نگاهی به وضعیت کارگران استان؛

عیدی که برای کارگران بوی پاییز می دهد

عیدی که برای کارگران بوی پاییز می دهد
وضعیت معیشت کارگران استان در اواخر سال 93 در پی بی تدبیری مسئولین به نقطه بحران خود رسیده است. آیا صدایی برای فریاد این بی تدبیری بلند خواهد شد؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تبریزبیدار نوشت: 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تبریزبیدار ,

سکانس اول

, سکانس اول,

برای خرید گذارم به بازار تبریز می افتد. گفتمان عدالت محمود احمدی نژاد 96 ماه و گفتمان اعتدال شیخ حسن روحانی حدود 21ماه فرصت داشتند تا مشکلات موجود در این عرصه را برطرف نمایند.

,

هوا سرد و ابری است، به گمانم هوا هم بویی از مهربانی نبرده است و به شدت عصبانی است.

,

 

,

نگاهم به قیمت ها می افتد، شاید باورکردنی نباشد اما به هرحال اعتدالی که پس از شعار عدالت زاده شده است خودش را همچون شعار قبلی، بهتر از گذشته نشان می دهد، دست به هر وسیله ای که بزنی سردرد می گیری(البته اگر کارگر و کارمند باشی و حقوقت زیر خط فقر).

,

 

,

در چند هفته اخیر که فصل خرید شب عید مردم بوده و گرانی ها اعصاب این ملت را خراب کرده است، بسیاری با یادآوری محله نارمک و پاسخ محمود احمدی نژاد به موضوع گرانی گوجه فرنگی در دولت خود، با نگاهی طنزآلود به کلید تدبیر حسن روحانی نگاهی انداختند و به او یادآور شدند که جاکلیدی او از خارج نیامده بلکه ساخت داخل است.

,

 

,

اجناس گران و بی کیفیت خارجی بازار را پر کرده بود و خبری هم از ایرانی ها نبود(اگر هم بود مارک آن اروپایی یا چینی شده بود).

,

 

,

باید اعتراف کنم که با حقوق کم و ناچیز خبرنگاریم نتوانستم برای سال جدید لباسی بخرم و ماحصل 5ساعت گشت و گذار با دوستان چیزی جز خرید فلافل با نان اضافه نبود.

,

 

,

به هر حال به خانه برگشتم و تصمیم گرفتم تا پیگیر ماجرای عدم حمایت لازم از تولید داخل و همچنین وضعیت فوق باشم.

,

 

,

سکانس دوم

, سکانس دوم,

 

,

سوار بر تاکسی از چای کنار به سمت ابوریحان برای انجام کارهای تحریریه در حرکتم.

,

 

,

تاکسی که از مقابل استانداری عبور می کند ناخودآگاه تجمعی نگاهم را به سمت خودش جلب می نماید.

,

 

,

بنا بر تکلیف خبرنگاریم سریع از تاکسی پیاده شده و به سمت تجمع کنندگان می روم تا ماجرا را از زبان آنان جویا شوم، باید اعتراف کنم که در ابتدای امر تصور این را داشتم که آن ها ضد انقلاب هستند و برای کارهای سیاسی تجمع اعتراضی انجام داده اند اما با کمی دقت مشاهده کردم که تصاویری از امام و رهبر انقلاب بر دست دارند و تعجبم دوچندان شد.

,

 

,

وقتی وارد بحث با آنان شدم پی بردم که کارگران تبریز کف هستند که چندماه است حقوق خود را نگرفته اند و در آستانه تحویل سال جدید پولی ندارند تا عیدی بچه هایشان را فراهم کنند.

,

 

,

برای دومین روز پیاپی اعصابم خراب بود و حوصله تولید خبر برای تبریزبیدار را نداشتم.

,

 

,

سکانس سوم

, سکانس سوم,

با مشاهده مشکلات قبلی خودم را به کارخانه های شهر تبریز می رسانم تا بلکه بیش از پیش با مشکلات عدم حمایت از تولید داخل و همچنین وضعیت معیشتی کارگران آشنا شوم.

,

 

,

در ابتدا با مجید، یکی از کارگران کارخانه بلبرینگ سازی مواجه می شوم.

,

 

,

او در رابطه با کارخانه اش به ما می گوید: کارخانه بلبرینگ سازی تبریز در دهه 40 شمسی توسط مهندسان سوئدی ساخته شده و تنها کارخانه بلبرینگ سازی در خاورمیانه است.

,

 

,

این کارگر باسابقه ادامه می دهد: در حدود 2 دهه قبل مدیریت کارخانه بر عهده آقای ستاره بود و این کارخانه توانسته بود تحت مدیریت ایشان حدود 5میلیون بلبرینگ را تولید نماید اما از 3 سال پیش به بخش خصوصی واگذار شده و در عرض این 3 سال در مجموع 3 میلیون تولید نداشته است.

,

 

,

وی با اشاره به وضعیت تقاضای بازار و کاهش تولید اظهار داشت: صاحبان کارخانه به خاطر سود شخصی بیشتری که عایدشان می شود از تولید در این کارخانه امتناع می کنند و به سراغ تولیدات چینی می روند تا بلکه از لحاظ سود گمرکی وضع مادیشان بهتر از این شود.

,

 

,

مجید در رابطه با میزان کارکرد تولیدات و ابزار آلات این کارخانه به خبرنگار تبریزبیدار می گوید: با قطعیت می گویم که 10 درصد کارخانه کار می کند و در بقیه قسمت ها خاک بر روی ماشین آلات نشسته است.

,

 

,

رضا یکی دیگر ار کارگران کارخانه است که در وسط بحث به ما ملحق می شود و می گوید: مشکل ما این است که این کارخانه به فردی واگذار شده که اصلا چیزی از این صنف و مشکلات آن نمی فهمد و در کارخانه ای که در عرض 50 سال حتی یک تبلیغ نیز انجام نداده است حالا وضعیت به گونه ای رقم خورده که تنها 10 درصد آن کار می کند.

,

 

,

سکانس چهارم

, سکانس چهارم,

بعد از تبریز کف این دومین کارخانه است که با بی تدبیری به این وضعیت افتاده و به قول قدیمی ها« مشت نمونه خروار است» و ما را بر آن داشت تا به سراغ برخی از کارگاه های اطراف کارخانه ها در سه راهی کبریت سازی برویم.

,

 

,

پس از اینکه کارت خبرنگاری را به چندتن از کارگران نشان دادم توانستم اعتمادشان را جلب و به بحث و گفتگو با آنان بنشینم.

,

 

,

عمدتا جوانانی هستند که  تازه ازدواج کرده اند و یا اینکه در آستانه تاهل قرار دارند.

,

 

,

صمد یکی از کارگران این کارگاه است که هرلحظه انتظار حکم اخراجی خود را میکشد.

,

 

,

 او به ما می گوید: آینده من مبهم است و معلوم نیست با این وضعیت به کدام سمت خواهیم رفت.

,

 

,

صمد که بنا به گفته خودش استرس و اضطراب تمام وجودش را در 24 ساعت شبانه روز گرفته است، ادامه می دهد: من امنیت شغلی ندارم و معلوم نیست در چه ساعت و چه دقیقه ای که حال کارفرما خوب نباشد و اجناسش به فروش نرسد عذر ما را بخواهد.

,

 

,

این کارگر28 ساله که خود یکی از 400 هزار مجرد بالای 20 سال استان است در رابطه با وضعیت تجرد خودش نیز می گوید: اگر شما به جای من بودید و تا 25 سالگی اجبار درس خواندن بر روی سرتان بود و بعد از آن 2 سال نیز خدمت مقدس سربازی را بر دوشتان می گذاشتند و یک سال هم در جستجوی کار مناسب بودید، اصلا وقت و فکر ازدواج به ذهنتان می رسید؟

,

 

,

اکبر نیزکه از کارگاه مجاور به ما پیوسته است به وسط بحث می آید و می گوید: آقاجان اگر هم زن گرفتی مگر با این حقوق می توانی اجاره صاحب خانه را بپردازی؟

,

 

,

به گمانم او هم دل پری دارد و هر لحظه در معرض اخراج از کارگاه به خاطر عدم تولید است و ادامه می دهد: من فقط یک سؤال از آقایان نماینده و دولتی ها دارم و آن این است که شما توانایی اداره منزل با تمام مخارجش را با دریافت قانون کار فعلی دارید؟ مگر با 600 هزارتومان می شود یک خانواده را اداره کرد؟ آقای نماینده که سال بعد در این زمان ها به دنبال من خواهی بود تا رأی به دست بیاوری هیچ می دانی که در عرض این چندسال هیچ کاری برایمان نکرده ای و فقط تصویرت را در تلویزیون و در حال نطق خواندن مشاهده کرده ایم؟

,

 

,

اکبر می گوید: مافیایی که در صنعت وجود دارد ما را تا مرحله نابودی پیش خواهد برد و کارگران روز به روز ناامیدتر از این وضع می شوند.

,

 

,

این کارگر زحمت کش اظهار می دارد: توانایی پس انداز ندارم و معلوم نیست وقتی یکی از اعای خانواده ام مریض شوند چه بلایی بر سرم خواهم آمد.

,

 

,

محمد نیز به ما می گوید: مرخصی ما در طول هر ماه2/5 روز است و اگر حتی پدرمان هم فوت کند نمی توانیم بیش از آن مرخصی بگیریم.

,

 

,

هرلحظه با شنیدن این حرف ها سرم گیج می رفت و باید اعتراف کنم که کم کم چیزی نمی شنیدم چراکه حتی وعده های در ظاهر شیرین اعتدالیون  و عدالتیون نیز نتوانسته بودند این وضعیت را درست کنند و کارگران جامعه را از این جهنم  صنعت نجات دهند.

,

 

,

به گمانم تلویزیون صحبت های نعمت زاده را همان لحظه پخش می کرد و این کارگر به سخنانش ادامه می داد و می گفت: نمی دانم هدف مسولین صنایع استان و کشور از این کارها چیست ولی به هرحال بدانند که ما از این وضعیت راضی نیستیم و هرچه می خواهند در تلویزیون از کارها و اقدامات شعاریشان بگویند.

,

 

,

سکانس آخر

, سکانس آخر,

خودم را به تحریریه رساندم و دستانم به سختی دکمه های کیبورد را لمس می کرد اما به گمانم بخشی از جامعه را که می توانندظرفیت های عظیمی برایمان داشته باشند فراموش کرده ایم، جمعیتی در حدود 25 هزار کارگر صنعتی.

,

 

,

به نظر می رسد هوای شهر من این روزها بس ناجوانمردانه است و نسیمی اعتدالی از مسئولین اقتصادی استان باید آن را نوازش کند.

,

 

,

هوا تا آن قدر سرد است که سند تدبیر و توسعه هم تا کنون علاج آن را نیافته است، آری هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

,  آری هوا بس ناجوانمردانه سرد است.,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه