باغان نگین انگشتری هرمزگان /ناگفتنی های روستای باغان
تاریخچه ای از گذشته تاکنون روستایی در 55 کیلومتری واقع در جنوب شرقی حاجی آباد و شمال استان هرمزگان (روستای باغان) است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خبرنگار فرهنگ کده، تاریخچه ای از گذشته تاکنون روستایی در 55 کیلومتری واقع در جنوب شرقی حاجی آباد و شمال استان هرمزگان روستای باغان است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهنگ کده, ,
,
,
هدف اصلی از تدوین شناسنامه تاریخی این روستا شناساندن جغرافیایی تاریخی و طبیعی روستای باغان به فرزندان و نوآمدگان و ناآمدگان و همه علاقمندان به این روستا می باشد.
این قصه و شرح احوال نسلی زجر کشیده از دوران ستم شاهی و خان پرور می باشد؛ اگر چه نوشته و تاریخچه ی مستقلی در مورد این روستا نداریم اما وجود نشانه های طبیعی نظیر آب و خاکی سرشار از زندگی و آثار تاریخی ما را بر این داشت تا به تدوین جغرافیای طبیعی روستا بپردازیم.
,
,
,
تصویر ماهواره ای از روستای باغان
,

, این روستا بعلت وجود درخت وباغهای فراوان به این نام شهرت پیدا کرد.
,نمایی از باغان
, ,
,
, اینجا باغان است. نگین انگشتری در بین کوههای سر به فلک کشیده روستایی با قدمت حدوداً چهارصد ساله
,سرزمین آبا و اجدادی مردان و زنان بلند بالای باغانی کوهسار و چشمه سارش آئینه تمام نمای گذشتگانی است که با خون دل و عرق جبین در سرما و گرما در غنا و تنگدستی با ایثار و از خود گذشتگی خشت بر خشت، سنگ بر سنگ گذاشتند و بر جوبیار و خاکش نهال و بذری افشاندند تا سیمایی زمخت و سنگلاخی اش را به رخساره ی دلنشین -عروس کوهستان- بدل کنند.
,هم آنکه اینک باغانش می خوانیم حاصل دست رنج پدرانمان است که اینگونه زیبا و پا بر جا مانده است.
,طبیعت باغان مالامال از زیبایی و دلفریبی است؛ کوه و کوهسار، دشت، تپه، رودخانه و دره آبشار چشمه و درخت و جنگل و پرنده و چرنده، میوه هایی گرمیسری همچون نخل و مرکبات و درختان سردسیری همچون انار و انگور از عوامل برجسته و وجه تمایز این دیار است.
,شهدای بخوان
, ,
,
,
,
, بیاد دو شهید عزیر روستای بخوان (ماشاالله دهقانی و ایوب دهقانی)
,دو شهید از بزرگترین افتخارات این روستا هستند و تمام اهالی به آنها افتخار می کنند.
,آب و هوای روستای باغان و موقعیت جغرافیایی
,, ,
,
, در مجموع نقش عوامل جغرافیایی از قبیل ارتفاع، موقعیت رشته کوه ها و مجاورت آن با خلیج فارس و عرض جغرافیایی پائین که این منطقه دارد باعث شدت تابش خورشید در تابستانها در منطقه حاجی آباد می شود؛ همین باعث شده این منطقه گرمایی سخت و طاقت فرسایی داشته باشد ولی این روستا به علت قرار گرفتن در میان کوه هایی سربه فلک کشیده و وجود آب و درختان فراوان باعث شده تا در تابستانها هوایی نسبتاً خنک و زمستانها نیز هوایی سرد و دل چسپی داشته باشد و به طور کلی آب و هوایی معتدل دارد.
,روستای باغان به طور کلی به چند قسمت تقسیم می شود؟؟
,روستای باغان به طور کلی به چند قسمت تقسیم می شود:
,1-باغ موسی
, ,
,
, 2-کش تنگ
, ,
,
, 3-کش مل اشتر (همانند شتر)
, ,
,
, 4-پشته جا خرمن
, ,
,
, 5-پشته انبارک
, ,
,
, ساکنان اولیه باغان
, ,
,
, گروه اول به سرکردگی شخصی بنام میر سلیمان که هویتشان مشخص نیست که قبلاً ساکن کجا بوده و از کجا آمده اند.آنها در بدو ورود به باغان در جایی باغ کنونی جا سلیمانی بعلت نزدیک بودن به چشمه تنگ قلمان در آنجا ساکن شدن و اقدام به کشت درختانی نظیر،انار،انگور و انجیر نمودن درختان انار باقی مانده سردیمه نار پیرکی (انار پیر) دست کار آنها می باشد. که این گروه بعد از گذشت چند سال اقامت بعلت کم شدن آب چشمه و عوامل دیگر مجبور به ترک این روستا شدند.
,گروه دوم چه کسانی بودند، از کجا آمده وساکن باغان شدند؟
,آنطور که از نقل قول ریش سفیدان باغان بر می آید
, ,
,
, گروه دوم افرادی از طایفه کربلایی عزیز سیاهکی بودن که از مناطقی چون بشاگرد فین مارون از توابع بندرعباس بعلت ظلم و جور روزگار و ظلم ظالمان مجبور به ترک آن دیار شدند و به سیرمند آمدن در آنجا نیز بعلت تسلت کلانترانی چون عبدالکریم خان نتوانستند بمانند و به دستور کلانتر به روستای باغان و سیاهک آمدن گروهی که وارد باغان شدن شخصی بنام حاجی از طایفه علی زینل و طایفه زینل غلامشاه بودند. و به مرور زمان طایفه هایی چون غلامعلی ،غلامحسن از منطقه بخوان فارغان-غلام عبدل پدر ملاعلی باز که از طایفه بلوچ بود از رائیز سیرمند و طایفه هایی چون علیداد پدر کربلایی موسی،علی غلام، فرج، غلام غریب اولین اقوامی بودن از منطقه بشاگرد به گهره مهاجرت کرده و بعد به سیاهک وبعد ازمدتی وارد باغان شدن و بعد از اقامت این گروها در باغان افرادی از سیاهک بنام هایی یدالله، ضرغام، غضنفر، اسدالله، غلام غریب آخرین ساکنان باغ موسی بودن.که به این منطقه آمدند.
,,
محلهای اقامت اولیه در کدام قسمتها بود
, ,
,
, در ابتدا اکثریت در باغ موسی زندگی می کردن و بعد ها به دلیل افزایش جمعیت و ازدحام احشام با کمبود جا مواجه شدن و به مکانهایی چون جا سلیمانی، پشته انبارک،پشته جا خرمن، سرحدی نقل مکان کرده و در فصل بهار چون شغل اصلی آنها دامداری بود. برای چرای دامها یشان به مکانهای ییلاقی چون بُن بخنگ، پای گرو، باغ فولاد، بنه، گود زاغی ، پلنگی، آب مرغو، کوچ می کردن و بعد از گذشت حدوداً دو ماه دوباره به روستا بر می گشتند.
,نوع کشت و کار و مکانهای کشت
, ,
,
, در ابتدا مردم روستا به کشت جو، گندم و لوبیا در مکانهایی چون دوک زنگ زن(سنگ تکان دهنده)، پای گرو، جاسلیمانی، سرکم دیمه نار پیرکی و کشت برنج (شلتوک)در مکانهایی چون زمینهای باغ مورت، سرتاسر باغ کرگان، باغ موسی امیری سرتنگ، باغ بید و پای گدار برنج کار جاسلیمانی می پرداختند.
,نحوۀ کشت و کار بر روی زمینهای اربابان چگونه بود؟
, ,
,
, از آنجا که در آن زمان حکومت ارباب رعیتی حاکم بود اهالی زمینهای روستا را کشت می کردند و هنگام برداشت محصول، نماینده کلانتری عبدالکریم خان کلانتر سیرمند به باغان می آمد و محصول برداشت شده را هر هشت من محصول یک من به کشاورز می داد و بقیه را بعنوان سهم کلانتر به سیرمند می برد.
,علت نامگذاری مکانهای روستای باغان
, ,
,
,
1-باغ موسی: چون اکثر نخلهای کشت شده در این مکان از نوع موسی(مضافتی) بود این مکان باغ موسی نامیده شد.
2-کَش مُل اُشتر(مانند شتر):به علت اینکه خانه هایی که در دامنه کوهی شبیه به کوهان شتر ساخته شده بود به محله کَش مُل اشتر معروف شد.
,
( کش به گویش محلی یعنی کنار یا پهلو)
,3-کش تنگ:به علت اینکه مردم در کنار تنگ قلمان خانه های خود را بنا کردند به کشن تنگ شهرت یافت.
,
( تنگ در گویش محلی به دره ای عمیق که بر اثر عبور رود خانه به مرور زمان به وجود می آید گفته میشود)
4-جاسلیمانی: در این قسمت شخصی بنام میر سلیمان زندگی می کرد که بعد از رفتن آنها به جا سلیمانی شهرت یافت.
5-پُشته جا خِرمن: در جای کنونی منزل شهباز امیری زمین صافی که در آن درخت کهور بزرگی بود و سایه خنکی داشت اهالی روستا محصولات خود نظیر برنج، گندم و جو را در اطراف این درخت برای جدا کردن کاه از دانه خرمن می کردند و جای خرمن تا مدتها باقی می ماند که به پشته جا خرمن معروف شد.
6-پشته انبارک: در آن زمان اهالی روستا برای اینکه اموال و آذوقه خود را از دست دزدان و راهزنان در امان نگه دارند در زیر سنگ بزرگی که در آن حوالی قرار داشت پنهان می کردند و اطراف آن را با گل و سنگ می پوشاندند و چون از آن به عنوان انبار استفاده می کردند این قسمت به پشته انبارک (تپه انبارکوچک)معروف شد.
,
,
,
باغها در ابتدا توسط چه کسانی و چگونه کاشته شدند؟
, ,
,
, بعد از خشک شدن نخلهایی که در منطقه باغ موسی بود تنها دو نخل که یکی در قسمت پائین و دیگری در قسمت بالا قرار داشت؛ سبز ماند.
,زمینهای قسمت بالا که به موغ بالا (نخل بالا) معروف بود توسط شخصی بنام زینل کاشته و آباد گردید و زمینهای قسمت پائین یا همان مُوغ پائین توسط علی داد پدر کربلایی موسی کاشته و آباد گردید.
,مُوغ پشت باغ تنگ قلمان که ملک یکی از خوانین آن زمان به نام اکرم آقا بود؛ توسط قنبر دهقانی پدر کربلایی موسی کاشته شد.
,پُشت باغ سهمیه ری سراج که از خوانین سیرمند بود؛ توسط حسین امیری پدر مشهدی خورشید که از طایفه بلوچ بود کاشته و آباد شد؛ سهمیه عبدالکریم خان کلانتر سیرمند نیز توسط غلام عبدل که از طایفه بلوچ بود کاشته و آباد گردید.
,باغ غارس مالکی: (یعنی زمین بایری که توسط شخص دیگری غیر از صاحبش آباد می شود و طی توافق طرفین با یکدیگر شریک می شوند)
,اولین باغ غارس مالکی توسط کربلایی موسی سردیمه انار پیرکی آباد شد که به باغ غارسی نیز شهرت پیدا کرد.
,سرحدی: توسط غلامشاه پدر ناصر ناظری کاشته و آباد گردید باغ پای گرو نیز توسط غلام عبدل پدر ملاعلی باز از طایفه بلوچ بود کاشته و آباد گردید.
,اولین درختان از کجا آورده و کاشته شدند؟؟
, ,
,
, درختان نخل از سیاهو و پتکو (هاشم آباد کنونی): که به دستور اربابان به باغ موسی آورده و کاشته شدند.
,درختان نارنگی: در ابتدا قلمه بکرایی از منطقه ای بنام قلعه سنگ که از توابع شمیل بود آورده و توسط کرم در باغ کرگان و چند بوته دیگر توسط کربلایی موسی در تنگ قلمان و تعدادی دیگر توسط فرج در باغ موسی کاشته شده که بعدها به دستور اکرم آقا (شوهر شکوفه کیوان) که از خوانین باغان بود تعدادی پیوند نارنگی از مناطقی چون سیاهوی فارغان توسط شخصی بنام عبدالله حسن به باغان آورده شد و به درختان بکرایی پیوند زده شد و اولین کسی بود که پیوند زدن را به مردم باغان آموخت.
,,
چگونگی تامین مخارج اولیه زندگی
, ,
,
, ساکنین اولیه باغان معمولاً مایحتاج اولیه زندگی خود را از طریق کشت صیفی جات و غلات و لبنیات (روغن، شیر ، ماست ، دوغ و کشک) و گوشت خود را نیز از طریق دامهای خود تولید و به مصرف می رسانیدند.
,بعد از اینکه شغل آنها از کشت صیفی جات و غلات به باغداری تغییر یافت گندم و جو و کلاً غلات مورد نیاز خود را از روستاهای همجوار و دیگر جاها نظیر هاشم آباد ، طارم، سرچاهان و روستاهای اطراف بردسیر کرمان به نام سنگ سیاه تهیه و مابقی آن همانند پوشاک را نیز از شهرهایی چون بندرعباس و حاجی آباد به صورت مبادله کالا به کالا تهیه می نمودند.
,چگونکی نگهداری گوشت درگذشته
,گوسفند را بعد از ذبح و قصابی نمودن نمک می زدند روی طناب و در گوشه ای از خانه قرار می دادند و پارچه ای روی آن می انداختن تا خشک شود و به طرق دیگر نیز گوشتها را در چربی خود گوسفند (پی، دنبه) سرخ کرده تا خشک شود و بعد آن را در شکمبه خود گوسفند یا ظرفی نگهداری می کردن که به آن (قلیه )یا (قرمه )می گفتند و چون این کار از گندیدن و فاسد شدن گوشت جلوگیری می کرد روشی خوب برای نگهداری به مدت طولانی گوشت به حساب می آمد.
,,
راه های ارتباطی جهت رسیدن به روستا و روستاهای همجوار
,راه های ارتباطی جهت رسیدن به روستا و روستاهای همجوار
,برای رسیدن به روستاهایی همچون سیرمند، رائیز ، فارغان ، شمیل و جائین از قسمت شرق روستا با طی مسافتی 10 الی 12 ساعته به وسیله احشام نظیر اولاغ و قاطر از محلهایی چون آب تیزو، پاگدار کل (گودال)گز ، کل فارغانی، کل قوچ ، باغ بادام و چیل دشتی (چیل به رودخانه هایی دائمی پوشیده از درخت که بستر آنها از گل لای بود گفته می شود)عبور می کردند؛
,البته برای رسیدن به شمیل و جائین در منطقه کَل گز یک مسیر انحرافی میانبر وجود داشت که به این روستاها می رسید؛ راه ارتباطی به سیاهک و سرچاهان نیز از مسیرهای چون گود زاغی دوتو دم تنگ می گذشت که همین راه به عنوان شاه راه اصلی روستا انتخاب شد.
,احداث جاده
, ,
,
, در ابتدا از مسیری معروف به دو جاده ای که تقریباً از 2 کیلومتری مانده به روستای سیاهک تا لاور صندوق سوخته ای جاده احداث گردید و بعد ها به علت دور بودن روستا به این جاده مردم با تلاش و زحمت فراوان به وسیله بیل و کلنگ تا دم تنگ جاده را امتداد دادند تا اینکه در سالهای 60-61 جهاد سازندگی با پی گیری اهالی روستا از قسمت گود زاغی به باغ موسی و بعد به کَش مُل اُشتر رسید و بعد از گذشت حدوداً پنچ سال به علت صعب العبور بودن و طولانی بودن مسیر و قرار داشتن در مسیر رودخانه ها و در بر داشتن هزینه هایی هنگفت دوباره از مسیر دم تنگ جاده به روستا آورده شد.
,مصالح ساختمانی چه بود و چگونه تهیه می شد؟؟
, ,
,
, مردم در ابتدا در خانه هایی که از چوب درختان به صورت گِرد طراحی می کردند و به آن کپر می گفتند زندگی می کردند ولی بعدها چون انسانها هر روز به سوی تکامل پیش می رفتند و همچنین به علت رفت و آمد با روستا و شهرهای همجوار با آموختن فن جدید خانه سازی و وجود مصالح ساختمانی فراوان، شکل خانه ها ی روستا تغییراتی به خود گرفت که پی و دیوار خانه ها را از سنگ و گل می ساختند و سقف را به صورت شیب دار درست کرده و روی آن را با چوب و خار خاشاک می پوشاندند و روی آن را لایه ای ازکاه و گل می کشیدند که به آن(بوتیBOTE) می گفتند و با وجود سیر تکاملی دیر زمانی نگذشت که دوباره ظاهر خانه ها دست خوش تغیییراتی شد و با ورود شخصی بنام غلامعلی غلامحسن از منطقه فارغان خانه های جدید روستا توسط او ایجاد گردید؛ خانه هایی که با روی هم چیدن خشت خام ساخته می شد این خانه ها سقفش به وسیله چوبهایی که از کوهستانها تهیه می شد پوشانده می شد و اولین خانه خشت گلی در پشته جا خرمن توسط غلامعلی غلامحسن بنا شد و پسرش سفر آذر نوش نحوه خشت زدن را به اهالی روستا آموخت و گاهاً دیده می شد که از سنگ و فیبر مربع نیز جهت ساخت و ساز خانه استفاده می کردند که سقف آن نیز با استفاده از تکل (حصیر بافته شده از برگ نخل) پوشانده میشد و با لایه ای از کاه وگِل آن را آب بندی می کردند تا اینکه به مرور زمان مصالح ساختمانی اولیه جای خود را به گچ، سیمان، آجر، آهن، تیرچه بلوک دادند و خانه های امروزی بوجود آمدند.
,نمونه ای از خانه های قدیمی به نام (بوتی )boti
, ,
,
, نمونه ای از خانه های قدیمی به نام کپر
, ,
,
, نمونه ای از خانه های خشت وگلی قدیمی
, ,
,
, آب مصرفی چگونه و از کجا تهیه می شد؟؟
, ,
,
, آب مصرفی را از چشمه خور هنگی و با ابزاری چون کندر و مشک می آوردند: کندر با استفاده از تکه چوب و دو عدد ظرف فلزی(حلب یا نفتی یا روغنی) از چوب آویزان می کردند و با گذاشتن آن بر روی دوش، آب را به محل مورد نظر می رساندند.
,مشک نیز با استفاده از پوست گوسفندان بعد از اینکه خوب آن راعمل می آوردند جهت نگهداری آب و آوردن آب شرب از آن استفاده می کردند.
,گونه های جانوری:
, ,
,
, ,
,
, گونه های جانوری این منطقه شامل:
,چرندگان: نظیر کَل و بز، میش و قوچ کوهی.
,جوندگان: نظیر ،موش خرمای، جوجه تیغی، تشی (سیخور)لاک پشت، سنجاب، موش و پرندگان: نظیر کبک، تیهو، عقاب ، شاهین ، قمری ، هد هد ، بلبل خرمایی ، جغد، گنجشک ،سار می باشد.
, ,
,
, ,
,
, پوشش گیاهان داروئی
, ,
,
, خاک حاصلخیز و آب و هوای مطلوب این منطقه باعث شده تا این منطقه محل رویش آویشن کوهی
,و آویشن استکو درمنه، پرسیا وشان (گیس پری) استخان دوست،مرزنگو(آلاله) کلپوره ،
,خیارزهره، بابونه ، رازیانه، زیره سیاه ، چهارمنگ ، خارزونگ (خاصیت چسپندگی دارد) ، گاوزبان ، می گردد.
,,
پوشش جنگلی-کوهستانی باغان
, ,
,
, ورود خان به منطقه باغان
,تصویر زیر مخروبه های باقی مانده از خانه خان باغان
, ,
,
, در اوایل ده چهل بود که شخصی بنام شکوفه کیوان به عنوان خان وارد روستای باغان شد از آن زمان زندگی مردم رنگ بوی دیگری به خود گرفت با وجود اینکه او را خان می نامیدن ولی مردم اغلب تا حدودی از او به نیکی یاد میکنند تا اینکه در سالهای 41_42 بود که اصلاحات ارضی شروع شد و زمینهای که مردم کاشته و آباد کرده بودن با حضور نماینده دولت بین افراد روستا وخان تقسیم شد و سرانجام در سال 57 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید خان از این روستا به بندر عباس مهاجرت کرد
,مالکان اولیه روستا
,1-والده خان (مادر شکوفه کیوان)
,2- صولت دخت (همسر ریسراج)
,3-عبداالکریم خان
,4- لیاقت
,5-داریوش خان
,چشمه های داخل روستا
,

, ,
,
1-چشمه تنگ قلمان (آب شیرین)
,2-چشمه خورهُنگی (آب شیرین)
,3-چشمه پر عاسل (آب شیرین)
,4-اوچک چک (آب تلخ و شور)
,5-اوکاشکُنی (آب تلخ و شور)
,6- پای گرو (آب شیرین)
,7-بن تنگ باغ موسی (آب شیرین)
,8- تیزاب ( تلخ شور )
,9- کم سرخنی ( آب شیرین )
,چشمه های اطراف روستا
,

, 1-چشمه باغ فولاد (آب شیرین)
,2- چشمه اومراد (آب شیرین)
,3-چشمه او بهزاد (آب شیرین)
,4-چشمه او حسینو (آب شیرین)
,5-چشمه هلو مولو (آب شیرین)
,6-چشمه اوتساک (آب شور و تلخ)
,7- چشمه آب مرغو ( شور وتلخ)
,8-چشمه آب پرو ( نسبتا شیرین)
,9- چشمه آب محمد نصراللهی (شور وتلخ )
,10- چشمه آب زاغو ( شیرین )
,11- چشمه گانو ( نسبتا شیرین)
,12- چشمه آب یداللهی ( شیرین )
,انواع درختانی که در این روستا بوده و هست . . .
,نارنگی، پرتقال، لیمو شیرین، بکرایی، گریپ فروت، لیموترش، نارنج، تُرنج، زیتون، انگور، گردو، شفتالو (هلو)، خرما، موز ،انار ،انجیر و غالب درختان انواع مرکبات می باشد.
,(مکانهای معروفی که در کوه های اطراف باغان قرار دارند و با گذر از آنها به روی بنه می رسد)
,
1-چشمه حاجی فری که در بست سفید قرار دارد. ( بند کمان)
2-چاه برفی در کلوس برفی و جنوب چاه برقی آب یدالله هی
3-گدار کربلایی حیدر در میون کوه در قسمت روبروی آن تنگ پی گربه و چشمه پریدونی که بعد از طی مسافتی به بنه می رسیم؛ قسمت روبروی این کوه که مقابل سیرو و جائین قرار می گیرد که معروف به کوه سیرو می باشد دهنۀ در ه خشک و دهنۀ جائین نیز مکانهای معروف آن می باشد. راه ارتباطی که در قسمتی از کوه توسط پرتغالیها ساخته شده است با گذر از مسیرهای چون ستون او بهزاد و شش تنگ به خور جهل می رسیم و قسمت هایی می باشد که پرتقالی ها ساخته بودند؛ علت احداث این راه وجود معدن آهن می باشد. تفاله های باقی مانده در این قسمت دلیل بر اثبات این قضیه میباشد .
,
,
تصویر زیر مربوط به نخلهای آب مرغو واقع در کنار جاده قدیم باغان
, ,
,
, ,
تصویر زیر درخت توت کهنسالی است مطعلق به بنه باغان
, ,
,
, ,
,
قصیده ای زیبا در وصف باغان . . . !!
,باغان..!
,رسیدی چون به باغستان باغان / بزن دف پای کوب دست افشان
,نفس آزاد کن غم را فراموش /زشادی خانه را کن چلچراغان
,در اینجا غم خریداری ندارد/ خریداران شادی بس فراوان
,زمین باغ ما خاکش زشادی است /علف گل می دهد فصل زمستان
,بهار اینجا نگارستان خاک است /به خاکش بذر گل پاشیده باران
,کلاغ گود زاغی کبک سر تنگ/ بهاران سر زنده از تنگ قلمان
,زجا خر من گذر کن تا پلنگی / ز باغ غارسی تا باغ کرگان
,طروت را ببینی در باغ موسی / سبد پرکن ز باغ جا سلیمان
,نظر کن از سرکم تاکش تنگ / بیا تا پشته انبا رک خــرامان
,نیایی پای گرو یا باغ فولاد/ یقیناً بیش کم گردی پشیمان
,دیار ما سراسر دلفریب است/ به زیبایی زده رود دست فارغان
,بجای باد کولر آب یخــچال/ نسیم دره آب چشمه ســاران
,به تابستان زگرما خسته جانی/ رها کن تن به زیر آبشاران
,به قامت نخل و نارنگی به رخسار/ به گیسو رز ربوده دل ز رزبان
,زن مـردش رشــید بـا نجابــت /صنوبر قــد همـه بالا بلنــدان
,در این جا هر چه خواهی از طبیعت / عطا فرموده حق براهل باغان
,شاعر : استاد ارجمند ناصر قاسمی
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه