یادداشت/
خیانت یک میهمان ناخوانده در خانه های ایراتی
اما یکی از اصلیترین راهکارهای غرب برای رسیدن به این هدف، فاسد کردن مسلمانان است. آنها معتقدند اگر بتوانیم فساد را به متن خانواده ایرانی بکشانیم و توسط خود خانواده به این هدف برسیم کارمان چندین برابر آسانتر میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنان کویر ؛جالب است که برخی از شبکههایی که الان در حال تأسیس است فقط و فقط برای خانواده است. یعنی ابتدا تا انتها تنها خانواده و زن را نشانه گرفتند. مثلا به مباحث سیاسی نمیپردازند و کاری به مسائل سیاسی و اقتصادی ندارند. اصلا برخی از این شبکهها مجری ندارند و پشت سر هم سریال پخش می شود. صددرصد سریالها هم خانوادگی است برای محقق کردن اهداف غرب.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , زنان کویر ,غرب برای تحقق دهکدۀ جهانی که کدخدای آن خودش باشد، یک مانع بسیار بزرگ میبیند و آن هم اسلام است. مبانی دینی با مبانی غربی در تعارض است و کسی که پایبند مبانی دینی است، نمیتواند در مسیر اهداف تمدن غربی گام بردارد. مدتها است که غرب به این نتیجه رسیده که باید به هر نحو ممکن این مانع را از سر راه خود بردارد.
او برای مبارزه با این مانع کارهای مختلفی را انجام داده و میدهد که خود بحث مفصلی است؛ اما یکی از اصلیترین راهکارهای غرب برای رسیدن به این هدف، فاسد کردن مسلمانان است. آنها معتقدند اگر ما بتوانیم جوان مسلمان را، به ورطۀ فساد بکشانیم، به صورت غیرقابل تصوری توانستهایم این مانع بزرگ را از سر راه خود برداریم.
در این میان توجه ویژهای به بحث خانواده کردهاند؛ چرا که دیدهاند بافت سنتی و دینی یک خانواده شیعی یک مانع بسیار بزرگ بر سر راه به فساد کشاندن جوانان است به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که ما اگر بتوانیم فساد را به متن خانواده ایرانی بکشانیم و توسط خود خانواده به این هدف برسیم کارمان چندین برابر آسانتر میشود.
برای رسیدن به این هدف باید یک برنامهای را طراحی کنیم برای رساندن پای شبکه های ماهواره ای به داخل خانه ها برای این کار هم شبکههایی را تاسیس کردند که سریالها و فیلمهای آن جذاب و دنباله دار است و با یک فریب کاری هایی زمینه را برای قبولاندن خود در خانوادههایی هم که تا اندازهای تقیدات اخلاقی دارند فراهم کنند.
یکی از اصلیترین اهداف شبکههای ماهوارهای فروپاشی کانون خانواده است. اگر بخواهیم اندکی جزئیتر از این سخن بگوییم باید گفت که برخی از اهداف اصلی این شبکهها عبارت است از:
الف) ایجاد خانوادههای بیقید در برابر خانوادههای سنتی
خانوادههای مورد نظر این شبکهها نباید در بند قواعد سنتی خانواده باشند؛ به ویژه سنتهایی که ریشۀ دینی دارد. خوب است به چند مثال اشاره کنم.
این که در خانوادهای پوشش مادر و خواهر در مقابل فرزندان پسر خود حساب شده باشد، مطلوب است. واقعاً نباید به این بهانه که مادر و خواهر از محارم هستند، در مقابل پسر خانواده هر طور که میخواهند بگردند.
اگر غرب بتواند در محیط خانه تعریف خودساختهای از عفاف ارائه دهد، میتواند سد عفاف را در محیط جامعه هم به راحتی بشکند. به این معنا که اگر بتواند به مادر و دختر خانواده بقبولاند که پسرت باید یک پوشش متفاوتی از پسر همسایه داشته باشد، اگر بتواند این محدودیت را بردارد، یک رابطه نزدیکی را بین محارم میتواند در خانواده تولید کند که نتیجه آن در بیرون خانواده مشخص می شود.
یعنی غرب توانسته با رسانه مادر و خواهر را در خانواده زمینه تحریک پذیری پسر خانواده قرار دهد که ما در مشاورهها با این موضوع درگیر هستیم.
روشن است که منظور ما از پوشیده بودن، چادر و روسری و مقنعه سر کردن نیست، بلکه باید یک حدی را باید رعایت کنند.
پسر خانواده به ما می گوید به خاطر پوششی که در خانه مادر یا خواهرم در مقابل من دارد، ذهن آرامی ندارم و جزء عوامل تحریک من شدند. وقتی وارد خانواده میشویم برای بررسی این موضوع، می بینیم تا ۵ – ۶ سال پیش اینطور نبود.
مادر یا خواهر این خانواده به ما میگوید این پسر در هنگام ورود به خانه یا خارج شدن از آن یا در هنگام خواب رفتاری از خود بروز می دهد که من احساس میکنم که قصد و نیت سوءی دارد. وقتی ریشهیابی میکنیم میبینیم که در بسیاری از این خانوادهها از وقتی که شبکههای ماهوارهای آمده و پوششهای خانوادگی را به نمایش گذاشتند و مادر و دختر در مقابل پدر و پسر در خانه پوششهای نامناسبی داشته و آرام آرام قبح پوشش نامتعارف دختر و مادر در برابر پسر خانواده ریخته شده است و دیگر زشت نمیبینند و به همین دلیل دیوار و سد شکسته شده است.
ارتباط دختر و پسر در محیط فامیل باید یک ارتباط حساب شده ای باشد. ما نامحرم و نامحرمتر نداریم اما در این سریالها به اسم میهمانیهای شبنشینی بین فامیل نامحرم ارتباطهایی در حال برقرار شدن است که نمایش مکرر آن باعث شکسته شدن قبح آن میشود.در خانوادههای سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژهای برخوردار هستند.
جایگاه ویژۀ پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیمهای خود به نظر پدر و مادر هم توجه میکند و در کارهایی که میخواهد انجام دهد از والدین خود اجازه میگیرد و در یک کلام خودسر نیست، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع خود قرار میدهد تنگ میشود؛ اما در شبکههای ماهوارهای یکی از اصلیترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آنها در اندازۀ زمینهساز تولد است؛ یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینهساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند اما وقتی که فرزند از آب و گل درآمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و … پایین میآید.
در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمیکنند. دیگر راضی نگه داشتن والدین هم از دغدغههای فرزند مدرن نیست، این دغدغه برای انسانهای عقب افتادهای است که نمیخواهند تغییر زمانه را بپذیرند؛ این موارد همه به دنبال آن است که آن مولفههای خانواده دینی را تحت الشعاع قرار میدهد.
بدون اینکه حساسیت خاصی ایجاد کنند باورهای ما را قله به قله فتح می کنند. خانواده بی قید را در مقابل خانواده دینی و سنتی علم میکنند اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد آن جامعه محکوم به فناست کما اینکه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.
من برای معرفی این شبکههای ماهوارهای کلمه درخوری را پیدا نکردم،اینکه بگویم خیلی بیرحم و دژخیماند و بویی از انسانیت نبرده اند. نمیتوانیم به همین اندازه اکتفا کنیم که شبکههای ماهوارهای تنها دنبال غیر متعارف کردن پوشش هستند، ای کاش در همین اندازه باقی میماند. غرب اینها را مقدمه ورود به برخی از مسائل می داند یکی از آنها این است.
ب) ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر
غرب به این نتیجه رسیده است که تا وقتی زن به شوهر در خانواده سنتی وفادار است و برعکس و روابط در محدوده خانواده منحصر می شود نمی تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند به همین دلیل یکی از اصلی ترین شگردها و دسیسههای آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی ترویج خیانت زن و شوهر به هم دیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر؛ مخصوصا اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت کرده است یک حق مسلم و طبیعی اوست که او هم به شوهر خیانت کرده و انتقام بگیرد و این یک حق طبیعی است. به شدت در سریالهایشان تبلیغ این موضوع را میکنند تا آنجا که میبینید موضوع یک سریال همین است. تا آنجا که بعد از فهمیدن این خیانتها به راحتی هم با هم زندگی می کنند. دنبال عادی جلوه دادن آن هستند.
اگر یک زنی در محدوده ارتباطات خود آن قید وفاداری را کنار زد دیگر نمی تواند یک همسر خوبی باشد و نه می تواند مادر خوبی باشد. در این صورت خانوادهای به وجود نمیآید. ستون خیمه خانواده سنتی مادر است. تجربه شده که در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی قید بوده است، آن خیمه خانواده برپا مانده است،مادر با آن ایثار و فداکاری و عفاق و از خودگذشتگی خیمه خانواده را نگه داشته است. ولی چند خانواده سراغ دارید که مادر فاسد شده اما خیمه خانواده برپا مانده است؟ آنها این ستون خیمه را نشانه گرفته و به شدت هم با گرایشات فیمینتستی برایش برنامه ریزی کرده اند.
چند وقت پیش با یک خانمی که دچار همین مشکلات شده بود صحبت میکردم، خیلی برایم این ریشهیابی تکان دهنده بود. وقتی از او پرسیدم چرا به اینجا رسیدی آیا با همسرت مشکل نداشتی، گفت نه؛ پرسیدم دوستت داشت، گفت بله، زیر یک سال بود که ازدواج کرده بود. گفت از وقتی که همسرم این آنتن ماهواره را به خانه آورد و من شبکه فلان را دیدم، آرام آرام حس کردم که انگیزهای برای تقید به همسر خودم ندارم. چه دلیل دارد که من فقط با همسر خودم ارتباط داشته باشم؟! وقتی اولین زمینه برای اولین ارتباط برای من فراهم شد حس کردم که کار اشتباهی نمیکنم. یک کار عادی است. اصلی ترین اهرم اینجا این است که آنها بتوانند قبح را بشکنند.
اما در یک مرحله فراتر و بالاتری اینها به این هم راضی نیستند و همین قدر سر بسته بگویم که یکی از قلههای اصلی که اینها برای فروپاشی و تکه تکه کردن خانوادههای مذهبی و سنتی، این هست که ارتباطها را حتی در اندازه خانواده هم عادی جلوه دهند.
اشکالی ندارد که اعضای خانواده هم با هم ارتباط آن چنانی داشته باشند. این قله یکی از قله های اصلی است که اینها نشانه گرفتهاند، همان اتفاقی که در غرب خودشان اتفاق افتاد. الان در غرب خواهر از ناحیه برادر و دختر از ناحیه پدر در محیط خانواده امنیت ندارد، یعنی امن ترین جا برایش نا امن ترین جا شده است که هر از گاهی خبرهایش منتشر می شود.
خانوادههای سنتی ما که چندان هم تقید به مذهب ندارند، فقط به باورهای سنتی و اخلاقی خود پایبند هستند، نماز نمیخواند، روزه نمیگیرد، حج به او واجب شده است، نمی رود، خمس و زکات هم نمیدهد اما از اینکه همسرش با یک مرد دیگر ارتباط داشته باشد به شدت غیرت دارد.
او اینجا ها را هم نشانه گرفته است، یعنی باورهایی که حتی کسانی تقیدات دینی ندارند اما به آن پایبندند.ادامه دارد…
به قلم : دکتر سید جعفر موسوی
انتهای پیام/گ
غرب برای تحقق دهکدۀ جهانی که کدخدای آن خودش باشد، یک مانع بسیار بزرگ میبیند و آن هم اسلام است. مبانی دینی با مبانی غربی در تعارض است و کسی که پایبند مبانی دینی است، نمیتواند در مسیر اهداف تمدن غربی گام بردارد. مدتها است که غرب به این نتیجه رسیده که باید به هر نحو ممکن این مانع را از سر راه خود بردارد.
او برای مبارزه با این مانع کارهای مختلفی را انجام داده و میدهد که خود بحث مفصلی است؛ اما یکی از اصلیترین راهکارهای غرب برای رسیدن به این هدف، فاسد کردن مسلمانان است. آنها معتقدند اگر ما بتوانیم جوان مسلمان را، به ورطۀ فساد بکشانیم، به صورت غیرقابل تصوری توانستهایم این مانع بزرگ را از سر راه خود برداریم.
در این میان توجه ویژهای به بحث خانواده کردهاند؛ چرا که دیدهاند بافت سنتی و دینی یک خانواده شیعی یک مانع بسیار بزرگ بر سر راه به فساد کشاندن جوانان است به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که ما اگر بتوانیم فساد را به متن خانواده ایرانی بکشانیم و توسط خود خانواده به این هدف برسیم کارمان چندین برابر آسانتر میشود.
برای رسیدن به این هدف باید یک برنامهای را طراحی کنیم برای رساندن پای شبکه های ماهواره ای به داخل خانه ها برای این کار هم شبکههایی را تاسیس کردند که سریالها و فیلمهای آن جذاب و دنباله دار است و با یک فریب کاری هایی زمینه را برای قبولاندن خود در خانوادههایی هم که تا اندازهای تقیدات اخلاقی دارند فراهم کنند.
یکی از اصلیترین اهداف شبکههای ماهوارهای فروپاشی کانون خانواده است. اگر بخواهیم اندکی جزئیتر از این سخن بگوییم باید گفت که برخی از اهداف اصلی این شبکهها عبارت است از:
الف) ایجاد خانوادههای بیقید در برابر خانوادههای سنتی
خانوادههای مورد نظر این شبکهها نباید در بند قواعد سنتی خانواده باشند؛ به ویژه سنتهایی که ریشۀ دینی دارد. خوب است به چند مثال اشاره کنم.
این که در خانوادهای پوشش مادر و خواهر در مقابل فرزندان پسر خود حساب شده باشد، مطلوب است. واقعاً نباید به این بهانه که مادر و خواهر از محارم هستند، در مقابل پسر خانواده هر طور که میخواهند بگردند.
اگر غرب بتواند در محیط خانه تعریف خودساختهای از عفاف ارائه دهد، میتواند سد عفاف را در محیط جامعه هم به راحتی بشکند. به این معنا که اگر بتواند به مادر و دختر خانواده بقبولاند که پسرت باید یک پوشش متفاوتی از پسر همسایه داشته باشد، اگر بتواند این محدودیت را بردارد، یک رابطه نزدیکی را بین محارم میتواند در خانواده تولید کند که نتیجه آن در بیرون خانواده مشخص می شود.
یعنی غرب توانسته با رسانه مادر و خواهر را در خانواده زمینه تحریک پذیری پسر خانواده قرار دهد که ما در مشاورهها با این موضوع درگیر هستیم.
روشن است که منظور ما از پوشیده بودن، چادر و روسری و مقنعه سر کردن نیست، بلکه باید یک حدی را باید رعایت کنند.
پسر خانواده به ما می گوید به خاطر پوششی که در خانه مادر یا خواهرم در مقابل من دارد، ذهن آرامی ندارم و جزء عوامل تحریک من شدند. وقتی وارد خانواده میشویم برای بررسی این موضوع، می بینیم تا ۵ – ۶ سال پیش اینطور نبود.
مادر یا خواهر این خانواده به ما میگوید این پسر در هنگام ورود به خانه یا خارج شدن از آن یا در هنگام خواب رفتاری از خود بروز می دهد که من احساس میکنم که قصد و نیت سوءی دارد. وقتی ریشهیابی میکنیم میبینیم که در بسیاری از این خانوادهها از وقتی که شبکههای ماهوارهای آمده و پوششهای خانوادگی را به نمایش گذاشتند و مادر و دختر در مقابل پدر و پسر در خانه پوششهای نامناسبی داشته و آرام آرام قبح پوشش نامتعارف دختر و مادر در برابر پسر خانواده ریخته شده است و دیگر زشت نمیبینند و به همین دلیل دیوار و سد شکسته شده است.
ارتباط دختر و پسر در محیط فامیل باید یک ارتباط حساب شده ای باشد. ما نامحرم و نامحرمتر نداریم اما در این سریالها به اسم میهمانیهای شبنشینی بین فامیل نامحرم ارتباطهایی در حال برقرار شدن است که نمایش مکرر آن باعث شکسته شدن قبح آن میشود.در خانوادههای سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژهای برخوردار هستند.
جایگاه ویژۀ پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیمهای خود به نظر پدر و مادر هم توجه میکند و در کارهایی که میخواهد انجام دهد از والدین خود اجازه میگیرد و در یک کلام خودسر نیست، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع خود قرار میدهد تنگ میشود؛ اما در شبکههای ماهوارهای یکی از اصلیترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آنها در اندازۀ زمینهساز تولد است؛ یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینهساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند اما وقتی که فرزند از آب و گل درآمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و … پایین میآید.
در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمیکنند. دیگر راضی نگه داشتن والدین هم از دغدغههای فرزند مدرن نیست، این دغدغه برای انسانهای عقب افتادهای است که نمیخواهند تغییر زمانه را بپذیرند؛ این موارد همه به دنبال آن است که آن مولفههای خانواده دینی را تحت الشعاع قرار میدهد.
بدون اینکه حساسیت خاصی ایجاد کنند باورهای ما را قله به قله فتح می کنند. خانواده بی قید را در مقابل خانواده دینی و سنتی علم میکنند اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد آن جامعه محکوم به فناست کما اینکه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.
من برای معرفی این شبکههای ماهوارهای کلمه درخوری را پیدا نکردم،اینکه بگویم خیلی بیرحم و دژخیماند و بویی از انسانیت نبرده اند. نمیتوانیم به همین اندازه اکتفا کنیم که شبکههای ماهوارهای تنها دنبال غیر متعارف کردن پوشش هستند، ای کاش در همین اندازه باقی میماند. غرب اینها را مقدمه ورود به برخی از مسائل می داند یکی از آنها این است.
ب) ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر
غرب به این نتیجه رسیده است که تا وقتی زن به شوهر در خانواده سنتی وفادار است و برعکس و روابط در محدوده خانواده منحصر می شود نمی تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند به همین دلیل یکی از اصلی ترین شگردها و دسیسههای آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی ترویج خیانت زن و شوهر به هم دیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر؛ مخصوصا اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت کرده است یک حق مسلم و طبیعی اوست که او هم به شوهر خیانت کرده و انتقام بگیرد و این یک حق طبیعی است. به شدت در سریالهایشان تبلیغ این موضوع را میکنند تا آنجا که میبینید موضوع یک سریال همین است. تا آنجا که بعد از فهمیدن این خیانتها به راحتی هم با هم زندگی می کنند. دنبال عادی جلوه دادن آن هستند.
اگر یک زنی در محدوده ارتباطات خود آن قید وفاداری را کنار زد دیگر نمی تواند یک همسر خوبی باشد و نه می تواند مادر خوبی باشد. در این صورت خانوادهای به وجود نمیآید. ستون خیمه خانواده سنتی مادر است. تجربه شده که در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی قید بوده است، آن خیمه خانواده برپا مانده است،مادر با آن ایثار و فداکاری و عفاق و از خودگذشتگی خیمه خانواده را نگه داشته است. ولی چند خانواده سراغ دارید که مادر فاسد شده اما خیمه خانواده برپا مانده است؟ آنها این ستون خیمه را نشانه گرفته و به شدت هم با گرایشات فیمینتستی برایش برنامه ریزی کرده اند.
چند وقت پیش با یک خانمی که دچار همین مشکلات شده بود صحبت میکردم، خیلی برایم این ریشهیابی تکان دهنده بود. وقتی از او پرسیدم چرا به اینجا رسیدی آیا با همسرت مشکل نداشتی، گفت نه؛ پرسیدم دوستت داشت، گفت بله، زیر یک سال بود که ازدواج کرده بود. گفت از وقتی که همسرم این آنتن ماهواره را به خانه آورد و من شبکه فلان را دیدم، آرام آرام حس کردم که انگیزهای برای تقید به همسر خودم ندارم. چه دلیل دارد که من فقط با همسر خودم ارتباط داشته باشم؟! وقتی اولین زمینه برای اولین ارتباط برای من فراهم شد حس کردم که کار اشتباهی نمیکنم. یک کار عادی است. اصلی ترین اهرم اینجا این است که آنها بتوانند قبح را بشکنند.
اما در یک مرحله فراتر و بالاتری اینها به این هم راضی نیستند و همین قدر سر بسته بگویم که یکی از قلههای اصلی که اینها برای فروپاشی و تکه تکه کردن خانوادههای مذهبی و سنتی، این هست که ارتباطها را حتی در اندازه خانواده هم عادی جلوه دهند.
اشکالی ندارد که اعضای خانواده هم با هم ارتباط آن چنانی داشته باشند. این قله یکی از قله های اصلی است که اینها نشانه گرفتهاند، همان اتفاقی که در غرب خودشان اتفاق افتاد. الان در غرب خواهر از ناحیه برادر و دختر از ناحیه پدر در محیط خانواده امنیت ندارد، یعنی امن ترین جا برایش نا امن ترین جا شده است که هر از گاهی خبرهایش منتشر می شود.
خانوادههای سنتی ما که چندان هم تقید به مذهب ندارند، فقط به باورهای سنتی و اخلاقی خود پایبند هستند، نماز نمیخواند، روزه نمیگیرد، حج به او واجب شده است، نمی رود، خمس و زکات هم نمیدهد اما از اینکه همسرش با یک مرد دیگر ارتباط داشته باشد به شدت غیرت دارد.
او اینجا ها را هم نشانه گرفته است، یعنی باورهایی که حتی کسانی تقیدات دینی ندارند اما به آن پایبندند.ادامه دارد…
به قلم : دکتر سید جعفر موسوی
انتهای پیام/گ
غرب برای تحقق دهکدۀ جهانی که کدخدای آن خودش باشد، یک مانع بسیار بزرگ میبیند و آن هم اسلام است. مبانی دینی با مبانی غربی در تعارض است و کسی که پایبند مبانی دینی است، نمیتواند در مسیر اهداف تمدن غربی گام بردارد. مدتها است که غرب به این نتیجه رسیده که باید به هر نحو ممکن این مانع را از سر راه خود بردارد.
,او برای مبارزه با این مانع کارهای مختلفی را انجام داده و میدهد که خود بحث مفصلی است؛ اما یکی از اصلیترین راهکارهای غرب برای رسیدن به این هدف، فاسد کردن مسلمانان است. آنها معتقدند اگر ما بتوانیم جوان مسلمان را، به ورطۀ فساد بکشانیم، به صورت غیرقابل تصوری توانستهایم این مانع بزرگ را از سر راه خود برداریم.
,در این میان توجه ویژهای به بحث خانواده کردهاند؛ چرا که دیدهاند بافت سنتی و دینی یک خانواده شیعی یک مانع بسیار بزرگ بر سر راه به فساد کشاندن جوانان است به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که ما اگر بتوانیم فساد را به متن خانواده ایرانی بکشانیم و توسط خود خانواده به این هدف برسیم کارمان چندین برابر آسانتر میشود.
,برای رسیدن به این هدف باید یک برنامهای را طراحی کنیم برای رساندن پای شبکه های ماهواره ای به داخل خانه ها برای این کار هم شبکههایی را تاسیس کردند که سریالها و فیلمهای آن جذاب و دنباله دار است و با یک فریب کاری هایی زمینه را برای قبولاندن خود در خانوادههایی هم که تا اندازهای تقیدات اخلاقی دارند فراهم کنند.
,یکی از اصلیترین اهداف شبکههای ماهوارهای فروپاشی کانون خانواده است. اگر بخواهیم اندکی جزئیتر از این سخن بگوییم باید گفت که برخی از اهداف اصلی این شبکهها عبارت است از:
,الف) ایجاد خانوادههای بیقید در برابر خانوادههای سنتی
,خانوادههای مورد نظر این شبکهها نباید در بند قواعد سنتی خانواده باشند؛ به ویژه سنتهایی که ریشۀ دینی دارد. خوب است به چند مثال اشاره کنم.
,این که در خانوادهای پوشش مادر و خواهر در مقابل فرزندان پسر خود حساب شده باشد، مطلوب است. واقعاً نباید به این بهانه که مادر و خواهر از محارم هستند، در مقابل پسر خانواده هر طور که میخواهند بگردند.
,اگر غرب بتواند در محیط خانه تعریف خودساختهای از عفاف ارائه دهد، میتواند سد عفاف را در محیط جامعه هم به راحتی بشکند. به این معنا که اگر بتواند به مادر و دختر خانواده بقبولاند که پسرت باید یک پوشش متفاوتی از پسر همسایه داشته باشد، اگر بتواند این محدودیت را بردارد، یک رابطه نزدیکی را بین محارم میتواند در خانواده تولید کند که نتیجه آن در بیرون خانواده مشخص می شود.
,یعنی غرب توانسته با رسانه مادر و خواهر را در خانواده زمینه تحریک پذیری پسر خانواده قرار دهد که ما در مشاورهها با این موضوع درگیر هستیم.
,روشن است که منظور ما از پوشیده بودن، چادر و روسری و مقنعه سر کردن نیست، بلکه باید یک حدی را باید رعایت کنند.
,پسر خانواده به ما می گوید به خاطر پوششی که در خانه مادر یا خواهرم در مقابل من دارد، ذهن آرامی ندارم و جزء عوامل تحریک من شدند. وقتی وارد خانواده میشویم برای بررسی این موضوع، می بینیم تا ۵ – ۶ سال پیش اینطور نبود.
,مادر یا خواهر این خانواده به ما میگوید این پسر در هنگام ورود به خانه یا خارج شدن از آن یا در هنگام خواب رفتاری از خود بروز می دهد که من احساس میکنم که قصد و نیت سوءی دارد. وقتی ریشهیابی میکنیم میبینیم که در بسیاری از این خانوادهها از وقتی که شبکههای ماهوارهای آمده و پوششهای خانوادگی را به نمایش گذاشتند و مادر و دختر در مقابل پدر و پسر در خانه پوششهای نامناسبی داشته و آرام آرام قبح پوشش نامتعارف دختر و مادر در برابر پسر خانواده ریخته شده است و دیگر زشت نمیبینند و به همین دلیل دیوار و سد شکسته شده است.
,ارتباط دختر و پسر در محیط فامیل باید یک ارتباط حساب شده ای باشد. ما نامحرم و نامحرمتر نداریم اما در این سریالها به اسم میهمانیهای شبنشینی بین فامیل نامحرم ارتباطهایی در حال برقرار شدن است که نمایش مکرر آن باعث شکسته شدن قبح آن میشود.در خانوادههای سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژهای برخوردار هستند.
,جایگاه ویژۀ پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیمهای خود به نظر پدر و مادر هم توجه میکند و در کارهایی که میخواهد انجام دهد از والدین خود اجازه میگیرد و در یک کلام خودسر نیست، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع خود قرار میدهد تنگ میشود؛ اما در شبکههای ماهوارهای یکی از اصلیترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آنها در اندازۀ زمینهساز تولد است؛ یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینهساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند اما وقتی که فرزند از آب و گل درآمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و … پایین میآید.
,در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمیکنند. دیگر راضی نگه داشتن والدین هم از دغدغههای فرزند مدرن نیست، این دغدغه برای انسانهای عقب افتادهای است که نمیخواهند تغییر زمانه را بپذیرند؛ این موارد همه به دنبال آن است که آن مولفههای خانواده دینی را تحت الشعاع قرار میدهد.
,بدون اینکه حساسیت خاصی ایجاد کنند باورهای ما را قله به قله فتح می کنند. خانواده بی قید را در مقابل خانواده دینی و سنتی علم میکنند اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد آن جامعه محکوم به فناست کما اینکه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.
,من برای معرفی این شبکههای ماهوارهای کلمه درخوری را پیدا نکردم،اینکه بگویم خیلی بیرحم و دژخیماند و بویی از انسانیت نبرده اند. نمیتوانیم به همین اندازه اکتفا کنیم که شبکههای ماهوارهای تنها دنبال غیر متعارف کردن پوشش هستند، ای کاش در همین اندازه باقی میماند. غرب اینها را مقدمه ورود به برخی از مسائل می داند یکی از آنها این است.
,,
ب) ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر
,غرب به این نتیجه رسیده است که تا وقتی زن به شوهر در خانواده سنتی وفادار است و برعکس و روابط در محدوده خانواده منحصر می شود نمی تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند به همین دلیل یکی از اصلی ترین شگردها و دسیسههای آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی ترویج خیانت زن و شوهر به هم دیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر؛ مخصوصا اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت کرده است یک حق مسلم و طبیعی اوست که او هم به شوهر خیانت کرده و انتقام بگیرد و این یک حق طبیعی است. به شدت در سریالهایشان تبلیغ این موضوع را میکنند تا آنجا که میبینید موضوع یک سریال همین است. تا آنجا که بعد از فهمیدن این خیانتها به راحتی هم با هم زندگی می کنند. دنبال عادی جلوه دادن آن هستند.
,اگر یک زنی در محدوده ارتباطات خود آن قید وفاداری را کنار زد دیگر نمی تواند یک همسر خوبی باشد و نه می تواند مادر خوبی باشد. در این صورت خانوادهای به وجود نمیآید. ستون خیمه خانواده سنتی مادر است. تجربه شده که در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی قید بوده است، آن خیمه خانواده برپا مانده است،مادر با آن ایثار و فداکاری و عفاق و از خودگذشتگی خیمه خانواده را نگه داشته است. ولی چند خانواده سراغ دارید که مادر فاسد شده اما خیمه خانواده برپا مانده است؟ آنها این ستون خیمه را نشانه گرفته و به شدت هم با گرایشات فیمینتستی برایش برنامه ریزی کرده اند.
,چند وقت پیش با یک خانمی که دچار همین مشکلات شده بود صحبت میکردم، خیلی برایم این ریشهیابی تکان دهنده بود. وقتی از او پرسیدم چرا به اینجا رسیدی آیا با همسرت مشکل نداشتی، گفت نه؛ پرسیدم دوستت داشت، گفت بله، زیر یک سال بود که ازدواج کرده بود. گفت از وقتی که همسرم این آنتن ماهواره را به خانه آورد و من شبکه فلان را دیدم، آرام آرام حس کردم که انگیزهای برای تقید به همسر خودم ندارم. چه دلیل دارد که من فقط با همسر خودم ارتباط داشته باشم؟! وقتی اولین زمینه برای اولین ارتباط برای من فراهم شد حس کردم که کار اشتباهی نمیکنم. یک کار عادی است. اصلی ترین اهرم اینجا این است که آنها بتوانند قبح را بشکنند.
,اما در یک مرحله فراتر و بالاتری اینها به این هم راضی نیستند و همین قدر سر بسته بگویم که یکی از قلههای اصلی که اینها برای فروپاشی و تکه تکه کردن خانوادههای مذهبی و سنتی، این هست که ارتباطها را حتی در اندازه خانواده هم عادی جلوه دهند.
,اشکالی ندارد که اعضای خانواده هم با هم ارتباط آن چنانی داشته باشند. این قله یکی از قله های اصلی است که اینها نشانه گرفتهاند، همان اتفاقی که در غرب خودشان اتفاق افتاد. الان در غرب خواهر از ناحیه برادر و دختر از ناحیه پدر در محیط خانواده امنیت ندارد، یعنی امن ترین جا برایش نا امن ترین جا شده است که هر از گاهی خبرهایش منتشر می شود.
,خانوادههای سنتی ما که چندان هم تقید به مذهب ندارند، فقط به باورهای سنتی و اخلاقی خود پایبند هستند، نماز نمیخواند، روزه نمیگیرد، حج به او واجب شده است، نمی رود، خمس و زکات هم نمیدهد اما از اینکه همسرش با یک مرد دیگر ارتباط داشته باشد به شدت غیرت دارد.
,او اینجا ها را هم نشانه گرفته است، یعنی باورهایی که حتی کسانی تقیدات دینی ندارند اما به آن پایبندند.ادامه دارد…
,به قلم : دکتر سید جعفر موسوی
, , بخش اول,انتهای پیام/گ
,]
ارسال دیدگاه