اعتراض شدید مردم ایران به حادثه فرودگاه جده
در پی تعرض بی شرمانه مامور سعودی فرودگاه جده به دو عمره گذار نوجوان ایرانی موجی از اعتراضات مردمی را در پی داشت، از جمله اعتراض هنرمندان سینما، سیاسیون، مراجع تقلید ، روحانیون و از جمله اقشار مردمی همه یک صدا به این عمل وحشیانه مامور عربستانی اعتراض کرده و خواهان تحریم حج عمره شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری ثامن،این موج اعتراضات به شبکه های اجتماعی هم رسیده و مردم فارغ از هر نوع نگرش سیاسی خواهان رسیدگی مسئولین و پیگیری برخورد با این مامور هتاک هستند، البته مسئولین وزارت خارجه و سازمان حج و زیارت هم اعلام کردند که به صورت جدی مسئله را پیگیری می کنند تا عاملان تعرض به دو نوجوان ایرانی به اشد مجازات برسند در غیر اینصورت حج عمره را تحریم می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,با بررسی واکنش های شبکه های اجتماعی و نقل قول های مردمی می توان فهمید که این عمل چنان احساسات مردمی را جریحه دار کرده است که مردم ایران خواستار این مسئله هستند که در صورت برخورد با مامور عربستانی هم باید حج عمره تحریم شود.
,البته تحریم حج اتفاق جدیدی نیست و در گذشته هم رخ داده که می تواند نشان از عملی شدن این مسئله باشد،تحریم حج در زمان آیتالله اصفهانی به دلیل کشتار و فشارهای زیاد وهابیون نسبت به تشیع و در زمان امام خمینی(ره) نشان داده است چنین تدابیر سیاسی یا مذهبی میتواند رفتارهای زننده وهابیون را -که سودهای کلان اقتصادی خود را مدیون ایرانیان هستند کنترل کند.
,ماجرای قتل ابوطالب یزدی
,
ابوطالب یزدی یکی از زائران خانه خدا بود که در 22 سالگی و در سال 1322 خورشیدی در جریان طواف دچار حالت تهوع می شود و از سوی دستگاه قضایی حکومت عربستان به اتهام توهین به مقدسات اعدام می شود.
,یکی از روحانیونی که همان سال در سفر حج بوده گزارشی از این واقعه را در سفرنامه خود به شرح زیر می نویسد:
,از سفرنامه یک روحانی ایرانی است که همان سال 1322 در حج بوده و کوتاه به این ماجرا پرداخته است. در این گزارش آمده است:
,13 ذی حجه یا 14 به قول عامه بعد از ظهر در مسجد الحرام بودیم. انقلابی در مردم مشاهده می شود. عرب ها شادی میکنند به یکدیگر بشارت می دهند: قتل العجمی، قتل العجمی میگویند. وقتی به ایرانی ها بر می خوردند دست بر گلو می گذارند و می گویند: کل عجمی یذبح. و تهدید به قتل می کنند.
,به اتفاق بعضی از رفقا از باب ابراهیم خارج شده رو به طرف صفا می آییم. اما جمعیت زیاد همه در هم و برهم نزدیک باب صفا مقابل شرطی خانه هنگام غریبی مشاهده می شود. می گویند. ابوطالب پسر حسین یزدی ایرانی که مسجد را نجس کرده الان گردنش را زدند و اینک شرطی ها دارند خاک بر خون او می ریزند. فقط ما چیزی که به چشم دیدیم همین خاک ریختن شرطی ها را دیدیم و بس.
,بلی چون شب شد پس از نماز مغرب و عشا در بازار صفا چند نفر را دیدم جنازه ای را به دوش کشیده می برند. یکی از رفقا جزو مشعین است. از او پرسیدم: جنازه کیست؟ آهسته گفت: جنازه جوانی است که امروز بی تفصیر گردن زدند.
,خرده خرده خوف و وحشتی در ایرانی ها پیدا شد و به آنها گفته شد: تنها جایی نروید. در وقت نماز عامه در مسجد نباشید. موقع نماز و طواف، احتیاط را از دست ندهید. چون بعضی از عوام ایرانی بسا بود مهر می گذاردند. و البته این کار مورث فتنه بود. و بالجمله دو روزی این همهمه و اضطراب بود. آنگاه از طرف حکومت سعودی جلوگیری شد و عمده این فتنه مصری ها بودند. ...
,آنچه را پس از تحقیق به دست آوردیم و از اشخاص موثق شنیدیم این بود که این شخص یعنی طالب بن حسین از توابع یزد بوده و برای حج مشرف شده و ابدا در مقام تلویث مسجد و ایذاء طائفین نبوده بلکه فی الجمله امتلاء معده داشته و در روز 12 که از منی مراجعت کرده بعد از ظهر وارد مسجد الحرام شده برای طواف حج در بین طواف نظر به گرمی هوا و امتلاء مزاج، حالت استفراغی به او دست داده.
,به ملاحظه این که مبادا قی عارض شود و روی زمین مسجد بریزد، گوشه جامه احرام خود را مقابل دهان گرفته و در آن قی کرده و اطراف آن را گرفته که ببرد خارج از مسجد بریزد. قدری از آن گوشه جامه اش روی سنگ های مطاف ریخته، شُرطی به گمان آن که اینها قاذورات است او را گرفته و چند مصری به اتفاق شرطی ها او را به شرطی خانه جلب نموده از آنجا نزد قاضی می فرستند. مصری ها به ناحق شهادت می دهند و قاضی حکم قتل آن بی گناه را صادر نموده
,,
پس از رسیدن خبر قتل ابوطالب، موجی از خشم و ناراحتی و اعتراض در میان شیعیان جهان به وجود میآید.آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی که در کربلا مقیم بود واکنش شدید به حادثه نشان داد. اهالی نجف و کربلا اعتراضشان را با حادثه اعلام داشتند. در ایران عزای عمومی اعلام و در اکثر شهرها مجالس ختم برگزار گردید. دو خواهر وی در مدّت کوتاهی در اثر اندوه حادثه جان خود را از دست دادند.
,در پی این حادثه رابطه دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی قطع گردید و به مدت چهار سال دولت ایران از اعزام حجاج به مکه خودداری نمود.
,تجلی سبزواری در آن دوران در مثنوی بلندی به نام "طالب نامه" خطاب به سعودی ها چنین سرود
,ای رئیس دولت نجد و حجاز / ای ندانسته حقیقت از مجاز / شرط مهمانداری و رسم صفا / قاعده احسان و آئین وفا / در عرب گردن زدن یا کشتن است / در میان خاک و خون آغشتن است؟/ بر شما طالب مگر مهمان نبود / زائر آن کعبة ایمان نبود؟ / شیعه بود، اما بدین کافر نبود / منکر قرآن و پیغمبر نبود / تدخلن المسجد ان شاء آمنین / نیست این آیت ز قرآن مبین؟
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه