ایام فاطمیه/مجلس اول

هنوز بازوی مادرم سیاه و کبود است

هنوز بازوی مادرم سیاه و کبود است
سپس جلوتر رفته و عرض کردم: مادر! آیا این که قریب به هزار و چهارصد سال است خطابای می گویند، شوهرت علی علیه السلام را با سر بی عمامه و دوش بی رداء و ریسمان به گردن به مسجد بردند، صحت دارد؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از رهیاب نیوز، حضرت آیة الله مرتضی فیروز آبادی یکی از استوانه های علم در حوزه علمیه نجف اشرف و حوزه علمیه قم بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, رهیاب نیوز,

نقل کرده اند که ایشان می فرمود: زمانی که در نجف اشرف بودم، یک شب در عالم رؤ یا دیدم که در منزل شخصی خود، مجلسی اقامه شده و در آن مجلس حضرت فاطمه علیها السلام با چادر نشسته است.

,

افرادی از مؤ منین به صف ایستاده، یکی یکی آمده عرض ادب می کنند و می روند. چون همه رفتند، حضرت چادر را کنار زد، از این عمل خانم متوجه شدم که چون من به آن حضرت محرم هستم، لذا این عمل را انجام داد.

,

چه جمالی! در عالم رؤ یا گفتم: صورتش شبیه به صورت پیامبر (صلی الله علیه وآله) است. سپس جلوتر رفته و عرض کردم: مادر! آیا این که قریب به هزار و چهارصد سال است خطابای می گویند، شوهرت علی علیه السلام را با سر بی عمامه و دوش بی رداء و ریسمان به گردن به مسجد بردند، صحت دارد؟

,

حضرت فرمود: استحقروا ابا الحسن بعد رسول الله علی را بعد از رسول خدا تحقیر کردند! من به فارسی می گفتم و حضرت عربی جواب می داد. عرض کردم: مادر! قریب هزار و چهارصد سال است که مورخین نوشته اند و خطباء گفته اند که آن نانجیب به بازوی شما تازیانه زد و سیاه شده و فی عضدها کمثل الدملج.

,

فرمود: بلی. آنگاه دست راست را از آستین بیرون آورد، دیدم هنوز بازوی مادرم سیاه و کمبود است. [1] .

,

 [1] فضائل و کرامات فاطمه: ص 262 - 263.

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه