رونمایی از ترانه "جاشوی بی پروا" در بوشهر
ترانه جاشوی بی پروا با صدای ساسان نوذری هنرمند هم استانی در همایش " بوشهر ، دو قرن مبارزه با استعمار" رونمایی شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیرنگ ساسان نوذری اظهار داشت : جاشوی بی پروای ترانه ای بومی ، حماسی است که روحیه بیگانه ستیزی مردم استان بوشهر و مقاومت آنان را در برابر تجاوز در قالب واژه های بومی روایت می کند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیرنگ,وی افزود : این ترانه تلاش می کند رئیسعلی دلواری را که نماد و چهره ضد استعماری مردم غیور این خطه است را برای همگان به تصویر کشیده و داستان شورانگیر تجاوز اجنبی و مبارزه دلیران تنگستانی را بازخوانی کند .
,این خواننده هم استانی ادامه داد : از سوی دیگر واژگان ترانه جاشوی بی پروا از دل ادبیات فوکلور انتخاب شده تا واژه هایی که در گذشته نه چندان دور در گویش مردم استان بوشهر ساری و جاری بوده احیا و حفظ شوند و به همین منظور در این ترانه از آوازهای بومی و موسیقی منطقه نیز بهره گرفته شده تا ضمن بازآفرینی شور حماسی مخاطب را با هم خود همصدا کند .
,نوذری در پایان این خاطر نشان کرد : این ترانه هفته آینده به صورت رسمی منتشر خواهد شد .
,شایان ذکر است شعر ترانه بی پروا از دکتر منوچهر بایندری و آهنگ و تنظیم آنرا اکبر ابراهیمی بر عهده داشته است .
,,
,
,
,
ترانه "جاشوی بی پروا"
, ترانه "جاشوی بی پروا",,
نوازنده ویولن و آلتو : بابک شهرکی
,نوارنده فلوت : ناصر رحیمی
,نوازنده هورن : حسین میرزایی
,نوازنده ترومبون : حسین شریفی
,صدابردار : بابک شهرکی ، پدرام شهرکی
,ناظر ضبط : بابک شهرکی
,آهنگ ساز و تنظیم کننده : بابک ابراهیمی
,استودیو : استودیو پارت
,شاعر : دکتر منوچهر بایندری
,خواننده : ساسان نوذری
,,
,
هلا جاشوی بی پروا
,یل جنگ آور درِیا
,زده لنگر به خاک ما
,جهاز انگلیسی ها
,***
, ***,بجنبین دشمنا اَندِن
,وِریسین شوسیا اندن
,جهازاشون پُر میجر
,دساشون مارتیا اندن
,***
, ***,صدای ریسعلی غُرید
,تن کوه و کمر لرزید
,خطر کردن خطا کردن
,به زرنوی بلا اندن
,***
, ***,,
رسیدن مَنوِر و صدناوِ جنگی هزارون بیله مزدور فرنگی
, ,زنین برطبل جنگ ای تنگسیرا که ماه افتاده دست شاه زنگی
, ,برو ای دیو دشمن زاده واگرد که خشم مو مثِ تشباده واگرد
,مو مرد تنگسیرُم شرز شیرم لِشِت تاری زمین نفتاده واگرد
,هزارون خصم تارومار کردن وِرِشکندن زجون بیزار کردن
, ,چِلُندن ری سِرش بالشکر وخیل به چیشش روز روشن تار کردن
, ,سوار اسب زرد غیرتش بود دل نر شیر آب از هیبتش بود
, ,زمان رزم پور زال طی شد زمان ریسعلی شد نوبتش بود
,خوشا وقتی که شولا گره زد به آتش کوه و دُریا راگره زد
, ,به سرهای فرو افتاده خصم رکاب اسب آنها را گره زد
,***
, ***,جُم جمبیسا اینجا نویسا اینجا نه جاتن روز عزاتن ما بیله مردیم اهل نبردیم جُم جمبیسا ...
, ... ,,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه