بیداری اسلامی؛ بایدها و نبایدها در دستگاه دیپلماسی ایران

بیداری اسلامی؛ بایدها و نبایدها در دستگاه دیپلماسی ایران
ایران برای تاثیر گذاری بر جنبش های مردمی منطقه و حمایت از آنان، ابزارهای کارآمدی در اختیار دارد که در صورت بهره گیری از همه این ابزارها و ظرفیت ها، هم زمان خواهد توانست اهداف ملت های مظلوم منطقه و منافع سیاسی و ایدئولوژیک خود را تضمین کند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز،  در ایران دو دیدگاه درباره تحولات منطقه مطرح است. یک دیدگاه معتقد است تحولات منطقه، خیزش های اسلامی است که با تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی ایران اتفاق می افتد و بر این اساس، این کشورها خواه ناخواه به ایران تمایل دارند. بنابراین دیدگاه، نیازی نیست اقدام خاصی از سوی ایران صورت گیرد و باید صبر کرد تا خواست مردم در این کشورها حاکم شود. همچنین امریکا و غرب از مدیریت این تحولات عاجزند و با تداوم و گسترش دامنه این تحولات چاره ای جز استمداد برای کنترل بحران در منطقه نخواهند داشت. در مقابل دیدگاه دیگری وجود دارد که ضمن تایید الگوبرداری

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,

انقلاب های مردمی منطقه از انقلاب اسلامی معتقد است ایران در قبال این تحولات مسئول است و باید برای حمایت از این جنبش ها، تحرک بیشتری داشته باشد. بر اساس این دیدگاه که به مکتب فکری آرمان گرایی نزدیک تر است، ایران حتی اجازه دارد برای کمک به معترضان بحرینی که حکومت آل خلیفه و ال سعود، جنایت کارانه آنها را سرکوب می کنند، نیروی نظامی به این کشور اعزام کند. تحلیل گران بر این باورند که ایران در رویارویی با تحولات ناشی از بیداری اسلامی در منطقه، هم زمان با فرصتها و چالش های بالقوه مواجه خواهد شد که دیپلماسی فعال ایران در عرصه سیاست خارجی، ضمن
آنکه امکان بهره برداری هرچه بیشتر از این فرصتها را مهیا خواهد ساخت می تواند تهدیدها را نیز مهار یا حتی به فرصت تبدیل کند. ایران برای تحقق اهداف و منافع متصور برای خود، ابزارها و راهکارهایی دارد که در صورت استفاده مناسب از آنها و نقش آفرینی مطلوب، راه دستیابی به اهداف و منافع هموار خواهد شد. در ادامه به برخی از راهبردها و اقداماتی که ایران می تواند برای نیل به مقاصد از آنها یاری گیرد اشاره خواهد شد:
– رایزنی های دیپلماتیک: مذاکره و رایزنی های دیپلماتیک یکی از راههای رایج در دیپلماسی است. کشورهای حاضر در خاورمیانه را بر اساس سطح روابط با ایران، می توان به کشورهای هم پیمان و دوست، کشورهای بی طرف و کشورهای رقیب تقسیم بندی کرد. به یقین، تقویت روابط با کشورهای دوست، ارتقای سطح روابط با کشورهای بی طرف و تنش زدایی با کشورهای رقیب، فرصتهای بیشتری برای حمایت از جنبش های مردمی در منطقه در اختیار ایران قرار خواهد داد.
– استفاده از قدرت نهادی: کشورها برای تاثیرگذاری بر حوادث و تحولات پیرامون خود، نیازمند قدرت هستند. این قدرت الزاما قدرت نظامی نیست. یکی از ابزارهای قدرت که کشورها در اختیار دارند و می توانند در مواقع ضروری از آن در جهت تحقق اهدافشان بهره برداری کنند، نهادها و سازمانهای بین المللی هستند. اتفاقا بسیاری از کشورهایی که از قدرت نظامی بالایی برخوردارند، برای مشروعیت بخشیدن به اقداماتشان، سیاستهای خویش را در پوشش نهادهای بین المللی پیگیری و عملی می کنند. ایران نیز می تواند در این راستا، از ابزارهای نهادهای بین المللی بهره ای مطلوب تر از
آنچه تاکنون انجام شده است، ببرد. بدین معنا که سازمانهای بین المللی را که در آنها عضو است مانند سازمان کنفرانس اسلامی، اکو، عدم تعهد و … به نقش آفرینی بیشتر در حوادث منطقه تشویق و ترغیب کند؛ یا حتی با نگاهی آرمان گرایانه ، به همراه دوستان و هم پیمانان خود و شناسایی ظرفیتهای بدون استفاده بین المللی، به تشکیل سازمانهای منطقه ای و نهادسازی اقدام کند.
– گفتمان سازی: یکی از انواع قدرتها، قدرت مولد است که از طریق گفتمان سازی محقق می شود. خلق گفتمانهای منطقی و دارای مقبولیت جهانی، به سیاستگذاری های کشور مشروعیت و جهت خواهد داد؛ ابزاری که ایران به طور کلی استفاده چندانی از آن نکرده است. گفتمانی که لازم است ایران برای ایجاد آن تلاش و سرمایه گذاری کند، باید مورد پسند و استقبال حداکثری در سطح بین المللی قرار گیرد و در عین حال، منافع ایران را نیز تامین کند؛ همچنین قابلیت بهره برداری در جهت حمایت از جنبش های منطقه را داشته باشد.
– قدرت ساختاری: نظام بین المللی به سان بدنه ای است که هر یک از کشورها اجزای آن را تشکیل می دهند و جزو آن هستند. هر کشوری در این نظام ساختاری جایگاه و وزنی دارد و این ساختار برای آن، فرصت و محدودیتهایی ایجاد می کند. ایران باید با شناخت صحیح و منطقی از جایگاه خود در نظام بین المللیی، ابزارهای قدرت خویش را بشناسد و از آنها به نحو مطلوب استفاده کند. به عنوان مثال، نفت یکی از ابزارهای قدرتی است که ایران در اختیار دارد و تاکنون نتوانسته است استفاده مناسبی از آن داشته باشد.
– ابتکار عمل: داشتن ابتکار عمل و طرح برنامه ها و پیشنهادهای معقول و منطقی برای برون رفت از بحران های داخلی و منطقه ای که بتواند نظر موافق طرفین را جلب کند، افزون بر اینکه می تواند انقلابهای مردمی را با هزینه های کمتر و آسان تر به ثمر برساند، به طور طبیعی وزن و قدرت نفوذ ایران در منطقه را افزایش خواهد داد. ایران تاکنون به طور رسمی هیچ برنامه و پیشنهادی برای حل بحران در هیچ یک از کشورهای درگیر بیداری اسلامی مطرح نکرده است که این خود می تواند نشانه ای از انفعال و ضعف دستگاه دیپلماسی در قبال این تحولات باشد.
– تنش زدایی و اعتماد سازی: افزایش قدرت و نفوذ یک کشور، به طور طبیعی سوء ظن و احساس خطر را در دیگر کشورها برخواهد انگیخت به دلیل تبلیغات منفی علیه ایران در چند دهه اخیر در پی سیاست ایران هراسی، این کشور از این حیث بسیار مورد سوء ظن به نظر می رسد. در حوادث اخیر با اینکه دستگاه سیاست خارجی در خصوص انفعال و نداشتن موضع گیری شفاف و حضور جدی در مناسبات منطقه ای ، در داخل مورد انتقاد است از سوی کشورهای عربی به دخالت و تحریک معترضان داخلی این کشورها متهم است. این موضوع، در حساسیت و نگرانی کشورهای عربی درباره ایران ریشه دارد. در چنین فضایی که
ایران فرصت زیادی برای نقش آفرینی فعالانه در تحولات منطقه ای ندارد، باید با در پیش گرفتن سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی ، مواضع خود را مقبول و معقول جلوه دهد. ابتکارات همکاری جویانه از جمله موارد اعتماد ساز به شمار می روند. اقدامات اعتماد آفرین و امنیت ساز، بازدارندگی مستحکم بین کشورهای مختلف ایجاد می کند و این امر ، روش ها و ساز و کارهایی برای جلوگیری از تهدیدها و خطرهای نظامی تعبیه می کند.
– مهار تهدیدها: کنترل و مهار تهدیدها و در گام بعدی ، تبدیل آنها به فرصت، به ایران این امکان را خواهد داد که با نگرانی کمتری، برای دستیابی به اهداف و منافع خود برنامه ریزی و تلاش کند. یکی از تهدیدهای مهمی که می تواند منافع ایران در منطقه را با چالش مواجه سازد، موضوع اغتشاشات در سوریه است. ایران نیاز دارد از دولت اسد در سوریه حمایت کند تا نزدیک ترین هم پیمان خود در منطقه را حفظ کند؛ هم پیمانی که با توجه به موقعیت ژئوپلتیک خود تاکنون در افزایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه و حمایت از گروه های مقاومت در لبنان و فلسطین نقش مهمی ایفا کرده است. با
این حال ضروری است یش بینی های لازم و همه جانبه در خصوص سوریه انجام شود تا در صورت تداوم دولت بشار اسد در سوریه، دیگر منافع و دستاوردهای ایران در منطقه با تهدید مواجه نشود. همچنین ایران باید همه ابزارها و ظرفیتهای دیپلماتیک و رسانه ای خود را در جهت تثبیت انقلابهای مردمی، از طریق آگاهی بخشی به ملتهای منطقه به کار گیرد.
– ظرفیت دیپلماسی آکادمیک: با توجه به حضور فعال و گسترده قشر جوان و دانشجو در انقلاب های مردمی در کشورهای عربی، دیپلماسی آکادمیک ، ظرفیت های بسیاری در اختیار ایران قرار خواهد داد که توان از آنها برای کمک به تحقق بیداری اسلامی بهره جست؛ ضمن آنکه با توجه به غیررسمی بودن این نوع از دیپلماسی، تهدیدهایی که در روش های دیگر مطرح می شوند، در این مدل وجود ندارد. از جمله این ابزارها عبارتند از: دعوت از استادان، علما و دانشجویان کشورهای اسلامی؛ تبادل دیدگاه ها و تجربه ها؛ برگزاری کنفرانس های مشترک، اجرای پروژه های مشترک علمی، گسترش تبادلات
علمی و فناوری از طریق ایجاد فرصت های مطالعاتی مشترک، توسعه همکاری ها در قالب سازمانهای تخصصی منطقه ای، برگزاری کرسی های آزاد اندیشی برای بررسی ابعاد جنبش و شناخت صحیح آن و تعیین راهبردهای اصولی و کارآمد.
-دیپلماسی رسانه ای: ظرفیت رسانه ای یکی دیگر از ابزارهایی است که ایران در اختیار دارد و با استفاده مناسب از آن می تواند دسترسی به اهداف پیش بینی شده را آسان سازد. در این راستا، جهت دهی مناسب ، برنامه ریزی دقیق و هماهنگی رسانه های داخلی، استفاده از ظرفیت اتحادیه های رسانه ای بین المللی و همکاری با رسانه های گروهی کشورهای منطقه بر اساس منافع مشترک مورد توجه است.
– هم گرایی در ارائه راهبردها: ابزارهای یاد شده تنها در صورتی کارایی مناسب خواهند داشت که همگرایی لازم در میان تمام نهادها، چه رسمی و چه غیر رسمی و رسانه ها وجود داشته باشد. در مقابل هر گونه موازی کاری و ناهماهنگی میان نهادهای مرتبط، مانع مهمی در راه تحقق اهداف مورد نظر است.
در نهایت باید گفت که ایران برای تاثیر گذاری بر جنبش های مردمی منطقه و حمایت از آنان، ابزارهای کارآمدی در اختیار دارد که در صورت بهره گیری از همه این ابزارها و ظرفیت ها، هم زمان خواهد توانست اهداف ملت های مظلوم منطقه و منافع سیاسی و ایدئولوژیک خود را تضمین کند. لازمه این امر آن است که در درجه اول میان همه بخشهای مرتبط با سیاست خارجی، از جمله نهادهای سیاست گذار و اجرایی، هماهنگی کاملی شکل گیرد و از موضع گیری ها و سیاستهای متنوع و گاه متضاد پرهیز شود. مواضع و سیاست های کشور باید به گونه ای تعریف گردد که هم منافع ملی و اسلامی کشورمان در آن
لحاظ شده باشد و هم با هنجارهای منطقه ای و بین المللی در تضاد نباشد؛ در این صورت مقبولیت عمومی می یابد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

مریم عمادی

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه