به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا خدیجه فخار 80 ساله مادر شهیدان علیرضا و محمود طیبی نژاد در گفتگو با خاورستان، اظهار کرد: علیرضا طیبی نژاد درسال 1341 در بیرجند متولد شد و در عملیات بیت المقدس خرمشهردر سال 61 به شهادت نایل گردید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان،,وی خاطرنشان کرد: محمود نیز یک سال پس از شهادت برادرش، راهی جبهه شد و در گروه تخریب مشغول فعالیت شد و در حالی که با همرزمانش در جزیزه مجنون سوار برقایق بود، با اصابت خمپاره ای به قایق، درعملیات خیبر مفقود گردید و دیگر هیچ آثاری از وی بازنگشت.
,

, مادر این دو شهید افزود: مدت زیادی از محمود خبری نداشتیم تا اینکه براساس برخی از شواهد پس از ده سال خبر شهادت اش را به ما اعلام کردند.
,علیرضا همیشه کف پای مرا بوس میکرد
,فخار با بیان اینکه شهید علیرضا همیشه کف پای مرا بوس می کرد، گفت: زمانی که علیرضا به جبهه اعزام شد، پس از برگشت اش تغییر و تحول شدیدی در وی رخ داده بود و از نظر معنوی و احترام به پدر و مادر، نسبت به قبل مسائل را بیشتر رعایت می کرد.
,وی ادامه داد: علیرضا آخرین باری که رفت و دیگر برنگشت رفتارش به گونه دیگر شده بود، انگار از شهادت اش خبرداشت و به همراه برادر بزرگ اش حسن در عملیات بیت المقدس در کانال حمیدیه شرکت داشت.
,پایی که جوراب داشت نسوخته بود و علامت تشخیص وی شد
,وی افزود: قبل از عملیات برادرش حسن با وی در عملیات شرکت داشت، هنگام خداحافظی برادر حسن با علیرضا، مثل اینکه علیرضا جوراب نداشته است و حسن جورابش را درآورده به ایشان می دهد و پس از 8 روز از عملیات که هیچ کس از ایشان خبر نداشت؛ جنازه شهیدی پیدا می شود و از روی جوراب تشخیص می دهند که ایشان شهید شده است چراکه تمام بدنش سوخته بود، اما پایی که جوراب داشت، نسوخته بود.
,مادر شهید طیبی نژاد تصریح کرد: پسر اولم جنازه علیرضا را آورده بود و به من می گفت "علیرضا دست اش شکسته است و در بیمارستان است و هر دفعه به یک بهانه ای نمیخواست به من بگوید که پسرم شهید شده است، که من به علیرضا گفتم مادر، فرزندم از بقیه شهدای بزرگ که بالاتر نیست و خاک پاشون هم نمیشه، هرکار که شده بگید، پسرم وقتی گفت علیرضا شهید شده همینطورکه پاهام دراز بود بی قوت شدم.
,

, ,
اصرار زیاد محمود برای رفتن به جبهه و سپس مفقود شدنش ادامه زندگی را سخت کرد
,فخار با بیان اینکه پس از شهادت علیرضا، برادر دیگرش محمود که 16 ساله بود، درس را رها کرد و عازم جبهه شد، تصریح کرد: من و پدرش اصرار داشتیم که درس را ادامه دهد اما اصرار زیادی به شرکت در جنگ داشت و پس از اعزام در عملیات خیبر شرکت کرد و اول اسفند ماه 1363 به شهادت رسید و مفقود شد.
,وی یادآور شد: حدود 10 سالی از محمود خبر نداشتیم و پس از تحقیقات انجام شده، خبر شهادت اش را دریافت کردیم و تشییع روح وی را گرفتیم، چراکه از قایق وی هیچ کس سالم برنگشته بود، اما هر موقع آزاده ای را می آورند، جویای فرزندمان می شدیم اما ایشان اسیر نشده بود.
,محمود مظلوم و ساکت بود
,مادر شهید طیبی نژاد در خصوص ویژگی های اخلاقی شهید محمود طیبی نژاد، گفت: خیلی ساکت، مظلوم بود و احترام به پدر و مادر را بسیار رعایت می کرد، همیشه در خانواده کمک می کردند و در تحصیل موفق بود.
,فخار یادآور شد: هیچ کس به من نگفته بود که محمود شهید شده است، پس از رفتن به دوره قرآن در ایام رمضان به سرخاک شهید علیرضا رفته و بسیار گریه کردم که فرزندم محمود مفقود شده و هیچ خبری از وی ندارم و همان شب، دختر خواهر شوهرم خواب دیده بود "که سریک قبر پر از نگین، علیرضا ایستاده است و از وی پرسیده این قبر چه کسی است، علیرضا در جواب گفته قبر سیدالشهدا است و شما چطور اینجا آمدید شهید گفته ما را شب ها جمعه اینجا می آورند و به مادر بگویید اینقدر محمود محمود نکند که محمود با من است و جایش خوب است".
,

, رقیه طیبینژاد خواهرشهیدان طیبی نژاد گفت: 4 برادرم به همراه پدر به جبهه می رفتند و برادر بزرگم چندین سال در جبهه بودند.
,وی ویژگی مهم مادرش را ایستادگی وی عنوان کرد و افزود: همیشه غصه می خورد و بی تابی می کرد، اما صبر، وی را تا اینجا نگه داشته است و حتی پدر هیچ وقت ناشکری نمی کرد که فرزندانش شهید شدند و همیشه می گفت انشاالله در آن دنیا دست ما را هم بگیرند.
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه