آیین "خون بس" در لرستان؛
"صلح" بر لبه ی "تیغ"/ مرگ و زندگی در"خون بس"، می خزد
در واقع مراسم خون بس، مراسمی نمادین است که از قبل توافقاتی مبنی بر گذشت در آن صورت گرفته است وگرنه اگر قرار بر قصاص باشد و داغدار کردن خانواده ای دیگر، انجام چنین مراسمی بیهوده است و انجام نمی شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان، چرخ فلک هر بار از کویی و برزنی می گذرد و صحنه ای را بر سینه زمان حک می کند. بانگ رحیل هر بار بر مردمانی نواخته می شود و کوس عبرت به صدا در می آید و سینه ها از تجربه ها پر می شود از آنچه گفتنی است و ماندنی و آموختنی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,و اینک قصه ای از زاگرس که چنین استوار و ماندگار از شمال غرب تا جنوب غرب دامن مهر خویش را گسترانیده، از دیرباز زیستگاه مردمانی سخی و متمدن و رستنگاه فرهنگ ما و سنت هایی ماندگار بوده است و نیز افتخار میزبانی از نوادگان آن مردمان کم نظیر را دارد.
,اگر گریزی بر زندگی زاگرس نشینان داشته باشیم و خاطراتی که در حافظه چند صد ساله خود ثبت و ضبط کرده است را مرور کنیم، بی شک یکی از سنت هایی که قدمتی به بلندای ریشه های بلوط دارد؛ «خون بس» خواهد بود.
,همان ها که گذشت را سرلوحه کار خود قرار می دهند و این در حالی است که زاگرس با صدای ناله برنویی که برادرکشی را نیاموخته است، مهربانی می کند و از شیهه پریشان اسبی بی سوار بر می آشوبند.
,

, همان هایی که از شیون دختران و هلهله لرزنان که گیسوهایشان از لابه لای انگشتانی ترسیده و بی قرار است، خجل می شود و نگاهش در نگاه محزون «مادیان های کتل کرده» که اشگ سوگ وعزا می ریزند، می خشکد.
,از آتش گاه ها یا «تژگاهای» خاموش سوز بی برادری می وزد و چادرها یا «داوارهایی» که بر سینه چنگ زده اند، روزگار را در بر چشمان تو تیره می کند؛ عجب دردی است؛ آن گاه که ساز سوزناک یا «چمریونه» نواخته می شود و عزا یا«ترم» را برآغوش می کشند و گویی زمان و زمین بر این مصیبت مویه می کند؛ آنجا که کسی به قتل می رسد.
,خون بس که با نام های دیگری هم چون «خون و صلح» و «کارد و کفن» نیز شهرت دارد از سنت هایی است که نیاکان ما در این مناطق جهت برقراری صلح و آرامش در شرایطی بحرانی که احتمال وقوع جنگ های طایفه ای به دنبال کشته شدن فردی از طایفه دیگری، وجود داشت را وضع کرده اند.
,هنگام مرافعات طایفه ای یا غیر از آن، گاه درگیری های کلامی یا جسمی آتشی را روشن می کرد که شعله هایش دامن دو یا چند طایفه را در بر می گرفت و شرایطی را به وجود می آورد که اصلاً خوشایند نبود و به ناامنی طایفه مقتول کشیده می شد؛ باز هم طایفه فرد کشته (گرچه قاتل بوده است) در صدد انتقام از طایفه مقابل برآمده و این دور، سلسله وار ادامه می یافت.
,در همین راستا و برای جلوگیری از به وجود آمدن جنگ های طایفه ای و خانمان بر انداز، در آن زمان که مراجعه به دادگاه و دستگاه های قضایی مرسوم نبوده است، خون بس بنا نهاده شد و تا سال های سال میانه دار مردمان بود.
,

, این مراسم که با تشریفات خاص و با حضور میانه داران و ریش سفیدان انجام می شود، حضور مردان بالغ در دو طایفه درگیر را می طلبد، در حالی که طایفه ای که فرد قاتل متعلق به آن است، برای پایان دادن به کینه و خونخواهی و برگرداندن آرامش؛ فرد خطاکار را در برابر خانواده و طایفه فرد مقتول حاضر می کنند و در حالی که کفن بر وی پوشانده اند و دستان او را بسته اند، می آورند.
,گفتنی است که این مراسم طبق توافقات قبلی که میانه داران به عمل آورده اند و در یک روز مشخص که اصولاً پنج شنبه است انجام می شود؛ طی این مراسم یک فرد ریش سفید و مکرم که از سوی دو طایفه قابل احترام و پذیرش است؛ در حالی که یک جلد قرآن و یک خنجر بر دستان وی با یکی از ملازمان او خودنمایی می کند؛ فرد قاتل را برای بخشوده شدن یا کشته شدن توسط خانواده مقتول، در پیشروی برای اعتراف به جرم خود و اظهار ندامت درخواست بخشودگی از خانواده مقتول همراهی می کند.
,و البته که پیش آمدن ریش سفیدان و میانه داران همراه با انتظاری است مبنی بر گذشت و در این لحظه است که معنای واقعی راه رفتن بر لبه تیغ احساس می شود. مرگ و زندگی به گونه ای کاملا آشکار همراه با اضطراب و نگرانی با هم جدال می کنند.
,همه چیز یه آری یا نه گفتنی بند است و در واقع آری یا نه گفتنی فرد را به زندگی باز می گرداند یا بند زندگی او را می گسلد. هر لحظه این انتظار می رود که داغ عزیز از دست رفته با دیدن قاتل طغیان کند و فرد را در هاله ای از احساسات، تحت تاثیر قرار داده و به عملی که او را آرام و همه را بر می آشوبد وادار کند.
,مرد باید در یک لحظه تصمیم بگیرد؛ خنجر را در سینه قاتل فرو کند و نام ننگ (بی گذشت) را چون داغ بر پیشانی خود حک کند و داغ دیگری را بر جان عزیزانش بگذارد و به آرامش صوری دست یابد یا اینکه بر آتش خشم و غضب خود فائق آید و در مقابل کلام نورانی خداوند و ریش سفید و مبارک فرد میانجی که اگر سید هم باشد، دو چندان بر ارزش قضیه می افزاید سر تعظیم و گذشت فرو آورد.
,

, در این شرایط فرد میانجی (یا یکی از همراهان) در حالی که قرآن و خنجر را بر روی دستان خود و گاه بر روی یک سینی که با پارچه ای سبز مزین شده است، نگه داشته و فرد قاتل نیز در جوار او قرار گرفته است، به سوی طایفه فرد مقتول پیش می رود و در هنگامه این پیش روی یکسری الفاظ و جملات خاص مبنی بر درخواست گذشت و بزرگواری ادا می کند.
,و قاتل در حالی که با دستان بسته و کفن کشیده مقابل طایفه مزبور زانو زده است و سر خود را فرو انداخته است در انتظار سرنوشت خود، نفس هایش را می شمارد.
,اینجاست که باید آفتاب گذشت و جوانمردی، بر شب تیره کینه و انتقام بتابد تا صبح زندگی طلوع کند در چنین مواردی به حرمت کلام خداوند و به خاطر احترامی که مردمان این مناطق برای ریش سفیدان و سادات و بزرگ زادگان قائل هستند گذشت را بر قصاص ترجیح می دهند.
,در واقع مراسم خون بس، مراسمی نمادین است که از قبل توافقاتی مبنی بر گذشت در آن صورت گرفته است وگرنه اگر قرار بر قصاص باشد و داغدار کردن خانواده ای دیگر، انجام چنین مراسمی بیهوده است و انجام نمی شود.
,بعد از انجام مراسم و آشتی کردن دو طرف توافقاتی به صورت رسمی بین دو طایفه انجام می شود تا این خوان خواهی را فیصله دهند که از آن جمله رد و بدل شدن یک دختر از طایفه فرد قاتل به یکی از خویشاوندان نزدیک فرد مقتول است و البته امکان دارد مبلغی پول و اقلامی نظیر اسب و تفنگ نیز برای تسلی خاطر خانواده مقتول به آنها پرداخت شود.
,,
انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه