ترجمان صبح بودن
درتاریخ فلسفه سیاسی،یک نظریه به نام"نظریه توطئه"وجود دارد.فیلسوفان سیاسی به ما آموخته اند که ازمنحط ترین بینش های سیاسی این است که آدمی تصور کندجهان وتاریخ به دست چندنفرتوطئه گرمی چرخد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صدای سراب, سجاد جدیدی طی یادداشتی با عنوان ترجمان صبح نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , صدای سراب,این روزها همراه با تحولات عراق شاهد ارایه تحلیل برخی از شهروندان محترم در خصوص پیدایش فرقه تروریستی داعش هستیم .اینکه آدمی تلاش فکری کند و حاصل اندیشه خود را با همشهریانش به اشتراک بگذارد جای بسی خوشبختی ست ؛ مع الوصف درهمه تحلیل های ارایه شده چه در وب سایت ها وچه از صاحبان تریبون درشهر یک خلاء روش شناختی و ضعف متدولوژیک دیده می شود وآن غفلت از ذات پدیده های اجتماعی ست.
,درحوزه علوم انسانی پرهیز ازتحلیل های تک علتی وتاکیدبرعدم قطعیت اصلی اساسی بوده و فضیلت محسوب می شود. دریک تقسیم بندی کلان همه تحلیل های ارایه شده مزبور مبتنی بر"تئوری توطئه" می باشند.
,قائلین برتئوری توطئه،هرگونه علل داخلی رانفی کرده وصرفاًبرعلل خارجی پیدایش پدیده ها تاکید می کنند.بنده ضمن ردّ این دیدگاههاوغیرعلمی دانستن آنها معتقدم داعش نه تنها پدیده ای ساختگی نیست بلکه بخشی از خاورمیانه و واقعیت های تاریخی آن است که درجای خود بدان خواهم پرداخت اما جهت رعایت حال خواننده محترم وپرهیز ازتطویل نوشتار،نقدخودرادریک بخش وتحلیل خودازپیدایش این فرقه جنایت پیشه رادربخش دیگرارایه می کنم.
,تئوری توطئه: درتاریخ فلسفه سیاسی،یک نظریه به نام"نظریه توطئه"وجود دارد.فیلسوفان سیاسی به ما آموخته اند که ازمنحط ترین بینش های سیاسی این است که آدمی تصور کندجهان وتاریخ به دست چندنفرتوطئه گرمی چرخد.
,وجود توطئه گر رانمی توان انکار نمودولی فرق است میان اینکه بگوییم توطئه گران یکی ازعلل موثر حیات جمعی هستندومیاناینکه بگوییم همه چیز حیات سیاسی،اجتماعی و...به دست توطئه گران وبه تدبیرسوء آنانمی چرخد.
,تحلیل توطئه گرانه از تاریخ واجتماع وسیاست یکی از سهل ترین وگاهی دلنشین ترین نوع تحلیل هاست که کودکان وکودک صفتان رابسیارزود می فریبد و عقلشان را زود قانع و راضی میکند،به قول مرحوم علامه طباطبایی"ماهمه مشتاق انتخاب اخف و اسهل هستیم"وبه قول انیشتین "از فکر کردن می هراسیم،چراکه دشوارترین کاربرای آدمیان اندیشه کردن است" تحلیل توطئه ای وتوجه وتکیه برشایعات از این قبیل مُسکّن هاست.تاریخ تفکرتاریخ مساله هاست،نه تاریخ توطئه ها.طرفداران تئوری توطئه ومدافعان آن درفلسفه سیاسی یا مارکسیست اند یا فاشیست.لازمه تئوری توطئه هیچکاره دانستن مردم است.
,به سبب ضیق مجال اختصاراً مهمترین علل گرایش به نظریه توطئه در ایران را ذکر می کنم :
,.۱فقدان روحیه تحقیق و کندوکاو در علوم انسانی واز جمله تاریخ.
,۲٫وجودسانسور در جامعه. بویژه در رژیم های پیشاز انقلاب، در شرایط خفقان رژیم پهلوی که هیچ دیدگاهی اعم ازواقع بینانه یاغیرواقع بینانه،صحیح یا غلط،اجازه انتشار نداشت شاید چندان به دور ازانتظارهم نباشد که به جای طرح واقعی جریانات سیاسی، به مرور جامعه به تخیل گرایی،اوهام،جستجوی عامل خارجی و به تحلیل های"دایی جان ناپلئون" به تعبیر ایرج پزشک زاد روی آ ورد.
,۳٫سابقه استعماری کشورهای روسیه،انگلیس وامریکا ونقشی که در تحولات سیاسی-اجتماعی ایران ایفا نمودند.
,۴٫ازمنظر روان شناختی،این فرضیه(تئوری توطئه)هرتحولی رابه یک منبع ونیروی فوق العاده قوی وقادرمطلق!!که عمدتاً هم دولتهای غربی و بویژه ایالات متحده هستند نسبت می دهد،که خوداین ناشی از نوعی ترس روانی(فوبیا)نسبت به آنهاست،ویک سری پیش فرض های سُست وبی پایه ای ارایه می دهندکه می توان آن رانوعی برون فکنی(projection )روانی دانست؛به عنوان نمونه،محمدرضاپهلوی درطول۳۷سال سلطنت خود،هرمخالفتی راآلت دست خارجی میدانست؛مخالفین چپی خود را مرتبط با کمونیسم بین الملل یا"ارتجاع سرخ"می پنداشت،ملی ها را وابسته انگلیس،ایالات متحده و مذهبی ها را"ارتجاع سیاه" و عوامل مصر،سوریه،عراق و لیبی می دانست.
,شاه درمصاحبه مفصلی که با مجله معروف انگلیسیNOW انجام داد،تیترمصاحبه رااینگونه گذاشت:"چگونه امریکایی ها مراسرنگون کردند".همچنین درکتاب"پاسخ به تاریخ"که به زبان فرانسه نوشته ونه زبان فارسی به شکلی خام اندیشانه علت وقو ع انقلاب اسلامی و سرنگونی سلطنت رادرتوطئه غربی ها جستجو می کند.
,وفرجام سخن اینکه بنده به هیچ عنوان منکر توطئه دشمنان نیستم وتلاش های نویسندگان وگویندگان محترم راارج نهاده وازجهات متعددی آموزنده هم می دانم؛اما اینکه درتحلیل پدیده های اجتماعی همه ابعادمساله را رها کنیم وتحلیل توطئه گرایانه از پدیده ها ارایه دهیم را غیر علمی میدانم.کاربرمحترم وهمشهری فرهیخته شاید به این جمع بندی برسد که مابایدعلل مشکلات عالم اسلام را در درون خود جستجو کنیم ویاد مستزاد معروف ملک الشعراء بهار بیفتدکه گفت:"ازماست که برماست"بنده هم ذهن مخاطب محترم را به نکته ای ازبزرگان کشورمان جلب می کنم؛دکتر شفیعی کدکنی نیز مارا به یک اشرافیت فکری-اخلاقی می خواند وازآن به "ترجمان صبح بودن" تعبیر می کند.به امید روزی که همه"ترجمان صبح" باشیم البته به دور از تکبّر و خود ستایی.
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه