به مناسبت سالروز جاودانگی شهید حاج ابراهیم همت؛
وقتی خدا صدای شهید همت را شنید
این روزها اهالی شهر خیلی بزرگشدهاند، به قول خودمان نسل عوض کردهاند، وقتی با هرکدام از آنها صحبت میکنی در مورد همهچیز و همهکس اطلاعات زیادی دارند، به قول پدربزرگم خیلی بارشان است، ولی در این وضعیت یکی از چیزهایی که ما را بسیار امیدوار میکند شناخت کسانی است که جان و مال و همهچیزشان را دادند تا بتوانیم بهراحتی بهعنوان یک مسلمان ناب محمدی نفس بکشیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی خبر مدرسه، میخواهم درباره تو بنویسم، البته عذر میخواهم که به اسم تو صدایت میکنم، باید بگویم شما ولی چون میدانم بسیار متواضع و فروتن بودی، با تو راحت حرف خواهم زد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه اطلاع رسانی خبر مدرسه,این روزها همه اهالی شهر تو را بهخوبی میشناسند، البته شاید بعضیها هم نام تو را فقط به اتوبان یا ورزشگاه و یا بزرگراه مختصر کنند ولی مهم این است که بسیاری از مردم این شهر با تو خاطرهها دارند، یا شاید بهتر است بگویم که تو با این مردم خاطرهها داری، درست است که پیامبر نبودی ولی بسیاری تو را در دوکوهه پیشوا یافتند و با تو بیعت کردند.
,
نقطه به نقطه و وجب به وجب مناطق جنگی حتی در آنهایی که حضور نداشتی هنوز هم بوی تو را میدهند. خدا میداند این را اغراق نمیکنم چون یقین دارم که شهدا زندهاند، تو زنده هستی و کسی که زنده باشد عطر و بویش به مشام میرسد.
,عشق است معلم ...
, عشق است معلم ...,راستش را بخواهی تازه فهمیدهام که حاج ابراهیم همت سردار خیبر، معلم هم بوده است. اول برایم جای تعجب داشت که چگونه یک فرمانده نظامی میتواند فرمانده قلبها هم باشد، چون برای اینکه شخصی فرمانده قلب کسی شود باید بسیار مهربان و با عطوفت باشد که این صفت با جنگ و نظامی بودن گاهی اوقات مطابقت ندارد. ولی تو فقط فرمانده نظامی نبوده بلکه با ذات و مهربانی مثالزدنی که داشتی دلها و جانها جذب خود میکردی.
,
آیا هنوز هم به ما مینگری؟!
, آیا هنوز هم به ما مینگری؟!,سؤالی از تو دارم که ذهنم را بسیار مشغول کرده، میخواهم بدانم آیا هنوز هم به ما مینگری؟! آیا هنوز هم صدای ما را میشنوی؟ آیا هنوز هم به ما سر میزنی؟ راستش می دانم که این کارها را انجام میدهی ولی تقصیر تو نیست، بعضی از ما به خودمان شک کردهایم، آخر گاهی اوقات کارهایی انجام میدهیم که به خط و منش شما فرق دارد، میترسم به همین دلیل ما را از چشم خود انداخته باشی!
,
راستی حاجی چه خبر از چشمهایت؟!
, راستی حاجی چه خبر از چشمهایت؟!,من که در آن موقع شاهد رخسار تو نبودم ولی اینگونه شنیدهام که چشمهای تو برای خود شخصیتی بودهاند، وقتی به چهره دوستانت نگاه میکردی از شادمانی و شوق دل میسپردند و وقتی به دشمنانت نگاه میکردی تابوتوان مقاومت را از دست میدادند. هنوز هم بسیاری از ما تو را فقط با چشمهایت میشناسیم، زیرا شخصیتهای معروفی بودند!
,
آرزو بود یا حقیقت؟! چرا رفتی؟
, آرزو بود یا حقیقت؟! چرا رفتی؟,همت جان همیشه میگفتی میخواهم مثل مولایم بیسر وارد بهشت شوم؛ اینگونه هم شد و به آرزویت که حقیقت جاودانگی بود رسیدی، ولی با خود نگفتی بعد از تو ما چه کنیم؟ ما به چشمهایت، صدای هقهق گریههای شبانهات، نمازهای با اخلاصت، اذانهای سوزناکت، همت بلندت و فرماندهیهای پیروزمندانهات عادت کرده بودیم. ایکاش نمیرفتی!
,
تقدیم به سردار خیبر حاج محمدابراهیم همت.
,ما را حلال کن و شفاعت خود را نصیب ما به گردان.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه