برای تجدید میثاق با شهدا:
دیدار از مزار شهدای گمنام کامیاران
شاهو خبر: مسئولین ادارات و نهادهای شهرستان کامیاران امروز را برفراز تپه شهدا گذراندند که یادی نموده باشند از آن همه خون دادن و جان دادن ها، که یادی از آن اسیر خاک نمایند که در خاک گمنام خفته است و بر ملکوت آسمان شناخته ترین مخلوق خداست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛ وقتی او را می دیدم ، ریش هایش را می گرفتم و می گفتم : بابا این ریش حد و حساب دارد، نه ! از علما و مجتهدین بپرس، ریش نباید از مشت دست بیرون بزند. محسن می گفت: نمی دونی که، من با این ریش کار دارم ، این ریش ها باید با خون خضاب بشه. وقتی از تهران به منطقه می رفت با خودش حنا می برد. دست و پایش را همیشه حنا می گذاشت و می گفت: برای پوست خوبه. دوستان حاج محسن تعریف می کردند که هر سال یک روز مانده به عید قربان، او یک کاسه حنا درست می کرد تا بچه ها به عنوان یادگاری عید، انگشت ها یا کف دست و پایشان را حنا بگذارند. سال آخر گفتیم: حاجی، امسال حنایت آماده نیست! گفت :
حنای امسال، خونمه...
,
,
مسئولین ادارات و نهادهای شهرستان کامیاران امروز را برفراز تپه شهدا گذراندند که یادی نموده باشند از آن همه خون دادن و جان دادن ها، که یادی از آن اسیر خاک نمایند که در خاک گمنام خفته است و بر ملکوت آسمان شناخته ترین مخلوق خداست.
,گریه های گوشه چشم یاوران دیروز که در اسارت جان مانده اند و دریغ از بال پرواز به سوی لایتناهی، بال بال می زنند به شرمی با دستمالی پاک می شود که به یاد آورند جان جانان امروز همه ما محصول و میوه این همه جان دادن هاست.
,بر فراز این تپه که اتفاقا مشرف بر شهر کامیاران است دو لاله گلگون خفته اند و مزار آنان راه ره پویان دهر ابد است؛ چه مهربانانه رو به شهر می نگرند و دل های آرزومندان را فرا می خوانند که "هیهات من الذله...هیهات من الذله".
,* جملات ابتدایی این نوشته برگرفته از کتاب "لبخندی به معبر آسمان"است.
, * جملات ابتدایی این نوشته برگرفته از کتاب "لبخندی به معبر آسمان"است. ,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه