پنجشنبه ها با شهدای شبستر/شهید مرتضی مظلومی پور

پنجشنبه ها با شهدای شبستر/شهید مرتضی مظلومی پور
در بخش «پنجشنبه ها با شهدای شبستر » این هفته با شهیدمرتضی مظلومی پور از روستای قره تپه آشنا می شویم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شبسترنیوزاولین روز بهار سال ۵۱ بود که سومین فرزند خانواده ی حاج علی اصغر به دنیا آمد و پدر و مادر نام فرزندشان را مرتضی گذاشتند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبسترنیوز,

مرتضی کودکی زیبا و بسیار باهوش بود و از همان اوایل کودکی گاهی با پدر به مسجد می رفت ، عکس امام را در خانه یا هر کجا که می دید به دستش میگرفت و مانند بزرگتر ها و به تقلید از آن ها شعار (( الله اکبر ، خمینی رهبر )) سر میداد.

,

۱۲ سله بود که همراه دایی اش به دیدار امام خمینی رفت و از نزدیک حالات نورانی و جذاب ایشان را مشاهده کرد.بعد از آن دیگر محبتش به امام صد چنان شد و به محض مشاهده عکس امام در تلویزیون بلند میشد و عکس ایشان را میبوسید و میگفت :‌ (( جانم فدای رهبر )).

,

مرتضی با حضور نزد پدربزرگش که روحانی بود ، به فراگرفتن واجبات دینی علاقه نشان میداد و از همان سنین کودکی سعی در ادای نماز های واجب و حضور در مراسم مذهبی داشت.

,

او که فردی خونگرم و اجتماعی بود ، به راحتی میتوانست دیگران را با خود همراه کند ، چنان که همراه دوستانش در مدرسه ی راهنمایی نماز جماعت ظهر را برگزار میکردند.

,

مرتضی در دبیرستان شهید احمدپور دیزج شیخ مرجان مشغول تحصیل بود و پانزده سال داشت که به همراه عده ای از دوستانش از طریق بسیج و با هماهنگی سپاه شبستر ، جهت گذراندن دوره ی آموزشی به پادگان الغدیر ملکان اعزام شد و پس از گرفتن دیپلم منتظر اعزام به خدمت سربازی بود. او با اعزام به خدمت وظیفه در پادگان عجب شیر آموزش های لازم را گذراند و هر وقت به مرخصی می آمد حال و هوای خاطی داشت.

,

با پایان یافتن دوره ی آموزشی  و در حین انجام عملیات رزمی در چهارم اسفند سال ۷۰ روحش خدایی شد و به درجه ی رفیع شهادت رسید.

,

پدر در مسافرت بود که این خبر به او رسید ؛ او سریعا خود را به روستا رساند و در تشییع پیکر فرزندش که دو روز بعد از شهادت صورت میگرفت ، شرکت کرد.وقتی پیکر مرتضی در کنار دیگر شهدای روستا آرام گرفت ، پدر دست به آسمان برداشت و گفت : (( خدایا ! امانتی بود که به ما دادی و اکنون امانت را گرفتی)).

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه