این طرح اقتصادی فرو می روند.
,پیشی گرفتن هزینههای دولتها نسبت به درآمدهای آن سبب میشود تا اقتصاد کشورها با کسری بودجه مواجه شود و زمینه برای تجمیع بدهیâهای کلان فراهم شود. اگر این کسری بودجه نا پایدار باشد، زمینه برای افزایش بازدهی اوراق قرضه فراهم می شود و در بدترین حالت اعتماد مردم و فعالان اقتصادی به دولت از بین میرود.
, , , , â, , ,در شرایطی که کسریها ناپایدار باشند دولت دچار بحران بدهی میشوند و اقتصاد را درگیر این بحران میکنند. با توجه به مواردی که ذکر گردید ریاضت اقتصادی به طرحی گفته میشود که دولتها برای کاهش هزینه ها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست میزنند.
, , , ,از تعاریف ارائه داده شده این نکته مبرهن است که بحث اقتصاد مقاومتی با ریاضت اقتصادی بسیار تفاوت دارد. برای تبیین این تفاوت تعریفی از اقتصاد مقاومتی می آید:
," اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار یا درشرایط کنونی تحریم و متعاقبا تلاش برای کنترل و بی اثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت، که قطعا باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت های عقلایی و مدبرانه پیش شرط و الزام چنین موضوعی است."
,در واقع اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است، البته منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی، یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف میشود.
, .,برخی از اقتصاددانان، دولت مردان و حتی مردم، اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی را یکی می دانند و یا تصور می کنند اقتصاد ریاضتی یکی از شاخه های اقتصاد مقاومتی است در حالی که این دو اصطلاح کاملا متفاوت بوده و هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند.
,در اقتصاد ریاضتی دولت ها با کاهش هزینه های خود زمینه را برای تنزل کسری بودجه فراهم می کنند؛ اقدام به کاهش نرخ بهره بانکی کرده و زمینه را برای افزایش صادرات به دیگر کشورها فراهم می نمایند.
,بسیاری از دولت ها نرخ برابری ارز را تنزل داده و ارزش پول ملی را پایین می آورند تا از این طریق زمینه های لازم برای کسب درآمد بیشتر را فراهم آورند.
,طرح ریاضت اقتصادی که اخیرا در اروپا اجرا شده است ، برای کنترل مشکلات مالی این منطقه به اجرا درآمده است هم از جمله این طرح ها است.
,از جمله سیاست های دیگر که می تواند در جهت کاهش کسری بودجه استفاده شود، افزایش نرخ مالیات است. مالیات های بالاتر زمینه را برای افزایش درآمد مالیاتی دولت فراهم می کند و کسری بودجه را کاهش می دهد.
,
طرح های کاهش هزینه های دولتی و افزایش نرخ مالیات می تواند زمینه ساز تنزل نرخ رشد اقتصادی شود. البته میزان اثر گذاری آن به زمان بندی اجرای طرح افزایش نرخ مالیات بستگی دارد.
در سال های رکود اقتصادی، افزایش نرخ مالیات می تواند کاهش بزرگی در هزینه های دولتی ایجاد کند. در سال هایی که نرخ رشد اقتصادی بالا است، افزایش نرخ مالیات نمی تواند زمینه را برای کاهش هزینه های مصرفی فراهم آورد. از طرف دیگر نوع مالیاتی که استفاده می شود هم اهمیت دارد.
,
,
استفاده از کمک های سازمان های خارجی مثل صندوق بین المللی پول از جمله سیاست هایی است که می تواند کشورها را در اقتصاد ریاضتی به سمت خروج از کسری بودجه هدایت کند. این منابع مالی موقتی می تواند اقتصاد را متوازن کند و از بحران های اقتصادی جلوگیری کند.
اگر بخواهیم بحث اقتصاد ریاضتی را بیشتر واکاوی نماییم باید به بحران کسری بودجه دولت ها نیز اشاره داشته باشیم. بحران کسری بودجه باعث افزایش بدهی دولتی در کشورها می شود و به دنبال آن زمینه را برای رکود اقتصادی در کشور فراهم می کند.
,
,
مشکل اصلی افزایش بدهی های دولتی این است که پس انداز سرمایه گذاران را از بین می برد و استقراض از سازمان های خارجی و بازارهای سرمایه را سخت تر می کند.
,در چنین شرایطی است که استفاده از ترکیبی از سیاست های مختلف، باعث به وجود آمدن سیاست ریاضت اقتصادی می شود که به نظر اقتصاددانان غربی، اقتصاد را از ویرانی نجات دهد.
, .,اما بحث اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی بسیار متفاوت تر از آن است که در مواجهه این دو نوع طرح اقتصادی بخواهیم آنان را با هم مقایسه نماییم.اقتصاد مقاومتی به معنی تشخیص حوزهâهای فشار و متعاقباً تلاش برای کنترل و بیاثر کردن آن تاثیرها میاشد؛ یعنی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت از سیاست های خاص این روش اقتصادی است.
,برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی باید وابستگیهای خارجی کاهش یابد و بر تولید داخلی کشور و تلاش برای خوداتکایی تاکید گردد.طبق نظر سیاست مداران اقتصادی ایران، درتعریف اقتصاد مقاومتی، ضرورت مقاومت برای رد کردن فشارها و عبور از سختیها برای رسیدن به نقاط مثبت ملی نیاز است.
,در واقع هدف در اقتصاد مقاومتی آن است که بر فشارها و ضربهâهای اقتصادی از سوی نیروهای متخاصم که سد راه پیشرفت جامعه است، غلبه کرد.
, .,اقتصاد مقاومتی ادبیاتی است که در مقابله با تحریمهای بین المللی مطرح شده است. هم اکنون اقتصاد ایران باید بر مبنا و اصول درستی گام نهد تا از این رهگذر بتواند بر تحریمâهای بینâالمللی فائق آمده و تهدید تحریم را به فرصت تبدیل کند. آن اصول و مبناهایی که اقتصاد ایران باید داشته باشد، ادبیاتی را به نام اقتصاد مقاومتی ایجاد کرده است.
, . ,سیاستهای پولی و مالی باید در این ادبیات اقتصادی مشخص شده و همواره به این سۆال پاسخ دهیم که "از سیاستهایی که انجام میدهیم به دنبال چه میاشیم." برای اینکه متوجه شویم که سیاستهای پولی، مالی و... چگونه باید باشد و چه جهتگیری را باید دنبال کند باید نکات زیر را مورد نظر داشته باشیم:
,ابتدا باید شناخت درستی از اقتصاد ایران و مشکل اصلی اقتصاد داشته باشیم. به این معنا که سیاستی با هدفی اجرا میâشود ولی بعد مشخص میشود که نه تنها به هدف نرسیدهایم بلکه از آن دور هم شدهایم. لذا در ادبیات اقتصاد مقاومتی اول از همه باید بدانیم مشکل اصلی اقتصاد ایران چیست؟ بعد از آن باید روش درست برخورد با مشکل را شناسایی و آنجاست که میتوانیم از نحوه سیاستهای پولی و مالی و انواع و اقسام سیاستهای دیگر، صحبت بهمیان آوریم.
, .,دوم اینکه امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که مشکل اقتصاد ایران، مشکل طرف عرضه میباشد؛ مشکلی که امروز خودش را در کاهش ظرفیتهای تولیدی، افزایش بیکاری وسوزاندن سرمایه های انسانی( تخصص زدایی به جای تخصص زایی) و انواع واقسام مشکلات دیگر نشان میدهد.
, . ,آنچه سبب شده است اقتصاد ایران نتواند تمرکز بر مشکل اصلی خود نماید به یک نوع عدم برنامهâریزی یا به عبارت بهتر نوعی سردرگمی مربوط میâشود. کسری بودجه دولت خود یک مشکل است، عطش روزافزون تولید به نقدینگی خود یک مشکل دیگر است و دلالی و سفتهبازی خود مشکلی دیگر.
,این مشکلات خود چند مشکل دیگر را ایجاد کرده و بر دوام و عمق مشکلات قبلی نیز میافزایند، تورم و بیثباتی و ناامنی زاییده این مشکلات است که بر عمق مشکلات میافزاید، حال در برابر این همه مشکل دولت باید چه کند؟ نرخ ارز را افزایش دهد تا به حساب خود نرخ ارز را تک نرخی کند؟ عرضهی ارز را افزایش دهد تا سفته بازی را کاهش دهد؟ به دنبال پوشش کسری بودجه خویش برآید و از صندوق توسعه ملی و اوراق مشارکت برای درآمدزایی استفاده کند؟
,یا باید سیاستهای پولی را برگزیند و بانکها را چاق و فربه کند؟ سیاستهای مالی را در اولویت قرار دهد؟ شرکتâهای دولتی زیانده را واگذار کند تا هزینههای خود را کاهش دهد؟ برای مبارزه با تورم واردات انجام دهد تا هم به حساب خود گرانی را کنترل کند و هم نیاز به هزینه تراشی برای خود را از طریق حمایت از تولید داخلی از بین برده و دل به درآمدهای گمرکی ببندد؟
,اینجاست که سبب میشود اقتصاد ایران هدف خود را گم کند و به جای آنکه روی علت اصلی تمام مشکلات تمرکز کند به نتیجهای که مشکلات ایجاد کرده است سرگرم شود.
, .,در کشور، علم، عالم و منابع وجود دارد ولی مدیریتی که به خوبی این ها را ترکیب کرده و با کمترین هزینه بیشترین سود را بدست آورد کمتر داریم که باید به این سمت و همچنین رسیدن به مدیریت یکپارچه، عملیاتی و هوشمند حرکت کنیم
,ویژگی اقتصاد مقاومتی باید این باشد که سردرگمی برای همیشه قطع شود و هدف تنها و تنها تولید و تقویت تولید باشد، کسری بودجه میخواهد باشد یا نباشد، سفته بازی میخواهد باشد یا نباشد، دلالی میخواهد باشد یا نباشد، باید علت اصلی مشکلات اقتصاد ایران هدف قرار گیرد. اگر سیاستهای دولت این جهت دهی را برگزیند به راستی بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
, .,نتیجه ی این سیاستها آن خواهد شد که در به صورت طبیعی فعالیتهای نامولد و ضدمولد از اقتصاد ایران خود را کنار بکشند و از سویی قیمتها و مکانیزم بازار نیز اصلاح شود. اگر اقتصاد ایران در جهت ساختن واقعیت مطلوب حرکت کند، قیمتها نیز به عنوان کاتالیزور، کمک راه شده و کمک به ساختن سریعتر واقعیت مطلوب میکند.
,اما اگر قرار باشد از همان شروع کار از قیمتها و بازار کمک خواست، دست به طنابی پوسیده برده ایم که سرانجامش سقوط خواهد بود. قیمتها تنها انعکاس واقعیتها هستند و باید واقعیتها را به سمت مطلوب از طریق سیاستهای مالی هدف دار اصلاح کرد تا از این رهگذر قیمتها نیز علامت دهیهای صحیح خود را آغاز کرده و به صورت طبیعی سفته بازی و فعالیتهای نامولد را از اقتصاد حذف کند. به نظر این اقتصاد، مقاومتی است؛ مقاومت برای رسیدن به هدف و تمرکز بر هدف؛ آن هم در هر شرایطی.
, .,این ایستادگی و تمرکز بر هدف همان طور که با تاکید مقام معظم رهبری مشخص شده است، باید بر پایه توجه به واقعیات و با چاشنی واقع بینی محقق شود. باید امکانات و اهداف را شناخت و با تمام توان در جهت نیل به اهداف حرکت کرد.
, .,انتهای پیام/پ
, انتهای پیام/پ]
ارسال دیدگاه