شهید بنیهاشم خطاب به پدرش:
بیاجازه من بروی، شهید حساب نمیشوی!
شهید بنی هاشم خطاب به پدرش که می خواست به خط مقدم جبهه برود گفت : بیاجازه من بروی شهید حساب نمیشوی![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،به نقل از سبلانه، فرماندهان، معاونین گردان، گروهان، پیک گردان و مسئولین تدارکات در جلسه ارکان گردان حضور داشتند، من هم از طرف روابط عمومی آنجا بودم و پدرِ بنیهاشم از برافروختگی صورتش معلوم بود برای دعوا با بنیهاشم آمده است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا،, سبلانه, سبلانه,جلسه عملیات آبی و خاکی در چادر فرماندهی در حال برگزاری بود، این عملیات حساسیت بسیار بالایی داشت و پاسدارها باید با لباس کادر در عملیات حاضر می شدند؛ بعد از جلسه بنیهاشم دست پدرش را گرفت و از چادر بیرون آمدند. او جلوی چادر به پدرش و میرطاهر که خودش را به آنجا رسانده بود گفت: شماها باید بمانید.
,پدرش گفت: میرمحمود اگر نگذاری بیایم عملیات، خودم را میکشم.
,بنیهاشم گفت: شاید من و میرسلیم و میرمسلم شهید شدیم، شما اینجا بمانید تا جنازه ما را ببرید مشکین و دفن کنید.
,پدرش گفت: اگر من شهید شوم چی؟
,بنیهاشم گفت: تو بیاجازه من بروی، شهید حساب نمیشوی!
,پدرش با تعجب پرسید: چرا؟
,بنیهاشم گفت: طبق گفته امام اگر کسی برخلاف حرف فرماندهش در عملیات شرکت کند شهید حساب نمیشود.
,پدرش خندید و گفت: این حرف امام برای من و تو نیست. تو بچه منی.
,بنیهاشم گفت: ولی من فرمانده تو هستم.
,بنیهاشم نتوانست پدرش را قانع کند، سه برادر «میرمحمود بنیهاشم» به اسمهای میرسلیم، میرمسلم، میرطاهر و نیز پدرشان در گردان حضور داشتند.
,راوی: مهدی آقازاده
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه