به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خاورستان: رزمنده و جانباز بازنشسته ارتش می گفت: من در دو مرحله از ناحیه کمر و انگشت مجروح شدم، ولی اثرات روحی و موجی جنگ بیشتر از آسیبهای جسمی است چراکه مرا به فردی گوشه گیر و منزوی تبدیل کرد...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان,محمد خزاعی رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته ارتش، به مناسبت روز ارتش در گفتگو با خبرنگار خاورستان، اظهار کرد: بنده در سال 1329 متولد شدم و در 7بهمن53 با مدرک تحصیلی دیپلم در ارتش استخدام شدم و دوران تحصیل را در مدرسه شوکتیه گذرانده و بعد از آن به استخدام ارتش درآمدم و در نیروی زرهی مشغول خدمت شدم.
, خاورستان, ،,وی با بیان اینکه حکومت نظامی، جنگ کردستان و جنگ ایران و عراق سه مرحله مهم زندگی من است، گفت: من در بطن جنگ حضور داشتم و واقعیت جنگ را میدانم چراکه جنگ فقط توپ و تفنگ نیست و گرمای 70 درجه تابستان در بیابانهای خوزستان با پشه های کبرا غیر قابل تحمل بود.
,رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته ارتش ادامه داد: در فکه بیابانی پوشیده از بوته بود، که در زیر هر بوته یک نفر به دلیل تشنگی شهید شده بود و روی قمقمه ی بعضی شهدا نوشته شده به مادر من به دلیل تشنگی مردم.
,خزاعی افزود: محل مأموریتم اهواز، اندیمشک، سقز، بانه و سردشت بود و با زن وبچه در خانه های سازمانی زندگی می کردیم هیچ ارتباط و تعاملی نداشتیم و دوری ازخانواده بزرگترین اثر بد روانی بود که داشتم.
,زمانی که هیچ گردانی وارد جنگ نشده بود ما وارد جنگ شدیم
,وی با بیان اینکه زمانی که هنوز هیچ واحدی وارد جنگ نشده بود ما با گردان 234 لشکر 16 زرهی قزوین وارد منطقه سردشت، بانه و سقز شدیم، افزود: به مدت 6 ماه درگیر دو ماموریت در کردستان بودیم، تا اینکه در شهریور ماه سال 1359 جنگ ایران و عراق آغاز گردید و ما با همان گردان، با فرمانده ای سرهنگ طاهری به دزفول اعزام شدیم.
,رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته ارتش گفت: در عملیات های مختلف مانند عملیات بیت المقدس، والفجر 1 و 2 شرکت کردم.
,خزاعی خاطرنشان کرد: دو عملیات بزرگ و مهم جنگ بیت المقدس و فتح المبین است، که با همکاری ارتش، سپاه و بسیج انجام میشد و عمده تلفات مربوط به عملیات بیت المقدس در شلمچه بود که در این عملیات خرمشهر آزاد گردید، اما هرگز گفته نشد خرمشهر بعد از آزادی دوباره توسط عراقی ها گرفته می شد.
,وی ادامه داد: شهر خرمشهر دست به دست می شد و روزی دست عراقی و روزی دست ایرانی ها بود.
,رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته یادآورشد: عملیات بیت المقدس برای آزادی خرمشهر از تاریخ 10 اردبیهشت 61 آغاز و با ابتکار غافلگیرانه ی شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی در 3 خرداد ماه 61 به پایان رسید و خرمشهر آزاد گردید.
,خزاعی افزود: در عملیاتی که برای آزادسازی خرمشهر انجام شد، 19 هزار نفر عراقی اسیر و 14 هزار و 500 نفر کشته و مجروح شدند، 50 تا 60 هواپیما نیز منهدم شد و عراق 105 تانک و حدود 250 نفربر در خرمشهر از دست داد.
,اثرات روحی جنگ مرا به فردی گوشه گیر تبدیل کرد
,وی گفت: من در دو مرحله از ناحیه کمر و انگشت مجروح شدم، ولی اثرات روحی و موجی جنگ بیشتر از آسیبهای جسمی است و چراکه مرا به فردی گوشه گیر و منزوی تبدیل کرد.
,بعد از جنگ تا سال 72 در جنگ بودم
,رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته ارتش، یادآور شد: جنگ تمام شد، اما ما تا سال 72 در منطقه حضور داشتیم و جزو گروه تجسس بودم.
,خزاعی افزود: برای خداوند هیچ فرقی بین انسانها وجود ندارد چراکه خدا میفرماید ما شما را آفریدیم که با هم زندگی کنید و از نعمتها استفاده کنید، همدیگر را نکشید و قتل و غارت نکنید.
,زمانی به کسی رحم کنی خداوند به تو رحم میکند
,وی خاطرنشان کرد: خداوند اصلاً از جنگ خوشش نمیآید و هر وقت بچه های ما ظلمی میکردند و یا یک اسیر عراقی را میکشتند، دقیقا همان بلا سرخودشان میآمد، حتی اگر رزمنده باشی اما وجدان و رحم نداشته باشی خدا به تو رحم نمیکند و به عذاب خدا گرفتار می شوی.
,رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته ارتش یادآور شد: قبل از عملیات بیت المقدس طرف های کوشک، متوجه شدم عراقی از جلوی سنگرم رد شد، به یکی از بچه های کردستان گفتم که از او بپرسد چرا به اینجا آمده، او گفت: "من سه روز است که آمده ام و از نان های خشک شما تغذیه میکنم و از تانکر هم آب میخورم" و او را به سنگر بردم، لباسهایش را عوض کردیم و به او غذا دادم و 2 روز بعد به گردان تحویلش دادیم.
,خزاعی با بیان اینکه آن عراقی اسیر بسیار مرا دعا کرد و خشنود و راضی بود از اینکه آسیبی به او نرسیده است، افزود: بعد از آمدن به بانه که 6 کیلومتر با خط مقدم فاصله داشت، یکی از همشهریان به نام آقای موسوی، ازمن خواست که شب را آنجا بمانم، صبح هنگام برگشت، متوجه به اسارت گرفتن کل گروهان توسط عراقی ها شدم اما من دلیل نجات یافتن خود را این میدانم که به آن عراقی رحم کردم.
,همه چیز جنگ معجزه بود
,وی با بیان اینکه نیازی نیست دنبال امداد غیبی بگردیم از اول تا آخر جنگ امداد غیبی بود، گفت: عراق در هر متر یک گلوله توپ فرود میانداخت و در برابر هر 100 گلوله توپ عراق ما فقط یک گلوله میانداختیم و دو تلفات میدادیم و این خود معجزه بود.
,رزمنده و جانباز سرهنگ بازنشسته ارتش افزود: در یک عملیات از گوش یکی از رزمنده های همراه ام به دلیل اصابتی ترکشی خون به روی صورت من ریخت و او برای همیشه کر شد ولی برای من هیچ اتفاقی نیفتاد.
,خزاعی افزود: در سنگر نشسته بودم که یک خمپاره به سنگر برخورد کرد و ترکش های آن به تمام وسایل سنگر برخورد کرد اما به من هیچ آسیبی نرسید و این ها نمونه ای از معجزات است.
,وی با بیان اینکه از خدا میخواهم هیچ جنگی در هیچ کشوری اتفاق نیفتد، یادآور شد: من در تمام مدت خدمت، همیشه سپاسگزار ملت بوده ام، ملت ایران ملتی اصیل و نجیب است.
,انتهای پیام/ط
]
ارسال دیدگاه