یادداشت / آریا مقدم
اقتصاد مقاومتی از حرف تا عمل ما
ما باید اقتصاد ملی و نیز فضای اقتصاد جهانی، و مناسبات ظالمانه ای که سالهاست (پس از جنگ دوم جهانی) با تأسیس نهادهای اقتصادی از جمله صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و با حمایت دلارهای بی پشتوانه ی ایالات متحده امریکا که تمامی مبادلات تجاری دنیا را سالهاست مدیریت می کند، به خوبی بشناسیم. میزان فشاری که نظام سلطه جهانی، آمریکای جهانخوار و صهیونیسم[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جم خبر؛ اقتصاد مقاومتی یکی از مهمترین موضوعاتی است که در سال های اخیر بارها توسط رهبر معظم انقلاب بر روی آن تأکید شده و از مهمترین اولویتهایی است که همواره باید توسط دستگاههای مختلف، نهادها، سازمان ها و افراد توانمند به آن توجه شود به ویژه در سالی که به نام اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری شده بود وظیفه ی رسیدگی به این موضوع و اهمیت آن دوچندان بود. که میزان موفقیت یا عدم موفقیت ما در این سال را باید در جای دیگری پی بگیریم. امروز می بایست مهمترین مؤلفه اقتصاد که اقتصاد مقاومتی نام دارد به نوعی در کشور فرهنگسازی شود و همگان بر روی آن تأکید داشته باشند. اما متاسفانه برخی اجرای اقتصاد مقاومتی را اقتصاد ریاضتی میدانند و این در حالی است که اقتصاد مقاومتی یک تاکتیک نیست که مقطعی انجام شود، بلکه نگرش و تلقی کلانی است که مبنای تصمیمگیریها و سیاستگذاریها محسوب میشود و میتواند الگوی رفتاری در بین آحاد مردم و مسئولان باشد. حرف اقتصاد مقاومتی این است که ما میخواهیم به صورت پویا در اقتصاد جهان بمانیم منتها از شدت وابستگیهای تشدیدزای خود بکاهیم، اقتصاد مقاومتی یک رویکرد کوتاه مدت سلبی و اقدامی صرفاً پدافندی نیست، اقتصاد مقاومتی به یک معنا یعنی کاهش وابستگیهای تهدیدزا بهویژه در حوزه درآمدهای ملی از جمله نفت که متاسفانه بخش عمدهای از درآمد کشور است. در واقع اقتصاد مقاومتی در تبیین سادهاش این است که ضمن این که ما میخواهیم در اقتصاد جهان پویا باشیم، باید
نقاط آسیبپذیری را که ناشی از وابستگیهای تهدیدزاست، رفع کنیم.
,
وظیفه ما به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی بزرگ هشتاد ملیونی ایران با افق نگاه چشم انداز تمدن سازی اسلامی در این عصر پرالتهاب و پرآشوب در قبال اقتصاد ملی کشورمان که بیرحمانه مورد تهاجم گسترده قرار گرفته است چیست؟
,
ما باید اقتصاد ملی و نیز فضای اقتصاد جهانی، و مناسبات ظالمانه ای که سالهاست (پس از جنگ دوم جهانی) با تأسیس نهادهای اقتصادی از جمله صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و با حمایت دلارهای بی پشتوانه ی ایالات متحده امریکا که تمامی مبادلات تجاری دنیا را سالهاست مدیریت می کند، به خوبی بشناسیم. میزان فشاری که نظام سلطه جهانی، آمریکای جهانخوار و صهیونیسم
جهانی نسبت به ایران داشته آگاه باشیم و به هوش باشیم که دنیای سلطه بعد از ناامیدیهایی که در فضای دشمنی با محوریت نظامی دیده، چند سالی است که راه حل را در حوزه اقتصاد یافته و اقداماتی را پازلوار جهت تحت تاثیر قراردادن افکار عمومی و ایجاد یأس و ناامیدی در وهله اول، و تضعیف نظام و حکومت اسلامی در وهله دوم را در دستور کار خویش قرار داده است.
امروز تکلیف همه ما در برخورد با موضوع اقتصاد مقاومتی روشن است و بر همه حجت تمام است که به دور از دعواهای بی سازمان سیاسی و اختلافهای جناح بندی شده روی این نقطه مشترک تلاش کنند و همه به وظایف خودشان عمل کنند تا اقتصاد مقاومتی محقق شود.رهبر معظم انقلاب جمع بندی همه نظرات و اظهار نظرهای آحاد جامعه را در زمینه اقتصاد مد نظر داشتهاند که اقتصاد
مقاومتی را ابلاغ کردند تا همه در یک راستا حرکت کنند تا ما بتوانیم با سامان دادن به حوزه ی اقتصاد از پیچ تاریخی که در آن قرار داریم به سلامت عبور کنیم و نوید روزهای خوشی را در سپهر انقلاب اسلامی شاهد باشیم.
باید وظایف را در زمینه اقتصاد مقاومتی بین قوای حاکمیتی و مردم تقسیم کرد، مجلس باید وظیفه قانونی خود را برای تحقق اقتصاد مقاومتی بداند و می بایست دولت مردان و دستگاهها به گونهای رفتار نمایند که اجرای کارهای خودشان را بر اساس اقتصاد مقاومتی تنظیم کنند، مردم نیز باید به ظایف خودشان عمل کنند چون مردم سرمایه اجتماعی جوامع هستند و همین مردم رکن اصلی اقتصاد مقاومتی هستند که با عملکرد بهینه در نقشه راه اقتصاد مقاومتی سیاست اقتصادی را با موفقیت رو به رو میکنند. اقتصاد مقاومتی یک
اقتصاد درون زا و حامی کار و سرمایه ایرانی می باشد، فرهنگ خرید کالا و خدمات بایستی تا حد امکان محقق ناظر به خرید محصولات ایرانی باشد. مسلماً گرایش بیشتر خانواده های ایرانی به محصولات ایرانی، افزون بر ارتقای سطح اشتغالزایی و تولید داخلی به قوام اقتصاد ملی می انجامد. سوق دهی خانواده های ایرانی به کاهش خرید کالاهای تجملی و گرایش بیشتر به خرید کالاهای اساسی و ضروری، می تواند به مقاومت و خوداتکایی اقتصاد ملی و حفظ ذخایر ارزی کمک شایانی نماید. ترویج سبک زندگی بر حسب «چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن» و نه بر اساس «درآمدهای آتی و انتظاری» که به مقروض سازی هر چه بیشتر خانواده های ایرانی می انجامد، می تواند از جمله این راهکارها باشد. تحریم همگانی خرید کالاهایی که به صورت غیرمنطقی به یکباره با
افزایش قیمت مواجه شده اند می تواند به حذف دلالانی که ارزش افزوده ای برای اقتصاد ایجاد نمی کنند، بینجامد. متاسفانه در رفتار اقتصادی مردم ما به تدریج فرهنگ «هجوم برای خرید بیشتر، همزمان با افزایش سطح قیمت ها» به وجود آمده است که این امر جز رشد مخرب بخش دلالی و واسطه گری در اقتصاد و افزایش بی دلیل قیمت ها نتیجه ای نداشته است. آمارهای تاسف بار اسراف
منابع طبیعی و خدادادی همچون اسراف در مصرف نان و مواد غذایی، اسراف در مصرف آب، اسراف در مصرف حامل های انرژی همچون گاز و برق و بنزین و مصادیق فراوان دیگر نشان از رفتار غیربهینه و غیراقتصادی خانواده های ایرانی دارد. شاید آسیب شناسی عمیقتری لازم است تا بهتر دریابیم چرا با وجود معارف بسیار غنی اسلامی مبنی بر الگوی صحیح مصرف، در سالیان اخیر فرهنگ
اسراف و مصرف گرایی به این حد افزایش یافته است! ترویج فرهنگ کار و تولید و تلاش و تقبیح و مذمت رفتارهای تن پرورانه و نیز احترام و ارج گذاری به فرهنگ کسب روزی پاک و حلال از دیرباز در خانواده های ایرانی وجود داشته است. در این برهه حساس تاریخی که اقتصاد مقاومتی به یک ضرورت غیرقابل اجتناب برای اقتصاد ایران تبدیل شده است، توجه عمیق تر خانواده ها در
تعلیم و آموزش این فرهنگ متعالی به فرزندان و آینده سازان این مرز و بوم بیش از پیش ضرورت می یابد. البته در کنار نقش والدین، وظیفه ای بس سنگین بر عهده نظام آموزش و پرورش، نظام آموزش عالی کشور و رسانه های جمعی نیز احساس می شود که در جای خود قابل بحث و بررسی بیشتری می باشد.
, . ,
,
, .,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه