یاد یاران

خوشا آنان که خندیدند و رفتند...

خوشا آنان که خندیدند و رفتند...
شهدا عارفانه، صادقانه و آگاهانه راه حق را انتخاب و به بهترین شیوه آن را پیمودند؛ و در سرانجام لبخندزنان از این دنیا رفتند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، از مادرش که جدا شد، گفت: مادرجان دعا کن که شهید شوم، مادر در جواب گفت: پسرم منتظرت می‌مانم. پسر رفت، اما وقتی‌که برگشت، دیگر نه حرف می‌زد و نه راه می‌رفت؛ بلکه فقط لبخند می‌زد!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پایگاه خبری تحلیلی کریمه,

شهید رضا قنبری

,

ترکش خمپاره سینه‌اش رُو چاک داده بود
و روی زمین افتاد و زمزمه می‌کرد.
مصاحبه‌گر: دوربین رُو برداشتم و رفتم بالای سرش…
داشت آخرین نفساشو می‌زد.
ازش پرسیدم این لحظات آخر چه حرفی برای مردم‌داری؟
با لبخند گفت: از مردم کشورم می‌‌خوام وقتی برای خط مقدم کُمپُوت می‌فرستن، عکس رُوی کمپوت‌ها رو نَکنن!
گفتم داره ضبط میشه برادر، یه حرفِ بهتری بگو؟
با همون طنازی گفت: آخه نمیدونی، سه بار بهم، رُب گوجه افتاده!...
و لحظاتی بعد چشمانش را بست، لبخندی زد و شهید شد…”                                                                                                     

,
,
,
,
,
,
,
,
,

این شهید 19 دی ماه سال 65 در عملیات کربلای 5 درحالی‌که در شلمچه تیربارچی بود، پس از اصابت تیری به قلبش در دم به شهادت رسید.

,

فرازهایی از وصیتنامه این شهید: اگر تکه‌تکه هم بشوم دست از دین اسلام بر‌نمی‌دارم. به خدا قسم از من حقیر بشنوید مال این دنیا هیچ ارزشی ندارد و هیچ بهانه و دلیلی برای شرکت نکردن در جنگ را ندارید. ولی حب دنیا و سستی ایمان نمی‌گذارد شما به‌سوی خدای خود بشتابید. بترسید از اینکه هر هفته‌نامه اعمال ما دومرتبه پیش امام زمان (عج) باز می‌شود. نکند خدای‌ناکرده امام زمان (عج) از دست ما ناراحت و شرمنده شود. مگر خون شما از خون امام حسین (ع) و یارانش رنگین‌تر است و یا از آنان معصوم‌ترید. در راه اسلام شهید شدند تا این آزادی را برای شما به دست آورند. بیایید لااقل اگر ایمان ندارید آزادمرد باشید. نگذارید که دشمن به خاک و ناموس شما تجاوز کند. قرآن می‌فرماید: هر کس خود را شناخت خدای خود را شناخته است. بیایید فکر کنید و ببینید که هستید، از کجا آمده‌اید و به کجا خواهید رفت.

, :,

 

, ,

 

,

شهید سید وسام شرف‌الدین

,

«شهید سید وسام محسن شرف‌الدین» معروف به «سید نصر‌الله» ازجمله نیروهای لبنانی بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و مردم مظلوم سوریه عازم این کشور شد.

,

این شهید سرانجام روز پنجشنبه هفتم آذرماه 92 در حومه دمشق به شهادت رسید.

,

 

, ,

 

,

شهید علی المؤمن

,

«مهندس شهید علی المؤمن» 26 ساله، که وقتی ارتش بحرین زنان حاضر در تظاهرات را هدف قرار داد خود را مقابل گلوله‌ها انداخت و جانش را فدای نجات هم‌وطنانش کرد.

,

این شهید سعید در هنگام تغسیل، لبخند ‏زد؛ گویی که مکان متعالی خود را در «جنات النعیم» به نظاره نشسته است… طوبی له و حسن مآب.

,

, ,

 

,

شهید حسن تقی‎پور گلسفیدی

,

فرازهایی از وصیت‌نامه این شهید: خیلی دوست دارم در مراسم و مجالسی که به خاطرم برگزار می‌نمایید، نوحه‌ی ابی‌عبدالله الحسین(ع) و روضه‌ی آن حضرت را بخوانید تا ملت منقلب و مسلمان به خاطر آن حضرت بگریند و دیگر آن‌که می‌خواهم در کنار دیگر یارانم در بهشت تازه‌آباد سلمان شهر آرام گیرم و با آنان تجدید بیعت نمایم و ضمناً به مدت دوازده روز روزه بدهکار هستم. لطفاً برایم آن‌ها را به‌جا آورید. همچنین نماز قضا بسیار دارم، اگر لازم باشد برایم انجام دهید. از مال دنیا چیزی ندارم، ولی اگر احیاناً مالی است که اکنون به خاطر ندارم، از خانواده  تقاضا می‌کنم تا آن‌ها را درراه خدا انفاق کنند تا در آن دنیا با دست‌خالی از مادیات به دیدار پروردگارم بروم و خدای‌ناکرده چیزی مرا به خودش وابسته نگرداند.
پنج‌شنبه بیست و یکم مردادماه 1361 اهواز – پایگاه شهیدبهشتی – تیپ کربلا – گردان علی ابن ابی‌طالب(ع) – گروهان یکم

,
,

 

, ,

 

,

شهید حبیب لک زایی

,

درجه برایش مطرح نبود مردم هم برای درجه به او عشق نمی‌ورزیدند و بی‌جهت نیست که مردم به او «حبیب دل‌ها» لقب داده‌اند.

,

سردار بی‌ادعا و گمنام زمین و نام‌آشنای آسمانی‌ها، در 25 مهرماه 1391 در مأموریت کاری و در لباس سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بیمارستان بعثت نیروی هوایی ارتش مصادف با سالروز شهادت حضرت امام جواد(ع) و در سومین سالگرد شهادت سرداران شهید نورعلی شوشتری و شهید رجب‏علی محمد زاده ـ که به تعبیر سردار شهید لک‏زایی شهدای وحدت، امنیت و خدمت بودند ـ به فیض شهادت نائل شد و در سایه سپیدارهای ملکوت آرمید.

,

از مهم‎ترین مسئولیت‌های این شهید می‎توان به "تک‌تیرانداز گردان کمیل لشکر 41 ثارالله در دشت عباس"٬ "حضور در جبهه با سپاه حضرت رسول(ص)"٬ "تلاش فراوان برای جذب و اعزام نیرو به جبهه"٬ "تک‌تیرانداز گردان 409 لشکر 41 ثارالله(ع) در جنوب اهواز"٬ "مسئول اکیپ گشت پایگاه زابل"٬ "مسئول بسیج پایگاه زابل در سال 61"٬ "فرمانده حوزه مقاومت نجف اشرف بخش مرکزی زابل در سال 63"٬ "مسئول ستاد گردان لشکر 41 ثارالله در جنوب شلمچه در سال 66"٬ "کمک فراوان به سیل‌زدگان زابل در سال‌های 69 و 70"٬ "نقش تعیین‌کننده در عملیات نصر 3 در مقابله با اشراری که اموال عمومی سنگین را در سال 70 از منطقه دزدیده بودند"٬ "فرمانده سپاه زابل از سال 69 تا 79 معاون هماهنگ‌کننده منطقه مقاومت سیستان و بلوچستان از سال 79 تا 86"٬ "جانشین فرمانده منطقه مقاومت و جانشین فرمانده سپاه سلمان از سال 87 تا هنگام شهادت" اشاره کرد.

,

 

, ,

 

,

شهید محمدرضا حقیقی

,

او که خم‌شده بود تا برای آخرین بار چهره‌ی پاک، آرام و نورانی محمدرضا را ببیند، متوجه شده بود که لب‌های محمدرضا در حال تکان خوردن است و دو لب او که به هم قفل و کاملاً بسته‌شده بود، درحال باز شدن و جدا شدن است و دندان‌های محمدرضا یکی پس از دیگری در حال نمایان و ظاهرشدن است.وقتی صلوات مردمی که برای تشییع پیکر محمدرضا دیرینه‌ی حقیقی آمده بودند تمام شد ، پیکر شهید به‌آرامی از داخل تابوت درون قبر قرار داده شد. لحظاتی بعد محمدرضا آرام‌تر از همیشه درون قبر خوابیده بود. تا این لحظه همه‌چیز روال عادی خود را طی می‌کرد. اما هنوز فرازهای اول تلقین تمام نشده بود که عموی شهید فریاد زد: «الله‌اکبر! شهید می‌خندد.عموی او می‌گفت: ابتدا خیال کردم لغزش حلقه‌های اشک در چشمان من است که باعث می‌شود لب‌های شهید را در حال حرکت ببینم، با آستین، اشک‌هایم را پاک کردم و متوجه شدم که اشتباه نکردم.

,

لب‌های او در حال باز شدن بود و گونه‌های او گل می‌انداخت پدرومادر شهید را خبر کردند. آن‌ها هم آمدند و به چهره‌ی پاک فرزند دلبندشان نگریستند. اشک شوق از دیدن چنین منظره‌ای به‌یک‌باره بار غم و رنج فراق محمدرضا را از دل آن‌ها بیرون آورد. مادرش فریاد زد: «بگذارید همه بیایند و این کرامت الهی را ببینند»

,

تمام کسانی که برای تشییع پیکر شهید به بهشت‌آباد اهواز آمده بودند، یکی پس از دیگری بالای قبر محمدرضا آمده و لبخند زیبای او را به چشم دیدند روی قبر را پوشاندند . . .

,

این شهید شب 21 بهمن 1364 یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی، در ترکیب گردان کربلای اهواز در عملیات والفجر 8  فاو شرکت کرد و سرانجام در همین عملیات در ساحل فاو به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از چند روز که در سردخانه نگهداری شد به اهواز انتقال یافت و طی مراسمی با حضور خانواده و جمعی از مردم تشییع و در بهشت‌آباد اهواز در آغوش خاک آرام گرفت.

,

 

, ,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه