تقدیم به مادران والا مقام شهدا:
از مادرانه ای با جنس نور تا شهیدی با کفش های پاشنه بلند+تصاویر
پای صحبت هایش نشستم؛ آرام، متین و با صلابت از دوران جوانی اش تعریف می کرد....[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیام بشرویه ، پای صحبت هایش نشستم؛ آرام، متین و با صلابت از دوران جوانی اش تعریف می کرد، آن دورانی که به جای خوش گذرانی های روزگار ،یک بچه به بغل یکی در دست، اولین زنی بود که با صدای بلند شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شاه را در دوران طاغوت در بشرویه سر می داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام بشرویه ,,
از قدم هایی که برداشت تا خونی که هدیه داد تا اسلام بماند.
,

, از مادری می گویم که با تمام احساس پاک مادرانه اش تعریف می کرد از تمام شنیده هایی که نشنیده گرفت و فرزندش را راهی کربلای ایران کرد.
,,
خبرنگار پیام بشرویه به گفتگو نشست با "ماه بانو زیبایی" مادری که جوانی اش را افتخار دوران کهنسالی اش می داند و فرزندش را هدیه ای به اسلام .
, خبرنگار پیام بشرویه ,,
مادر شهید محمد ناصری از شهدای گرانقدر شهرستان بشرویه می گوید: هیچ قدمی در راه اسلام برداشته نمی شود مگر اینکه خدا بخواهد، و خدا خواست تا با تمام عشق به فرزندم و در کنار تمام حرف ها و مخالفت ها،او را را برای اعزام به جبهه بدرقه کنم.
,,
او می گفت، محمد (فرزند شهیدش ) از همان دوران نوجوانی در مراسم مذهبی، جلسههاس قرآن و مراسم دعا و نیایش شرکت فعال داشت و نسبت به انجام فرائض بسیار مقید بود به طوری که :هیچگاه او را برای نماز صبح از خواب بیدار نمی کردند بلکه همیشه خودش به موقع برای ادای نماز بیدار میشد.
,,
ماه بانو که چشمانش را از عکس فرزندش بر نمی داشت در پاسخ به سوال خبرنگار ما از ماجرای اعزام فرزندش گفت: محمد خیلی علاقه به حضور در جبهه داشت و همیشه می گفت من باید به کشورم خدمت کنم ،اولین باری که مراجعه کرده بود تا اسمش را بنویسد 14 سال داشت و به خاطر کوچک بودن جثه اش اسمش را نمی نوشتند.
,,
از بسیج و سپاه خواستم تا اسم فرزندم رابرای جبهه بنویسند
,,
مادر شهید ادامه داد:وقتی ناراحتی فرزندم را دیدم خودم به سپاه و بسیج رفتم و درخواست کردم تا اسم محمد را بنویسند و نمی خواستم تا حرف امام زمین بماند.
,
شهیدی که کفش پاشنه بلند به پا کرد تا از جبهه برنگردد
,,
ماه بانو،می گوید: یک شب محمد به خانه آمد و کفش هایی با پاشنه های بسیار بلند به پا داشت که با تعجب به او گفتم ، فرزندم چطور با این کفش ها راه می روی؟ کفش پاشنه بلند به درد تو نمی خورد که در پاسخ به من گفت: این کفش ها را خریده ام تا قدم بلند شود و از جبهه دیگر من را بر نگردانند.
,,
مادر شهید ناصری گفت: محمدم، پنج سال در جبهه ها جنگید و همیشه او را تشویق کردم تا به راهی که انتخاب کرده است ادامه دهد.
,,
اگر به دوران قبل برگردیم باز هم محمد را به جبهه می فرستم
,

, ماه بانو،در جواب خبرنگار پیام بشرویه که پرسید چقدر دلت برای محمد تنگ شده گفت: محمد من همیشه کنارم بوده و هست و امروز نیز افتخار من و کشور است و اگر به ان دوران برگردیم دوباره محمدم را به جبهه می فرستم.
, پیام بشرویه,,
مادر شهید ناصری در خصوص شهادت فرزندش می گوید: محمدم ، هیچ گاه نمی گفت در جبهه چه می کند و فقط عنوان می کرد که خدمتگذار است تا اینکه در عملیات کربلای 4 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و بعد از مدتی پیکر بدون سرش به وطنش منتقل شد و بعد از شهادت او تازه فهمیدیم که غواص و تخریبچی بوده است و در آخرین عملیات نیز فرماندهی دستهای از غواصان را برعهده داشته است .
,,
,
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پیام بشرویه، مادر را نمی تواند در 4 واژه "مادر " تفسیر کرد، مادر همین مادرانه های از جنس نورند که وجود و هستی خود را اینگونه فدای اسلام کرده اند.
, به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پیام بشرویه،,پایگاه خبری تحلیلی پیام بشرویه ، هفته بزرگداشت زن و مقام والای مادر را به تمام مادران دنیا و بویژه مادران شهدای بزرگوار تبریک می گوید.
, پایگاه خبری تحلیلی پیام بشرویه ،,
وصیتنامهی شهید محمد ناصری
,بسم الله الرحمن الرحیم
,«الذین امنوا وهاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجه عندالله»
,آنانکه ایمان آوردند و هجرت نمودند و جهاد نمودند در راه خدا با مالهایشان و جانهایشان در نزد خداوند مقامهای بزرگی دارند
,,
هدف ازجبهه رفتن بنده حقیر اولاً دفاع از قرآن واسلام و ثانیاً دفاع از نوامیس ملت مسلمان است اینکه عازم جبهه هستم و صدای ناصراً ینصرنی امام حسین (ع) زمان را شنیدیم در این ماه که ماه محرم است دوباره قصد رفتن به جبهه را کردم و با خود فکر کرد چرا در این موقع حساس که نیاز زیادی به نیرو است اصلاً عدهای از برادران توجهی ندارند و همیشه به فکر دنیا هستند خوب چه معلوم که ما تا چند لحظه دیگر زنده نباشیم چرا اینقدر به فکر دنیا هستید و اصلاً به فکر آخرت نیستید.
,,
ای کسانیکه در ماه محرم به سروسینه میزنید حسین زمان تنها است احتیاج به شما که داد میزنید و میگویند((حسین ما، درکربلا نبودیم که تو را یاری کنیم ولی امروز در ایران است و این موقع مانند آن زمانی است که حسین درکربلا در میان خیمه شب بود یاران خود را جمع کردند و گفتند که چراغها را خاموش کنند و بعداً فرمودند هر کس میخواهد برود که عدهای رفتند و عدهای هم جان برکف ماندند و روز عاشورا یکی،یکی شهید شدند. اصلاً چرا بعضی از افراد این قدر از جبهه میگریزند و اصلاً به فکر نیستند! اصلاً چرا یک لحظه به فکر این نیستید که پستها و مقامهای دنیا رفتنی است چرا یک لحظه به فکرآخرت نیستید.!
,
خوب در آخر چند کلمه برای پدر و مادرم :پدر و مادر عزیزم اگر شما میخواستید که من برای شما خدمتی کنم ولی وقت نداشتم اگر میخواستید و زحمت زیادی کشیدید تا من درس بخوانم و درآینده به شما هم کمک کنم ولی من در این موقع به ندای حسین زمان لبیک میگویم و من و ما به جبهه و برای دفاع میرویم و دیگر برادران و دیگر خواهران بتوانند براحتی درس بخوانند اگر میخواهید درس هم بخوانید خوب درس بخوانید ای دانشآموزان که امید آینده کشور هستید و امام روی شما حساب کردند خوب کوشش کنید و ما هم در جبهه میجنگیم شما به راحتی درس بخوانید خوب برادران خواهش میکنم راه مرا ادامه دهید خوب از همه میخواهم مرا ببخشید و من هم از همه دوستان و آشنایان راضی هستم .
,برادر شما محمد
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه