اگر من بخشدار شاندرمن بودم!
بجای اینکه پل های قدیمی را تخریب کرده و برای ساخت پلهای جدید هزینه های گزاف به دولت تحمیل کنم، با صرف هزینه ای اندک قبل از ورودی پل دریچه های آشغال گیر نصب میکردم و به دهیار تاکید می کردم ماهی یکبار این دریچه ها نظافت گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ماسال نیوز، «اگر من بخشدار شاندرمن بودم» تنها بیان نکته هایی به دور از واقعیت هاست و لازم نیست خوانندگان محترم به دنبال مصادیق بیرونی برای آنها در بخش شاندرمن بگردند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , ماسال نیوز,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
عصرها بجای اینکه سوار بر ماشین وزارت کشور شده و در شاندرمن با سرعت رد شوم. از ماشین پیاده شده و در سطح شهر قدم میزدم تا روستاییان و اهالی بخش من را از نزدیک دیده و مشکلاتشان را حضوری و چهره به چهره بیان کنند.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم :
سعی میکردم در محل کارم حضور داشته باشم که ارباب رجوع معطل نشده و کارش انجام شود .
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
اجازه نمی دادم که کارمندانم در اکثر اوقات در یک اتاق جمع شده و با هم به صحبت و بعضاً شوخی با صدای بلند مشغول باشند (همچون قهوه خانه).
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
اجازه نمیدادم کارشناسان فنی بخشداری در هر ساعتی و بامیل شخصی خود برای بازدید و سایر امور فنی از اداره خارج شوند و بازگشت آنها ساعتها طول بکشد. بلکه پیشنهاد میکردم در طول هفته دو یا سه روز زمان بازدید تعیین و اطلاع رسانی شود تا نظم خاصی در اداره حاکم گردد.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
در هر حوزه با مشاوران کارآمد مشورت می کردم. هنوز هم هستند دلسوزانی که حاضرند رایگان به مسولان یاری رسانند.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
به دهیاران خود اعلام می کردم فکری به حال زباله های پراکنده در سطح روستا کنند .
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
بجای اینکه پل های قدیمی را تخریب کرده و برای ساخت پلهای جدید هزینه های گزاف به دولت تحمیل کنم، با صرف هزینه ای اندک قبل از ورودی پل دریچه های آشغال گیر نصب میکردم و به دهیار تاکید می کردم ماهی یکبار این دریچه ها نظافت گردد.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
هفته ای یک روز را به یکی ازروستاها اختصاص داده و بدون حضور دهیار مشکلات آنها را میشنیدم و از میزان رضایتمندی آنها از دهیار سوال میکردم، تا از نزدیک با مشکلات روستا آشنا شوم.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
فکری اساسی در مورد مسولان توزیع آب کشاورزی روستاهای تابعه می کردم تا خدای نکرده افرادی معلوم و الحال و معتاد (به عنوان شاگرد میراب) وارد عرصه آبیاری نشده که در زمان بروز خشکسالی حق را به ناحق و ناحق را به حق تبدیل کنند.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
فکری به حال لایه روبی رودخانه های روستایی از طریق شرکت تعاونی دهیاران می کردم تا مشکل پل چپهزاد برای بقیه پلها و رودخانه ها پیش نیاید.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
فکری به حال پل های تخریب شده امام زاده شفیع (ع) و چپه زاد و ظهرابچی می کردم .
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
ورودی بخش زیبای شاندرمن را از جهت های مختلف نظافت و ساماندهی می کردم، که با نزدیک شدن تعطیلات عید، مسافران بیشتری جذب شوند (اشاره: ورودی شاندرمن از سمت ضیابر و پونل وضع بسیار نابسامانی داشته که انواع بوته های خودرو در آن رشد کرده که باعث دید کم راننده شده و رانندگان این احتمال را می دهند که هر لحظه با حیوانات اهلی و یا وحشی مواجه شوند و اگر این رانندگان مسافر باشند بیخیال دیدن این مسیر می شوند.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
نظارت بیشتری به عملکرد تعاونی دهیاران می کردم که آنها خدایی نکرده برای فعالیت در سطح بخش بعنوان پیمانکار، قیمت های بسیار بالاتر از بخش خصوصی عنوان نکنند که با اسم تعاونی چندان سازگار نیست.
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
به همه دهیاران خود دستور میدادم که در داخل روستا دفتری تاسیس نمایند و ساعت حضور خود را در محلی که قابل رویت باشد نصب نمایند تا مردم به سبک قدیم برای دیدار با مسولان روستا (خوانین و اربابان) به محل سکونت آنها مراجعه نکرده و پشت دروازه آنها ساعت ها انتظار نکشند .
,
اگر من بخشدار شاندرمن بودم:
زمانی که به من چنین مسولیتی پیشنهاد می شد توانمندی خودم را ارزیابی کرده و بعد قبول مسولیت می کردم.
,
,
پیروز و سربلند باشید
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه