شهید رستمعلی نوری:
باید در مقابل کفر با شدت مقاومت کنیم
سردار شهید رستمعلی نوری در وصیت نامه خود نوشته است: باید از اسلام و قرآن و مظلومین دفاع کرد،خدا ما را نمی بخشد اگر بی تفاوت باشیم از هر قشر و گروهی باشیم باید دفاع کنیم.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا:و به نقل از پایگاه خبری تحلیلی بجنا،رستمعلی نوری در تاریخ 25مهر 1335 در روستای ناوه به دنیا آمد، پدرش علی نوری و مادرش نقره محمدی در روستا به نیک نامی و سخاوتمندی معروف بودند. علی فرزند بزرگ خانواده بود و 2 خواهر و4 برادر داشت وی در خانواده ای رشد نمود که همگی عاشق اهل بیت بودند و او که علاقه بسیاری برای یادگیری مسائل شرعی داشت در هشت سالگی توانست قرآن را بخواند،در 12 سالگی با قواعد تجویدی قرآن آشنا شد و در همان سنین نوحه و مصیبت خوانی را نیز فرا گرفت.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
بجنا,
محیط خانوادگی و ارتباط رستمعلی با مسجد و روحانیت و مراسم وعظ و نیایش از او انسانی آگاه به مسائل حکومت طاغوت ساخت و او با دیده نفرت و انزجار به حکومت طاغوت و دست اندرکاران آن می نگریست، تا پنجم ابتدایی را در روستا درس خواند و بعد آن مدتها تحصیل خود را ادامه نداد، ولی همواره از پدرش که روحانی روستا بود درس عشق و ایثار را فرا می گرفت.
,
وی پیش از انقلاب با آگاهی از جنایات حکومت فاسد و با رشد سیاسی و اجتماعی خود وارد صحنه شد. با جمع کردن دوستان در مسجد و آگاه نمودن آنان به فساد اخلاقی رژیم طاغوت و ظلم و ستمی که به علما و مخصوصا امام خمینی وارد می شد، قدم های مثبت و موثری در پیشبرد انقلاب به سهم خویش برداشتند و همیشه همراه با جوانان روستا در تظاهراتی که در شهرستان بجنورد برگزار می شد شرکت می کردند. مردم روستاهای مجاور آنها را تهدید کرده بودند که در صورت رفتن به تظاهرات ماشین آنها را آتش می زنند ولی علی و دوستانش توجهی به این تهدیدها نداشتند. علی در سال 1357 با خانم گوهر شاد امیری ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 5 فرزند است،3 پسر ایشان هادی ، حسن و حسین و 2 دخترشان حمیده و راضیه نام دارند.رستمعلی قبل از رفتن به جبهه به بنایی مشغول بود و از این طریق امرار معاش می نمود.
,
,

,
علی جزء منقضی های سال 56 بود. بعد از شروع جنگ و اعلام دولت جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه منقضی های سال 56 برگردند ومابقی خدمتشان را به پایان برسانند ایشان به محض شنیدن این خبر، بدون اندکی درنگ خودشان را معرفی کردند. بعد از آنکه 6 ماه را در کردستان گذراندند طولی نکشید که فرمان امام خمینی جهت تشکیل بسیج برای جلوگیری از پیشروی عراق به داخل خاک ایران صادر شد. رستمعلی در اولین فرصت برای اعزام به منطقه جنگی اعلام آمادگی نمود و به عضویت سپاه درآمد و پا در صحنه ایثار و شهادت نهاد.
رستمعلی نوری به مدت 7 سال و 8 ماه به غیر از مرخصی ها در مناطق جنگی جنوب و غرب کشور حضوری فعال داشت و در عملیات های طریق القدس، عملیات رمضان در سال 1361،عملیات والفجر 3 درسال 1362،عملیات والفجر4 در سال 1362،عملیات خیبر به عنوان معاون گردان در سال 1363، عملیات والفجر 8 در سمت معاون گردان در سال 1364، عملیات تک مهران در سال 1365، عملیات کربلای 5 در سمت فرمانده گردان،عملیات کربلای 10 شرکت نمود.
شهید نوری از کسانی بود که نه تنها با دشمن خارجی می جنگید بلکه با هوا و امیال واهی نفس در پیکار بود، همیشه رزمندگان و دوستان را به نماز جماعت دعوت می کرد و هر گاه گردان در محلی مستقر می شد وی سعی می کرد مکانی برای ادای فریضه نماز جماعت درست کند. هیچگاه روزه اش را ترک نکرد حتی با وجود جراحت هایی که داشت حاضر نبود روزه نگیرد. او فردی قانع به حق خود بود و هیچگاه از بیت المال استفاده شخصی نمی کرد.
همه علی را به ساده زیستی می شناختند. هرگز فریب مقام و پست را نخورد و با آن سمتی که داشت در کارهای چادر اعم از نظافت چادر و شستن ظروف کمک می کردند. هرگاه یکی از برادران دینی اش مشکلی داشت سعی در برطرف نمودن آن می کرد، اگر یکی از نیروهای بسیجی یا مشمول پول نداشت که به مرخصی برود شهید بدون آنکه کسی متوجه شود مبلغی پول به آنها می داد و هر گاه آنها می خواستند پول علی را پس دهند او امتناع می کرد.
در سال 1370 در خط حسینیه ی اهواز بعد پایان جلسه ای که تمام فرماندهان و معاونین گردانها را دعوت کرده بودند رستمعلی نوری به همراه یکی از رزمندگان در حال صحبت میان ماشین هایی که پارک شده بودند می روند. آن دو گرم صحبت می شوند و بر روی زمین می نشینند از سوی دیگر راننده ها بسوی ماشین ها می آیند. یکی از رانندگانی که علی جلوی ماشین او نشسته بود بی اطلاع از حضور علی و دوستش به جلو می راند. علی بین دو ماشین قرار میگیرد و به سختی مجروح می شود. او را به بیمارستان اهواز می رسانند و بعد چند روز به بیمارستان ساسان تهران منتقل می کنند. شدت جراحت و آثار سموم شیمیایی علی را از پای درمی آورد و رستمعلی نوری در تاریخ 29/ 9/ 1370 در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم می کند.
علی وصیت کرده بود که با آن راننده ای که سهوا مرتکب این کار شده بود کاری نداشته باشند و باعث اذیت و رنجیده خاطر شدن او نگردند.

وصیت نامه شهید علی نوری
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که او را همتائی نیست، ستایش کنند ه از ستایش او عاجز، از شمارش نعمات او ناتوان، یگانه معبودی است که جز در مقابل او خضوع و کرنش سزاوار نیست .
برای هدایت بشر انبیاء و رسولان را با دلایل روشن فرستاد تا ارائه طریق نمایند و انسان را از پرستش طاغوت ها به پرستش او دعوت نماید .
محمد (ص) را خاتم پیامبران قرار داد، قرآن را بر او نازل کرد که دستوراتش برای همیشه زنده است و عترت پاکش، که هر کس به این دو چنگ زند نجات یابد. عترت او قرآن ناطق است ، قرآن بوسیله آنها احیاء شده، امروز امام روح الله این ذریه پاک عترت رسول الله که بعد از قرن ها قرآن را احیاء کرد، پرچم سرخ تشیع را بر جهان بر افراشت. پیروان تشیع را در مقابل ظلم و کفر استکبار به حرکت درآورد، چه زیبا فریادش بلند است. اگر خمینی بماند با همین بسیجیان پابرهنه، خواب راحت را از سران کفر این مغضوبین، ستمگران و جباران می گیرد و چه شیرین است پشت سر این رهبر حرکت کردن و به ندای او لبیک گفتن و به عشق او به خون خویش غلطیدن .
توصیه ای به خودم و همه همرزمانم:
خدایا نیروئی به ما بده که از ادامه جنگ خسته نشویم و جهاد در راه خدا را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و در این راه همه کمبودها و نارسائی ها را با دل و جان بپذیریم و اظهار ناراحتی نکنیم تا باعث خوش آمد دشمنان اسلام گردد که این خود خیانتی به خون شهدا است. نکند تجملات انسان فقط خوردن ، خوابیدن و زندگی راحت باشد، پس فرق ما و حیوان در چیست؟ کسی که در مقابل مصیبت هائی که بر مسلمین وارد می شوند بی تفاوت باشد انسان نیست .
من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم
باید از اسلام و قرآن دفاع کرد، باید از مظلومین دفاع کرد، خدا ما را نمی بخشد اگر بی تفاوت باشیم از هر قشر و گروهی باشیم باید دفاع کنیم .
باید در مقابل کفر با شدت مقاومت کنیم .
اشداء علی الکفار رحماء بینهم، کونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ان شاء الله
در پایان از پدر، مادر، همسر و همه دوستانم می خواهم که مرا ببخشند .
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
انتهای پیام/ش
,
علی جزء منقضی های سال 56 بود. بعد از شروع جنگ و اعلام دولت جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه منقضی های سال 56 برگردند ومابقی خدمتشان را به پایان برسانند ایشان به محض شنیدن این خبر، بدون اندکی درنگ خودشان را معرفی کردند. بعد از آنکه 6 ماه را در کردستان گذراندند طولی نکشید که فرمان امام خمینی جهت تشکیل بسیج برای جلوگیری از پیشروی عراق به داخل خاک ایران صادر شد. رستمعلی در اولین فرصت برای اعزام به منطقه جنگی اعلام آمادگی نمود و به عضویت سپاه درآمد و پا در صحنه ایثار و شهادت نهاد.
,
,
رستمعلی نوری به مدت 7 سال و 8 ماه به غیر از مرخصی ها در مناطق جنگی جنوب و غرب کشور حضوری فعال داشت و در عملیات های طریق القدس، عملیات رمضان در سال 1361،عملیات والفجر 3 درسال 1362،عملیات والفجر4 در سال 1362،عملیات خیبر به عنوان معاون گردان در سال 1363، عملیات والفجر 8 در سمت معاون گردان در سال 1364، عملیات تک مهران در سال 1365، عملیات کربلای 5 در سمت فرمانده گردان،عملیات کربلای 10 شرکت نمود.
,
شهید نوری از کسانی بود که نه تنها با دشمن خارجی می جنگید بلکه با هوا و امیال واهی نفس در پیکار بود، همیشه رزمندگان و دوستان را به نماز جماعت دعوت می کرد و هر گاه گردان در محلی مستقر می شد وی سعی می کرد مکانی برای ادای فریضه نماز جماعت درست کند. هیچگاه روزه اش را ترک نکرد حتی با وجود جراحت هایی که داشت حاضر نبود روزه نگیرد. او فردی قانع به حق خود بود و هیچگاه از بیت المال استفاده شخصی نمی کرد.
همه علی را به ساده زیستی می شناختند. هرگز فریب مقام و پست را نخورد و با آن سمتی که داشت در کارهای چادر اعم از نظافت چادر و شستن ظروف کمک می کردند. هرگاه یکی از برادران دینی اش مشکلی داشت سعی در برطرف نمودن آن می کرد، اگر یکی از نیروهای بسیجی یا مشمول پول نداشت که به مرخصی برود شهید بدون آنکه کسی متوجه شود مبلغی پول به آنها می داد و هر گاه آنها می خواستند پول علی را پس دهند او امتناع می کرد.
در سال 1370 در خط حسینیه ی اهواز بعد پایان جلسه ای که تمام فرماندهان و معاونین گردانها را دعوت کرده بودند رستمعلی نوری به همراه یکی از رزمندگان در حال صحبت میان ماشین هایی که پارک شده بودند می روند. آن دو گرم صحبت می شوند و بر روی زمین می نشینند از سوی دیگر راننده ها بسوی ماشین ها می آیند. یکی از رانندگانی که علی جلوی ماشین او نشسته بود بی اطلاع از حضور علی و دوستش به جلو می راند. علی بین دو ماشین قرار میگیرد و به سختی مجروح می شود. او را به بیمارستان اهواز می رسانند و بعد چند روز به بیمارستان ساسان تهران منتقل می کنند. شدت جراحت و آثار سموم شیمیایی علی را از پای درمی آورد و رستمعلی نوری در تاریخ 29/ 9/ 1370 در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم می کند.
علی وصیت کرده بود که با آن راننده ای که سهوا مرتکب این کار شده بود کاری نداشته باشند و باعث اذیت و رنجیده خاطر شدن او نگردند.

وصیت نامه شهید علی نوری
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که او را همتائی نیست، ستایش کنند ه از ستایش او عاجز، از شمارش نعمات او ناتوان، یگانه معبودی است که جز در مقابل او خضوع و کرنش سزاوار نیست .
برای هدایت بشر انبیاء و رسولان را با دلایل روشن فرستاد تا ارائه طریق نمایند و انسان را از پرستش طاغوت ها به پرستش او دعوت نماید .
محمد (ص) را خاتم پیامبران قرار داد، قرآن را بر او نازل کرد که دستوراتش برای همیشه زنده است و عترت پاکش، که هر کس به این دو چنگ زند نجات یابد. عترت او قرآن ناطق است ، قرآن بوسیله آنها احیاء شده، امروز امام روح الله این ذریه پاک عترت رسول الله که بعد از قرن ها قرآن را احیاء کرد، پرچم سرخ تشیع را بر جهان بر افراشت. پیروان تشیع را در مقابل ظلم و کفر استکبار به حرکت درآورد، چه زیبا فریادش بلند است. اگر خمینی بماند با همین بسیجیان پابرهنه، خواب راحت را از سران کفر این مغضوبین، ستمگران و جباران می گیرد و چه شیرین است پشت سر این رهبر حرکت کردن و به ندای او لبیک گفتن و به عشق او به خون خویش غلطیدن .
توصیه ای به خودم و همه همرزمانم:
خدایا نیروئی به ما بده که از ادامه جنگ خسته نشویم و جهاد در راه خدا را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و در این راه همه کمبودها و نارسائی ها را با دل و جان بپذیریم و اظهار ناراحتی نکنیم تا باعث خوش آمد دشمنان اسلام گردد که این خود خیانتی به خون شهدا است. نکند تجملات انسان فقط خوردن ، خوابیدن و زندگی راحت باشد، پس فرق ما و حیوان در چیست؟ کسی که در مقابل مصیبت هائی که بر مسلمین وارد می شوند بی تفاوت باشد انسان نیست .
من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم
باید از اسلام و قرآن دفاع کرد، باید از مظلومین دفاع کرد، خدا ما را نمی بخشد اگر بی تفاوت باشیم از هر قشر و گروهی باشیم باید دفاع کنیم .
باید در مقابل کفر با شدت مقاومت کنیم .
اشداء علی الکفار رحماء بینهم، کونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ان شاء الله
در پایان از پدر، مادر، همسر و همه دوستانم می خواهم که مرا ببخشند .
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
انتهای پیام/ش
,
,

,
,
شهید نوری از کسانی بود که نه تنها با دشمن خارجی می جنگید بلکه با هوا و امیال واهی نفس در پیکار بود، همیشه رزمندگان و دوستان را به نماز جماعت دعوت می کرد و هر گاه گردان در محلی مستقر می شد وی سعی می کرد مکانی برای ادای فریضه نماز جماعت درست کند. هیچگاه روزه اش را ترک نکرد حتی با وجود جراحت هایی که داشت حاضر نبود روزه نگیرد. او فردی قانع به حق خود بود و هیچگاه از بیت المال استفاده شخصی نمی کرد.
,
,
همه علی را به ساده زیستی می شناختند. هرگز فریب مقام و پست را نخورد و با آن سمتی که داشت در کارهای چادر اعم از نظافت چادر و شستن ظروف کمک می کردند. هرگاه یکی از برادران دینی اش مشکلی داشت سعی در برطرف نمودن آن می کرد، اگر یکی از نیروهای بسیجی یا مشمول پول نداشت که به مرخصی برود شهید بدون آنکه کسی متوجه شود مبلغی پول به آنها می داد و هر گاه آنها می خواستند پول علی را پس دهند او امتناع می کرد.
در سال 1370 در خط حسینیه ی اهواز بعد پایان جلسه ای که تمام فرماندهان و معاونین گردانها را دعوت کرده بودند رستمعلی نوری به همراه یکی از رزمندگان در حال صحبت میان ماشین هایی که پارک شده بودند می روند. آن دو گرم صحبت می شوند و بر روی زمین می نشینند از سوی دیگر راننده ها بسوی ماشین ها می آیند. یکی از رانندگانی که علی جلوی ماشین او نشسته بود بی اطلاع از حضور علی و دوستش به جلو می راند. علی بین دو ماشین قرار میگیرد و به سختی مجروح می شود. او را به بیمارستان اهواز می رسانند و بعد چند روز به بیمارستان ساسان تهران منتقل می کنند. شدت جراحت و آثار سموم شیمیایی علی را از پای درمی آورد و رستمعلی نوری در تاریخ 29/ 9/ 1370 در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم می کند.
علی وصیت کرده بود که با آن راننده ای که سهوا مرتکب این کار شده بود کاری نداشته باشند و باعث اذیت و رنجیده خاطر شدن او نگردند.
,
همه علی را به ساده زیستی می شناختند. هرگز فریب مقام و پست را نخورد و با آن سمتی که داشت در کارهای چادر اعم از نظافت چادر و شستن ظروف کمک می کردند. هرگاه یکی از برادران دینی اش مشکلی داشت سعی در برطرف نمودن آن می کرد، اگر یکی از نیروهای بسیجی یا مشمول پول نداشت که به مرخصی برود شهید بدون آنکه کسی متوجه شود مبلغی پول به آنها می داد و هر گاه آنها می خواستند پول علی را پس دهند او امتناع می کرد.
,
,
در سال 1370 در خط حسینیه ی اهواز بعد پایان جلسه ای که تمام فرماندهان و معاونین گردانها را دعوت کرده بودند رستمعلی نوری به همراه یکی از رزمندگان در حال صحبت میان ماشین هایی که پارک شده بودند می روند. آن دو گرم صحبت می شوند و بر روی زمین می نشینند از سوی دیگر راننده ها بسوی ماشین ها می آیند. یکی از رانندگانی که علی جلوی ماشین او نشسته بود بی اطلاع از حضور علی و دوستش به جلو می راند. علی بین دو ماشین قرار میگیرد و به سختی مجروح می شود. او را به بیمارستان اهواز می رسانند و بعد چند روز به بیمارستان ساسان تهران منتقل می کنند. شدت جراحت و آثار سموم شیمیایی علی را از پای درمی آورد و رستمعلی نوری در تاریخ 29/ 9/ 1370 در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم می کند.
علی وصیت کرده بود که با آن راننده ای که سهوا مرتکب این کار شده بود کاری نداشته باشند و باعث اذیت و رنجیده خاطر شدن او نگردند.
,
,

,
,
در سال 1370 در خط حسینیه ی اهواز بعد پایان جلسه ای که تمام فرماندهان و معاونین گردانها را دعوت کرده بودند رستمعلی نوری به همراه یکی از رزمندگان در حال صحبت میان ماشین هایی که پارک شده بودند می روند. آن دو گرم صحبت می شوند و بر روی زمین می نشینند از سوی دیگر راننده ها بسوی ماشین ها می آیند. یکی از رانندگانی که علی جلوی ماشین او نشسته بود بی اطلاع از حضور علی و دوستش به جلو می راند. علی بین دو ماشین قرار میگیرد و به سختی مجروح می شود. او را به بیمارستان اهواز می رسانند و بعد چند روز به بیمارستان ساسان تهران منتقل می کنند. شدت جراحت و آثار سموم شیمیایی علی را از پای درمی آورد و رستمعلی نوری در تاریخ 29/ 9/ 1370 در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم می کند.
,
,
علی وصیت کرده بود که با آن راننده ای که سهوا مرتکب این کار شده بود کاری نداشته باشند و باعث اذیت و رنجیده خاطر شدن او نگردند.
,
,
,

,
,
وصیت نامه شهید علی نوری
,
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که او را همتائی نیست، ستایش کنند ه از ستایش او عاجز، از شمارش نعمات او ناتوان، یگانه معبودی است که جز در مقابل او خضوع و کرنش سزاوار نیست .
برای هدایت بشر انبیاء و رسولان را با دلایل روشن فرستاد تا ارائه طریق نمایند و انسان را از پرستش طاغوت ها به پرستش او دعوت نماید .
محمد (ص) را خاتم پیامبران قرار داد، قرآن را بر او نازل کرد که دستوراتش برای همیشه زنده است و عترت پاکش، که هر کس به این دو چنگ زند نجات یابد. عترت او قرآن ناطق است ، قرآن بوسیله آنها احیاء شده، امروز امام روح الله این ذریه پاک عترت رسول الله که بعد از قرن ها قرآن را احیاء کرد، پرچم سرخ تشیع را بر جهان بر افراشت. پیروان تشیع را در مقابل ظلم و کفر استکبار به حرکت درآورد، چه زیبا فریادش بلند است. اگر خمینی بماند با همین بسیجیان پابرهنه، خواب راحت را از سران کفر این مغضوبین، ستمگران و جباران می گیرد و چه شیرین است پشت سر این رهبر حرکت کردن و به ندای او لبیک گفتن و به عشق او به خون خویش غلطیدن .
توصیه ای به خودم و همه همرزمانم:
خدایا نیروئی به ما بده که از ادامه جنگ خسته نشویم و جهاد در راه خدا را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و در این راه همه کمبودها و نارسائی ها را با دل و جان بپذیریم و اظهار ناراحتی نکنیم تا باعث خوش آمد دشمنان اسلام گردد که این خود خیانتی به خون شهدا است. نکند تجملات انسان فقط خوردن ، خوابیدن و زندگی راحت باشد، پس فرق ما و حیوان در چیست؟ کسی که در مقابل مصیبت هائی که بر مسلمین وارد می شوند بی تفاوت باشد انسان نیست .
من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم
باید از اسلام و قرآن دفاع کرد، باید از مظلومین دفاع کرد، خدا ما را نمی بخشد اگر بی تفاوت باشیم از هر قشر و گروهی باشیم باید دفاع کنیم .
باید در مقابل کفر با شدت مقاومت کنیم .
اشداء علی الکفار رحماء بینهم، کونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ان شاء الله
در پایان از پدر، مادر، همسر و همه دوستانم می خواهم که مرا ببخشند .
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
انتهای پیام/ش
,
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که او را همتائی نیست، ستایش کنند ه از ستایش او عاجز، از شمارش نعمات او ناتوان، یگانه معبودی است که جز در مقابل او خضوع و کرنش سزاوار نیست .
,
برای هدایت بشر انبیاء و رسولان را با دلایل روشن فرستاد تا ارائه طریق نمایند و انسان را از پرستش طاغوت ها به پرستش او دعوت نماید .
,
,
محمد (ص) را خاتم پیامبران قرار داد، قرآن را بر او نازل کرد که دستوراتش برای همیشه زنده است و عترت پاکش، که هر کس به این دو چنگ زند نجات یابد. عترت او قرآن ناطق است ، قرآن بوسیله آنها احیاء شده، امروز امام روح الله این ذریه پاک عترت رسول الله که بعد از قرن ها قرآن را احیاء کرد، پرچم سرخ تشیع را بر جهان بر افراشت. پیروان تشیع را در مقابل ظلم و کفر استکبار به حرکت درآورد، چه زیبا فریادش بلند است. اگر خمینی بماند با همین بسیجیان پابرهنه، خواب راحت را از سران کفر این مغضوبین، ستمگران و جباران می گیرد و چه شیرین است پشت سر این رهبر حرکت کردن و به ندای او لبیک گفتن و به عشق او به خون خویش غلطیدن .
,
,
توصیه ای به خودم و همه همرزمانم:
,
,
خدایا نیروئی به ما بده که از ادامه جنگ خسته نشویم و جهاد در راه خدا را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و در این راه همه کمبودها و نارسائی ها را با دل و جان بپذیریم و اظهار ناراحتی نکنیم تا باعث خوش آمد دشمنان اسلام گردد که این خود خیانتی به خون شهدا است. نکند تجملات انسان فقط خوردن ، خوابیدن و زندگی راحت باشد، پس فرق ما و حیوان در چیست؟ کسی که در مقابل مصیبت هائی که بر مسلمین وارد می شوند بی تفاوت باشد انسان نیست .
,
,
من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم
,
,
باید از اسلام و قرآن دفاع کرد، باید از مظلومین دفاع کرد، خدا ما را نمی بخشد اگر بی تفاوت باشیم از هر قشر و گروهی باشیم باید دفاع کنیم .
,
,
باید در مقابل کفر با شدت مقاومت کنیم .
,
,
اشداء علی الکفار رحماء بینهم، کونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ان شاء الله
,
,
در پایان از پدر، مادر، همسر و همه دوستانم می خواهم که مرا ببخشند .
,
,
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
,
,
انتهای پیام/ش
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه