به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "ره به ری" : در گزارش قبل به زندگی حسینعلی منتظری و آغاز ایستادن وی در مقابل نظام به خاطر دفاع از یک جانی قاتل (سید مهدی هاشمی) اشاره کردیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ره به ری, گزارش قبل,در این گزارش می خواهیم ضمن اشاره ای کوتاه به شخصیت سید مهدی هاشمی ، نامه تند وی به امام خمینی (ره) و سرنوشت وی پس از عزل اشاره ای خواهیم داشت.
,از اعدام مهدی هاشمی تا عزل از قائم مقامی رهبری
,با اعدام مهدی هاشمی، نوع برخورد آقای منتظری با مسائل انقلاب بسیار متفاوت شد به گونه ای که در درون نظام به یک چهره دائما منتقد و معترض تبدیل شد.
,در ادامه در خصوص آغاز انتقادات تند وی به انقلاب ، به بهانه قطعنامه ۵۹۸ اشاره خواهیم کرد.
,البته وی همچنان قائم مقام رهبری بود و در اکثر مسائل کشور نظر می داد و دخالت می کرد. امام خمینی هم در همین ایام، در قالب سخنرانی ها و اعلامیه ها، به مواضع و اظهارات وی پاسخ می گفت.
, ,
,
, تا زمانی که جنگ ادامه داشت، آقای منتظری به عنوان یک طرفدار صلح با عراق، مواضع خود را به مسئولان و روحانیونی که با او ملاقات می کردند، ابراز می داشت و این در حالی بود که نظر رهبری انقلاب در آن شرایط، نفی صلح و رد قبول قطعنامه ۵۹۸ بود.
,به تدریج، وضعیت جبهه و جنگ دگرگون گشت و با صدور مجوز ابرقدرت ها برای عراق در استفاده گسترده از سلاح های شیمیایی و با حمایت همه جانبه امریکا ، شوروی ، انگلیس و فرانسه از صدام، شرایط تازه ای در جنگ پدید آمد.
,واقعیت این بود که ما در جنگ تحمیلی، در میان ابرقدرت ها، پایگاهی نداشتیم و این به ماهیت مستقل و غیروابسته انقلاب اسلامی مربوط می شد.
,در مقابل عراق به صورت سنتی در حیطه نفوذ شوروی قرار داشت و قراردادهای دفاعی و نظامی متعددی، آنها را به هم پیوند می داد.
,در عین حال ، صدام در مخالفت با جمهوری اسلامی و در تحمیل جنگ بر ما ، از منافع غرب و مشخصا آمریکا و اسرائیل حمایت می کرد چرا که در مقابل پیشرفت انقلاب اسلامی در منطقه و جهان، این عراق بود که رویارویی مستقیم با انقلاب را آغاز کرده بود.
,سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی که کند ذهنی سیاسی سران شوروی را نداشتند، از پس شعارهای تند و انقلابی صدام و حزب بعث، ماهیت اقدامات او را شناخته بودند و به همین دلیل به صورت گسترده از او حمایت می کردند و دوستان عرب خود را به پشتیبانی از عراق، تشویق می کردند.
,این حمایت ها به ویژه پس از تصویب قطعنامه ۵۹۸ و پذیرش اولیه آن از سوی عراق، ابعاد وسیعتری پیدا کرد و از جمله دادن اطلاعات ماهواره ای از وضعیت نیروهای نظامی ایران به عراق، تسلیح گسترده عراق به انواع تسلیحات نظامی از جمله سلاح های شیمیایی و اتمی، سکوت و حتی حمایت ضمنی از عراق در قبال استفاده غیرمجاز از تسلیحات شیمیایی در جبهه ها و نیز در شهرها، اعمال فشار بر جمهوری اسلامى در تهیه کمترین امکانات مورد نیاز در دفاع مشروع و قانونی اش علیه تجاوز و … در دستور کار کشورهای غربی قرار گرفت.
,گفتنی است که قطعنامه ۵۹۸ به گونه تنظیم شده بود که برخی از خواسته های جمهوری اسلامى نظیر بازگشت به مرزهای بین المللی، تعیین متجاوز و تامین خسارات جنگی در آن پیش بینی شده بود و طبعا در چنین شرایطی، پذیرش آن به سود ما تلقی می شد.
,عراق سعی کرد که پذیرش قبلی قطعنامه ۵۹۸ را پس از تصمیم ایران، نادیده بگیرد و به تجاوزاتش ادامه دهد ولی مردم و نیروهای نظامی ما، این حملات را پاسخ گفتند و در نهایت، عراق هم تن به آتش بس داد و در این در حالی بود که منا فقین هم توان خود را در عملیات مرصاد سنجیدند و با شکست سختی مواجه شدند.
,در این ایام، آیت اﷲ منتظری نیز یکی از پایه های ثابت انتقاد از دولت میرحسین موسوی بود.
, ,
,
, دامنه انتقادهای علنی آقای منتظری بتدریج، سیاست های کلی نظام را هم دربرگرفت و کار به جایی رسید که مستقیما به انتقاد از امام پرداخت.
,در این ایام، کمترین نفوذ را طیف موسوم به چپ در اندیشه و نظرات آقای منتظری داشت و در مقابل طیف موسوم به راست، مدافع سخنان و اظهارات وی بود چون ساده اندیشانه تصور می کرد که این مواضع فقط علیه طیف رقیب است و زمینه را برای گسترش و نفوذ آنها هموار می کند در حالی که آقای منتظری به فراتر از نیروهای درون انقلاب یعنی به بازگشت امثال نهضت آزادی به عرصه حکومت، اعتقاد داشت و این را در یکی از سخنرانی های رسمی خود نیز تصریح کرده بود.
,یکی از موضوعات نسبتا مهمی که پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ پیش آمد، اقدام منافقین به جنگ علیه نظام و انقلاب بود که در جریان عملیات مرصاد، با شکست مواجه شد.
,در جریان این اقدام خیانتکارانه منافقین، بسیاری از اعضای زندانی این سازمان در داخل کشور هم فعال بودند بدین صورت که طرح شورش از داخل زندان ها نیز تهیه شده بود و در صورتی که منافقین موفق می شدند برخی از شهرهای کشور را اشغال کنند، منافقین داخل زندان ها نیز شورش می کردند و به کمک دیگر منافقین می شتافتند.
,این طرح پس از شکست منافقین، کشف شد و به دنبال این ماجرا، حضرت امام یک تصمیم قاطع و انقلابی گرفت و با انتخاب یک هیئت سه نفره (دادستان، مسئول اطلاعات و مسئول زندان) دستور داد که نسبت به منافقین داخل زندان ها، تصمیم جدی گرفته شود.
,بدین صورت که اگر به تشخیص این هیئت، افراد زندانی همچنان سر موضع ضد انقلابی خود هستند و پس از آزادی از زندان، دوباره به سازمان منافقین ملحق می شوند، فورا اعلام شوند و در صورتی که توبه کرده و از گذشته خود پشیمان هستند، فورا آزاد شوند.
,مطابق همین نظر امام خمینی، چند صد نفر از منافقین و وابستگان دیگر گروه های مسلح که همچنان به مشی مسلحانه علیه نظام اسلامی اعتقاد داشتند، اعدام شدند و صدها زندانی تواب هم آزاد شده و به خانواده های خود پیوستند.
,این تصمیم حضرت امام به شدت مورد انتقاد و اعتراض آقای منتظری واقع شد و همچنانکه از روحیه خاص وی انتظار می رفت، قادر به تبیین چنین امری نبود.
,آقای منتظری معتقد بود که زندانیان مورد نظر، قبلا محاکمه شده و اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خویشنند و اعدام آنها درست نیست.
,همچنین این امر در دنیا و اکنش منفی دارد و آیندگان هم درباره ما قضاوت مثبتی نخواهند کرد به ویژه آن که احتمال خطا هم وجود دارد و ممکن است کسانی از توابین هم اعدام شوند.
,اما نگاه حضرت امام به این مساله، کاملا متفاوت بود. به نظر ایشان، هر کسی که علیه نظام دست به اسلحه برده، شرعا مستحق مجازات مرگ است و افراد زندانی منافق هم چنین وضعیتی دارند.
,محاکمه قبلی آنان همراه با رأفت و گذشت اسلامی صورت گرفته بود و الا هیچکدام از افرادی که در ترورها و عملیات نظامی دخالت داشته و مستقیم و غیرمستقیم علیه نظام اسلامی جنگیده بودند، مجازاتی کمتر از مجازات محارب ندارند.
,از طرفی اکثریت این افراد از کسانی هستند که سر موضع ضدانقلابی خویش باقی مانده اند و پس از آزادی به منافقین ملحق می شوند و به عراق می گیرند.
, ,
,
, در چنین شرایطی، ما باید به تکلیف روند و روند خیانت را پی می شرعی خودمان عمل کنیم و ترسی از قضاوت جهانیان یا تاریخ نداشته باشیم. مستند حضرت امام هم عملکرد و مواضع پیامبر اسلام(ص) و حضرت علی(ع) بود.
,پیامبر که رحمه للعالمین بود در یک روز بیش از ۷۰۰ یهودی بنی قریظه را که دائما علیه اسلام، توطئه می کردند، گردن زد چون دفاع از اسلام و مسلمین را تکلیف می دانست.
,همچنین حضرت علی(ع) هم در سه جنگ با افراد ظاهرا مسلمان جنگیند و توطئه گران و دشمنان را مجازات کرد و در کشتن محاربان ضد اسلام راستین، هرگز تردید هم نمی کرد.
,جالب اینکه در جنگ جمل، حضرت امیر دستور داده بود تا افراد متواری را نکشند چون با سرکوب اساس توطئه، آنها جایی را برای گرد هم آمدن و دوباره وارد جنگ شدن، در اختیار نداشتند ولی در جنگ صفین، امام دستور داده بود تا متواریان را نیز تعقیب کنند و بکشند چون آنان به شام می گریزند و دوباره سازماندهی و تجهیز می شوند و به جنگ نظام اسلامی می آیند و فتنه و فساد می کنند و باعث قتل مسلمانان می شوند.
,اما به رغم وجود این ادله، آقای منتظری با همان استدلال ها، نامه های متعددی را برای امام خمینی، مسئولان قضائی و دستگاه های اطلاعاتی فرستاد و به این تصمیم نظام، ا عتراض کرد. با فرارسیدن بهمن ۶۷، جریان تجدیدنظر طلب در آرمان ها و شعارهای انقلاب، فرصتی به دست آورد تا عملکرد یک دهه انقلاب را مورد بررسی و نقد قرار داده و در قالب سخنرانی و نوشته ها و مصاحبه ها، عملکرد گذشته نظام را ناموفق جلوه دهد.
,یکی از این افراد، آقای منتظری بود.
,وی در سخنرانی روز ۲۲ بهمن ۶۷ به صورت صریح به نقد عملکرد ده ساله انقلاب پرداخت و گفت: “بعد از ده سال باید عملکرد خود را حساب کنیم … باید حساب کنیم در ظرف این ده سال که جنگ را به ما تحمیل کردند آیا جنگ را خوب طی کردیم یا نه، دشمنان ما که این جنگ را بر ما تحمیل کردند آنها پیروز از کار درآمدند، چقدر از نیرو از ایران و از دست ما رفت و چقدر جوان هایی را از دست دادیم که هر کدام یک دنیا ارزش داشتند و چه شهرهایی از ما خراب شد. باید اینها بررسی شود و ببینیم اگر اشتباهاتی کرده ایم اینها توبه دارد و اقلا متنبه شویم که بعدا تکرار نکینم. چقدر در این مدت شعارهایی دادیم که غلط بود و خیلی از آنها ما را در دنیا منزوی کرد و مردم دنیا را به ما بدبین کرد و هیچ لزومی هم برای این شعارها نداشتیم.
,اینها راه عاقلانه تری داشته و ما سرمان را پائین انداختیم و گفتیم همین است که ما می گوئیم بعد هم فهمیدیم که اشتباه کرده ایم.
,باید بفهمیم که اشتباه کرده ایم و بعد بگوئیم خدایا و ای ملت ایران ما اینجا اشتباه کرده ایم…
,ما در جنگ خیلی اشتباه کردیم و خیلی جاها لجبازی کردیم و شعارهائی دادیم که می دانستیم نمی توانیم آن را انجام دهیم…
, ,
,
, ما خیلی جاها لجبازی کرده ایم و گوش به حرف و تذکرات افراد عاقل در روزنامه ها، رادیو تلویزوین و اعلامیه های خارج و داخل که راهنمایی و وساطت می کردند در بعضی مسائل نداده ایم و قبول نمی کردیم و توجه نداشتیم.
,اما حالا چیزهایی که قابل جبران است باید جبران کنیم و مواظب باشیم که حالت لجاجت، گوش نکردن به حرف و نصیحت دیگران، خودمحوری ها، کنار زدن نیروهای خوب، بی اعتنایی به افراد، منزوی کردن افراد دلسوز و فشار آوردن بر بعضی مردم را کنار بگذاریم…
,انشاءاﷲ یک تحولی بعد از ده سال پیدا شود و ده سال که شعار داده ایم مجددا فقط شعار نباشد…
,باید در مدیریت کشور تحولی پیش بیاید و بازسازی کشور از نیروهای مدیریت کشور شروع شود و خیلی ها که منزوی هستند در کارها وارد شوند چه از داخل و چه از خارج، بسیاری از کشورها در جنگ شکست خوردند اما در اثر این که ننشستند و به فکر آینده خود بودند تحولی در صنعت و تکنولوژی ایجاد کردند…”
,طرح این دیدگاه ها از موضع قائم مقام رهبری، چیزی نبود که دامنه اثرش، ناچیز باشد، لذا بسیاری از مردم را دچار حالتی از بهت و نگرانی ساخت و این پرسش را مطرح کرد که آیا واقعا ما اشتباه کرده ایم و اگر در برخی از زمینه ها، موفق نبوده ایم ناشی از غلط بودن شعارهاست یا قدرتمندی موانع و فراوانی دشمن؟
,امام خمینی که در این شرایط، به تدریج از آقای منتظری قطع امید کردند، نمی توانست نسبت به پیامدهای منفی این گونه تحلیل ها، ساکت بماند و عدول از اصول را تحمل کند.
,این بود که به هر مناسبتی به این گونه اظهارات، پاسخ می گفتند و از جمله در پیامی به مراجع، روحانیون، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات، در تاریخ ۲/۱۲/۶۷ صریحا به تحلیل آقای منتظری پاسخ گفتند.
,امام خمینی در قسمتی از این پیام مهم چنین نوشته اند: “من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل های غلط این روزها رسما معذرت می خواهم و از خداوند می خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.
,نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستم.
,هم راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فرع آن بوده است؟ ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد، به وظیفه خود عمل کرد و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید نکردند.
,آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است.
,آیا(ملت) از این که به وظیفه خود عمل کرده است، نگران باشد؟
,نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب اﷲ عزیز احساس کند جمهوری اسلامى دارد از مواضع اصولی اش عدول می کنند.
,تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر می شود؟
,تاخیر در رسیدن به همه کنیم.
, ,
,
, همه ما مامور به اداء تکلیف و وظیفه ایم، نه مأمور به نتیجه…
,ما شعار سرنگونی شاه را در عمل نظاره کرده ایم، ما شعار آزادی، استقلال را به عمل خود زینت بخشیده ایم، ما شعار “مرگ بر آمریکا” را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمان مان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده ایم.
,ما همه شعارهای مان را با عمل محک زده ایم.
,البته معترفیم که در مسیر عمل موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده ایم روش ها و تاکتیک ها را عوض نمائیم…
,من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی، همچون گذشته اعتراف می کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهم کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته اند، اشتباهی بوده است که تلخی آن به راحتی از میان نمی رود، گر چه در آن موقع هم من شخصا مایل به روی کار آمدن آنان نبودم، ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول کردم و الان هم معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب در تمامی اصول و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند، درحالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند….
,آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرش همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعه داشته و دارند گشوده است، ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول که چرا مرگ بر آمریکا گفتید؟ چرا جنگ کردید؟
,چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می کنید؟
,چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده اید؟
,چرا لانه جاسوسی را ا شغال کرده ایم؟
,و صدها چرای دیگر و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تاثیر ترحم های بیجا و بی مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام به گونه ای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سوال بروند.
,من بعضی از این موارد نه تنها به سود کشور نمی دانم، که معتدم دشمنان از آن بهره می برند.
,من به آنهائی که دستشان به رادیو و تلویزیون و مطبوعات می رسد و چه (بسا) حرف های دیگران را می زنند، صریحا اعلام می کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین، اسلام این مردم بی پناه را از بین ببرند.
,تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد.
,تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه ها کوتاه می کنم”.
, ,
,
, در این ایام، هنوز عموم مردم احساس دوگانگی و اختلاف مواضع میان حضرت امام و قائم مقام رهبری نمی کردند ولی خواص و یاران امام، می دانستند که عملکرد و مواضع آقای منتظری، مورد انتقاد امام خمینی است و برخی نیز در قالب نامه های خصوصی یا در ملاقات حضوری، از آقای منتظری انتقاد می کردند و خواستار اصلاح عملکرد و مواضع وی می شدند.
,در همین ایام، برخی از نامه های منتظری به مسئولان درباره مساله اعدام منافقین، به دست عناصر ضدانقلاب افتاد و در نشریات ضدانقلابی خارج کشور درج شد.
,امام که قبلا بارها و بارها درباره اینگونه نامه نگاری ها به آقای منتظری هشدار داده و تاکید کرده بودند که این مدارک به دست دشمنان می افتد و اسرار نظام برملا می گردد، با چاپ نامه آقای منتظری در نشریات ضدانقلابی، سخن خود را صریح تر کردند و در پیام به مهاجرین جنگ تحمیلی در تاریخ ۲/۱/۱۳۶۸ چنین نوشتند: “نفوذی ها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجه می زنند.
,من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه ای که باشد عقد اخوت نبسته ام، چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است.
,دفاع از اسلام و حزب ﷲ اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است.
,ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند.
,ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده های همکاری آنان با آمریکا از لانه جاسوسی بیرون آمده.
,ما باید تمام عشق مان به خدا باشد نه تاریخ!
,کسانی که از منافقین و لیبرال ها دفاع می کنند پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده اند از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد.”
,این گونه اظهارات علنی امام خمینی به همراه تصریح مخالفتشان با آقای منتظری در جلسات خصوصی، برای همه نزدیکان و یاران امام مسلم ساخت که امام خمینی تحت هیچ شرایطی به ادامه وضع موجود راضی نیستند و برای اصلاح رفتار و مواضع آقای منتظری، کاری جدی خواهند کرد.
,اما هنوز و اطرافیان امام تصور هم نمی کرد که ایشان دستور عزل آقای منتظری را از قائم مقامی رهبری صادر کنند.
,پس از پیام دوم فروردین سال ۶۸ امام خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی ، آقای منتظری که بسیاری از مطالب پیام مذکور را علیه خود می دید، در تاریخ چهارم فروردین ماه، نامه ای خطاب به امام خمینی نوشت :بیت من، شعبه ای از بیت شما است و در میان بیوت آقایان، تنها بیتی است که ترویج و تأیید انقلاب و رهبری حضرتعالی را داشته و همیشه طرفدار نظام بوده است…
, ,
,
, - . منابع اطلاعاتی من، مسئولین نهادها و ادارات و ارگان ها و مردم مراجعه کننده هستند که وقتی درد دل می کردند من احساس مسئولیت می کردم و آنها را بازگو می کردم و از باب “النصیحه لامام المسلمین” … برای حضرتعالی می نوشتم …
- اینجانب تا حال معتقد بودم که تذکرات و انتقادات من نه فقط موجب تضعیف نظام نمی شود بلکه از نظر این که اکثریت مردم را امیدوار ساخته و مسئولین را نیز در صدد رفع نواقص و توجه بیشتر به مسائل می سازد، موجب تقویت انقلاب و نظام هم می باشد. مع ذلک اگر حضرتعالی تشخیص می دهید که این شیوه به مصلحت نیست و موجب تضعیف نظام و انقلاب می باشد، این جانب شرعا نظر حضرتعالی را بر نظر خود ارجح مى دانم.”
در این ایام که سخت ترین دوران انقلاب به حساب می آمد، امام خمینی در فکر یک مصحلت اندیشی بسیار بزرگ برای آینده انقلاب بودند و سرانجام در تاریخ ۶/۱/۶۸ با نوشتن نامه ای بسیار تند و صریح و شدیداللحن، تصمیم خود را اعلام کردند.
,در این نامه، امام خمینی تصریح کردند که دیگر قائم مقامی آقای منتظری را قبول ندارند و وی را “ساده لوح” می دانند و اگر انقلاب به دست وی سپرده شود، از دامن لیبرال ها و منافقین سردر می آورد.
,در این نامه بسیار تند، امام خمینی تاکید کرده بودند که اقدامات آقای منتظری، خیانت به اسلام تلقی می شود و نظام اسلامی را تضعیف می کند و تا توجه به اطرافیان و کسانی که به آقای منتظری منسوبند، هیچ امیدی به اصلاح رفتار وی وجود ندارد و بنابراین بهتر است در گام اول به اصلاح دفتر و بیت خود دست بزند و در امور حوزه ها و مسائل سیاسی، دخالت نکند.
,تصمیم امام خمینی آنچنان دور از تصور بود که یکباره همه را غافلگیر کرد. زیرا مردم از میزان عشق و علاقه امام به منتظری مطلع بودند و می دانستند که ایشان تنها درباره شهید مطهری و آقای منتظری، تعبیر “حاصل عمر من” را به کار برده بودند و اینک شاهد بودند که امام حاصل عمر خویش و “امید امت و امام” را با دست خود از منصب قائم مقامی رهبری عزل کرده اند.
,از سوی دیگر مشخص بود که حضرت امام در این گونه تصمیمات، با سنجیدگی کامل عمل می کنند و برخلاف آقای منتظری، تعجیل در تصمیم گیری را آفت رهبری می دانند و این، واقعیتی بود که در چندین حادثه مهم انقلاب، ظهور و بروز کرده بود.
,مسئولان درجه اول کشور نیز قادر به هضم این تصمیم مهم و تاریخی امام خمینی نبودند و دست کم، فلسفه شدت عمل و برخورد تند امام را در نمی یافتند.
,به همراه این تصمیم مهم، چند اقدام دیگر نیز مورد نظر امام بود.
,اول آن این که این نامه تند و شدیداللحن از رسانه ها پخش شود.
,دوم این که فورا جلسه خبرگان رهبری تشکیل شود و تصمیم گیری درباره عزل آقای منتظری را رسمیت بخشد، سوم این که د راسرع وقت کلیه عکس ها و پوسترهای آقای منتظری از سراسر ادارات و مراکز دولتی برداشته شوند.
,در مورد اقدام اخیر، مشکل حادی وجود نداشت و با نظر امام خمینی و به دستور میرحسین موسوی نخست وزیر، کلیه عکس ها و پوسترهای آقای منتظری از سراسر ارگان ها و مراکز دولتی و سازمان های وابسته به دولت برداشته شد اما در مورد اول و دوم، اختلاف نظرها، زیاد بود و در واقع، مسئولان درجه اول کشور و از جمله رئیس جمهوری، ریاست مجلس، هیئت رئیسه مجلس خبرگان و بسیاری از افراد بیت و دفتر امام، به ویژه با پخش نامه امام خمینی مخالفت کردند که اولا نیازی به تشکیل جلسه مجلس خبرگان نیست و ثانیا نامه امام به منتظری از طریق رسانه ها، منتشر نشود و این در حالی بود که حضرت امام همچنان تاکید می کرند “برای مصلحت آینده خودتان است که بر پخش نامه اصرار می ورزم”.
,مسئولان اصلی کشور امیدوار بودند که آقای منتظری با مطلع شدن از تصمیم حضرت امام، به صورت داوطلبانه کنار می رود و بدین شکل، خواست امام خمینی جامعه عمل می پوشید و به همین دلیل نامه ۶/۱/۸۶ حضرت امام به وسیله حجت الاسلام والمسلمین عبدﷲ نوری به رویت آیت ﷲ منتظری رسید و با توجه به آن که دو روز قبل آقای منتظری برای امام نوشته بود که “این جانب شرعا نظر حضرتعالی را بر نظر خودم مقدم می دانم”، این تصمیم حضرت امام را پذیرفت و در تاریخ ۷/۱/۸۶ با نگارش نامه ای خطاب به امام راحل، رسما استعفای خود را اعلام کرد.
, ,
,
, وی در این نامه تصریح کرد که در گذشته همچون سربازی فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار امام بوده است و اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجرای دستورات ایشان می داند زیرا بقا و ثبات نظام اسلامی مرهون از مقام معظم رهبری است.
,وی همچنین نوشت: “از همه برادارن و خواهران عزیز و علاقمند تقاضا می کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری و خبرگان محترم به بهانه حمایت از من کاری انجام دهند و یا کلمه ای بر زبان جاری نمایند زیرا مقام معظم رهبری و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی خواهند.”
,نامه ۶/۱/۶۸ و نامه ۸/۱/۶۸
,به دنبال استعفای آقای منتظری از قائم مقامی رهبری و تمکین به نظرات امام خمینى، بخش زیادى از خواست و نظر امام خمینی تامین شد و ایشان هم در تاریخ ۸/۶/۶۸ در نامه اى دیگر خطاب به آیت اﷲ منتظری، ضمن قبول استعفای وی، تاکید کردند که “رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می خواهد و به همین جهت هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم و در این زمینه مثل هم فکر می کردیم.”
,در پایان این نامه نیز امام خمینی از طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها و رادیو تلویزیون خواستند که برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام، مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است و همه باید تابع آن باشیم.
,تفاوت لحن نامه ۶/۱/۶۸ با نامه ۸/۱/۶۸ حضرت امام بسیار واضح بود، هر چند روح کلی هر دو نامه یکسان به نظر می رسند، بدین معنا که در هر دو نامه، عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری، تصریح شده و همچنین اصلاح بیت و اطرافیان وی مورد توجه قرار گرفته است.
,البته در نامه دوم، تاکید شده بود که “من صلاح شما و انقلاب را در این می بینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند” و نیز آمده بود که “جنابعالی ان شاءﷲ با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی بخشید” و این در حالی بود که دخالت آقای منتظری در امور مربوط به مرجعیت و مسائل حوزوی نیز مورد انکار قرار گرفته بود.
,مقایسه این دو نامه از نظر لحن و محتوا با توجه به فاصله کم زمانى، حکایت از آن دارد که نظرات امام خمینی در شرایط نگارش نامه دوم، عمدتا تامین شده بودند و برخورد تند امام در نامه اول، عمدتا به این دلیل بود که ایشان می خواستند تامین مصلحت نظام اسلامی و انقلاب را با چنان شکلی عملی کنند که در آینده هم نه آقای منتظری و نه دیگر نیروهای درون نظام هرگز جرات نکنند که بازگشت وی به جایگاه رهبری را مطرح سازند.
,در واقع قصد امام این بود که به عنوان بانی نظام و از توان مدیریتی و شخصیت آقای منتظری و با شناختی که داشتند، بازگشت وی به جایگاه رهبری را محال و ناممکن سازند و مانع حضور او در مسائل سیاسی شوند و با توجه به سوابق و جایگاه فقهی، درس و بحث حوزوی و فقهی را اصلی ترین وظیفه ایشان قرار دهند.
, ,
,
, در عمل چون آقای منتظری با توجه به نامه اول امام راضی به تصمیم رهبر انقلاب شده بود، امام نیز لحن نامه دوم را نرمتر و صمیمانه تر کرد و بدین شکل، عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری عملی شد.
,هر چند امام خمینی کار خویش را در این زمینه انجام داده بودند و این عمل را برای تامین مصلحت آینده انقلاب می دانستند اما شواهد و قرائن نشان می هند که با سختی و تلخی مبادرت به چنین کاری کرده اند.
,البته امام خمینی کسی نبودند که در یک نگاه عقلانی و از موضع رهبری انقلاب، مصلحت آینده نظام اسلامی را در نظر نگیرند و کشور را به دست کسی بسپارند که او را قادر به اداره حتی دفتر و بیت خود نیز نمی دانند و به همین دلیل از بعد ادای تکلیف، این آمادگی را داشتند که عزیزترین نزدیکان خویش را در پای مصالح اسلام و مسلمین، فدا کنند اما درد و رنج چنین تصمیماتی، هر چند درست و اصولی، بسیار جانکاه و شکننده است و بسیاری بر این باورند که این حادثه در تشدید بیماری امام، بسیار موثر بوده است.
,منتظری پس از عزل از قائم مقامی رهبری
,با تصمیم امام درباره آقای منتظری، همه نیروهای درون انقلاب، حتی اگر فلسفه و علت این تصمیم را نمی دانستند، پذیرفتند که مصلحت نظام ایجاب می کرد چنین تصمیمی اتخاذ شود و امام خمینی کاملا آگاهانه و هشیارانه به چنین نتیجه ای رسیده اند.
,مطبوعات و رسانه ها نیز در این باره، مطالب کلی فراوانی را مطرح و متناسب با سلیقه و دیدگاه خود در این باره، اظهار نظر می کردند.
,البته در آن زمان کسی از مضمون نامه ۶/۱/۶۸ امام، اطلاع نداشت، اما مضامین کلی به صورت شفاهی نقل می شدند و به همین دلیل بر سر نحوه قضاوت و ارزیابی شخصت آیت اﷲ منتظری، اختلافاتی ظهور کرده بودند.
,عده ای بر این باور بودند که مطابق شنیده ها، امام خمینی معتقد بودند که آقای منتظری فاسق است و نباید درس و بحث فقهی هم داشته باشد زیرا شاگردانی هم که او تربیت کند، فاسد و فاسق خواهند بود.
,این عده با تکیه بر شهود عادلی که در جلسه بودند (رئیس جمهوری، رئیس مجلس، آیت اﷲ مشکینی، آیت اﷲ امینی و حاج احمد آقا) این خبر را درست می دانستند و بر آن اصرار می ورزیدند و شنیده های خود را از محتوای نامه ۶/۱/۶۸ را حجت برخورد با آقای منتظری تلقی می کردند.
,از نظر این عده، ملاک اصلی موضعگیری درباره وی، باید نامه منتشر نشده امام خمینى باشد. عده ای دیگر نیز معتقد بودند که نظر امام خمینی درباره ضعف های شخصیتی آقای منتظری کاملا درست است و وی امر خطیر رهبری را به هیچ وجه نباید برعهده گیرد اما با توجه به جایگاه علمی و فقهی وی، امام نیز پذیرفتند که در حوزه به درس و بحث مشغول باشند و بنابراین مبنای برخورد با آقای منتظری، باید نامه ۸/۱/۶۸ امام خمینی باشد.
,از نظر این عده، آنچه درباره محتوای نامه اول امام نقل می شود، قابل اعتماد نیست و بر فرض صحت، به وسیله محتوای نامه بعدی امام، منسوخ شده است.
,نوع واکنش بسیاری از مسئولان و نیروهای سیاسی جامعه درباره مساله ل آقای منتظری، نشانگر حالت بهت همراه با ابهام جامعه بود و ضمن آنکه به خاطر شخصیت حظرت امام، جملگی آن را پذیرفته بودند و آن را بدون حکمت نمی دانستند اما دلیل یا توجیه کاملا قانع کننده ای نیز در اختیارشان نبود.
,این وضعیت موجب شد که امام خمینی در تاریخ ۲۶/۱/۶۸ در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس و وزرای کابینه، بار دیگر تاکید کنند که از دو سال قبل تلاش کرده بودند تا کار به اینجا نکشد ولی متاسفانه موفق نشدند لذا بنا به وظیفه شرعی و برای مصلحت نظام و اسلام با دلی پرخون، حاصل عمر خویش را کنار گذاشتند.
, ,
,
, حضرت امام در این نامه وعده دادند که انشاءاﷲ در آینده برادران و خواهران در این باره تا اندازه اى روشن خواهند شد.
,با گذشت زمان، آقای منتظری احساس کرد که سکوت کامل به صلاح نیست و ضرورت دارد که به گونه از خود دفاع کند و به ویژه وقتی متوجه شد که به خاطر نرمش امام در نامه دوم، هنوز بسیاری از نیروهای درون نظام از وی به عنوان یک فقیه مورد احترام یاد می کنند و از آن برخوردهای تند و انقلابی که با دیگر مغضوبان امام امت مى شد، خبری نیست.
,این بود که با پایان یافتن ماه مبارک، نامه اى را در پنج صفحه خطاب به امام خمینی نوشت و در آن از خود در برابر ا نتقادات امام، دفاع کرد.
,با نگارش این نامه، فصل جدیدى از فعالیت هاى آیت اﷲ منتظری آغاز شد و این همان چیزی بود که امام خمینی نیز در نامه ۶/۱/۶۸ خود پیش بینی و تصریح کرده بودند که علی رغم ادعای آقای منتظری مبنی بر مقدم داشتن نظر رهبری بر نظر خود به حکم شرع، وی نمی تواند به این سخن پایبند بماند و مشغول به نوشتن چیزهایی می شود که آخرتش را خرابتر می کند.
,منتظری در این نامه تاکید کرد که همچون گذشته در خدمت اسلام و انقلاب است و هرگز علاقه ای به قائم مقامی رهبری و مرجعیت نداشته و ندارد اگر شرعا جایز بود از اجتماع و اجتماعات به طور کلی منزوی می شد.
,وی همچنین اعلام کرد که بیتش مأمن لیبرال ها و منافقین نیست و ارتباط او با امثال بازرگان، یزدی، پیمان، سامی و … بسیار محدود بوده است و عمدتا جلسات با آنها به گفت گوهای خودمانى و شکایات یکطرفه آنها گذشته است.
,وی حضور نفوذی در بیت خود را یک اتهام قلمداد و از این که به این دلیل مورد بی مهری امام قرار گرفته، گلایه داشت و در این نا مه برای اولین بار علنا علیه اعترافات مهدی هاشمی اظهارنظر کرد و نوشت: “آیا شاعیات بى اساس و یا بافته های سیدمهدی که در چه شرایطی و به چه انگیزه هایی این مقدار رطب و یابس بهم بافته، صحیح است ملاک قضاوت ها واقع شود؟! و شاید او چون از ناحیه نظام ضربه خورده، می خواسته است انتقام بگیرد و نیروهای فعال نظام را به یکدیگر بدبین کند”.
, ,
,
, آقای منتظری که قبلا مدعی بود به خوبی سیدمهدی هاشمی را می شناسد، در این نامه وی را یک فاسق معرفی می کند و معتقد است که اعترافات او را در شرایط زندان نباید جدی تلقی کرد.
,وی تصریح می کند “سیدمهدی یک روز هم عضو دفتر و بیت من نبود.
,این مطلب همه کسانی که در قم با دفتر و بیت من سروکار دارند، می دانند. او فقط از طرف من مسئول نهضت ها بود و مرکز جدایی داشته است ….به او پیغام دادم به بیت من رفت و آمد نکند. البته تا قبل از مصاحبه او، از او دفاع می کردم ولی پس از مصاحبه او طی نامه ای به حضرتعالی از او کاملا تبری جستم و از موضعگیری حضرتعالی نسبت به او تشکر کردم”.
,همین سخنان آقای منتظری نشان می دهد که او چقدر نسبت به وضعیت پیرامون خود مطلع است و چگونه از خود دفاع می کند و چقدر دردناک است اگر دیگر دفاعیات او نیز از چنین منطقی برخوردار باشند که متأسفانه چنین بود.
,همه افراد سیاسی جامعه از عمق نفوذ مهدی هاشمی در دفتر و بیت آقای منتظری مطلع بودند و برادر سیدمهدی یعنی سیدهادی، داماد آقای منتظری و مسئول دفتر وی و همه کاره بیت بوده است و بسیاری از امور آنجا با هماهنگی مهدی هاشمی جریان داشته است اما آقای منتظری همچنان اصرار داشته است که کاره ای نبوده صرفا به این دلیل که دفتر جدایی داشت!
,وی همچنین حمایت خود را از مهدی هاشمی تا قبل از مصاحبه تلویزیون وی ادامه داد حتی شب اعدام آن قاتل نیز او به امام نامه نوشته و از مهدی هاشمی دفاع کرده بود .
,آقای منتظری در این نامه درباره افشا شدن اسرار نظام در پیرامون اعدام منافقین از طریق نامه نگاری های وی، متذکر می شود که این مساله ربطی به او ندارد بلکه از طریق دیگران این کار صورت گرفته است.
,اما وقتی قضایا را خود تشریح می کند معلوم می شود که این کارهم به گونه ای به خاطر سهل انگرای های او صورت گرفته است.
, ,
,
, وی در این باره می نویسد: “در اثر احساس وظیفه نامه را نوشتم و چون شورای عالی قضایی را در این قبیل موضوعات مسئول می دانستم، فتوکپی آن را هم برای شورا فرستادم … و ضمنا من به دست خود به بعضی از قضات که به حالت اعتراض مراجعه می کردند و به نظر من مورد اعتماد بودند، رونوشت نامه ها را دادم.
,حالا پس از مدت زمانی به خارج سرایت کرده افراد بیت من هیچ گناهی ندارند و جوسازی علیه انان گناه است.”
,آقای منتظری در این نامه تصریح کرد که هیچگاه داعیه مقابله با ناظم و رهبری را نداشه و البته مدعی خطا و اشتباه هم نیست. وی در این نامه، یک گام به جلو برداشت و مدعی شد که عده ای با بزرگ کردن بافته ها و القائات (احتمالا امثال مهدی هاشمی) برای رهبر معظم، ذهنیتی درست کردند که موجب ناراحتی شدید ایشان شد و در واقع با این کلام، امام خمینی را نیز چون خودش تحت تاثیر دیگران معرفی کرد.
,چند روز پس از ارسال این نامه، دروس حوزه های علمیه از سرگرفته شد و منتظری هم درس خود را یک سخنرانی آغاز کرد که اهم مطالب آن را قرائت نامه ۴/۱/۶۸ و نیز نامه ۱۸/۲/۶۸ وی به حضرت امام تشکیل می داد و علاوه بر موارد ذکر شده در آن نامه، مسائلی مثل عفو زندانیان نیز مورد بحث قرار گرفته بود.
,تدبیر امام براى ممانعت از خروج منتظرى از زیر چتر نظام
,با شروع تحرک مجدد آقای منتظری و برخی از هواداران وی، ظاهرا امام خمینی به مرحوم حاج سیداحمد آقا دستور می دهند که برخی از مسائل مربوط به آقای منتظری را به اطلاع مردم برسانند و ایشان همه جزوه ای را به همراه اسناد و مدارک تهیه کرده و با عنوان “رنج نامه” منتشر می سازند.
,رنج نامه در آن شرایط، بسیار مورد توجه و استقبال قرار گرفت چرا که برای اولین بار بسیاری از نامه های رد و بدل شده میان حضرت امام و آقای منتظری را در معرض مطالعه مردم قرار داده بود و پرده از جنایات باند سیدمهدی هاشمی کنار زده و حمایت گسترده منتظری از این فرد جنایتکار را افشا کرده بود.
,این نوشته از سوی کسی بود که به صورت دقیق در جریان مساله آقای منتظری قرار داشت و به امام نیز نزدیک بود و بهتر از هر کسی می توانست راوی مسائل آن دو سه سال کذایى در پیرامون آقای منتظری باشد و به همین دلیل، تا حد زیادی از اذهان علاقه مندان به نظام و اسلام ابهام زدایی شد .
,اما با وجود این، احترام آقای منتظری به عنوان فقیهی که با نظر امام خمینى باید به حوزه و نظام گرمی ببخشد، پیش بسیاری از مسئولان کشور محفوظ بود و مثلا در جریان فوت پدر آیت ﷲ منتظری، در دوم خردادماه همان سال ، بیش از ۲۰۰ نماینده مجلس شورای اسلامی به وی نامه تسلیت نوشتند.
,اصلاح قانون اساسى و حذف شرط مرجعیت براى رهبرى در این ایام، اصلاح قانون اساسی در دستور کار مرجع بازنگری قانون اساسی قرار داشت و یکی از موضوعات مهم واساسی آن، بحث رهبری بود.
,در صدر تغییرات ایجاد شده در قانون اساسی، حذف عنوان مرجعیت امر بر اساس نامه حضرت امام به آیت از شنون رهبری قرار داشت و این ﷲ مشکینی، رئیس مجمع بازنگری قانون اساسی صورت می گرفت.
, ,
,
, امام خمینی در این نامه تصریح کردند که از ابتدا با گنجانیدن شرط مرجعیت در ویژگی هاى رهبری، مخالف بودند ولی به سیاق همیشگی شان، نخواستند در روند تصمیم گیری نهادهای قانونی کشور دخالت کنند و اینکه هم بر این باورند که نیازی نیست که رهبر حتما مرجع تقلید هم باشد بلکه مجتهد واجد شرائط را به رهبری برگزینند، و به صورت قهری او ولی منتخب مردم خواهد و تمامی مسئولیت های رهبری را برعهده خواهد گرفت.
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه