راز گلوی بریده اصغر

راز گلوی بریده اصغر
شهید اصغر سودمند همچون حضرت علی اصغر (ع) در روز 24 شهریور 61 تیری را در گلوی خویش پذیرا شد و به خیل شهدای کربلا پیوست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،به نقل از سبلانه،  شهید حماسه‌ای است به دیرپایی ابدیت و به زیبایی آفرینش، پاسدار معنویت‌های دیرینه که با گذشت زمان جاودانه می‌ماند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا،, سبلانه, سبلانه,

 

,

شهدا با ایثارگری و فدا کردن جان شیرین خود، از جان و مال و ناموس مردم ایران اسلامی دفاع کردند و با پر کشیدن به‌ سوی آسمان‌ها، ناب‌ترین درس‌ها و ارزش‌ها را برای ما به یادگار گذاشتند.

,

امروز همه ما وظیفه داریم با زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره شهدا، در انتقال آرمان‌ها و گنجینه ارزشمندی که از شهدا به یادگار مانده است، بکوشیم.

,

 

,

شهید اصغر سودمند، جوان برومندی بود که در خط پدافندی فاو بر اثر اصابت ترکش به زیر گلو و پاره شدن رگ کنار گردنش به شهادت رسیده است.

,

 

,

علی اصغر فرازی مجد همرزم شهید در گفتگو با نیریمیز در خصوص نحوه شهادت شهید اصغر سودمند چنین می گوید:  من که در آن زمان به عنوان افسر وظیفه با درجه ستوان 2 در مقر فرماندهی گردان 256 تانک، لشکر 92 زرهی اهواز به همراه شهید مشغول خدمت بودم. در روز شهادت شهید می بایستی گردان به منطقه طلاییه(کوشک) نقل مکان می کرد، که من همراه شهید با ماشین جیپ اعزام شدیم من در حال رانندگی بودم و شهید در کنارم بود،در هنگام تردد به شدت زیر توپ دشمن قرار گرفتیم و همه جاده پر از گرد و غبار شد، همین طور که پیش می رفتیم یکی از توپ ها کنار ماشین برخورد کرد، که ترکش همین توپ وارد ماشین شد و به شاهرگ گردن شهید اصابت کرد و خون به شدت در حال خارج شدن بود که حتی مجال کمک را هم نداد و بعد از چند ثانیه اصغر به دیار باقی پرواز کرد. به دلیل تشابه اسمی حتی تا چند روز بعد از بازگشت از عملیات در گردان خیلی ها فکر می کردند من شهید شدم، که متاسفانه این لطف الهی شامل حال من نشد. من اهل اردبیل بودم و هنگام بازگشت تمامی وسایل شهید را در نیر به پدر شهید تقدیم کردم.

, من که در آن زمان به عنوان افسر وظیفه با درجه ستوان 2 در مقر فرماندهی گردان 256 تانک، لشکر 92 زرهی اهواز به همراه شهید مشغول خدمت بودم. در روز شهادت شهید می بایستی گردان به منطقه طلاییه(کوشک) نقل مکان می کرد، که من همراه شهید با ماشین جیپ اعزام شدیم من در حال رانندگی بودم و شهید در کنارم بود،در هنگام تردد به شدت زیر توپ دشمن قرار گرفتیم و همه جاده پر از گرد و غبار شد، همین طور که پیش می رفتیم یکی از توپ ها کنار ماشین برخورد کرد، که ترکش همین توپ وارد ماشین شد و به شاهرگ گردن شهید اصابت کرد و خون به شدت در حال خارج شدن بود که حتی مجال کمک را هم نداد و بعد از چند ثانیه اصغر به دیار باقی پرواز کرد. به دلیل تشابه اسمی حتی تا چند روز بعد از بازگشت از عملیات در گردان خیلی ها فکر می کردند من شهید شدم، که متاسفانه این لطف الهی شامل حال من نشد. من اهل اردبیل بودم و هنگام بازگشت تمامی وسایل شهید را در نیر به پدر شهید تقدیم کردم.,

 

,

شهید اصغر سودمند روز نهم آذر ماه سال 1341 در خانواده ای متوسط ، متدین و مذهبی در شهرستان نیر به دنیا آمد.

, شهید اصغر سودمند روز نهم آذر ماه سال 1341 در خانواده ای متوسط ، متدین و مذهبی در شهرستان نیر به دنیا آمد., شهید اصغر سودمند روز نهم آذر ماه سال 1341 در خانواده ای متوسط ، متدین و مذهبی در شهرستان نیر به دنیا آمد.,

پدرش آقا غلام که همه عمرش را صرف درآمد روزی حلال کرده بود ، او را اصغر نامید و مادرش فاطمه خانم که همه فرزندانش اسم های مذهبی داشتند ، از این نام نیکو استقبال کرد.

, پدرش آقا غلام که همه عمرش را صرف درآمد روزی حلال کرده بود ، او را اصغر نامید و مادرش فاطمه خانم که همه فرزندانش اسم های مذهبی داشتند ، از این نام نیکو استقبال کرد.,

از خصوصیات بارز اخلاقی اش مهربانی ، چالاکی ، شجاعت و نترسی بود که در همان دوران کودکی در وجودش نمایان بود.

, از خصوصیات بارز اخلاقی اش مهربانی ، چالاکی ، شجاعت و نترسی بود که در همان دوران کودکی در وجودش نمایان بود.,

 

,

همزمان با بازی های کودگانه و ماهی گیری از رودخانه به کارهای فنی از قبیل آهنگری و نجاری علاقه مند بود و در کارگاه نجاری پدر به نجاری می پرداخت.

, همزمان با بازی های کودگانه و ماهی گیری از رودخانه به کارهای فنی از قبیل آهنگری و نجاری علاقه مند بود و در کارگاه نجاری پدر به نجاری می پرداخت.,

نوجوانی معتقد به نماز و روزه بود و انجام فرایض دینی اش تعطیل بردار نبود.

, نوجوانی معتقد به نماز و روزه بود و انجام فرایض دینی اش تعطیل بردار نبود.,

 

,

با آغاز جنگ تحمیلی و در سال 1360 در بحبوحه جنگ با تیپ دو زرهی دزفول گردان 256 لشگر 92 عازم شد.

, با آغاز جنگ تحمیلی و در سال 1360 در بحبوحه جنگ با تیپ دو زرهی دزفول گردان 256 لشگر 92 عازم شد.,

دوره آموزشی را در کرمان گذراند و بلافاصله به منطقه جنوب اعزام شد و تا زمان شهادت در منطقه جنوب به جنگ با دشمن بعثی پرداخت.

, دوره آموزشی را در کرمان گذراند و بلافاصله به منطقه جنوب اعزام شد و تا زمان شهادت در منطقه جنوب به جنگ با دشمن بعثی پرداخت.,

در یکی از عملیات ها مجروح شد و پس از درمان به جبهه بازگشت.

, در یکی از عملیات ها مجروح شد و پس از درمان به جبهه بازگشت.,

 

,

, ,

 

,

برادر هم رزم وی آقای حسین سودمند که خود بارها به صورت داوطلبانه به جبهه رفته بود و از جانبازان عزیز می باشد در ارتباط با انگیزه و روحیه ی بالای وی می گوید:

, برادر هم رزم وی آقای حسین سودمند که خود بارها به صورت داوطلبانه به جبهه رفته بود و از جانبازان عزیز می باشد در ارتباط با انگیزه و روحیه ی بالای وی می گوید:,

در اطراف پادگان حمیدیه اهولز به من گفت:

, در اطراف پادگان حمیدیه اهولز به من گفت:,

یک متر از زمین را با انگشتان خود علامت گذاری کن و تعداد ترکش های یک متر مربع زمین را بشمار،شمردم ، هفده عدد شد.

, یک متر از زمین را با انگشتان خود علامت گذاری کن و تعداد ترکش های یک متر مربع زمین را بشمار،شمردم ، هفده عدد شد.,

گفت: هر یک از این ترکش ها یک نفر از ما را شهید کرده و یا زخمی نموده است. پس تا پیروزی نهایی و اتمام جنگ باید از این مرز و بوم حراست کنیم ولو تکه تکه شویم.

, گفت: هر یک از این ترکش ها یک نفر از ما را شهید کرده و یا زخمی نموده است. پس تا پیروزی نهایی و اتمام جنگ باید از این مرز و بوم حراست کنیم ولو تکه تکه شویم.,

تندی و تیزی و چالاکی اش باعث شده بود که اکثرا در کنار فرماندهان جنگی در عملیات شرکت کند و شجاعت و نترسی وی گاهی فرماندهان را شگفت زده می کرد به طوری که به او تذکر می دادند به عقب برگردد.

, تندی و تیزی و چالاکی اش باعث شده بود که اکثرا در کنار فرماندهان جنگی در عملیات شرکت کند و شجاعت و نترسی وی گاهی فرماندهان را شگفت زده می کرد به طوری که به او تذکر می دادند به عقب برگردد.,

 

,

در عملیات مختلف از جمله فتح المبین و بیت المقدس حضور داشت .

, در عملیات مختلف از جمله فتح المبین و بیت المقدس حضور داشت ., در عملیات مختلف از جمله فتح المبین و بیت المقدس حضور داشت .,

آقای فخرالدین جلیل القدر دوست و همرزمش در ارتباط با شهادت او می گوید:

, آقای فخرالدین جلیل القدر دوست و همرزمش در ارتباط با شهادت او می گوید:,

در شهریور سال 1361 برای عملیات شناسایی در منطقه کوشک رفت.

, در شهریور سال 1361 برای عملیات شناسایی در منطقه کوشک رفت.,

پس از چند روز دیدم دوستانم بسیار ناراحت هستند اما به من چیزی نمی گویند.

, پس از چند روز دیدم دوستانم بسیار ناراحت هستند اما به من چیزی نمی گویند.,

سربازی از جانب فرمانده آمد و گفت که مرا احضار کرده اند . رفتم فرمانده گفت:

, سربازی از جانب فرمانده آمد و گفت که مرا احضار کرده اند . رفتم فرمانده گفت:,

با سودمند فامیل هستی؟ دلم لرزید. گفتم : نه ولی دوست و همسایه هستیم .

, با سودمند فامیل هستی؟ دلم لرزید. گفتم : نه ولی دوست و همسایه هستیم .,

فرمانده گفت : ده روز مرخصی بگیر و به شهرتان برگرد . بیرون که آمدم دوستانم خبر شهادت اصغر را به من دادند و گفتند ترکش به شاهرگ سودمند خورده و او شهید شده است.

, فرمانده گفت : ده روز مرخصی بگیر و به شهرتان برگرد . بیرون که آمدم دوستانم خبر شهادت اصغر را به من دادند و گفتند ترکش به شاهرگ سودمند خورده و او شهید شده است., ترکش به شاهرگ سودمند خورده و او شهید شده است.,

 

,

این چنین بود که غلام و سرباز علی اصغر امام حسین (ع) با اقتدا به آن حضرت در روز 24 شهریور تیری را در گلوی خویش پذیرا شد و به خیل شهدای عاشق پیوست.

, این چنین بود که غلام و سرباز علی اصغر امام حسین (ع) با اقتدا به آن حضرت در روز 24 شهریور تیری را در گلوی خویش پذیرا شد و به خیل شهدای عاشق پیوست., غلام و سرباز علی اصغر امام حسین (ع) با اقتدا به آن حضرت در روز 24 شهریور تیری را در گلوی خویش پذیرا شد و به خیل شهدای عاشق پیوست., غلام و سرباز علی اصغر امام حسین (ع) با اقتدا به آن حضرت در روز 24 شهریور تیری را در گلوی خویش پذیرا شد و به خیل شهدای عاشق پیوست.,

پیکر پاگش بعد از تشییع در گلزار شهدای نیر زیارت گاه دل سوزان و عاشقان است.

, پیکر پاگش بعد از تشییع در گلزار شهدای نیر زیارت گاه دل سوزان و عاشقان است.,

نامت بلند و پر آوازه باد ای ایران که چنین یلانی را پرورش دادی و آسوده بخواب رعنا گل پرپر که رسالتت را به نیکی به اتمام رسانیدی.

, نامت بلند و پر آوازه باد ای ایران که چنین یلانی را پرورش دادی و آسوده بخواب رعنا گل پرپر که رسالتت را به نیکی به اتمام رسانیدی.,

 

,

, ,

شهید اصغر سودمند نفر ایستاده بر روی تانک

, شهید اصغر سودمند نفر ایستاده بر روی تانک ,

 

,

 

,

مزار او در مزار شهدای نیر امروزه میعادگاه صدها عاشق جان سوخته و به جا مانده از آن غزل پرشور عاشقانه است که هر شب جمعه یاد و خاطر ی دلاور مردی هایش را با قرائت فاتحه و یاسین خوش می دارند.

, مزار او در مزار شهدای نیر امروزه میعادگاه صدها عاشق جان سوخته و به جا مانده از آن غزل پرشور عاشقانه است که هر شب جمعه یاد و خاطر ی دلاور مردی هایش را با قرائت فاتحه و یاسین خوش می دارند.,

 

,

درود و سلام خداوند بر شما شهیدان که مایه روسفیدی و مباهات ما شدید و هستید.

, درود و سلام خداوند بر شما شهیدان که مایه روسفیدی و مباهات ما شدید و هستید.,

راهتان پر رهرو و مستدام باد.

, راهتان پر رهرو و مستدام باد.,

انتهای پیام /

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه