جای پای رسانه ها در جنبش های اسلامی در منطقه

جای پای رسانه ها در جنبش های اسلامی در منطقه
با شروع قیام و حرکت بیداری اسلامی ، رسانه های بسیاری تلاش نمودند تا در سیر حوادث و رخدادهای مردمی در کشورهای اسلامی نقش فعالی را برعهده بگیرند که در ادامه به بررسی تعدادی از آنها پرداخته می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز،  وسایل ارتباط جمعی به عنوان کارگزاران فرهنگی ، در فرآیند قیام و بیداری ملت های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از جایگاه درخور توجهی برخودار بوده اند. افزون بر این، در ایجاد آگاهی های اجتماعی که برای فرایند تصمیم گیری جمعی ضروری است، نمی توان از نقش انکار ناپذیر رسانه ها غافل شد. از این رو با شروع قیام و حرکت بیداری اسلامی ، رسانه های بسیاری تلاش نمودند تا در سیر حوادث و رخدادهای مردمی در کشورهای اسلامی نقش فعالی را برعهده بگیرند که در ادامه به بررسی تعدادی از آنها پرداخته می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,

۱) شبکه الجزیره: الجزیره یکی از اولین شبکه های خبری جهان بود که خود سوزی محمد البوعزیزی، جوان ۲۶ ساله دستفروش تونسی را مخابره کرد، حادثه ای که سرآغاز خیزش های مردمی بود. الجزیره همچنین در مصر به طور مستمر به اطلاع رسانی وقایع این کشور می پرداخت که بخش مهمی از این استمرار در اطلاع رسانی را باید مدیون حضور خبرنگاران و کارشناسان مصری، در دفتر این شبکه دانست؛ اما با گسترش این اعتراضات به کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه بحرین، رویکرد رسانه ای الجزیره کم کم، رنگ باخت و نقش این شبکه کم رنگ گردید. در این زمان بود که پرسش های زیادی در مورد سیاست
و خط مشی خبری الجزیره و بی طرفی آن مطرح شد. زیرا روندی که الجزیره در تونس و مصر به دنبال آن بود، در بحرین پیگیری نشد. این موضوع در حالی مطرح گردید که برخوردهای دوگانه شبکه های خبری به ویژه شبکه های الجزیره و العربیه در پوشش تحولات کشورهای عربی، مخصوصا برجسته نمودن اعتراضات در سوریه و در مقابل آن بایکوت خبری اعتراضات در بحرین، موجب شده بود برخی صاحب نظران به تحلیل این برخوردهای دوگانه بپردازند. در اینجا باید گفت تصور این نکته که شبکه الجزیره به تنهایی به وجود آورنده و سازنده انقلابها در جهان عرب است، نگرش نادرست و دورغینی است که
ساخته و پرداخته خود شبکه بوده که پس از پوشش خبری موفقیت آمیز دو انقلاب تونس و مصر توسط این شبکه، گردانندگان آن سعی کردند تا این ادعا را به افکار عمومی جهان عرب القا نمایند، زیرا اگر غیر از این بود و شبکه الجزیره واقعا شکل دهنده و به وجود آورنده انقلابهای عربی بود، هیچ گاه با حوادث جاری در بحرین این گونه برخورد نمی کرد. در تمام طول مدتی که شاهد بروز اعتراضات و قیام های مردمی در بحرین بودیم و با وجود سرکوب شدید این قیام ها توسط رژیم آل خلیفه که در اثر آن صدها شهروند بحرینی کشته و مجروح شدند، شبکه الجزیره تلاش نمود، اوضاع را در بحرین
عادی جلوه دهد.
۲) شبکه العربیه: شبکه العربیه در جریان انقلابهای مردمی در مصر یکی از رسانه های حامی دولت مصر بود و قطعا مدیران آن راضی به سرنگونی حسنی مبارک نبودند؛ اما در این ماجرا چاره ای نداشتند که یا صحنه درگیری ها مصر را به رقیبان خود یعنی الجزیره و العالم سپرده و مخاطبان خود را به یکباره از دست بدهند، یا اینکه با سمت گیری های خاص خود، وارد ماجرا شده و به اطلاع رسانی بپردازند. این روند تا چند روز بیشتر دوام نیاورد و در پی اعلام حمایت و پشتبانی ملک عبدالله پادشاه عربستان از مبارک، این شبکه شیوه خود را تغییر داد و به جای پوشش تظاهرات مردم در
خیابان، تنها خیابان های خلوت و مراکز غارت شده را نشان می داد. رویه اطلاع رسانی و خبر سازی العربیه در انقلابهای منطقه با تسری آن به بحرین وقوع ناآرامی ها در سوریه بیشتر نمایان شد؛ در حالی که شمار بسیاری از انقلابیون بحرین زیر چکمه های نظامیان له می شدند، اخبار این رویداد در این شبکه و رسانه های هم سو سانسور می شد در عوض این رسانه ها در آن ایام، روزانه بخش ویژه ای از مشروح اخبار خود را به خبرسازی و مخابره اخبار زرد صحنه تحولات سوریه که با تلفن همراه تصویر برداری شده بود و مکان و زمان آنها مشخص نبود، اختصاص می دادند.
۳)-شبکه های غربی: نحوه برخورد رسانه های غربی با انقلابهای عربی، علامت سوال زیادی را درباره نقش واقعی رسانه ها در جامعه جهانی مطرح کرد. حرکت مردم تونس از ابتدا تا دو روز پیش از پیروزی کامل با بی توجهی کامل رسانه های غربی مواجه شد؛ اما درباره مصر وضعیت کاملا متفاوت بود. رسانه های غربی از پایان حوادث روز اول اعتراض های مردمی مصر، به آن توجه کردند و بخش زیادی از ساعات پخش یا ستون های مطبوعات را به آن اختصاص دادند؛ اما به سرعت از دامنه این توجه کاسته شد، به طوری که بسیاری از رسانه های غربی این اعتراض های مردمی را حوادث و نا آرامی و یا حداکثر
خیزش مردمی توصیف کردند. غرب تلاش فراوانی کرد که بتواند این موج ها را ان گونه که می خواهد هدایت کند و به نوعی از این موج که علیه دیکتاتوری دست نشانده خودش آغاز شده بود، جریان هایی مطابق با اهداف خود بسازد به گونه ای که سیاستمداران غربی تمام تلاش خود را انجام دادند تا به نوعی این انقلابها را تاجایی که امکان داشت مصادره نمایند و یا آن را به گونه ای در چشم جهانیان جلوه دهند که اهداف آنها را تامین نماید. رسانه های غربی در حالی که نسبت به اخبار و رویدادهای کشوری چون بحرین راهبرد سانسور پیش گرفته بودند، در یک اقدام کاملا هدفمند و از پیش
طراحی شده با برجسته سازی نقش حکومت سوریه در سرکوب شدید مخالفان و حمایت ایران از این حکومت پرداختند. در این میان رفتارشناسی رسانه های غربی به ویژه بی بی سی در قبال تحولات منطقه و چرایی اتخاذ مواضع دوگانه و تدام سیاست یک بام و دو هوا از سوی این رسانه ها شایان توجه است. با تسری موج انقلاب ها به بحرین و اعتراضاتی که در سوریه شکل گرفت، مواضع رسانه های غربی در قبال اوضاع کشور عربی سوریه، نسبت به آنچه در بحرین می گذرد؛ کاملا متفاوت و متمایز بود. نوع پوشش خبری که در مورد مصر و تونس داده شد، کاملا با پوشش تحولات بحرین متفاوت بود، به گونه ای که
به طور کلی رسانه های خبری غرب به ویژه بی بی سی از همان جرقه های ابتدایی در بحرین، این حرکت را با فرافکنی خبری، نخست نوعی اغتشاش نشان دادند و سپس سعی کردند آن را نشات گرفته از دخالت های ایران نشان دهند. تمام این رفتارهای فرافکنانه رسانه ای در حالی صورت گرفت که با عدم پخش صحنه های خونین سرکوب مردم بحرین و حتی نشان دادن صحنه دفاع شیعیان از خود در برابر یورش نیروهای امینیتی و خشن نشان دادن آنها، توجیه رسانه ای برای سرکوب مردم بحرین فراهم کند. در کنار این نوع از رفتارهای غیر انسانی این رسانه ها در تحولات بحرین، یک استراتژی ویژه در مورد
بحرین در نظر گرفته شده است استراتژی که عمق پیوند این رسانه ها را با دستگاه سیاسی غرب به اثبات می رساند و آن هم چیزی نبود، جز بمباران خبری دروغین که به افکار عمومی جهانی و به ویژه دنیای غرب نشان دهد که ایران در مسائل بحرین دخیل است به گونه ای که بی بی سی تلاش کرد با مطرح خبرهای ایران در کنار خبرهای بحرین و پخش اخبار این دو به صورت متوالی به به نوعی به ببیننده، ارتباط بین این دو را القا کند. این تاکتیک خبری معمولا وقتی توسط رسانه های غربی به کار گرفته می شود که آنها قصد توطئه و کارشکنی علیه دو کشور داشته باشند. شواهد نشان می دهد مواضع
هماهنگ رسانه های غربی در قبال تحولات سوریه و بزرگ نمایی خبری حوداث این کشور، در واقع مبین بخشی از راهبرد هماهنگ کشورهای غربی وعربی در قبال حکومت بشار اسد نیز می باشد. چنانکه رسانه ها قصد دارند با انتشار اخبار گزینشی، جهت دار و از پیش هماهنگ شده با محوریت درشت نمایی اقدامات حکومت بشار اسد در سوریه، ضمن کمک به افزایش تنش داخلی و تقویت مخالفان به جریحه دار کردن عواطف عمومی و بسیج جامعه جهانی در قبال حکومت بشار اسد نیز پرداخته شود. با تمام این اوصاف عملکرد رسانه های غربی حتی در محافل رسانه ای غرب نیز با انتقادات زیادی مواجه شده است. در
این زمینه روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی در مورد اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا که گفته بود واشنگتن در جنگ اطلاعاتی از رسانه های خارجی متحمل شکست سنگینی شده است نوشت: هیلاری کلینتون با مقایسه کیفیت اخبار رسانه های آمریکایی با رسانه های خاورمیانه، عملکرد رسانه های آمریکایی را بسیار ضعیف ارزیابی کرد.
۴) رسانه های ماهواره ای و اینترنتی: عامل تاثیرگذار دیگر در پیروزی قیام های مردمی، رسانه های اجتماعی بودند. نقش رسانه های اجتماعی به حدی در این دگرگونی ها پر رنگ بود که برخی جنبش مردمی تونس را انقلاب فیس بوک نامیدند. جوانان تونسی از رسانه های اینترنتی برای سازماندهی تظاهرات بهره می گرفتند. برای مثال در فاصله۱۸ تا۲۶ دسامبر۲۰۱۰، حداقل افرادی که از فیس بوک بهره گرفتند در کم ترین روز بهره گیری از این رسانه، یک میلیون و ۸۲۰ هزار کاربر بوده است. اگر این آمار را در کنار جمعیت ۱۰ میلیونی تونس قرار دهیم، میزان تاثیرگذاری این رسانه روشن تر می شود.
علاوه بر فیس بوک، سایت توییتر و شبکه خبری الجزیره در خبر رسانی و سازماندهی اعتراضات نقشی اساسی داشته اند.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

======

,

مریم عمادی

,

انتهای پیام/ر

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه