مدیرمسئول مجله کیهان ورزشی:
تقوای ورزشی را گسترش دهیم/ به فرهنگ خودمان تعصب داشته باشیم
این روزها اگر در اخبار رسانههای ورزش کشورمان کمی دقت کنیم، به راحتی قابل درک است که فقط با ترجمه اخبار رسانههای بیگانه به دنبال جلب مشتری هستیم! یعنی رسانههای خود را با آسودگی و گاهی ناآگاهانه به تریبونی برای انتشار اخبار و خواستههای آنان مبدل کردهایم، بدون آنکه بدانیم انتشار این خبر برای ما هنجار است یا هنجارشکن! قطعا بسیاری از مسائل در فرهنگ ما بیگانه است و خیلیها آن را نمیپسندند. نظرات مدیرمسئول مجله کیهان ورزشی در این باره بسیار خواندنی و قابل تامل است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به گزارش آسپرس، امروزه برخی عادات ورزشکاران غربی در بین جوانان و ورزشکاران رواج یافته که در جامعه ما عرف نیست و مقامهای مسئول در تلاش هستند تا از شدت آن بکاهند. به راستی چرا ما نباید از ابتدا نسبت به انتشار برخی رفتارهای ورزشکاران غربی که مورد تایید جامعه نیستند، دقت کنیم؟ متاسفانه پس از فراگیری آن رفتارهای ضدارزش در جامعه، تازه برای یافتن راهحلهای بازدارنده چنین مواردی سمینار و جلسات گاهی بینتیجه را برگزار میکنیم!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسپرس، ,,
تاکنون بارها شاهد بودیم که اخباری از زندگی خصوصی ورزشکاران مطرح دنیا منتشر شده که نشاندهنده این موضوع بوده است که بسیاری از این "ستارگان" به برخی ارزشهای خانوادگی و عرف جامعه خویش نیز پایبند نیستند! انتشار این اخبار در رسانههای ما فقط ترجمهگونه بوده و هیچ تحلیل و سندی به عنوان مستندات ارایه نشده است.
,,
خبرهای اینچنینی امروزه در رسانههای ما به وفور یافت میشوند. به عنوان نمونه خبر جدایی رونالدو از همسرش در رسانههای ما به این صورت منتشر شد؛ ترجمهای صرفاً از یک خبر اروپایی! متن کامل این خبر به شرح زیر است: «همین چند روز پیش بود که خبر جدایی کریستیانو رونالدو با ایرینا شایک، مدل روسی در رسانه ها منتشر شد و اندکی بعد توسط شایک تایید شد که او به رابطه 5 ساله خود با رونالدو پایان داده است. شاید دلیل این جدایی مانند جداییهای دیگر مربوط به مشاجره این زوج یا مثلاً بروز اختلافات بین خانوادههای آنها نبوده است. وقتی به زندگی چند سال اخیر ستاره پرتغالی نگاه میکنیم، روابط مخفیانه زیادی مشاهده میشود که شاید دلیل تصمیم جدایی "شایک" از "رونالدو" را فراهم کرده باشد.
,,
در سال 2012 رابطه مخفیانه رونالدو با"ریتا پریرا"مجری تلویزیونی در رسانه ها منتشر شد که بعدها توسط خود او در کمال جسارت تآیید گردید!. پریرا اعتراف کرد که مدت های زیادی را با کریس در مهمانی های مختلف گذرانده است. "آندرسا یوراچ" بانوی دیگری است که پایش در زندگی مخفیانه رونالدو باز شده است. او همین چندی پیش اعتراف کرد که شب قبل از بازی نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا سال 2013 را با رونالدو گذرانده است. علاوه بر اینها، ستاره خوش اشتهای رئال مادرید با بانوانی چون "نیه وس آلوارز" مدل و مجری 40 ساله اسپانیایی، و حتی "نیکول مینتی" نامزد سابق برلوسکونی (مالک باشگاه میلان) نیز رابطه داشته است.
,,
مجموعه این رابطهها و آنهایی که احتمالاً از چشمان رسانه ها دور مانده را وقتی کنار هم میگزاریم، به شایک بابت این تصمیم حق می دهیم. شاید همانطور که "الما آویرو" خواهر رونالدو نیز عنوان کرده، بهترین فوتبالیست دنیا باید کسی را پیدا کند که حقیقتاً به او عشق میورزد! رونالدو اکنون با "لوسیا ویالون"، دیگر مجری اسپانیایی رابطه دارد.» شما انتشار چنین اخباری را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا انتشار این خبرها از نظر شما میتواند برای ورزش ما مفید واقع شود؟!
,,
سید محمدسعید مدنی، مدیرمسئول مجله کیهان ورزشی، جامعهشناس و کارشناس ورزش، درباره این موضوع با خبرگزاری آسپرس گفتوگو کرده است که صحبتهایش بسیار خواندنی و قابل تامل است.
,,
مدیرمسئول مجله کیهان ورزشی درباره نقش رسانه ها در زمینه الگوسازی گفت: مبحث فرهنگ، موضوع مفصلی است که ابعاد وسیعی دارد. رسانه نیز در این میان نقش فرهنگسازی دارد و در هر کشوری به اصطلاح فرهنگ خودی را ترویج میدهد.
,,
وی با اشاره به وجود برخی اصول ثابت در حوزه فرهنگ اظهار کرد: به عنوان مثال، میتوان به بحث الگوسازی اشاره کرد؛ به این معنا که رسانه برای رسیدن به وظایف فرهنگی خودش باید الگوسازی کند. الگوسازی هم در هر جامعهای بنابر هنجارها، آرمانها یا باورهایی است که قهرمان ها باید داشته باشند. به قول مارکس وبر، جامعهشناس آلمانی، باید رسانه تیپ ایدهآل خودش را به جامعه معرفی کند؛ حال این جامعه می تواند غربی، شرقی یا مذهبی باشد. پس هر جامعهای بر اساس معیارها و الگوهای خودش باید الگوسازی کند و جوانان خود را به آن سمت سوق دهد.
,,
وی افزود: مطبوعات و رسانههای بزرگ سعی میکنند این روزها صحبت از دهکده جهانی کنند و یک فرهنگ جهانی را به نسلها و جوامع مختلف ارائه دهند. در واقع، دنیا را دهکدهای تصور میکنند که دیگر لازم نیست هر جامعه برای خودش فرهنگی خاص داشته باشد! این رسانهها معتقدند که در دوران ارتباطات رسانههای فراگیر و در دسترس، آرمانها یکی شده است. پس الگوها هم میتواند یکی شود. به همین دلیل است که قدرتهای بزرگ رسانهای سعی میکنند در دنیا فرهنگ خود را غالب کنند و این اقدام با بهرهگیری از ابزار رسانهای در حال تحقق است! این قدرتهای بزرگ و مسلط بر جهان میخواهند با استفاده از ابزار رسانه که هدفش انجام کارهای فرهنگی است، الگوهای خود را به جهان تحمیل کنند، این الگو میخواهد علمی، هنری یا ورزشی باشد که موضوع اصلی بحث ما است.
,,
این استاد دانشگاه افزود: اکنون شاهد وقوع یک جنگ فرهنگی در دنیا هستیم و هر کسی قویتر باشد، میتواند در این مبارزه دوام بیاورد. در غیر این صورت بالاجبار محکوم به تسلیم است و به اصطلاح باید مطیع خواستههای قدرتهای فرهنگی باشد که میخواهند الگوهای خود را حاکم و به جوامع القا کنند.
,,
مدنی با بیان این که "ما دارای فرهنگ غنی هستیم و نباید در این حوزه خود را دست کم بگیریم" گفت: جامعه ما به عنوان یک جامعه بافرهنگ که فرهنگ آن قدمتی افزون بر 2500 سال دارد و پیوندی 1400 ساله بافرهنگ قوی مانند اسلام پیدا کرده است، می تواند در این کارزار حرفی برای گفتن داشته باشد. ما جامعهای نیستیم که در این مبارزه از پیش بازنده باشیم، البته به شرطی که رسانهها بدانند که ما وابسته به چه فرهنگی هستیم و قوی ظاهر شوند. اگر اصحاب رسانه ما جامعه و فرهنگ خودشان را نشناسند، در برابر غرب و خواستههای آنها مرعوب باشند و هرچه را که آنها میخواهند به ما منتقل کنند، وضعیت به نحوی پیش میرود که یک ضربه بزرگ از ناحیه نخبگان فرهنگی و خواص رسانهها بر ما وارد میشود.
,,
وی با بیان این که "رسانههای ملی باید در جامعه الگوسازی و الگوها را معرفی کنند" افزود: ایرادی ندارد که اخبار روز جهان، مسائل و اتفاقات مهمی را که در دنیا رخ میدهند، منتشر کنیم اما مشروط به آن که بتوانیم حرفهای خودمان را هم بزنیم! یعنی اگر یک ورزشکار در دنیا موفق عمل کرده است؛ علاوه بر این که موفقیتش را اعلام کنیم، از رمز موفقیت آن هم بگوییم.
,,
مدیر مسئول کیهان ورزشی سپس به تحلیل این موضوع پرداخت و گفت: اگر نگاهی عمیقتر داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که بسیاری از اصولی که آن ورزشکار را به یک قهرمان تبدیل کرده است، در آموزه های اخلاقی، دینی و اعتقادی ما نیز وجود دارد. اگر زندگی ورزشکاری مانند لیونل مسی را مطالعه کنیم، میبینیم که او با "هرهری مسلکی" یا بیبندباری ستاره نشده است؛ بلکه او مسائل اخلاقی را که در دین، آیین و فرهنگ ما نیز پسندیده است، رعایت کرده و می کند. از این موضوع میتوان به عنوان "تقوای ورزشی" نام برد. در اینجا منظور تقوای دینی نیست، بلکه تقوای ورزشی است؛ یعنی به موقع غذا خوردن، این که روابط و ارتباطش با خانواده کنترل شده و طبق برنامه پیش میرود. در واقع، این همان نظم و انضباط است که در اسلام به آن زیاد پرداخته شده است.
,,
این جامعهشناس راهکارهای لازم برای موفق عمل کردن رسانههای کشورمان درباره الگوسازی موفق از ورزشکاران برتر جهان را اینگونه برشمرد: نخست این که رسانههای ما باید موضوع فرهنگی را جدی بگیرند. دوم این که فرهنگ کشور خود را بشناسند و سوم این که در بحث معرفی الگوها بدانیم که خودمان چیزی از خارجیها کم نداریم و در تاریخ و عرصه ورزش کشورمان میتوانیم نمونههای زیادی را پیدا کنیم. آخرین نکته هم این که باید بدانیم این توانایی را داریم که با تکیه بر آموزههای فرهنگ خودمان؛ همان آموزههایی که در رشد و پرورش قهرمانان جهان تاثیر دارند، قهرمان بسازیم.
,,
وی افزود: وقتی یک قهرمان که متعلق به خود آنها است اما از نظر نوع و گزینش اعتقاد بر خلاف چیزی که مسئولان ورزش و صاحبان رسانههای غربی میخواهند عمل می کند، او را با تمام قدرت میکوبند و این موضوع در دنیا تبلیغ و ترویج می کنند؛ به ویژه اگر چنین ورزشکاری مانند "مایک تایسون" مرتکب اشتباه هم بشود. من نمیخواهم بگویم که از این شیوه عملکرد استفاده کنیم، اما از این برخورد میتوانیم درس بگیریم، یعنی حداقل نسبت به فرهنگ خودمان تعصب داشته باشیم. اینقدر با تسامح از مسائل عبور نکنیم و هر چیزی را که آنها میگویند، نپذیریم، بلکه به موضوعاتی که با هنجارها و مصادیق ملی ما مطابقت دارد، بها بدهیم.
,,
مدنی ادامه داد: همانطور که مقام معظم رهبری در دیدار ورزشکاران با ایشان فرمودند که "هر زن ورزشکار و مرد جوان ایرانی که قهرمان میشود، مدافع اخلاقها، ارزش ها و باورهای خودش است و به مرد و زن غریبه احترام میگذارد اما دست نمی دهد؛ این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که ورزشکار ما در اوج است. به نظر من، قهرمان باید مواظب باشد و بداند که مال کدام مملکت و فرهنگ است و مردم کشورش از او چه انتظاراتی دارند." این موضوع را باید در رسانهها تقویت کنیم و ورزشکار ایرانی را که متکی بر فرهنگ ایرانی است، تحویل بگیریم، نباید فقط به سراغ غربیها رفت!
,,
وی گفت: بازهم تاکید می کنم که در تلویزیون و سایر رسانهها باید علاوه بر تعریف از یک ورزشکار غربی، به رموز موفقیت او نیز اشاره کنیم، اما متاسفانه گاهی در برخی از رسانهها تبلیغ میشود که مثلا یک ورزشکار نامدار هر شب در کلوپ است و هرکاری بخواهد میکند(!) اما در عمل اینگونه نیست! یک ورزشکار عنوان قهرمانی را به آسانی به دست نیاورده، بلکه این عنوان را با رعایت مجموعهای از اصول اخلاقی و حرفهای کسب کرده است. ما از این اصول به عنوان "تقوای ورزشی" یاد میکنیم. این تقوای ورزشی را باید در رسانهها بیشتر مطرح سازیم، زیرا با رعایت این اصول که در فرهنگ و عرف ما مورد تایید هستند، میتوان قهرمانسازی کرد. اصل و اساس این اصول و اخلاق برای ما است و از دین و فرهنگ ایران ترویج یافته و ما با کمک گرفتن از آنها میتوانیم ورزشکاران ایران را در بالاترین سطح مطرح کنیم.
,,
مدنی با اشاره به برخی از سوءرفتار یا گفتار عدهای از ورزشکاران گفت: چنین ورزشکارانی در اینگونه موارد خودشان معلول یک علت دیگرند. اگر کسی حرکتی را انجام میدهد که از هنجارها دور است، خودش تا حدودی مسئول است اما مسئولیت اصلی متوجه مربی، بزرگتر و رسانه ها است. اینها نباید فقط به زمان برپایی مسابقات بسنده کنند، بلکه باید در طول سال و با برنامههای متنوع مسائل را به شکل های علمی و منطقی تبیین کنند تا ورزشکار بداند از کجا آمده و نماینده چه کشور و ملتی است. به نظر من، کمکاری از جانب رسانهها صورت گرفته است.
,,
مدیر مسئول کیهان ورزشی افزود: متاسفانه برخی از مربیان در زمینههای غیراخلاقی از شاگردان خود سبقت گرفتهاند و یکی باید پیدا شود که مربی را کنترل کند! این ها نشان میدهد که ما در جنبه فرهنگی خیلی کمکاری کرده ایم. به قول مقام معظم رهبری؛ بحث معنویات در ورزش مهم است؛ ورزش فقط تکنیک و فن نیست و ورزش اخلاق و فرهنگ هم هستند. در واقع، "فن" و "تکنیک" دو بال پرواز ورزش هستند و این دو بال در کنار یکدیگر میتوانند باعث رشد و پیشرفت یک ورزشکار شوند. بزرگترین ورزشکاران هم اگر این مسائل را رعایت نکنند، خیلی زود زمین میخورند و از صحنه قهرمانی حذف میشوند.
,,
این استاد دانشگاه در پایان با تاکید بر کمکاری برخی رسانهها گفت: متاسفانه در تلویزیون و رسانههای ما خیلی کم به این مسائل توجه و بیشتر به مسائل ظاهری و زودگذر پرداخته میشود! ما در حوزه فرهنگسازی می توانیم از همه ابزار رسانه ای استفاده کنیم که یکی از آنها پوشش مسابقات و اخبار خارجی است، اما متاسفانه رسانههای ما فقط مترجم هستند و انتقالدهنده اخبار. اگر صحبتهای "یواخیم لو" سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان در جام جهانی را بررسی کنیم، مشاهده میشود که این مربی در حرف های خودش بیشتر به مسائل فرهنگی اشاره میکند تا مسائل فنی. وقتی او میگوید که این قهرمانی مزد تلاش 10 ساله در کشورم است و کلیزمن نیز در آن سهیم است. در واقع، او میخواهد روح کار تیمی را در تیمش ترویج دهد. او میخواهد با این شیوه گفتار از قهرمانپروری کاذب برای "گوتسه" مهاجم تیمش جلوگیری کند.
,,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه