تشکر عُمَر از قُنفُذ!
بعد از رحلت پیامبر اسلام، با اینکه آن حضرت بارها و مکررا جانشین خود را به مردم معرفی کرده بود ولی در حالی که امیرمومنان علی علیه السلام مشغول کفن و دفن پیامبر بود عده ای در سقیفه جمع شده و با انتخاب خلیفه مردم را به بیعت فرا خواندند که از جمله آنها بیعت خواهی از حضرت علی علیه السلام بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،"مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ ساقی نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ ساقی نوشت:, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ , "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ , "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ , "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ , "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ , "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ, "مهرزنجان"به نقل از "وبلاگ, "مهرزنجان"به نقل از , مهرزنجان, ساقی,بنا به روایتی سیزدهم جمادی الاولی شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد. ایام فاطمیه و شهادت یگانه یادگار حضرت رسول الله اعظم را به محبان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام تسلیت می گویم.
بعد از رحلت پیامبر اسلام، با اینکه آن حضرت بارها و مکررا جانشین خود را به مردم معرفی کرده بود ولی در حالی که امیرمومنان علی علیه السلام مشغول کفن و دفن پیامبر بود عده ای در سقیفه جمع شده و با انتخاب خلیفه مردم را به بیعت فرا خواندند که از جمله آنها بیعت خواهی از حضرت علی علیه السلام بود.
عمر با گروهی به سوی خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) حمله ور شد و زهرای اطهر سلام الله علیها برای دفاع از حریم ولایت از پشت در عمر را نصیحت کرد و شروع به استغاثهای کرد چنان دلخراش بود که همان افرادی که آمده بودند، نزدیک بود دلهایشان شکافته و جگرهایشان پارهپاره شود و به شدت گریستند و عده زیادی از آنها صحنه را ترک کردند اما عمر در را آتش زد، همین که در مقداری باز شد، آن را با فشار سختی گشود، در حالی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) پشت در بود و بین در و دیوار این ضربت بر او وارد شد و چون باردار بود، موجب سقط جنین آن حضرت شد و حضرت از هوش رفت و زمانی که به هوش آمد، دید امیرالمومنان علیهالسلام را کشان کشان با بازوان بسته به طرف مسجد میبرند، این بود که خود را با همان حالت زار به امیرالمومنان (علیه السلام) رساند، لباس او را گرفت و فرمود: «نمیگذارم با پسرعمویم این گونه رفتار کنید». اینجا بود که «قنفذ» با غلاف شمشیر( به نقلی با تازیانه) به دستان حضرت زدند که دستان مبارکش کبود و قدرت او زائل و دوباره بیهوش شد و امیرالمومنین (علیه السلام) را رها کرد.
با اینکه برخی افراد متعصب همچنان منکر این حوادث جانسوز هستند ولی با این مقدمه کوتاه به این روایت جانسوز در تایید این ماجرا توجه کنید:
از سُلَیم بن قیس نقل شده: که عمر بن خطاب در یکسال نصف حقوق همه ى کارگزارانش را به عنوان غرامت (و کمبود بودجه و مالیات) برداشت، ولى حقوق قنفذ را به طور کامل پرداخت، سُلَیم مىگوید به مسجد رسول خدا (صلی الله عیه وآله) رفتم گروهى را دیدم در گوشهاى نشسته اند، همه ى آنها از بنى هاشم بودند، جز سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابى بکر و عمر بن ابىسلمه و قیس بن سعد بن عُباده، در این جلسه، عباس (عموى پیامبر) به حضرت على (علیه السلام) گفت: «چرا عمر مانند همه ى کارگزارانش، از حقوق «قُنفذ» چیزى کم نکرد؟!»
حضرت على (علیه السلام) به اطراف خود نگاه کرد و سپس قطرات اشک از چشمانش سرازیر شد، آنگاه در پاسخ عباس فرمود:
شَکَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوْطِ فَماتَتْ وَ فی عَضُدِها اَثَرهُ کَاَنَّهُ الدُّمْلُجْ.
«حقوق قنفذ را کم نکرد، تا از او تشکّر نماید بخاطر ضربت تازیانهاى که او بر فاطمه (سلام الله علیها) نواخته بود، که وقتى فاطمه (سلام الله علیها) به شهادت رسید، اثر آن تازیانه در بازوى او وجود داشت و همانند بازوبند، نمایان بود».
بنا به روایتی سیزدهم جمادی الاولی شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد. ایام فاطمیه و شهادت یگانه یادگار حضرت رسول الله اعظم را به محبان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام تسلیت می گویم.
,بعد از رحلت پیامبر اسلام، با اینکه آن حضرت بارها و مکررا جانشین خود را به مردم معرفی کرده بود ولی در حالی که امیرمومنان علی علیه السلام مشغول کفن و دفن پیامبر بود عده ای در سقیفه جمع شده و با انتخاب خلیفه مردم را به بیعت فرا خواندند که از جمله آنها بیعت خواهی از حضرت علی علیه السلام بود.
,عمر با گروهی به سوی خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) حمله ور شد و زهرای اطهر سلام الله علیها برای دفاع از حریم ولایت از پشت در عمر را نصیحت کرد و شروع به استغاثهای کرد چنان دلخراش بود که همان افرادی که آمده بودند، نزدیک بود دلهایشان شکافته و جگرهایشان پارهپاره شود و به شدت گریستند و عده زیادی از آنها صحنه را ترک کردند اما عمر در را آتش زد، همین که در مقداری باز شد، آن را با فشار سختی گشود، در حالی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) پشت در بود و بین در و دیوار این ضربت بر او وارد شد و چون باردار بود، موجب سقط جنین آن حضرت شد و حضرت از هوش رفت و زمانی که به هوش آمد، دید امیرالمومنان علیهالسلام را کشان کشان با بازوان بسته به طرف مسجد میبرند، این بود که خود را با همان حالت زار به امیرالمومنان (علیه السلام) رساند، لباس او را گرفت و فرمود: «نمیگذارم با پسرعمویم این گونه رفتار کنید». اینجا بود که «قنفذ» با غلاف شمشیر( به نقلی با تازیانه) به دستان حضرت زدند که دستان مبارکش کبود و قدرت او زائل و دوباره بیهوش شد و امیرالمومنین (علیه السلام) را رها کرد.
,
با اینکه برخی افراد متعصب همچنان منکر این حوادث جانسوز هستند ولی با این مقدمه کوتاه به این روایت جانسوز در تایید این ماجرا توجه کنید:
, از سُلَیم بن قیس نقل شده: که عمر بن خطاب در یکسال نصف حقوق همه ى کارگزارانش را به عنوان غرامت (و کمبود بودجه و مالیات) برداشت، ولى حقوق قنفذ را به طور کامل پرداخت، سُلَیم مىگوید به مسجد رسول خدا (صلی الله عیه وآله) رفتم گروهى را دیدم در گوشهاى نشسته اند، همه ى آنها از بنى هاشم بودند، جز سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابى بکر و عمر بن ابىسلمه و قیس بن سعد بن عُباده، در این جلسه، عباس (عموى پیامبر) به حضرت على (علیه السلام) گفت: «چرا عمر مانند همه ى کارگزارانش، از حقوق «قُنفذ» چیزى کم نکرد؟!»
,حضرت على (علیه السلام) به اطراف خود نگاه کرد و سپس قطرات اشک از چشمانش سرازیر شد، آنگاه در پاسخ عباس فرمود:
,شَکَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوْطِ فَماتَتْ وَ فی عَضُدِها اَثَرهُ کَاَنَّهُ الدُّمْلُجْ.
, شَکَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوْطِ فَماتَتْ وَ فی عَضُدِها اَثَرهُ کَاَنَّهُ الدُّمْلُجْ.,«حقوق قنفذ را کم نکرد، تا از او تشکّر نماید بخاطر ضربت تازیانهاى که او بر فاطمه (سلام الله علیها) نواخته بود، که وقتى فاطمه (سلام الله علیها) به شهادت رسید، اثر آن تازیانه در بازوى او وجود داشت و همانند بازوبند، نمایان بود».
,,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه