شهر زیبا؛ محلی برای زیستن

شهر زیبا؛ محلی برای زیستن
وقتی سخن از زیبایی شهر به‌ میان‌ می‌آید تصور می‌رود که مردم فقط بـه زیـبایی ظاهری فکر می‌کنند، به آرایش‌ ساختمان‌ها، خیابان‌ها یا به‌ دست‌ گرفتن‌ یک قلم نقاشی‌ و رنگ‌آمیزی سطوح، درحالی‌که زیبایی از نگاه عـمومی‌ مردم و شـهروندان بـه گونه‌ای است که‌ تمام‌ عرصه‌های‌ مادی و معنوی انسان را در بر می‌گیرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از منار، اولین چیزی که پس از شنیدن نام شهرها در اذهان عمومی تداعی می‌شود ماهیت آنهاست، که ممکن است اقتصادی، صنعتی، تاریخی و ... باشد. نکته حائز اهمیت این است که چگونه می‌توان طراحی شهر محل سکونت‌مان را بر اساس ماهیتی زیبا از لحاظ بصری و کاربردی انجام دهیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منار,

وقتی سخن از زیبایی شهر به‌ میان‌ می‌آید تصور می‌رود که مردم فقط بـه زیـبایی ظاهری فکر می‌کنند، به آرایش‌ ساختمان‌ها، خیابان‌ها یا به‌ دست‌ گرفتن‌ یک قلم نقاشی‌ و رنگ‌آمیزی سطوح، درحالی‌که زیبایی از نگاه عـمومی‌ مردم و شـهروندان بـه گونه‌ای است که‌ تمام‌ عرصه‌های‌ مادی و معنوی انسان را در بر می‌گیرد.

,

زیبایی مقوله‌ای انسانی است: هر آن چیزی است که از راه‌ حواس انسان دریافت می‌شود و در او احساس رضایتمندی و خشنودی ایجاد می‌کند را شامل می‌شود. در واقع جوامع انسانی‌ با‌ شرایط متفاوت‌ جغرافیایی و اجتماعی از تنوع و گوناگونی احساس نسبت به‌ زیبایی برخوردارند، ولی از آنجا که انسان‌اند، می‌توان از جـمع‌بست احـساسات مشترک آنها به قانونمندی دست یافت و براساس آن، روند زیبایی را در‌ شهر‌ و زندگی شهری جست‌وجو کرد و به‌ صورت‌ معیارها‌ و قواعدی در عرصهء برنامه‌ریزی و طراحی شهری به کار گرفت و از این طریق به عنوان یکی از نـیازها و خواست‌های حیاتی‌ و مورد‌ نیاز انسان‌ها پیگیری نمود.

,

شهری زیباست‌ که فرصت زیـستن بـدهد. هیجان‌ و نـظم، شادی و آرامش، رؤیا و سکوت، همه را در آن می‌توان یافت. صداهایش زیباست و نه گوش‌خراش‌ و سکوتش نیز، جاهایی در آن می‌توان یافت‌ کـه‌ ویـژگی‌شان سکوتشان‌ باشد. شب‌هایش‌ روشن‌ است. ساختمان‌ها و بندهایش‌ به هم‌ می‌آیند و همخوان‌اند.

,

شهر زیـبا مـنظره‌هایش با خود هراس، دلهره و اضطراب‌ به هـمراه نـمی‌آورند. با طبیعت درآمیخته‌ است‌ و نسبت‌ میان فضاهای طبیعی و سبز با بافت ساختمانی آدمی را به گـشت و گـذار در شهر برمی‌انگیزد. آسمان را می‌توان‌ دید و بجز گـرمی و سـردی هـوا معیاری برای فـهمیدن‌ فصل‌های سـال می‌توان‌ یافت.

,

اکنون، زمانی است که شـهرسـازی و زیبایی شـهری، اعم از برنامه‌ریزی و طراحی باید در کنار مباحث محیط زیست و با تلاشی برای "بومـی" شدن نگریسته شود، اگر که بخواهد رو به موت باقی نماند. این امر بالاخص در کشورهای اسلامی که ادعای الگو و سرمشق بودن دارند، بسیار ضروری است. در واقع پیوند شهر بـا طبیعت و نیاز به زیستن‌ با‌ همهء نمودها و جلوه‌های آن، پستی و بلندی، آب‌ها و سبزینگی و جلوه‌های‌ شهری نظیر ارتباطات، پیاده‌روی، رفت‌وآمد خوب و آسان، حمل و نقل‌ عمومی‌ مطلوب، دیدن و بهره‌مندی از تمام لذت‌های‌ بصری، تصور شکل خوب شهر، گریز از رؤیت شکل‌ زشت‌ فقر در‌ تـمام جـلوه‌های آن، تعامل و مشارکت اجتماعی در مدیریت و حکم‌رانی، همه باهم سمفونی زیبایی شهر را‌ می‌سازند‌ و تلاش‌ انسان‌ها در آرزوی توفیق و دستیابی به این زیبایی است، که‌ همواره بدی‌ها را خوب و خوبی‌ها‌ را بهتر می‌سازند.

,

امروزه‌ مداخلات‌ شهری‌ مبتنی بر اصولی چون‌ فرهنگ، تقویت طراحی شهری و مـیزان مـشارکت گـروه‌های اجتماعی‌ انجام می‌گیرد که سعی‌ در‌ حرکت به‌سمت همه‌جانبه‌گرایی و پایداری دارد. علاوه‌براین، آنچه که مـوجب فـراهم شدن شرایط تحقق برنامه‌های متکی بر‌ این‌ رویکرد‌ جامع بوده، اقدام به برقراری‌ یک نظام مدیریت منسجم، تمرکززدایی، بسترسازی حقوقی، مشارکت در نـظام تـصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی طـراحی سرمایه‌گذاری‌ و اجرا‌ با‌ تأکید بر نقش مردم بوده است.

,

می‌دانیم که هر انسانی بر اساس‌ شخصیت خاص خود، در اذهان برخوردکنندگان با وی نمودار خواهد شد و یک جامعه‌ نیز با شخصیت اساسی خـود مـعرفی می‌شود.

,

اگر مسکن و طرز آرایش فضاهای شـهری را یـکی از ابعاد شخصیت اساسی جامعه‌ای لحاظ‌ کنیم، درمی‌یابیم‌ که نقش‌ طراحی فضاهای شهری و معماری، بیانگر هویت فرهنگی‌ جامعه قلمداد می‌شود.

,

اگر این هویت برخاسته از فرهنگ اصیل جامعه باشد، در شکل شهر باید به خـوبی آشـکار شود. اغتشاش و به‌هم‌‌ریختگی در نمای شـهر، از عـدم‌ وجود‌ یک پیوند قوی و مستحکم بین معماری و فرهنگ جامعه خبر می‌دهد. اگر «ریتم» را زیبایی همراه با نظم و تعریف کنیم، وجود ریتم در ظاهر شهرها نمایانگر اهمیت دادن به زیبایی و نظم به‌ عنوان‌ سمبل‌ فرهنگ جامعه است.

,

از یـک نـمای مغشوش و درهم نمی‌توانیم تأثیری مؤثر بجز ایجاد اغتشاش و تشویق ذهن انسان‌ها انتظار داشته باشیم. شهر مـوزه نـیست که از انواع معماری‌ها و فرهنگ‌های‌ مختلف در آن اثری یافت‌ شود‌ و حتی در مواردی نمای غالب‌ از فرهنگ مهاجم باشد. این نکته را‌ شاید بـتوان ‌ ‌بـه‌عنوان یکی از دلایل مسخ شدن و بی‌هویتی بعضی از گروه‌های جامعه‌ دانست. اگر اندکی به قبل بـرگردیم‌ و نـگاهی‌ بـه مسکن و معماری ایرانی که متأثر از فرهنگ غنی اسلام است، بیندازیم، در‌ حقیقت‌ باید بر شکوه و اقتدار بـناهای بزرگی که امروزه‌ به عنوان یادگار به ما رسیده و شاید‌ بسیاری‌ از‌ ما به راحـتی و بدون هیچ تعصبی از کـنار آن بـگذریم، غبطه بخوریم.

,

بازارها و محله‌های‌ قدیمی‌ با آن ساخت شگفت، محل‌ سکونت را محصور در خانه‌های دیگر کرده است و بافت آن‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ که از میدان‌گاهی که محل تجمع کسبهء آن محل‌ است برای ورود به محله باید‌ گذشت. این‌ خود نوعی کنترل و نظارت اجـتماعی را به همراه داشته و از بسیاری از‌ جنایات‌ می‌کاسته‌ است‌ و یا طراحی بازار را می‌نگریم که در کنار کارکرد اقتصادی‌اش، در صحنهء فعالیت‌های اجتماعی، تأمین زندگی‌ افراد‌ فقیر‌ جامعه و نیز عرصهء فرهنگی اقدام‌های مؤثری داشته‌ است و هزارن مثال نظیر آن‌ باید‌ عـبرت‌آموز‌ بـاشد. آن شهری‌ که با فرهنگ و سلیقهء اجتماعی مردم جامعه‌اش ساخته شده، بهتر می‌تواند نیازمندی‌هایشان را تأمین‌ کند.

,

در عمق مسکن و شهرسازی سنتی و ارتباط آن با فرهنگ‌ اسلامی ما نظم‌ و ‌‌انسجامی‌ وجـود دارد کـه اگر به اندازه کافی به‌ شناخت آن عـلاقه‌مند باشیم و با‌ شکیبایی‌ در‌ آن تـفحصّ کـنیم، یا به اندازهء کافی بدان تـوجه کـنیم، از کشف آن تعجب خواهیم‌ کرد.

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه