باز هوای وطنش آرزوست؛

نوروز به سبک اسراء/طرز پخت شیرینی خامه ای!

نوروز به سبک اسراء/طرز پخت شیرینی خامه ای!
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد؛ لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. ///منبع خبر هایپرلینک شود////
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، در آستانه ی عید سعید نوروز مردم حال و هوای دیگری دارند؛ فرهنگ نوروزی ما از قدیم الایام علیرغم وجود مشکلات متعدد و تغییرات زیاد، هرگز رنگ نباخته و ایران اسلامی در برهه های مختلف زمان و در اوج بحران ها نیز این فرهنگ را حفظ کرده است؛ اما در این میان شاید آداب و رسوم سرشار از شادی نوروز در محیطی مثل جنگ و جبهه و جالب تر از آن در اردوگاه های اسراء قابل توجه باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

دید و بازدید در داخل آسایشگاه ها و محوطه ی اردوگاه جهت رفع کدورت ها و پاک کردن زنگارهای روی قلب که دوستی و صمیمیت را تهدید می کند، شروع می شود. زیرا در قلب دشمن هستند و باید هرچه کینه و غیظ هست، متوجه دشمن و هر چه رافت و مهربانی و صفا و صمیمیت هست، متوجه دوستان کرد. بچه ها دست ها را به هم می فشارند، همدیگر را در آغوش می گیرند، بر سجده گاه و پیشانی یکدیگر بوسه می زنند و .... باید بود و دید. راستی چقدر زیبا بود! و همه این کارها موجب خشم و ناراحتی دشمن می شد.

,

یوسف حسینی خاطرات نوروزی خود از ایام اسارت را چنین بیان می کند: جنگ نابرابر در صحنه نبرد و جبهه های جنگ در اردوگاه های اسرا در جریان بود؛ جنگی که سربازان آن غصه، غم و دلتنگی بود و دشمن با اجرای عملیات روانی تلاش می کرد که جشن و شادی و همدلی و نشاط را از اسرای ایرانی گرفته و آن ها را به صورت موجوداتی تسلیم و تابع درآورد اما اسرای ایرانی با درکی صحیح از وضع پیش آمده، تلاش می کردند که اندیشه های مقاومت و پایداری در مقابل مشکلات روحی و روانی را به دیگران انتقال دهند.

,

وی ادامه می دهد: در موقع تحویل سال نو خبری از سفره های هفتسین رنگی و تنگ ماهی، لباس نو، اعضای خانواده، دید و بازدید از فامیل و گشت و گذار در طبیعت نبود اما اسرای ایرانی علیرغم غم و اندوهی که به واسطه ی دوری از خانواده و دوستان خود داشتند، تلاش می کردند هرسال این مراسم را با شکوه تر از سال قبل برگزار نمایند.

,

وی می گوید: عید نوروز برای آنهایی که برای اولین بار عید را در غربت تجربه می کردند، بسیار سخت تر بود اما در این مراسم روحیه ی شادی و بانشاط جوانی و خلاقیت و نواوری افراد با ذوق و هنرمند به یاری می آمد و یکی از به یادماندنی ترین عیدها را در خاطرات اسراء به یادگار می گذاشت.

,

این آزاده می افزاید: سید آزادگان حاج آقا ابوترابی می گفت: خنداندن اسراء عین عبادت است و ثواب دارد. لذا اسراء برای ایجاد فضای شادی و زنده نگهداشتن روحیه ی امیدواری به آینده تلاش می کردند.

,

هفت سین سفره های هفت سین اسرا؛ از سنگ تا سرنگ!

,

حسینی در مورد ادای رسم و رسوم سال نو در آسایشگاه ها توضیح می دهد: از جمله کارهایی که در عید نوروز در آسایشگاه ها انجام می شد تدارک سفره های هفتسین بود که در آن سنگ، سیم خاردار، سکه، سیم کابل برق، سمون(نان عراقی)، سیگار و سرنگ یا سیگار قرار می دادیم تا هفت سین تکمیل شود سپس دور سفره جمع می شدیم و قاری قرآن شروع به تلاوت آیاتی از قرآن می کرد.

,

مسلمانان دلم یاد وطن کرد

,

وی ادامه می دهد: از جمله دعاهای ثابتی که موقع تبریک عید به همدیگر می گفتیم این بود که انشاءالله سال نو آینده، اسارت به پایان برسد و کنار خانواده هایمان باشیم چون معمولا موقع تحویل سال خانواده دور هم جمع می شوند و حال و هوای خاصی ایجاد می شود؛ ما نیز در غربت هوای خانه و خانواده را در سر داشتیم و آرزو می کردیم به وطن بازگردیم.

,

وی می گوید: تهیه ی شیرینی خامه ای با امکانات محدود، تهیه ی کارت تبریک با کمک اسرهای هنرمند و نقاش و خطاط که بین ما بودند و دید و بازدید ابتدا با اسرای مریض و سالخورده و سپس با سایر اسرا، از دیگر برنامه ی های عید در اردوگاه بود که در کنار آن با پخش شربت آب و شکر کام اسیران شیرین تر می شد.

,

برای ایجاد نشاط بین اسرا تئاتر اجرا می شد

,

این آزاده بیان می کند: در این میان یکی از اقدامات جذاب اجرای نمایش توسط گروه های تئاتر بود که در عید نوروز نیز همچون برخی مناسبت های دیگر جهت ایجاد جو صفا و صمیمیت، شکست فضای سرد و ایجاد سرگرمی انجام می گرفت.

,

فاطمی، آزاده ای که سالها اسارت را تحمل کرده است از خاطرات سال نو و لحظات تحویل سال در اردوگاه اسراء می گوید: برنامه های تحویل سال نو در اردوگاه بستگی به ساعت تحویل سال داشت زیرا هر روز ساعات خاصی را به ما اجازه می دادند که آزاد باشیم و از آسایشگاه به محوطه رفت و آمد کنیم؛ لذا اگر تحویل سال موقع روز بود ما برنامه های خاصی را ترتیب می دادیم.

,

صف های 1500 نفری تبریک!

,

وی ادامه می دهد: اردوگاه 15 آسایشگاه داشت و تعداد اسراء 1500 نفر بودند که همه کنار دیوار صف می کشیدند و یک به یک با یکدیگر مصافحه می کردند و سال نو را تبریک می گفتند و چنانچه سال موقع شب تحویل می شد ما اجازه رفتن به اسایش گاه های دیگر یا محوطه را نداشتیم لذا صبح زود به محض اینکه درهای آسایشگاه های را باز می کردند به محوطه می رفتیم و صف تبریک را تشکیل می دادیم.

,

فاطمی می افزاید: در آسایشگاه ها با امکاناتی که داشتیم از قبیل سیم خاردار، سنگ و سبزه ها و علوفه ای که در محوطه رشد می کرد، سفره هفتسین درست می کردیم و دور آن جمع می شدیم و اگر شکر و مواد دیگر پیدا می کردیم روی علاءالدین شیرینی عید نیز درست می کردیم تا به هرطریقی که شده حال و هوای عید و شادی نوروز را در آسایشگاه زنده کنیم.

,

این آزاده بیان می کند: من در آن سالها و حتی سالهای قبل از آن نیز این امکان را نداشتم که موقع تحویل سال کنار خانواده ام باشم چرا که مدام در جبهه و یا درحال فعالیت و مبارزه بودیم اما چون هدف ما مقدس بود محرومیت از چنین خوشی هایی برای ما سخت نبود.

,

یکی دیگر از آزادگان که مایل به ذکر نام و نشان خود نیست، در مورد فضای اردوگاه های اسراء در ایام نوروز و تحویل سال نو چنین توضیح می دهد: با اینکه در اردوگاه اسراء محدودیت های زیادی داشتیم ولی هر سال سعی می کردیم با انجام کارهای مختلفی فضای شادی و نوروزی را ایجاد کنیم.

,

وی می افزاید: به یاد خانه تکانی های ایام عید آسایشگاه ها را آب و جارو و تمیز می کردیم و هرچند لباس های خاصی نداشتیم اما در سال نو لباس تمیز به تن می کردیم و جهت دید و بازدید به آسایشگاه های دیگر می رفتیم.

,

طرز پخت شیرینی خامه ای در آسایشگاه اسراء

,

وی می گوید: نان های که روزانه به ما می دادند شبیه باگت بود که داخل آنها خوب نمی پخت و معمولا خمیر می شد و ما آنها را نمی خوردیم اما این خمیرها را خشک و تبدیل به پودر می کردیم و با ضافه کردن شکر و سایر موادی که داشتیم نان برنجی درست می کردیم و یا با مخلوط کردن روغن و شکر، خامه تهیه می کردیم، خامه را لای قسمت نرم باگت قرار داده و برای عید شیرینی خامه ای می پختیم. در اطراف آسایشگاه گلهایی با گلبرگ های رنگی می رویید و ما با رنگ آن گل ها، خامه ها را به رنگ های مختلف قرمز، آبی و غیره در می آوردیم.

,

هر طور که شده شام عید فراهم می کردیم

,

این آزاده بیان می کند: در اردوگاه به ما شام نمی دادند و با باقی مانده ی ناهار و یا هرچیزی دیگری که در دست داشتیم برای خود شام تهیه می کردیم؛ با این حال هر سال شام عید را متفاوت از شب های دیگر تهیه می کردیم و یا با مخلوط قسمت های خمیر شده و نپخته ی نان با گوشت های مانده حلیم می پختیم که باید بگویم الان در خانه هر کار می کنم مثل آن غذا ها را نمی توانم درست کنم و شاید این به دلیل تغییر ذایقه ی ما باشد چون در اسارت ما به قدری محدودیت داشتیم که این جور غذا ها به نظر خیلی خوشمزه می آمد.

,

وی ادامه می دهد: یکی دیگر از کارهایی که در نوروز انجام می دادیم این بود که با کاغذ های سفید قوطی های سیگار کارت تبریک درست می کردیم؛ مثلا به اسرایی که از خانواده ی شهدا بودند کارتهای تبریک با عکس گل و کلام امام درست می کردیم و یا برای اسرایی که فرزند کوچک داشتند کارت های تبریک با عکس کارتون های تلویزیون و عکس های بچه گانه هدیه می دادیم.

,

نامه هایم به دست خانواده نمی رسید مگر آنهایی که به آدرس زمان شاه می نوشتم

,

وی می گوید: چنانچه می خواستیم به خانواده مان نامه ای بنویسیم و در عید به دستشان برسانیم باید این نامه را شهریور ماه ارسال می کردیم تا شاید هنگام نوروز به دستشان برسد که البته در 24 ماه اول نامه های من به دست خانواده ام نرسید؛ وقتی از مامورین صلیب سرخ در این مورد سوال کردم گفتند آدرس خیابان ها و محله هایی که شما نوشته اید به اسم شهید است و عراقی ها از واژه شهید خوششان نمی آید برای همین نامه های شما را ارسال نمی کنند اما اگر نامه را به آدرسی که در زمان قبل از انقلاب بود، بفرستید به دست خانواده تان می رسد. من نیز نامه ی عید را به آدرس زمان شاه نوشتم تا نامه ام را به خانواده ام فرستادند.

,

این آزاده بیان می کند: سفره های هفتسین نیز خاطره ای است که هرگز فراموش نمی کنم؛ با سیم خاردار، سنگ، سکه هایی که با در فلزی نوشابه درست می کردیم، سبزی خوردنی و دیگر چیزهایی که در اختیار داشتیم، هفت سین سفره را کامل می کردیم.

,

در خاطرات آزاده ای خواندم عراقی ها هر سال روز عید نوروز در صف آمار حاضر می شدند و عده ای از سربازان عراقی هم جهت مزاح می گفتند: عیدکم سعیدا - ایران رفتن بعیدا!

,

گزارش از: نیر حیدری

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه