قطع رابطه سیاسی آمریکا با ایران

قطع رابطه سیاسی آمریکا با ایران
روز۱۹ فروردین ۱۳۵۹ جیمی کار‌تر رئیس‌جمهوری آمریکا طی دستوری، قطع روابط سیاسی و بازرگانی با جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. این دستور که ۵ ماه پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام صادر شد، عکس‌العمل جدید دولت آن کشور در تسخیر لانه جاسوی بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از پایگاه خبری ثامن،کار‌تر در سخنان خود درباره قطع رابطه با ایران گفت: «... مطالبات شاکیان آمریکایی و شرکت‌ها، از اموال مسدودشده ایران در آمریکا برداشت خواهد شد و مسئولیت بحران با شورای انقلاب ایران است که خود را پشت سر دانشجویان پنهان می‌کند. اگر گروگان‌ها آزاد نشوند، تصمیمات شدید‌تری علیه ایران اتخاذ خواهد شد و آمریکا با هم‌پیمانان خود اقدامات مقتضی به عمل خواهد آورد. هیچ ویزای جدیدی برای ایرانیان صادر نخواهد شد و کلیه ویزاهای صادرشده پس از بحران باطل است ...»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

به دنبال قطع رابطه ایران با آمریکا و مهلت ۳۶ ساعته کار‌تر به دیپلمات‌های ایرانی مبنی بر خروج از آمریکا، در ساعت ۱۲:۳۵ بیستم فروردین‌ماه حدود ۵۰ نفر از اعضای سفارت ایران در واشنگتن و اعضای کنسولگری‌های ایران در شیکاگو و نیویورک به همراه خانواده‌هایشان با پرواز ۷۳۰ هواپیمایی ملی ایران وارد فرودگاه مهرآباد تهران شدند.

,



در پی این تصمیم، از یک‌سو دفتر امام خمینی(ره) اعلام کرد «نظر امام در مورد گروگان‌ها عوض نشده و مثل گذشته سفارت و گروگان‌ها تا تشکیل مجلس شورای اسلامی و تعیین سرنوشت آنها توسط وکلای مردم در دست دانشجویان باقی خواهد ماند» و از جانب دیگر امام خمینی خود بیانیه جداگانه‌ای در این رابطه منتشر کردند.

,
,
,



امام در این پیام با اشاره به انتشار خبر دستور کار‌تر برای پایان روابط سیاسی ایالات متحده با ایران گفته بود: «اگر کار‌تر در عمر خود یک کار خیر کرده باشد، همین قطع رابطه است.»

بخشی از متن  پیام بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بدین شرح بود:

,
,
,
,
,

بسم الله الرحمن الرحیم

,


ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین آمریکا و ایران را دریافت کردم. اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به‌پا‌خاسته برای رهایی خود از چنگال چپاولگران بین‌المللی با یک چپاولگر عالم‌خوار همیشه به ضرر ملت مظلوم و به‌ نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می‌گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید دولت آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری‌ها کرده اگر جشن بگیرد حق دارد.

ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملت‌های شریف اسلامی به این انگل‌های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد و دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع روابط با ابرقدرت‌ها خصوصا آمریکا نمایند.

,
,
,
,

 

,

سابقه رابطه ایران و آمریکا

,

در سال 1856 پیمانی میان ایران و ایالات متحده آمریکا منعقد شد که اگرچه " پیمان دوستی و بازرگانی " نامیده می شد اما به موجب آن اتباع آمریکا از حقوق برون مرزی برخوردار می شدند . این نخستین پیمان رسمی میان ایران و آمریکا بود. پس از آن آمریکائی ها با اعزام میسیونرهای مذهبی سعی در ایجاد زمینه های نفوذ خود تحت پوشش فعالیتهای مذهبی و فرهنگی و انسان دوستانه داشتند .

,

در سال 1883 نخستین سفیر آمریکا با نام ساموئل بنجامین وارد ایران شد و پنج سال بعد حاج حسینقلی خان به عنوان سفیر ایران وارد واشنگتن شد . پس از آن آمریکا سعی در نفوذ اقتصادی در ایران داشت و در سال 1911 یک هیات مستشاری مالی آمریکا با ریاست مورگان شوستر وارد ایران شد . در سال 1921 نیز یک هیات مستشاری مالی برای اداره امور مالیه کشور تحت ریاست آرتور میلسپو وارد ایران شد . در شهریور 1320 آمریکا همراه متفقین خاک ایران را به اشغال درآورد و با اوجگیری روزافزون سلطه جویی آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، آمریکا در ایران نیز نفوذ خود را گسترانید بطوریکه با طرح ریزی و اجرای کودتای 28 مرداد سرنوشت سیاسی و اقتصادی و ... ایران را تا انقلاب اسلامی به دست گرفت .

,

در سال 1335 سازمان مخوف ساواک را تحت نظارت سیا در ایران ایجاد کرد و در دهه 1340 با اجرای اصلاحات ارضی زمینه برای ایجاد بازار انبوه مصرفی برای کالاهای غربی و خصوصا آمریکا فراهم شد و با به یغما بردن منابع نفتی کشور و فروش سلاح و کالاهای مصرفی ایران را بیش از پیش به سمت وابستگی حرکت داد . چنانکه در 1343 با تصویب ننگین کاپیتولاسیون وجه سیاسی این وابستگی بیش از پیش نمایان شد. با وقوع انقلاب اسلامی اگرچه آمریکا در ایران پایگاه خود را از دست داد . اما دخالتها و توطئه های این کشور پایان نداشت .

,

 با تسخیر سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 58 توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و افشای اسناد جاسوسی ، آمریکا پایه های قدرت خویش را بیش از هر زمانی متزلزل می دید . در همین راستا تلاش خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی بیشتر کرد و در 20 فروردین 1359 رابطه سیاسی خود را با ایران قطع و دست به یکسری توطئه های نافرجام علیه انقلاب اسلامی زد از جمله : حمله نظامی به طبس ، کودتای نوژه ، جنگ تحمیلی ، تحریم اقتصادی و ... اما پس از گذشت سالها هنوز هم این توطئه های نافرجام باقی مانده است.

,

اموال بلوکه شده ایران‏
انقلاب که پیروز شد به آمریکایى‏ها گفته شد،میلیاردها دلار پول که شاه به‏عنوان خرید سلاح به شما داده یا پولش را پس بدهید یا سلاح خریدارى شده را تحویل دهید. آن‏ها با زورگویى گفتند نه پول را مى‏دهیم و نه سلاح را! بعد هم رفتند دنبال براندازى در ایران از طریق تجهیز منافقین و لیبرال‏ها و اغتشاش در کردستان و گنبد و بلوچستان و... سپس وقیحانه شاه را پناه دادند و اموال غارت شده ملت توسط دربار پهلوى را بر نگرداندند. طبیعى است با قهر ملت در 13 آبان سال 58 روبه‏رو شدند و لانه فسادو جاسوسى آن‏ها توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) تسخیر شد.آمریکایى‏ها به‏جاى درس آموزى و عبرت از مناقشات فى مابین باز بناى خصومت نهادند، با آن‏که تدبیر شده بود با آزادى گروگان‏ها و توافق تحت عنوان قرارداد الجزایر،روابط دو کشور عادى شود اما باز کسانى در واشنگتن مسیر دیپلماسى خارجى آمریکا را از ریل عقلانیت خارج کردند و با تجهیز و تمهید صدام و چند کشور عربى نگون بخت، جنگ تحمیلى را براى سرنگونى نظام جمهورى اسلامى تدارک دیدند. امروز استراتژیست‏هاى آمریکایى حیرت‏زده نگاه مى‏کنند که از میان این همه توطئه و دسیسه و نیرنگ و بدخواهى علیه ملت، نظامى در ایران مستقر است که به لحاظ استحکام نه تنها نیرومندتر از همیشه است بلکه الهام‏بخش نهضت‏هاى رهایى‏بخش در جهان اسلام و نیز حتى‏جوامع دیگر و به‏ویژه جوامع سرمایه‏دارى است.آن‏ها حیرت‏زده پیشرفت‏هاى عظیم ایران را مى‏بینند و اشتیاق ملت ایران در فتح قلل علمى و فناورى‏هاى نوین را شاهدند و باز بر طبل رشک، حسد، کینه‏ توزى و خصومت‏ ورزى‏ مى کوبند. جالب اینجاست در اوج این دشمنى‏ها دست دوستى براى برقرارى ارتباط هم دراز مى‏کنند.

,
,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه