گفتگو با مادر شهید؛

شهید ایوب پور خوش سعادت را دقیق تر بشناسیم!

شهید ایوب پور خوش سعادت را دقیق تر بشناسیم!
شهید ایوب پور خوش سعادت در سال ۱۳۴۰ در خانواده متدین و عاشق اهل بیت در شهرستان فومن دیده به جهان گشود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بهجت نیوز ؛ او دوران تحصیلی خویش را از مقطع ابتدائی تا دبیرستان باموفقیت گذراند و بعد از پشت سر گذاشتن سال چهارم متوسطه که مصادف بود با سال ۵۷ و اوج مبارزات مردم بر علیه رژیم پهلوی در حالی که هفده سال بیشتر نداشت با درک معرفت و احساس مسئولیت خطیر پا به عرصه مبارزه و ایفای تعهد خویش به اسلام و رهبری امام خمینی(ره) نهاد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بهجت نیوز,

ایوب سراسر وجودش عشق به اسلام و خدمت به دین و جهاد در راه خدا و برقراری حکومت اسلامی بود.

,

شهید پور خوش سعادت از طریق نوشتن مقاله های پر شور و افشاگرانه و قرائت آن در مساجد شهر ایفای نقش میکرد و حضور او در تظاهرات خیابانی سال ۵۷ کاملا مشهود بود.

,

وی با پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ به جهت پاسداری از انقلاب چند ماه با کمیته انقلاب اسلامی همکاری نمود و در سال ۵۸ با استعداد و توانایی علمی توانست در دانشگاه تربیت معلم تهران در رشته کارشناسی جغرافیا پذیرفته شود.

,

وی در دانشگاه عضو هسته مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مذکور شد و نقش چشمگیری در هدایت فکری دانشجویان داشت.

,

ایوب با تعطیلی موقت دانشگاه،احساس میکرد از محیط علم و معرفت فاصله گرفته و این مسئله او را می آزرد.وی برای پر کردن خلاءفکری مدت یکسال در دبیرستانهای فومن به تدریس معارف و قرآن پرداخت.شهید خوش سعادت در آزمون ورودی مدرسه عالی تهران شرکت نمود و موفق به تحصیل در این مدرسه شد و از دانشگاه تربیت معلم انصراف داد و با بهره گیری از علما و اساتید دانشمند ، شخصیت روحی و معنوی او روز به روز تکامل بیشتری یافت.

,

شهید پورخوش سعادت به پیشنهاد نماینده امام در فومن اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزی شهرستان را در فومن تاسیس کرد و این نهاد منشاء تحولات عظیم فکری در جوانان این شهر شد.

,

او با درایت و آینده نگری خاص خویش تداوم انقلاب را در هدایت و سازندگی نسل اینده می دید و بنابراین در کنار تحصیل و مشغله فراوان علمی لحظات فراغت خود را وقف انقلاب و روشنگری و هدایت نسل جوان می نمود.

,

ایوب پور خوش سعادت برای نام و نشان و حقوق و پاداش و تشویق و ترغیب کار نمی کرد بلکه برای اسلام کار می کرد و این موضوع دوستان وی را متحیر و معترض می کرد.

,

شهید پورخوش سعادت و شروع دفاع مقدس

,

با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران اسلامی ایوب به تحصیل بسنده نکرد و روح وجانش در طلب سودای یار متلاطم بود و چند بار داوطلبانه عازم جبهه شد وی در یکی از عملیات ها به درجه رفیع جانبازی نائل شد.

,

سیری در روحیات شهید ایوب پور خوش سعادت

,

از مهمترین و بارز ترین ویژگی ایوب اخلاص در عمل بود و هیچگاهـ توقع در ازای کارهای که انجام می داد نداشت و بسیاری از درامدهای خود را صرف هزینه فرهنگی و سااختن ایمان و اخلاق جوانان می کرد.

,

او بسان خدمت کار در امور نظافتی اتحادیه و مثل نجار و بنا کار می کرد.وی با شنیدن اذان دست از کار می کشید و چنان غرق در نماز می شد که گویی روح در بدن ندارد بسیاری از نزدیکان و دوستان می گویند چهره او در زمان قنوت متحول و دیدنی بود و نماز های شبش روحش به آسمان عروج میکرد و انقدر اشک می ریخت که اطرافیان از حال وی غبطه می خوردند.

,

ایوب پور خوش سعادت سرانجام در سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات کربلای ۵ شهد شیرین شهادت بر کام تشنه اش نشست و روحش سوار بر بال ملائک شد و پس از هفت سال میهمانی در زمین آسمانی شلمچه جسم مبارکش به میهن رجعت و در گلزار شهدای امام زاده میرزای فومن به خاک سپرده شد.

,

خاطرات دوست شهید از شهید پور خوش سعادت

,
بنده با این شهید بزرگوار در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان آشنا شدم و تمام پیشرفتهای علمی و اخلاقی خود را مدیون آن می دانم شهید جاوید ایوب پور خوش سعادت علاوه بر حضور مستمر به عناوین مختلف در جبهه جنگ،‌در پشت جبهه با تحصیل درس حوزه ای و دانشگاهی (دانشجوی مدرسه عالی شهید مطهری) منشاء کارهای علمی و فرهنگی بسیار زیاد و مستمر ثمر برای این شهرستان بوده است. او با تاسیس نهاد مقدس اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان در سال ۵۸ تشکیلات بزرگ دانش آموزی و بعضا دانشجویی را در شهر پایه گذاری کرد و با جذب و برنامه ریزی و سازماندهی تشکل بخشیدن به این آینده سازان در داخل و بیرون مدرسه, در جهت رشد و تربیت و آگاهیهای علمی, اخلاقی, اجتماعی آنها از هیچ تلاشی و کوششی فرو گذار نمی کرد، بطوریکه بسیاری از آنها متعهدین و متخصصین این دوره می باشند خلاصه کلام اینکه به جرات میتوانم بگویم که بنظر اینجانب و دیگر دوستان که با او آشنا بوده اند اولین و تنها شخصیتی است که برای نسل دانش آموز و دانشجو این شهر با انگیزه، بدون چشم داشتی و برای رضای خدا فعالیت و تلاش نمود.
,
, ,

گفتگو با مادر شهید ایوب پور خوش سعادت

,

زنگ منزل شهید را زدم بعد از ساعاتی پیرزنی با چادر گل گلی و بسیار ساده خود را به درب رساند و سلامم را پاسخ داد.

,

از مادر خواستم تا لحظه ای در کنارش باشم گفت:من نمی خواهم اجر کار پسرم کم شود و ما دوست نداریم تصویر و صدای ما اورا آزرده کند زیرا او با نیت پاک و در راه خدا و بدون توجه به مال دنیایی رفت و ما نمی خواهیم اجر کارش کم شود، گفتم مادر برای جوانان امروز فرزند شهیدت الگو است گفت:من هم امید دارم جوانان امروزی قدر و جایگاه خود را بدانند.

,

در این هنگام افرادی که از جلوی درب منزل شهید می رفتند با صدای بلند به مادر سلام می دادند.

,

مادر ارام می گفت:شهیدم قبل از انقلاب و در دوران کودکی همه چیز را رعایت میکرد و در کودکی برای خودش نابغه ای بود هرگز دوست نداشت لباس تازه بپوشد و در دوران مدرسه زمانی که ابتدائی بود اگر برایش لباس یا کفش تازه می خریدیم نمی پوشید وقتی سوال می کردم می گفت دوستانم ناراحت می شوند! و من نمی خواهم انها غصه بخورند.

,

مادر باغچه خانه اش را به ما نشان داد و گفت امروز گلهای این باغچه می توانند شهادت دهند روزی برایش کفش تازه خریده بودیم وقتی صبح به طرف مدرسه به حیاط آمد دیدم کفشش را در گلهای باغچه گل مالی کرد گفتم ایوب چه کار می کنی گفت:نمی خواهم بچه ها بدانند کفشم تازه است.

,

مادر می گفت:همه ی کارهای ایوب بی سر و صدا بود و من در تربیت او زیاد تلاش نکردم او برایم زحمتی نداشت و همه ی کارهای خودش را خود انجام می داد و من حتی هرگز درس خواندنش را نفهمیدم.

,

مادر در حین گفتارش نگاهی به باغچه گلها و حوضچه فیروزه ای می کرد و می گفت : اینها شهادت می دهند که ایوب من کی بود.

,

, ,

مادر می گفت وقتی کارگری برای کاری به منزل ما می آمد در پایان کار آنها را تا جلوی درب منزل بدرقه می کرد.

,

مادر در حالی که به درب تکیه داده و من در زیر باران در کنارش بودم گفت اتاقهای خانه ام امروز یادگاری شهیدم و حیاط خانه ام و گلهای باغچه و همه اینها به یادگاری از آن دوران همچنان سرپا هستند ، او می گفت:خیلی ها می گویند منزلت قدیمی و کهنه است و باید عوض شود ولی من و پدر ایوب تا روزی که زنده هستیم در این منزل با یاد پسر عزیز و فداکارمان که بسیار عاقل و با تربیت و با خدا بود زندگی می کنیم ؛ امروز پدر شهید به علت کهولت سن و بیماری در داخل منزل است و من متاسفانه نمی توانم شما را به داخل دعوت کنم.

,

مادر می گفت : ایوب آرزویش شهادت بود و سرنوشتش همین راه سعادت را برایش رقم زد. وی در پایان گفتگو از خداوند برایمان طلب موفقیت کرد و گفت:مرا ببخشید که شما را به داخل منزل نبردم.

,

وصیت نامه شهید ایوب پور خوش سعادت

,

سرزمین عمرم که غباریست نظر می کنم ،متاعی جز خار حسرت برای چیدن نمی بینم و حسرت می خورم حسرت پند نگرفتن از تاریخ انسانها و حسرت پی بردن به رمز و راز هستی.

,

خداوند به من نعمتهای بیشماری عنایت ولی من به نحو صحیح از انها استفاده نکردم و نعمت دیگر که خدا به من داد پدر و مادرم که هیچ گاه نخواهم توانست پاداش زحمت بی دریغشان را بدهم.ونعمت دیگر توفیق تحصیل علوم اسلامی.

,

برادران و خواهران شما را به اخلاص در عمل و صبر و استقامت و شکر نعمت دعوت و سفارش می کنم خدا را دوست بدارید و با عشق به لقائ او زندگی کنید.

,

یک لحظه از امام عزیزمان غافل نشوید زیرا عزت بخش مسلمین است و او را چون صدف های میلیونی در میان خود بگیرید و در اجرای اوامرش لحظه ای درنگ نکنید.

,

به عزیزان دانش آموز شما را به بلند همتی و تلاش بی وقفه در جهت خود سازی علمی،و اخلاقی و اجتماعی سفارش می کنم شما باید پیام رسان آرمان شهیدان برای تمام تشنگان روی زمین باشید و باید بار غم همه مستضعفان را بر دوش خود احساس کنید و بازوی اسلام و انقلاب باشید.

,

واز مسئولان عزیز نظام جمهوری اسلامی عاجزانه می خواهم در کنار همه ی مشکلات به حل مسائل نسل جوان اهمیت بیشتری بدهند زیرا اینها سرمایه های آینده کشور و نهضت جهانی اسلام هستند

,

وشما امت حزب ا….با وحدت خود مشت محکمی بر دهان توطئه گران چپ و راست بزنید و همیشه در صحنه باشید

,

و سخن اخر اینکه …

,

ای انسانها دنیا زیباست ولی زیباترین نیست دنیا را به بازی بگیرید و نگذارید شها را به بازی بگیرد سعی کنید همیشه دنبال زیباترین باشید که جز با عشق به دست نمی اید و جز در جان در حای دیگر نمی نشیند در پایان شما را به تبعیت از مقام ولایت فقیه که ثمره خون تمامی شهیدان تاریخ است سفارش می کنم. ۱۳۶۵.۱۲.۲

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه