ریشه های تاریخی آیین مشترک محرم در روستای انامق و محبوب آباد مرند
روستای انامق از طرف غرب با روستای محبوب آباد همسایه است واین دو روستا در ماه محرم برای سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) مراسم عزاداری مشترکی اجرا میکنند .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پیام مرند، لازم است مختصری از ورود اسلام به این منطقه توضیح داده و سپس به قدمت مراسمات عزاداری حسینی و زمان وعلت این عزاداریها در این دو روستا به اصطلاح خواهر(محبوب آباد) و برادر یعنی (انامق) بپردازیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, لازم است مختصری از ورود اسلام به این منطقه توضیح داده و سپس به قدمت مراسمات عزاداری حسینی و زمان وعلت این عزاداریها در این دو روستا به اصطلاح خواهر(محبوب آباد) و برادر یعنی (انامق) بپردازیم.,به روایت تاریخ ، فتح آذربایجان به دست اعراب به جنگهای سالهای (18 تا 22 هـ.ق) بر می گردد که آذربایجان تحت خلافت عربی اسلامی قرار گرفت وبه شهر های آذربایجان فرامانروایانی از طرف اعراب فرستاده شدند. در مورد فرمانروایانی که به مرند فرستاده شده دو دیدگاه وجود دارد:
1- با توجه به اینکه فتح بلاد آذربایجان درزمان خلیفه دوم عمر ابن خطاب به وقوع پیوست کلیه فرمانروایانی که به شهرهای آذربایجان فرستاده شدند مذهبشان سنی بودند . اما برای منطقه مرند و نخجوان یک فرانروای مسلمان(شیعه مذهب)از روی ناچاری فرستادند و فرمانروای شیعه مذهب مردم را با وصیات٬ شجاعت ، عدالت و جوانمردیهای مولای خود حضرت علی (ع) آشنا نمود ومردم این منطقه را شیفته ی اهل بیت عصمت و طهارت کرده ومردم این منطقه را مسلمان شیعه مذهب به بار آورد ، مذهب مردمان این منطقه از ابتدای ورود اسلام شیعه مذهب بوده و هست .
2- دیدگاه دوم در مورد مرند این است چون در زمان فتح آذربایجان مقاومتی از طرف مردم این منطقه صورت نمی گیرد فاتحان عرب ضرورتی نمی بینند که فرمانروایی به این منطقه بفرستند . اما زمانیکه حضرت علی (ع) به خلافت می رسد در سال (36 هـ.ق) نمایند ه ای به نام (قیس بن سعید بن عباده ) به فرمانروایی مرند و نخجوان می فرستند و درنتیجه ی وجود نماینده ی حضرت علی (ع) در میان اهالی این منطقه٬ مردم بیشتر با امام اول خویش آشنا شده ومذهب تشیع را از ابتدای ورود اسلام پذیرفته و از اول شیعه مذهب بوده وهستند .همچنین نماینده ای در سال(40هـ.ق) از طرف امام حسین (ع) به نام عبداله بن مروان به فرمانروایی این منطقه (مرند و نخجوان) منصوب می شود و مردم بیش از پیش با اهل بیت عصمت و طهارت آشنا شدند .
از جمله افرادی که همزمان با اهالی منطقه مرند مسلمانی را قبول نموده و مذهب تشیع را پذیرفته بودند مشکول بابا و همسر و فرزندانش (آی بابا و انامک) بودند . قبر بابا مشکول هم اکنون در قله کوهی که اسمش را از وی به عاریت گرفته است به نام کوه بابا مشکول قرار دارد که به عنوان دژ نیزاستفاده می شد. اسم اصلی وی بابا بوده بنا به گفته ریش سفیدان و گذشتگان طایفه بابا پس از مسلمان شدن به سپاهیان حضرت علی (ع) می پیوندند ودرسپاه علی (ع) مسئولیت پرکردن مشگهای آب سپاهیان و رساندن آب به آنها را برعهده می گیرد وپس از بر گشتن از سپاه حضرت علی (ع) به وطن لقب مشکول بابا به خود می گیرد ونامش در طول تاریخ در زبانها و کتابها باقی می ماند .
باتوجه به اینکه یک فرد آگاه ودنیا دیده بود برای اینکه خود و فرزندانش ازگزند دشمنان در امان بمانند و خانواده خود را از محل زندگی قبلی خود که درست در کنار جاده ابریشم (یئینجه) انامق که بیشتر اوقات مورد تاخت و تاز دشمنان و دزدان قرار می گرفت به محل سوق الجیشی که از دیدگاه رهگذران و دشمنان پنهان بود به محل فعلی این دو روستا نقل و مکان میکنند برای اینکه محل زندگیشان از امنیت بیشتری برخوردار باشند پسر و نوه های پسریش رادر محل روستای انامق اسکان می دهد ، ودخترش ونوه های دخترش از جمله آقا بابا در محل (روبروی مسجد فعلی محبوب آباد) اسکان می دهد و خود مشکول بابا هم در سر قله کوه بابا مشکول مستقر می شود چون تنها محلی بود که اطراف منطقه این دو روستا کلاً از هر جهت تحت نظر قرار می گرفت و به این دلیل این دو روستا آی بابا (ماه بابا) و انامق(انامک) خواهر و برادر گفته اند .
لازم به توضیح است دراثر گذشت زمان نامهای اصلی این دو روستا در حالت نوشتاری از (آی بابا به ماه بابا و محبوب آباد ) و(انامک به انه مه وانامق ) تغییر نام داده است . رفتن مشکول بابا و فرزندانش انامک ونوه اش آقا بابا برای بیعت وکمک به امام حسین (ع) بنا به روایت گذشتگان واسناد تاریخی موقعی بود که امام حسین (ع) از مدینه به طرف مکه وکوفه حرکت کرد و بلاد شیعه نشین را برای بیعت وکمک به طرف خود دعوت نمود چون مردم منطقه مرند شیعه مذهب بودند به این منطقه هم دعوت رسیده بود ، با توجه به طولانی بودن مسیر مردم با امکاناتی که داشتند آماده حرکت میشوند حتی ازقدیم سینه به سینه نقل شده است بعضی از افراد اسب نداشتند سوار برگاوهایشان شده و به طرف عراق حرکت می کنند اما متاسفانه زمانی که به نزدیکی کوفه می رسند با یک مصیبت بزرگ وناگوار مواجه میشوند وآن مصیبت ناگوار شهاد ت امام حسین (ع) و یاران امام بود ،در نتیجه مزار امام و شهدای کربلا را زیارت نموده و با حالت اندوه و عزا با پرچمهای سیاه برمی گردند و ومردم منطقه را با آرمانها واهداف شهادت امامشان آشنا می کنند واز آن زمان همه ساله در ماه محرم برای امامشان مراسم عزا می گیرند .
اما به نظر می آید بابا مشکول و فرزندان وقومش متاثر از دیگران وارد وطنشان می شوند وسه تا پرچم سیاه را درمحلهای :
1- قله کوه بابا مشکول که بعداً بنا به وصیت بابا وی را در انجا دفن کردند٬ نصب نمودند
2- دومین پرچم سیاه متبرک را در میدان زیوه روستای انامق که بعداً پسر بابا مشکول را زیر این علم دفن نمودند نصب کردند
3- سومین پرچم سیاه متبرک را در ماه بابا که بعداً نوه ی بابا مشکول را زیر این علم دفن کردند نصب نمودند
لازم به توضیح است قبر بابا مشکول به علت واقع شدن در قله کوه هنوز هم به شکل اولی باقی مانده است واز هر دو روستا قابل رویت است.
اما قبرهای انامک وآقا بابا در اثر سیل وبلا یای طبیعی از بین رفته اند ولی محل این پرچمهای حسینی پا برجا مانده اند و اهالی هر دو روستا برای این سه تا علم متبرک نذوراتی میکنند. ایجاد رسم عزای خاص حسینی ما بین این دو روستای خواهر و برادر در محرم هر سال برای اینکه مصیبت امام حسین (ع)و یاران او وراه و رسم امام در مبارزه با ظلم و فساد از ذهنها پاک نشود ، گفتیم علمهای متبرک سیاه عزا را درسه نقطه نصب نمودند ، وعلاوه بر این عزاداری مشترکی را درمیان این دو روستا ایجاد نمودند ، واین رسم عزاداری از آن زمان تا کنون به همت اهالی دو روستا پا برجا مانده و انشاالله پابرجا خواهد ماند .
رسم عزاداری حضرت امام حسین (ع) بدین شرح است که پس از سپری شدن عید قربان در محل میدان هردو روستا مراسم دسته عزای شاه حسین و وای حسین توسط جوانان هر دو روستا شروع می شود، و هرچه به ماه محرم نزدیکتر می شود این مراسمات رونق بیشتری بر خود می گیرد هنگام رسیدن ماه محرم زنان هردو روستا باکمک سایر اعضای خانواده یک خانه تکانی عزای حسینی انجام می دادند چون برای دادن احسان حسینی در هر خانه در هردو روستا در روز هشتم محرم (در روستای ماه بابا) و در روزنهم محرم (درروستای انه مه)آماده می شوند .

اجرای مراسم بدین شرح می باشد:
کل آقایان اهالی روستای انامق به اتفاق دسته های سینه زنی وشاه حسین و وای حسین در روز هشتم محرم هرسال برای گرفتن عزای حسینی وارد روستا ی محبوب آباد می شوند و در ورودی روستا از طرف اهالی میزبان و دسته های عزاداری میزبان مورد استقبال قرار می گیرند ، ابتدا دسته شاه حسین و وای حسین روستای میهمان با استقبال ازدسته ی میزبان به طرف میدان روستا حرکت می کنند ، وسپس دسته ی سینه زنی روستای میزبان برای پیشواز دسته ی سینه زنی میهمان روبروی هم قرار می گیرند و ریشسفیدان و روحانی هر دو روستا در جلوی دسته ی عزاداری می ایستند و پس از سلام گفتن وخوش آمد گوئی ، دستجات سینه زنی با هم دیگر وارد میدان روستای میهمان می شوند پس از سینه زنی٬ نوحه خوانی ، مراسم سینه زنی به پایان می رسد و عزاداران حسینی در مسجد جامع روستا جمع می شوند روحانی روستای میهمان برای موعظه و سخنرانی و ذکر مصائب امام حسین (ع) و یارانش بالای منبر می رود و پس از پایان مراسم هر کدام از اهالی روستا آماده پذیرایی از میهمانان حسینی برای صرف ناهار در خانه های خود میشوند.
این عمل درست در روز نهم ماه محرم (تاسوعا) در روستای انامق تکرار می شود (علاوه بر اهالی این دو روستا ٬میهمانان دیگری نیز از روستاهای مجاور وشهر مرند نیز در این مراسم شرکت میکنند) ودر روز دهم ماه محرم (عاشورا) اهالی خود هر روستا در محل روستای خود عزاداری و شبیه خوانی می کنند ،در گذشته نه چندان دور در روز یازده محرم دسته جات سینه زنی هردو روستا به اتفاق هم به کنار قبر بابا مشکول می رفتند و در کنار علم سیاه حسینی بابا مشکول به سینه زنی و عزاداری می پرداختند تا با این عمل خویش وفاداریشان را به راه و رسم امامشان امام حسین (ع) که بابا مشکول در حفظ آن به فرزندانش توصیه کرده بود اعلام نمایند .
انتهای پیام/
به روایت تاریخ ، فتح آذربایجان به دست اعراب به جنگهای سالهای (18 تا 22 هـ.ق) بر می گردد که آذربایجان تحت خلافت عربی اسلامی قرار گرفت وبه شهر های آذربایجان فرامانروایانی از طرف اعراب فرستاده شدند. در مورد فرمانروایانی که به مرند فرستاده شده دو دیدگاه وجود دارد:
1- با توجه به اینکه فتح بلاد آذربایجان درزمان خلیفه دوم عمر ابن خطاب به وقوع پیوست کلیه فرمانروایانی که به شهرهای آذربایجان فرستاده شدند مذهبشان سنی بودند . اما برای منطقه مرند و نخجوان یک فرانروای مسلمان(شیعه مذهب)از روی ناچاری فرستادند و فرمانروای شیعه مذهب مردم را با وصیات٬ شجاعت ، عدالت و جوانمردیهای مولای خود حضرت علی (ع) آشنا نمود ومردم این منطقه را شیفته ی اهل بیت عصمت و طهارت کرده ومردم این منطقه را مسلمان شیعه مذهب به بار آورد ، مذهب مردمان این منطقه از ابتدای ورود اسلام شیعه مذهب بوده و هست .
2- دیدگاه دوم در مورد مرند این است چون در زمان فتح آذربایجان مقاومتی از طرف مردم این منطقه صورت نمی گیرد فاتحان عرب ضرورتی نمی بینند که فرمانروایی به این منطقه بفرستند . اما زمانیکه حضرت علی (ع) به خلافت می رسد در سال (36 هـ.ق) نمایند ه ای به نام (قیس بن سعید بن عباده ) به فرمانروایی مرند و نخجوان می فرستند و درنتیجه ی وجود نماینده ی حضرت علی (ع) در میان اهالی این منطقه٬ مردم بیشتر با امام اول خویش آشنا شده ومذهب تشیع را از ابتدای ورود اسلام پذیرفته و از اول شیعه مذهب بوده وهستند .همچنین نماینده ای در سال(40هـ.ق) از طرف امام حسین (ع) به نام عبداله بن مروان به فرمانروایی این منطقه (مرند و نخجوان) منصوب می شود و مردم بیش از پیش با اهل بیت عصمت و طهارت آشنا شدند .
از جمله افرادی که همزمان با اهالی منطقه مرند مسلمانی را قبول نموده و مذهب تشیع را پذیرفته بودند مشکول بابا و همسر و فرزندانش (آی بابا و انامک) بودند . قبر بابا مشکول هم اکنون در قله کوهی که اسمش را از وی به عاریت گرفته است به نام کوه بابا مشکول قرار دارد که به عنوان دژ نیزاستفاده می شد. اسم اصلی وی بابا بوده بنا به گفته ریش سفیدان و گذشتگان طایفه بابا پس از مسلمان شدن به سپاهیان حضرت علی (ع) می پیوندند ودرسپاه علی (ع) مسئولیت پرکردن مشگهای آب سپاهیان و رساندن آب به آنها را برعهده می گیرد وپس از بر گشتن از سپاه حضرت علی (ع) به وطن لقب مشکول بابا به خود می گیرد ونامش در طول تاریخ در زبانها و کتابها باقی می ماند .
باتوجه به اینکه یک فرد آگاه ودنیا دیده بود برای اینکه خود و فرزندانش ازگزند دشمنان در امان بمانند و خانواده خود را از محل زندگی قبلی خود که درست در کنار جاده ابریشم (یئینجه) انامق که بیشتر اوقات مورد تاخت و تاز دشمنان و دزدان قرار می گرفت به محل سوق الجیشی که از دیدگاه رهگذران و دشمنان پنهان بود به محل فعلی این دو روستا نقل و مکان میکنند برای اینکه محل زندگیشان از امنیت بیشتری برخوردار باشند پسر و نوه های پسریش رادر محل روستای انامق اسکان می دهد ، ودخترش ونوه های دخترش از جمله آقا بابا در محل (روبروی مسجد فعلی محبوب آباد) اسکان می دهد و خود مشکول بابا هم در سر قله کوه بابا مشکول مستقر می شود چون تنها محلی بود که اطراف منطقه این دو روستا کلاً از هر جهت تحت نظر قرار می گرفت و به این دلیل این دو روستا آی بابا (ماه بابا) و انامق(انامک) خواهر و برادر گفته اند .
لازم به توضیح است دراثر گذشت زمان نامهای اصلی این دو روستا در حالت نوشتاری از (آی بابا به ماه بابا و محبوب آباد ) و(انامک به انه مه وانامق ) تغییر نام داده است . رفتن مشکول بابا و فرزندانش انامک ونوه اش آقا بابا برای بیعت وکمک به امام حسین (ع) بنا به روایت گذشتگان واسناد تاریخی موقعی بود که امام حسین (ع) از مدینه به طرف مکه وکوفه حرکت کرد و بلاد شیعه نشین را برای بیعت وکمک به طرف خود دعوت نمود چون مردم منطقه مرند شیعه مذهب بودند به این منطقه هم دعوت رسیده بود ، با توجه به طولانی بودن مسیر مردم با امکاناتی که داشتند آماده حرکت میشوند حتی ازقدیم سینه به سینه نقل شده است بعضی از افراد اسب نداشتند سوار برگاوهایشان شده و به طرف عراق حرکت می کنند اما متاسفانه زمانی که به نزدیکی کوفه می رسند با یک مصیبت بزرگ وناگوار مواجه میشوند وآن مصیبت ناگوار شهاد ت امام حسین (ع) و یاران امام بود ،در نتیجه مزار امام و شهدای کربلا را زیارت نموده و با حالت اندوه و عزا با پرچمهای سیاه برمی گردند و ومردم منطقه را با آرمانها واهداف شهادت امامشان آشنا می کنند واز آن زمان همه ساله در ماه محرم برای امامشان مراسم عزا می گیرند .
اما به نظر می آید بابا مشکول و فرزندان وقومش متاثر از دیگران وارد وطنشان می شوند وسه تا پرچم سیاه را درمحلهای :
1- قله کوه بابا مشکول که بعداً بنا به وصیت بابا وی را در انجا دفن کردند٬ نصب نمودند
2- دومین پرچم سیاه متبرک را در میدان زیوه روستای انامق که بعداً پسر بابا مشکول را زیر این علم دفن نمودند نصب کردند
3- سومین پرچم سیاه متبرک را در ماه بابا که بعداً نوه ی بابا مشکول را زیر این علم دفن کردند نصب نمودند
لازم به توضیح است قبر بابا مشکول به علت واقع شدن در قله کوه هنوز هم به شکل اولی باقی مانده است واز هر دو روستا قابل رویت است.
اما قبرهای انامک وآقا بابا در اثر سیل وبلا یای طبیعی از بین رفته اند ولی محل این پرچمهای حسینی پا برجا مانده اند و اهالی هر دو روستا برای این سه تا علم متبرک نذوراتی میکنند. ایجاد رسم عزای خاص حسینی ما بین این دو روستای خواهر و برادر در محرم هر سال برای اینکه مصیبت امام حسین (ع)و یاران او وراه و رسم امام در مبارزه با ظلم و فساد از ذهنها پاک نشود ، گفتیم علمهای متبرک سیاه عزا را درسه نقطه نصب نمودند ، وعلاوه بر این عزاداری مشترکی را درمیان این دو روستا ایجاد نمودند ، واین رسم عزاداری از آن زمان تا کنون به همت اهالی دو روستا پا برجا مانده و انشاالله پابرجا خواهد ماند .
رسم عزاداری حضرت امام حسین (ع) بدین شرح است که پس از سپری شدن عید قربان در محل میدان هردو روستا مراسم دسته عزای شاه حسین و وای حسین توسط جوانان هر دو روستا شروع می شود، و هرچه به ماه محرم نزدیکتر می شود این مراسمات رونق بیشتری بر خود می گیرد هنگام رسیدن ماه محرم زنان هردو روستا باکمک سایر اعضای خانواده یک خانه تکانی عزای حسینی انجام می دادند چون برای دادن احسان حسینی در هر خانه در هردو روستا در روز هشتم محرم (در روستای ماه بابا) و در روزنهم محرم (درروستای انه مه)آماده می شوند .

اجرای مراسم بدین شرح می باشد:
کل آقایان اهالی روستای انامق به اتفاق دسته های سینه زنی وشاه حسین و وای حسین در روز هشتم محرم هرسال برای گرفتن عزای حسینی وارد روستا ی محبوب آباد می شوند و در ورودی روستا از طرف اهالی میزبان و دسته های عزاداری میزبان مورد استقبال قرار می گیرند ، ابتدا دسته شاه حسین و وای حسین روستای میهمان با استقبال ازدسته ی میزبان به طرف میدان روستا حرکت می کنند ، وسپس دسته ی سینه زنی روستای میزبان برای پیشواز دسته ی سینه زنی میهمان روبروی هم قرار می گیرند و ریشسفیدان و روحانی هر دو روستا در جلوی دسته ی عزاداری می ایستند و پس از سلام گفتن وخوش آمد گوئی ، دستجات سینه زنی با هم دیگر وارد میدان روستای میهمان می شوند پس از سینه زنی٬ نوحه خوانی ، مراسم سینه زنی به پایان می رسد و عزاداران حسینی در مسجد جامع روستا جمع می شوند روحانی روستای میهمان برای موعظه و سخنرانی و ذکر مصائب امام حسین (ع) و یارانش بالای منبر می رود و پس از پایان مراسم هر کدام از اهالی روستا آماده پذیرایی از میهمانان حسینی برای صرف ناهار در خانه های خود میشوند.
این عمل درست در روز نهم ماه محرم (تاسوعا) در روستای انامق تکرار می شود (علاوه بر اهالی این دو روستا ٬میهمانان دیگری نیز از روستاهای مجاور وشهر مرند نیز در این مراسم شرکت میکنند) ودر روز دهم ماه محرم (عاشورا) اهالی خود هر روستا در محل روستای خود عزاداری و شبیه خوانی می کنند ،در گذشته نه چندان دور در روز یازده محرم دسته جات سینه زنی هردو روستا به اتفاق هم به کنار قبر بابا مشکول می رفتند و در کنار علم سیاه حسینی بابا مشکول به سینه زنی و عزاداری می پرداختند تا با این عمل خویش وفاداریشان را به راه و رسم امامشان امام حسین (ع) که بابا مشکول در حفظ آن به فرزندانش توصیه کرده بود اعلام نمایند .
انتهای پیام/
به روایت تاریخ ، فتح آذربایجان به دست اعراب به جنگهای سالهای (18 تا 22 هـ.ق) بر می گردد که آذربایجان تحت خلافت عربی اسلامی قرار گرفت وبه شهر های آذربایجان فرامانروایانی از طرف اعراب فرستاده شدند. در مورد فرمانروایانی که به مرند فرستاده شده دو دیدگاه وجود دارد:
1- با توجه به اینکه فتح بلاد آذربایجان درزمان خلیفه دوم عمر ابن خطاب به وقوع پیوست کلیه فرمانروایانی که به شهرهای آذربایجان فرستاده شدند مذهبشان سنی بودند . اما برای منطقه مرند و نخجوان یک فرانروای مسلمان(شیعه مذهب)از روی ناچاری فرستادند و فرمانروای شیعه مذهب مردم را با وصیات٬ شجاعت ، عدالت و جوانمردیهای مولای خود حضرت علی (ع) آشنا نمود ومردم این منطقه را شیفته ی اهل بیت عصمت و طهارت کرده ومردم این منطقه را مسلمان شیعه مذهب به بار آورد ، مذهب مردمان این منطقه از ابتدای ورود اسلام شیعه مذهب بوده و هست .
2- دیدگاه دوم در مورد مرند این است چون در زمان فتح آذربایجان مقاومتی از طرف مردم این منطقه صورت نمی گیرد فاتحان عرب ضرورتی نمی بینند که فرمانروایی به این منطقه بفرستند . اما زمانیکه حضرت علی (ع) به خلافت می رسد در سال (36 هـ.ق) نمایند ه ای به نام (قیس بن سعید بن عباده ) به فرمانروایی مرند و نخجوان می فرستند و درنتیجه ی وجود نماینده ی حضرت علی (ع) در میان اهالی این منطقه٬ مردم بیشتر با امام اول خویش آشنا شده ومذهب تشیع را از ابتدای ورود اسلام پذیرفته و از اول شیعه مذهب بوده وهستند .همچنین نماینده ای در سال(40هـ.ق) از طرف امام حسین (ع) به نام عبداله بن مروان به فرمانروایی این منطقه (مرند و نخجوان) منصوب می شود و مردم بیش از پیش با اهل بیت عصمت و طهارت آشنا شدند .
از جمله افرادی که همزمان با اهالی منطقه مرند مسلمانی را قبول نموده و مذهب تشیع را پذیرفته بودند مشکول بابا و همسر و فرزندانش (آی بابا و انامک) بودند . قبر بابا مشکول هم اکنون در قله کوهی که اسمش را از وی به عاریت گرفته است به نام کوه بابا مشکول قرار دارد که به عنوان دژ نیزاستفاده می شد. اسم اصلی وی بابا بوده بنا به گفته ریش سفیدان و گذشتگان طایفه بابا پس از مسلمان شدن به سپاهیان حضرت علی (ع) می پیوندند ودرسپاه علی (ع) مسئولیت پرکردن مشگهای آب سپاهیان و رساندن آب به آنها را برعهده می گیرد وپس از بر گشتن از سپاه حضرت علی (ع) به وطن لقب مشکول بابا به خود می گیرد ونامش در طول تاریخ در زبانها و کتابها باقی می ماند .
باتوجه به اینکه یک فرد آگاه ودنیا دیده بود برای اینکه خود و فرزندانش ازگزند دشمنان در امان بمانند و خانواده خود را از محل زندگی قبلی خود که درست در کنار جاده ابریشم (یئینجه) انامق که بیشتر اوقات مورد تاخت و تاز دشمنان و دزدان قرار می گرفت به محل سوق الجیشی که از دیدگاه رهگذران و دشمنان پنهان بود به محل فعلی این دو روستا نقل و مکان میکنند برای اینکه محل زندگیشان از امنیت بیشتری برخوردار باشند پسر و نوه های پسریش رادر محل روستای انامق اسکان می دهد ، ودخترش ونوه های دخترش از جمله آقا بابا در محل (روبروی مسجد فعلی محبوب آباد) اسکان می دهد و خود مشکول بابا هم در سر قله کوه بابا مشکول مستقر می شود چون تنها محلی بود که اطراف منطقه این دو روستا کلاً از هر جهت تحت نظر قرار می گرفت و به این دلیل این دو روستا آی بابا (ماه بابا) و انامق(انامک) خواهر و برادر گفته اند .
لازم به توضیح است دراثر گذشت زمان نامهای اصلی این دو روستا در حالت نوشتاری از (آی بابا به ماه بابا و محبوب آباد ) و(انامک به انه مه وانامق ) تغییر نام داده است . رفتن مشکول بابا و فرزندانش انامک ونوه اش آقا بابا برای بیعت وکمک به امام حسین (ع) بنا به روایت گذشتگان واسناد تاریخی موقعی بود که امام حسین (ع) از مدینه به طرف مکه وکوفه حرکت کرد و بلاد شیعه نشین را برای بیعت وکمک به طرف خود دعوت نمود چون مردم منطقه مرند شیعه مذهب بودند به این منطقه هم دعوت رسیده بود ، با توجه به طولانی بودن مسیر مردم با امکاناتی که داشتند آماده حرکت میشوند حتی ازقدیم سینه به سینه نقل شده است بعضی از افراد اسب نداشتند سوار برگاوهایشان شده و به طرف عراق حرکت می کنند اما متاسفانه زمانی که به نزدیکی کوفه می رسند با یک مصیبت بزرگ وناگوار مواجه میشوند وآن مصیبت ناگوار شهاد ت امام حسین (ع) و یاران امام بود ،در نتیجه مزار امام و شهدای کربلا را زیارت نموده و با حالت اندوه و عزا با پرچمهای سیاه برمی گردند و ومردم منطقه را با آرمانها واهداف شهادت امامشان آشنا می کنند واز آن زمان همه ساله در ماه محرم برای امامشان مراسم عزا می گیرند .
اما به نظر می آید بابا مشکول و فرزندان وقومش متاثر از دیگران وارد وطنشان می شوند وسه تا پرچم سیاه را درمحلهای :
1- قله کوه بابا مشکول که بعداً بنا به وصیت بابا وی را در انجا دفن کردند٬ نصب نمودند
2- دومین پرچم سیاه متبرک را در میدان زیوه روستای انامق که بعداً پسر بابا مشکول را زیر این علم دفن نمودند نصب کردند
3- سومین پرچم سیاه متبرک را در ماه بابا که بعداً نوه ی بابا مشکول را زیر این علم دفن کردند نصب نمودند
لازم به توضیح است قبر بابا مشکول به علت واقع شدن در قله کوه هنوز هم به شکل اولی باقی مانده است واز هر دو روستا قابل رویت است.
اما قبرهای انامک وآقا بابا در اثر سیل وبلا یای طبیعی از بین رفته اند ولی محل این پرچمهای حسینی پا برجا مانده اند و اهالی هر دو روستا برای این سه تا علم متبرک نذوراتی میکنند. ایجاد رسم عزای خاص حسینی ما بین این دو روستای خواهر و برادر در محرم هر سال برای اینکه مصیبت امام حسین (ع)و یاران او وراه و رسم امام در مبارزه با ظلم و فساد از ذهنها پاک نشود ، گفتیم علمهای متبرک سیاه عزا را درسه نقطه نصب نمودند ، وعلاوه بر این عزاداری مشترکی را درمیان این دو روستا ایجاد نمودند ، واین رسم عزاداری از آن زمان تا کنون به همت اهالی دو روستا پا برجا مانده و انشاالله پابرجا خواهد ماند .
رسم عزاداری حضرت امام حسین (ع) بدین شرح است که پس از سپری شدن عید قربان در محل میدان هردو روستا مراسم دسته عزای شاه حسین و وای حسین توسط جوانان هر دو روستا شروع می شود، و هرچه به ماه محرم نزدیکتر می شود این مراسمات رونق بیشتری بر خود می گیرد هنگام رسیدن ماه محرم زنان هردو روستا باکمک سایر اعضای خانواده یک خانه تکانی عزای حسینی انجام می دادند چون برای دادن احسان حسینی در هر خانه در هردو روستا در روز هشتم محرم (در روستای ماه بابا) و در روزنهم محرم (درروستای انه مه)آماده می شوند .

اجرای مراسم بدین شرح می باشد:
کل آقایان اهالی روستای انامق به اتفاق دسته های سینه زنی وشاه حسین و وای حسین در روز هشتم محرم هرسال برای گرفتن عزای حسینی وارد روستا ی محبوب آباد می شوند و در ورودی روستا از طرف اهالی میزبان و دسته های عزاداری میزبان مورد استقبال قرار می گیرند ، ابتدا دسته شاه حسین و وای حسین روستای میهمان با استقبال ازدسته ی میزبان به طرف میدان روستا حرکت می کنند ، وسپس دسته ی سینه زنی روستای میزبان برای پیشواز دسته ی سینه زنی میهمان روبروی هم قرار می گیرند و ریشسفیدان و روحانی هر دو روستا در جلوی دسته ی عزاداری می ایستند و پس از سلام گفتن وخوش آمد گوئی ، دستجات سینه زنی با هم دیگر وارد میدان روستای میهمان می شوند پس از سینه زنی٬ نوحه خوانی ، مراسم سینه زنی به پایان می رسد و عزاداران حسینی در مسجد جامع روستا جمع می شوند روحانی روستای میهمان برای موعظه و سخنرانی و ذکر مصائب امام حسین (ع) و یارانش بالای منبر می رود و پس از پایان مراسم هر کدام از اهالی روستا آماده پذیرایی از میهمانان حسینی برای صرف ناهار در خانه های خود میشوند.
این عمل درست در روز نهم ماه محرم (تاسوعا) در روستای انامق تکرار می شود (علاوه بر اهالی این دو روستا ٬میهمانان دیگری نیز از روستاهای مجاور وشهر مرند نیز در این مراسم شرکت میکنند) ودر روز دهم ماه محرم (عاشورا) اهالی خود هر روستا در محل روستای خود عزاداری و شبیه خوانی می کنند ،در گذشته نه چندان دور در روز یازده محرم دسته جات سینه زنی هردو روستا به اتفاق هم به کنار قبر بابا مشکول می رفتند و در کنار علم سیاه حسینی بابا مشکول به سینه زنی و عزاداری می پرداختند تا با این عمل خویش وفاداریشان را به راه و رسم امامشان امام حسین (ع) که بابا مشکول در حفظ آن به فرزندانش توصیه کرده بود اعلام نمایند .
انتهای پیام/
به روایت تاریخ ، فتح آذربایجان به دست اعراب به جنگهای سالهای (18 تا 22 هـ.ق) بر می گردد که آذربایجان تحت خلافت عربی اسلامی قرار گرفت وبه شهر های آذربایجان فرامانروایانی از طرف اعراب فرستاده شدند. در مورد فرمانروایانی که به مرند فرستاده شده دو دیدگاه وجود دارد:
1- با توجه به اینکه فتح بلاد آذربایجان درزمان خلیفه دوم عمر ابن خطاب به وقوع پیوست کلیه فرمانروایانی که به شهرهای آذربایجان فرستاده شدند مذهبشان سنی بودند . اما برای منطقه مرند و نخجوان یک فرانروای مسلمان(شیعه مذهب)از روی ناچاری فرستادند و فرمانروای شیعه مذهب مردم را با وصیات٬ شجاعت ، عدالت و جوانمردیهای مولای خود حضرت علی (ع) آشنا نمود ومردم این منطقه را شیفته ی اهل بیت عصمت و طهارت کرده ومردم این منطقه را مسلمان شیعه مذهب به بار آورد ، مذهب مردمان این منطقه از ابتدای ورود اسلام شیعه مذهب بوده و هست .
2- دیدگاه دوم در مورد مرند این است چون در زمان فتح آذربایجان مقاومتی از طرف مردم این منطقه صورت نمی گیرد فاتحان عرب ضرورتی نمی بینند که فرمانروایی به این منطقه بفرستند . اما زمانیکه حضرت علی (ع) به خلافت می رسد در سال (36 هـ.ق) نمایند ه ای به نام (قیس بن سعید بن عباده ) به فرمانروایی مرند و نخجوان می فرستند و درنتیجه ی وجود نماینده ی حضرت علی (ع) در میان اهالی این منطقه٬ مردم بیشتر با امام اول خویش آشنا شده ومذهب تشیع را از ابتدای ورود اسلام پذیرفته و از اول شیعه مذهب بوده وهستند .همچنین نماینده ای در سال(40هـ.ق) از طرف امام حسین (ع) به نام عبداله بن مروان به فرمانروایی این منطقه (مرند و نخجوان) منصوب می شود و مردم بیش از پیش با اهل بیت عصمت و طهارت آشنا شدند .
از جمله افرادی که همزمان با اهالی منطقه مرند مسلمانی را قبول نموده و مذهب تشیع را پذیرفته بودند مشکول بابا و همسر و فرزندانش (آی بابا و انامک) بودند . قبر بابا مشکول هم اکنون در قله کوهی که اسمش را از وی به عاریت گرفته است به نام کوه بابا مشکول قرار دارد که به عنوان دژ نیزاستفاده می شد. اسم اصلی وی بابا بوده بنا به گفته ریش سفیدان و گذشتگان طایفه بابا پس از مسلمان شدن به سپاهیان حضرت علی (ع) می پیوندند ودرسپاه علی (ع) مسئولیت پرکردن مشگهای آب سپاهیان و رساندن آب به آنها را برعهده می گیرد وپس از بر گشتن از سپاه حضرت علی (ع) به وطن لقب مشکول بابا به خود می گیرد ونامش در طول تاریخ در زبانها و کتابها باقی می ماند .
باتوجه به اینکه یک فرد آگاه ودنیا دیده بود برای اینکه خود و فرزندانش ازگزند دشمنان در امان بمانند و خانواده خود را از محل زندگی قبلی خود که درست در کنار جاده ابریشم (یئینجه) انامق که بیشتر اوقات مورد تاخت و تاز دشمنان و دزدان قرار می گرفت به محل سوق الجیشی که از دیدگاه رهگذران و دشمنان پنهان بود به محل فعلی این دو روستا نقل و مکان میکنند برای اینکه محل زندگیشان از امنیت بیشتری برخوردار باشند پسر و نوه های پسریش رادر محل روستای انامق اسکان می دهد ، ودخترش ونوه های دخترش از جمله آقا بابا در محل (روبروی مسجد فعلی محبوب آباد) اسکان می دهد و خود مشکول بابا هم در سر قله کوه بابا مشکول مستقر می شود چون تنها محلی بود که اطراف منطقه این دو روستا کلاً از هر جهت تحت نظر قرار می گرفت و به این دلیل این دو روستا آی بابا (ماه بابا) و انامق(انامک) خواهر و برادر گفته اند .
لازم به توضیح است دراثر گذشت زمان نامهای اصلی این دو روستا در حالت نوشتاری از (آی بابا به ماه بابا و محبوب آباد ) و(انامک به انه مه وانامق ) تغییر نام داده است . رفتن مشکول بابا و فرزندانش انامک ونوه اش آقا بابا برای بیعت وکمک به امام حسین (ع) بنا به روایت گذشتگان واسناد تاریخی موقعی بود که امام حسین (ع) از مدینه به طرف مکه وکوفه حرکت کرد و بلاد شیعه نشین را برای بیعت وکمک به طرف خود دعوت نمود چون مردم منطقه مرند شیعه مذهب بودند به این منطقه هم دعوت رسیده بود ، با توجه به طولانی بودن مسیر مردم با امکاناتی که داشتند آماده حرکت میشوند حتی ازقدیم سینه به سینه نقل شده است بعضی از افراد اسب نداشتند سوار برگاوهایشان شده و به طرف عراق حرکت می کنند اما متاسفانه زمانی که به نزدیکی کوفه می رسند با یک مصیبت بزرگ وناگوار مواجه میشوند وآن مصیبت ناگوار شهاد ت امام حسین (ع) و یاران امام بود ،در نتیجه مزار امام و شهدای کربلا را زیارت نموده و با حالت اندوه و عزا با پرچمهای سیاه برمی گردند و ومردم منطقه را با آرمانها واهداف شهادت امامشان آشنا می کنند واز آن زمان همه ساله در ماه محرم برای امامشان مراسم عزا می گیرند .
اما به نظر می آید بابا مشکول و فرزندان وقومش متاثر از دیگران وارد وطنشان می شوند وسه تا پرچم سیاه را درمحلهای :
1- قله کوه بابا مشکول که بعداً بنا به وصیت بابا وی را در انجا دفن کردند٬ نصب نمودند
2- دومین پرچم سیاه متبرک را در میدان زیوه روستای انامق که بعداً پسر بابا مشکول را زیر این علم دفن نمودند نصب کردند
3- سومین پرچم سیاه متبرک را در ماه بابا که بعداً نوه ی بابا مشکول را زیر این علم دفن کردند نصب نمودند
لازم به توضیح است قبر بابا مشکول به علت واقع شدن در قله کوه هنوز هم به شکل اولی باقی مانده است واز هر دو روستا قابل رویت است.
اما قبرهای انامک وآقا بابا در اثر سیل وبلا یای طبیعی از بین رفته اند ولی محل این پرچمهای حسینی پا برجا مانده اند و اهالی هر دو روستا برای این سه تا علم متبرک نذوراتی میکنند. ایجاد رسم عزای خاص حسینی ما بین این دو روستای خواهر و برادر در محرم هر سال برای اینکه مصیبت امام حسین (ع)و یاران او وراه و رسم امام در مبارزه با ظلم و فساد از ذهنها پاک نشود ، گفتیم علمهای متبرک سیاه عزا را درسه نقطه نصب نمودند ، وعلاوه بر این عزاداری مشترکی را درمیان این دو روستا ایجاد نمودند ، واین رسم عزاداری از آن زمان تا کنون به همت اهالی دو روستا پا برجا مانده و انشاالله پابرجا خواهد ماند .
رسم عزاداری حضرت امام حسین (ع) بدین شرح است که پس از سپری شدن عید قربان در محل میدان هردو روستا مراسم دسته عزای شاه حسین و وای حسین توسط جوانان هر دو روستا شروع می شود، و هرچه به ماه محرم نزدیکتر می شود این مراسمات رونق بیشتری بر خود می گیرد هنگام رسیدن ماه محرم زنان هردو روستا باکمک سایر اعضای خانواده یک خانه تکانی عزای حسینی انجام می دادند چون برای دادن احسان حسینی در هر خانه در هردو روستا در روز هشتم محرم (در روستای ماه بابا) و در روزنهم محرم (درروستای انه مه)آماده می شوند .

اجرای مراسم بدین شرح می باشد:
کل آقایان اهالی روستای انامق به اتفاق دسته های سینه زنی وشاه حسین و وای حسین در روز هشتم محرم هرسال برای گرفتن عزای حسینی وارد روستا ی محبوب آباد می شوند و در ورودی روستا از طرف اهالی میزبان و دسته های عزاداری میزبان مورد استقبال قرار می گیرند ، ابتدا دسته شاه حسین و وای حسین روستای میهمان با استقبال ازدسته ی میزبان به طرف میدان روستا حرکت می کنند ، وسپس دسته ی سینه زنی روستای میزبان برای پیشواز دسته ی سینه زنی میهمان روبروی هم قرار می گیرند و ریشسفیدان و روحانی هر دو روستا در جلوی دسته ی عزاداری می ایستند و پس از سلام گفتن وخوش آمد گوئی ، دستجات سینه زنی با هم دیگر وارد میدان روستای میهمان می شوند پس از سینه زنی٬ نوحه خوانی ، مراسم سینه زنی به پایان می رسد و عزاداران حسینی در مسجد جامع روستا جمع می شوند روحانی روستای میهمان برای موعظه و سخنرانی و ذکر مصائب امام حسین (ع) و یارانش بالای منبر می رود و پس از پایان مراسم هر کدام از اهالی روستا آماده پذیرایی از میهمانان حسینی برای صرف ناهار در خانه های خود میشوند.
این عمل درست در روز نهم ماه محرم (تاسوعا) در روستای انامق تکرار می شود (علاوه بر اهالی این دو روستا ٬میهمانان دیگری نیز از روستاهای مجاور وشهر مرند نیز در این مراسم شرکت میکنند) ودر روز دهم ماه محرم (عاشورا) اهالی خود هر روستا در محل روستای خود عزاداری و شبیه خوانی می کنند ،در گذشته نه چندان دور در روز یازده محرم دسته جات سینه زنی هردو روستا به اتفاق هم به کنار قبر بابا مشکول می رفتند و در کنار علم سیاه حسینی بابا مشکول به سینه زنی و عزاداری می پرداختند تا با این عمل خویش وفاداریشان را به راه و رسم امامشان امام حسین (ع) که بابا مشکول در حفظ آن به فرزندانش توصیه کرده بود اعلام نمایند .
انتهای پیام/
به روایت تاریخ ، فتح آذربایجان به دست اعراب به جنگهای سالهای (18 تا 22 هـ.ق) بر می گردد که آذربایجان تحت خلافت عربی اسلامی قرار گرفت وبه شهر های آذربایجان فرامانروایانی از طرف اعراب فرستاده شدند. در مورد فرمانروایانی که به مرند فرستاده شده دو دیدگاه وجود دارد:
,1- با توجه به اینکه فتح بلاد آذربایجان درزمان خلیفه دوم عمر ابن خطاب به وقوع پیوست کلیه فرمانروایانی که به شهرهای آذربایجان فرستاده شدند مذهبشان سنی بودند . اما برای منطقه مرند و نخجوان یک فرانروای مسلمان(شیعه مذهب)از روی ناچاری فرستادند و فرمانروای شیعه مذهب مردم را با وصیات٬ شجاعت ، عدالت و جوانمردیهای مولای خود حضرت علی (ع) آشنا نمود ومردم این منطقه را شیفته ی اهل بیت عصمت و طهارت کرده ومردم این منطقه را مسلمان شیعه مذهب به بار آورد ، مذهب مردمان این منطقه از ابتدای ورود اسلام شیعه مذهب بوده و هست .
,2- دیدگاه دوم در مورد مرند این است چون در زمان فتح آذربایجان مقاومتی از طرف مردم این منطقه صورت نمی گیرد فاتحان عرب ضرورتی نمی بینند که فرمانروایی به این منطقه بفرستند . اما زمانیکه حضرت علی (ع) به خلافت می رسد در سال (36 هـ.ق) نمایند ه ای به نام (قیس بن سعید بن عباده ) به فرمانروایی مرند و نخجوان می فرستند و درنتیجه ی وجود نماینده ی حضرت علی (ع) در میان اهالی این منطقه٬ مردم بیشتر با امام اول خویش آشنا شده ومذهب تشیع را از ابتدای ورود اسلام پذیرفته و از اول شیعه مذهب بوده وهستند .همچنین نماینده ای در سال(40هـ.ق) از طرف امام حسین (ع) به نام عبداله بن مروان به فرمانروایی این منطقه (مرند و نخجوان) منصوب می شود و مردم بیش از پیش با اهل بیت عصمت و طهارت آشنا شدند .
,از جمله افرادی که همزمان با اهالی منطقه مرند مسلمانی را قبول نموده و مذهب تشیع را پذیرفته بودند مشکول بابا و همسر و فرزندانش (آی بابا و انامک) بودند . قبر بابا مشکول هم اکنون در قله کوهی که اسمش را از وی به عاریت گرفته است به نام کوه بابا مشکول قرار دارد که به عنوان دژ نیزاستفاده می شد. اسم اصلی وی بابا بوده بنا به گفته ریش سفیدان و گذشتگان طایفه بابا پس از مسلمان شدن به سپاهیان حضرت علی (ع) می پیوندند ودرسپاه علی (ع) مسئولیت پرکردن مشگهای آب سپاهیان و رساندن آب به آنها را برعهده می گیرد وپس از بر گشتن از سپاه حضرت علی (ع) به وطن لقب مشکول بابا به خود می گیرد ونامش در طول تاریخ در زبانها و کتابها باقی می ماند .
,باتوجه به اینکه یک فرد آگاه ودنیا دیده بود برای اینکه خود و فرزندانش ازگزند دشمنان در امان بمانند و خانواده خود را از محل زندگی قبلی خود که درست در کنار جاده ابریشم (یئینجه) انامق که بیشتر اوقات مورد تاخت و تاز دشمنان و دزدان قرار می گرفت به محل سوق الجیشی که از دیدگاه رهگذران و دشمنان پنهان بود به محل فعلی این دو روستا نقل و مکان میکنند برای اینکه محل زندگیشان از امنیت بیشتری برخوردار باشند پسر و نوه های پسریش رادر محل روستای انامق اسکان می دهد ، ودخترش ونوه های دخترش از جمله آقا بابا در محل (روبروی مسجد فعلی محبوب آباد) اسکان می دهد و خود مشکول بابا هم در سر قله کوه بابا مشکول مستقر می شود چون تنها محلی بود که اطراف منطقه این دو روستا کلاً از هر جهت تحت نظر قرار می گرفت و به این دلیل این دو روستا آی بابا (ماه بابا) و انامق(انامک) خواهر و برادر گفته اند .
,لازم به توضیح است دراثر گذشت زمان نامهای اصلی این دو روستا در حالت نوشتاری از (آی بابا به ماه بابا و محبوب آباد ) و(انامک به انه مه وانامق ) تغییر نام داده است . رفتن مشکول بابا و فرزندانش انامک ونوه اش آقا بابا برای بیعت وکمک به امام حسین (ع) بنا به روایت گذشتگان واسناد تاریخی موقعی بود که امام حسین (ع) از مدینه به طرف مکه وکوفه حرکت کرد و بلاد شیعه نشین را برای بیعت وکمک به طرف خود دعوت نمود چون مردم منطقه مرند شیعه مذهب بودند به این منطقه هم دعوت رسیده بود ، با توجه به طولانی بودن مسیر مردم با امکاناتی که داشتند آماده حرکت میشوند حتی ازقدیم سینه به سینه نقل شده است بعضی از افراد اسب نداشتند سوار برگاوهایشان شده و به طرف عراق حرکت می کنند اما متاسفانه زمانی که به نزدیکی کوفه می رسند با یک مصیبت بزرگ وناگوار مواجه میشوند وآن مصیبت ناگوار شهاد ت امام حسین (ع) و یاران امام بود ،در نتیجه مزار امام و شهدای کربلا را زیارت نموده و با حالت اندوه و عزا با پرچمهای سیاه برمی گردند و ومردم منطقه را با آرمانها واهداف شهادت امامشان آشنا می کنند واز آن زمان همه ساله در ماه محرم برای امامشان مراسم عزا می گیرند .
,اما به نظر می آید بابا مشکول و فرزندان وقومش متاثر از دیگران وارد وطنشان می شوند وسه تا پرچم سیاه را درمحلهای :
,1- قله کوه بابا مشکول که بعداً بنا به وصیت بابا وی را در انجا دفن کردند٬ نصب نمودند
,2- دومین پرچم سیاه متبرک را در میدان زیوه روستای انامق که بعداً پسر بابا مشکول را زیر این علم دفن نمودند نصب کردند
,3- سومین پرچم سیاه متبرک را در ماه بابا که بعداً نوه ی بابا مشکول را زیر این علم دفن کردند نصب نمودند
,لازم به توضیح است قبر بابا مشکول به علت واقع شدن در قله کوه هنوز هم به شکل اولی باقی مانده است واز هر دو روستا قابل رویت است.
,اما قبرهای انامک وآقا بابا در اثر سیل وبلا یای طبیعی از بین رفته اند ولی محل این پرچمهای حسینی پا برجا مانده اند و اهالی هر دو روستا برای این سه تا علم متبرک نذوراتی میکنند. ایجاد رسم عزای خاص حسینی ما بین این دو روستای خواهر و برادر در محرم هر سال برای اینکه مصیبت امام حسین (ع)و یاران او وراه و رسم امام در مبارزه با ظلم و فساد از ذهنها پاک نشود ، گفتیم علمهای متبرک سیاه عزا را درسه نقطه نصب نمودند ، وعلاوه بر این عزاداری مشترکی را درمیان این دو روستا ایجاد نمودند ، واین رسم عزاداری از آن زمان تا کنون به همت اهالی دو روستا پا برجا مانده و انشاالله پابرجا خواهد ماند .
,رسم عزاداری حضرت امام حسین (ع) بدین شرح است که پس از سپری شدن عید قربان در محل میدان هردو روستا مراسم دسته عزای شاه حسین و وای حسین توسط جوانان هر دو روستا شروع می شود، و هرچه به ماه محرم نزدیکتر می شود این مراسمات رونق بیشتری بر خود می گیرد هنگام رسیدن ماه محرم زنان هردو روستا باکمک سایر اعضای خانواده یک خانه تکانی عزای حسینی انجام می دادند چون برای دادن احسان حسینی در هر خانه در هردو روستا در روز هشتم محرم (در روستای ماه بابا) و در روزنهم محرم (درروستای انه مه)آماده می شوند .
,

, اجرای مراسم بدین شرح می باشد:
,کل آقایان اهالی روستای انامق به اتفاق دسته های سینه زنی وشاه حسین و وای حسین در روز هشتم محرم هرسال برای گرفتن عزای حسینی وارد روستا ی محبوب آباد می شوند و در ورودی روستا از طرف اهالی میزبان و دسته های عزاداری میزبان مورد استقبال قرار می گیرند ، ابتدا دسته شاه حسین و وای حسین روستای میهمان با استقبال ازدسته ی میزبان به طرف میدان روستا حرکت می کنند ، وسپس دسته ی سینه زنی روستای میزبان برای پیشواز دسته ی سینه زنی میهمان روبروی هم قرار می گیرند و ریشسفیدان و روحانی هر دو روستا در جلوی دسته ی عزاداری می ایستند و پس از سلام گفتن وخوش آمد گوئی ، دستجات سینه زنی با هم دیگر وارد میدان روستای میهمان می شوند پس از سینه زنی٬ نوحه خوانی ، مراسم سینه زنی به پایان می رسد و عزاداران حسینی در مسجد جامع روستا جمع می شوند روحانی روستای میهمان برای موعظه و سخنرانی و ذکر مصائب امام حسین (ع) و یارانش بالای منبر می رود و پس از پایان مراسم هر کدام از اهالی روستا آماده پذیرایی از میهمانان حسینی برای صرف ناهار در خانه های خود میشوند.
,این عمل درست در روز نهم ماه محرم (تاسوعا) در روستای انامق تکرار می شود (علاوه بر اهالی این دو روستا ٬میهمانان دیگری نیز از روستاهای مجاور وشهر مرند نیز در این مراسم شرکت میکنند) ودر روز دهم ماه محرم (عاشورا) اهالی خود هر روستا در محل روستای خود عزاداری و شبیه خوانی می کنند ،در گذشته نه چندان دور در روز یازده محرم دسته جات سینه زنی هردو روستا به اتفاق هم به کنار قبر بابا مشکول می رفتند و در کنار علم سیاه حسینی بابا مشکول به سینه زنی و عزاداری می پرداختند تا با این عمل خویش وفاداریشان را به راه و رسم امامشان امام حسین (ع) که بابا مشکول در حفظ آن به فرزندانش توصیه کرده بود اعلام نمایند .
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه