ماجرای مردی که عاق والدین شد
یکی از اعضای وزارت خارجه که در زمان طاغوت در قاهره ماموریت داشت و مجرد بود، در مصر با دختری آشنا و با او ازدواج کرده بود که بر اساس قوانین وزارت خارجه از این وزارتخانه اخراج شد و در مصر اقامت گزید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، ماموریت در مصر برای دیپلماتی که در یکی از سرنوشت سازترین و پرحادثهترین مقاطع کشور تاریخی مصر و منطقه و همزمان با بیداری اسلامی، سکان نمایندگی ایران در قاهره را بر عهده داشته است؛ میتواند بسیار پرخاطره باشد. خاطرات مجتبی امانی رئیس سابق دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره ابعاد مختلفی را در بر میگیرد. وی خاطرات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، امنیتی، رسانهای و ... خود را در قالبی داستانی روایت میکند.
فارس اقدام به انتشار خاطرات وی کرده که سی و هفتمین بخش آن از نظر خوانندگان میگذرد.
سابقه ازدواج اتباع ایرانی و مصری طولانی است، اما آخرین ازدواج مهم بین ایران و مصر، ازدواج سیاسی محمدرضا پهلوی و فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر در اسفند ۱۳۱۸ بود که باعث رواج بیشتر ازدواج بین اتباع دو کشور شد. اگرچه این ازدواج را انگلیسیها با مقاصد سیاسی مرتبط با منطقه و از طریق نفوذ خود در دربار ایران و مصر برنامه ریزی کرده بودند، اما ظاهراً انگلیسیها و دربار ایران در این موضوع عجله و بی تدبیری بسیاری داشتند. دربار پهلوی و شخص رضاخان این نکته را فراموش کرده و قانون اساسی کشور را نخوانده و یا به آن کاملاً بی توجه بودند که مادر ولیعهد آینده ایران باید ایرانی الاصل باشد. البته بعد از این ازدواج، مجلس شورای نظام شاهنشاهی ایران در اقدامی ناشیانه به فوزیه تابعیت ایران را بخشید و برای محکم کاری! او را ایرانی الاصل نیز نامید.
ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه دیری نپایید و بعد از ۶ سال به طلاق منجر شد. دلایل مختلفی درباره این طلاق گفته میشود، گرچه به نظر میرسد طلاق شاه و فوزیه همچون ازدواج آن دو سیاسی بوده و به دلیل تغییر سیاست انگلیس در قبال ایران و مصر و عدم صلاحدید آنان برای ولیعهدی یک مصری تبار و تقارب بیشتر بین دو ملت صورت گرفته است، ولی برخی دلیل آن را خیانت محمدرضا به فوزیه دانستهاند که عزم فوزیه را برای جدایی از شاه هوسباز ایران جزم کرد. البته موضوعاتی مثل عدم تفاهم فرهنگی و یا آن که او دخترزا ! بوده نیز ذکر شده است.
در همان زمان اشرف خواهر دوقلوی شاه که در سن هفده سالگی به اجبار پدرش با محمدعلی قوام ازدواج کرده بود، پس از تبعید رضا شاه از ایران، از همسر ایرانی خود طلاق گرفته و در رفت و آمدهای خود به مصر با احمد شفیق که یک تاجر مصری و وابسته به خاندان سلطنتی مصر بود آشنا شد و در سال ۱۳۲۲ با او ازدواج کرد. این ازدواج نیز هفت سال بیشتر دوام نداشت و به جدایی منجر شد.
البته شاید برای این ازدواج نتوان قرینه سیاسی یافت و علت اصلی را در همان هوسبازی و فساد رایج در خاندان پهلوی باید جست که اشرف کلکسیونی از انواع فساد موجود در این خاندان ملعون بود.
به طور طبیعی پیوندهای فرهنگی بین دو کشور ایران و مصر و سابقه تمدنی دو کشور موجب نزدیکی دو ملت و ایجاد زمینه برای ازدواج آنان میشد، ولی همان طور که گفته شد تاثیر دو ازدواج گفته شده باعث شد که شاهد موجی از این ازدواجها در دورهای از تاریخ معاصر باشیم. تاثیر این موضوع و به ویژه ازدواج با فوزیه در برخی از عوام مردم زیاد بود و باعث تقلید آنها از این اقدام شد. ظاهراً عدهای پس از این ازدواج به غلط به این نتیجه رسیده بودند که حتماً زنهای مصری باید زیبارو باشند که پادشاه کشورشان از این کشور برای خود عروس انتخاب کرده است. البته فیلمهای مصری که تولید آن نسبت به دیگر کشورها زیاد بود نیز در ترویج این موضوع تاثیر زیادی داشت.
در یک بررسی آماری این موضوع واضح بود که غالب ازدواجها بین مردان ایرانی و زنان مصری اتفاق میافتاد. البته این ازدواجها در بعد از انقلاب اسلامی بخصوص در سه دهه اخیر کاهش داشت، اما یکی از کارهای مهم بخش کنسولی نمایندگی در قاهره رسیدگی به اختلافات و مشکلات این نوع ازدواجها بوده است.
مجموعه ازدواج هایی که بین مردان ایرانی و زنان مصری اتفاق میافتاد، به دلایل مختلف همانند ازدواجهای خانواده پهلوی منجر به جدایی میشد. البته قطع رابطه سیاسی بین دو کشور در بعد از انقلاب اسلامی ایران و مشکلات مربوط به اقامت در مصر که همواره با ممانعتهای امنیتی مواجه میشد، مزید بر مشکلات بود.
این بود که مسئول کنسولی نمایندگی همواره به دختران یا زنانی که قصد ازدواج با مردان مصری را داشتند خصوصاً کسانی که از طریق آشناییهای اینترنتی اقدام به ازدواج میکردند تذکر میداد که با بررسی کامل به ازدواج اقدام کنند، زیرا که به علتهای مختلف بیشتر این ازدواجها منجر به جدایی شده است.
نمونههای بسیاری بودند که مراجعات مکرر آنها را به سفارت داشتیم. خصوصاً فرزندان آنها که در بسیاری موارد به دنبال پدر و یا مادر خود که سالها پیش طلاق گرفته و از مصر رفته بودند، میگشتند و در حسرت دیدن خانواده پدری و یا مادری خود بودند و یا خانوادههایی که برای دیدن فرزندانشان قصد سفر به مصر را داشتند، اما به علت ممانعت سیستم امنیتی مصر نمیتوانستند ویزای ورود به مصر را بگیرند و ....
در نمونهای دیگر، یک دختر دانشجو و نخبه ایرانی با یک دکتر میانسال مصری مقیم عربستان در سوریه آشنا شده و سپس با وی ازدواج کرده بود. این دکتر مصری که اتفاقاً شخص محترمی هم بود به دلایل عدم اعطای اقامت به همسرش در عربستان، وی را به مصر آورده بود و در خانهای که در قاهره داشت او را اسکان داده بود و خودش در عربستان با همسر اولش و فرزندان او زندگی میکرد. زن به علت تنهایی و دوری از شوهر و بی کسی در قاهره دچار نوعی بیماری روانی شده بود که تصور میکرد سازمانهای امنیتی دنیا به دنبال کشتن او هستند. او دچار نوعی از جنون شده بود و حتی چند بار هم اقدام به خودکشی کرده بود که همسایگان او را نجات داده بودند. در نهایت بخش کنسولی نمایندگی به علت وخیم شدن حال وی مجبور به دخالت شد و با هماهنگی شوهر وی او را به تهران فرستادیم و شوهرش هم یک وکالت برای طلاق به وی داد و او را راهی تهران کرد.
اما در نمونهای نادر، یکی از اعضای وزارت خارجه که در زمان طاغوت در قاهره ماموریت داشت و مجرد بود، در مصر با دختری آشنا میشود و با او ازدواج میکند. بر اساس قوانین وزارت خارجه که هم اکنون نیز معتبر است، اگر عضوی از وزارت خارجه ایران با یک خارجی ازدواج کند، از وزارت خارجه اخراج خواهد شد. این فرد به علت این کار در قبل از انقلاب از وزارت خارجه اخراج شد و در همان مصر اقامت گزید.
در دوره اول و دوم ماموریتم در قاهره (شهریور تا بهمن ۱۳۷۰ و تیر ۱۳۷۴ تا اسفند ۱۳۷۷) این فرد را به مناسبتهایی و در برنامههایی که برای ایرانیان اختصاص داشت میدیدم. برای من یک سؤال وجود داشت که چرا این فرد شغل و موقعیت اجتماعی خوب خود را برای این ازدواج از دست داده است؟ نزدیکترین دلیلی که به ذهنم میرسید آن بود که شاید در فرهنگ قبل از انقلاب عاشق دختری شده و حتماً این دختر باید زیبا بوده باشد که وی عطای وزارت خارجه را به لقای آن خانم بخشیده است.
شاید هم این عضو وزارت خارجه در قبل از انقلاب پیش خود گفته بود اگر او هم جا پای شاه کشورش بگذارد، مدارج ترقی را در وزارت خارجه زودتر از دیگران طی خواهد کرد. از قضا این فرد پس از خروج از وزارت خارجه همواره مجبور بود برای امرار معاش به کارهای سطح پایین تن دهد.
یک بار به یکی از مصریها که با وی صمیمی بود گفتم، دلیل این کار را از او بپرسد. وی ضمن نفی آن که موضوع ازدواجش به علت زیبایی و یا عاشقی بوده و برعکس زن چندان زیبایی هم نصیبش نشده بود، در نهایت صداقت گفته بود این سرنوشت وی به علت آن بوده که از سوی پدرش عاق شده است!
چند مرد مصری هم داشتیم که با زنان ایرانی ازدواج کرده بودند. جالب اینکه طلاق در این افراد کمتر از ازدواج مردان ایرانی با زنان مصری بود. یک روز با یکی از آنها درباره تفاوت واکنش زنهای ایرانی و مصری درباره ازدواج دوم همسرشان سوال کردم. وی پاسخ داد اگر زن مصری مطلع شود که همسرش قصد ازدواج با زن دیگری را دارد او را کباب خواهد کرد! اما اگر زن ایرانی این موضوع را بفهمد، اول او را در چرخ گوشت چرخ میکند و بعد از آن کباب خواهد کرد! گرچه سخن او خالی از شوخی نبود، اما این نظر از یک مصری که با زن ایرانی ازدواج و به فرهنگ دو کشور آشنایی داشت، برایم جالب بود.
به هر حال افراد ایرانی که قصد ازدواج با اتباع مصری را داشتند، باید برای طی روند قانونی و شرعی به نمایندگی مراجعه میکردند تا ازدواج آنها ثبت شود. این موضوع فرصتی بود که برخی از واقعیات مربوط به این ازدواجها و مشکلات آن به آنها گوشزد شود، اما گاه عشق و گاهی طمع برای دو تابعیت داشتن، گوشی شنوا برای آنان باقی نمیگذاشت و غالباً نیز سرنوشتی تلخ در انتظار این ازدواجها و خصوصاً فرزندان آنها بود.
امیدوارم که این تذکر افرادی که این روزها خصوصاً با گسترش فضاهای مجازی به دنبال ازدواجهای اینترنتی و به دنبال آن اقامت در کشوری دیگر و رویاپردازی هستند را بیدار کرده و از عواقب شوم اینگونه ازدواجها که در بسیاری از مواقع فقط به طلاق نیز منجر نشده و دامنههای وسیع دیگری همچون ابتلا به فساد و فحشا و حتی قتل و خودکشی را در بر میگیرد، آگاه سازد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه