شهید محمدحسین عزمی
به فرموده حضرت علی (ع) در خطبه 22 که ((وقدکنت و ما اهداد بالحرب ولا ارهب بالضرب وانی لعلی یقین من ربی و غیر شبهه من دینی من به خاطر یقینی که به پروردگار دارم وبخاطر اینکه هیچگونه شک تردیدی در دین و ایمانم ندارم از جنگ هراس ندارم و از برق شمشیر نمیترسم[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سرویس شهدای آستانخبر،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آستانخبر,شهید محمدحسین عزمی در تاریخ سوم دی سال هزار و سیصد و چهل دو هجری شمسی در خانواده مذهبی که ازنظر اقتصادی از اقشار متوسط جامعه بود پا به عرصه وجود گذاشت وی تحصیلات پیشدبستان را بهرسم زمان خود در مکتبخانه سپری نموده و تحصیلات ابتدائی خود را در مدرسه ملی وحید که یک سال آن را بهصورت جهشی تحصیل نمود و با برادر بزرگتر خود همکلاس گردید.
,البته عشق وافر او به مولای شیفتگان عالم حسین بن علی در همین سنین به حدی بود که دریکی از شبهای ماه محرم در مادف بازمستانی سرد همراه بود و باوجود ممانعت مادر به خاطر برودت هوای سرد، وی حاضر نشد در منزل بماند و برای مراسم عزاداری اباعبدالله راهی هیئت شده و در عزاداری شرکت نماید لیکن هنگام برگشت به خانه به داخل چاهی افتاد دیگر همه جت خلوت شده بود.
, ,
,
, و محمدحسین در آب چاه دستوپا میزد و دوستش نیز به همراه به او بود که ترسیده فرار میکند خادم حرم (آقا سید محمد) که مشغول جمعکردن وسایل و آماده نمودن برای روز بعد بود صدایی میشنود و به دنبال کردن صدا متوجه میشود که کودکی که در چاه افتاده است به لطف الهی محمدحسین را نجات نمیدهد و به منزل میرساند و این اتفاق نهتنها انگیزه محمدحسین را ضعیف نمیکند بلکه اراده وی را برای شرکت در مراسمهای اینچنین قویتر مینماید و او همیشه جز هیئت سوگواری بوده .
,محمدحسین تحصیلات راهنمایی را در مدرسه رازی آستانه گذرانده است لازم به ذکر است محمدحسین در ورزشهایی چون کشتی ، فوتبال ،کاراته تا حد حرفهای کارکرده بود . پایان دوره راهنمایی محمدحسین ، با بحبوحه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران همدوره گردید. وی که در سنین 15-14 سالگی به همراه برادران بزرگتر خود در صف انقلابیون حاضر بوده و از نوشتن اعلامیه حضرت امام (ره) (از روی نوار صدای امام ) نوشتن شعارها بر درب و دیوار شهر شرکت در جلسات سخنرانی حضرت آیتالله ضیایی، شرکت در تظاهرات و هیئت عزاداری که معمولاً با شعارهای انقلابی و ضد رژیم تبدیل میشد شرکت داشتند و بهعنوان پرچمدار همیشه در صف جلوی تظاهرکنندگان حضور داشت و خاطراتی که از توصیه این اختصار خارج است .
,آغاز دوران دبیرستان محمدحسین در جمهوری اسلامی بوده و وی در دبیرستان بوعلی مشغول به تحصیل شده همزمان ب پاسداری شبانه از حمله به شهر به همراه دوستان و برادران خود مشغول بود و به علت کمی سن نتوانست جذب سپاه پاسداران شود لیکن در لباس یک بسیجی و عاشق امام همیشه در همه صحنهها حاضر و آماده بهفرمان یک بسیجی بود حتی در سنگر مدرسه که به علت بحث با چند تن از دبیران ضدانقلاب در حمایت از امام (ره) آن زمان مورد غضب قرار میگیرد و نمره وی را باوجود هوش سرشار و آمادهاش جواب داد و موجب رو شدن ایشان گردید.
,در پایان باوجودی که به سن قانونی برای اعزام به جبهه نرسیده بود ولیکن با خواهش و منت فراوان مادر را به گرفتن رضایت از پدر وادار کرد. مقدمات اعزام به جبهه را با گذراندن سه ماه آموزش در پادگان آموزش چالوس در مهرماه در مهرماه سال 60 به جبهههای حق علیه باطل منطقه غرب کشور شتافت و در پایان مأموریت برگههای مربوط به عضویت در سپاه مریوان را پر کرد و برای مرخصی به آستانه برگشت و با شروع عملیات فتح المبین باوجوداینکه هنوز یک روز از مرخصی وی باقیمانده بود دوباره به جبهه و این با در مناطق جنوب کشور اعزام گردید
,هرچه خانواده اصرار کردند که هنوز برادرت در جبهه است بگذار او بیاید تو برو ! افاقه کرد و سرانجام حدود یک ماه بعد در عملیات بیتالمقدس با ذکر نام مولایش علی بن ابیطالب دعوت حق را لبیک گفت در آتش خشم دشمنان چنان سوخت که اثر از خشمش باقی بماند لیکن به فضل الهی در بهشت برین مأوا گرفت و همچون مادر سادات حضرت فاطمه زهرا(س) مدفنش نامعلوم است شهید بسیجی المقام محمدحسین عزمی در عملیات بهطور غیرواقعی مفقود میشود و شاید به اسارت نیروهای بعثی درآمده باشد و یا اینکه پیکر پاک او در صحراهای جنوب افتاد
,یادت جاویدان ماندگار و راهت پر رهرو باد
,قسمتی از وصیتنامه شهید محمدحسین عزمی
,پاسدار شهید محمدحسین عزمی
,بسمهتعالی
,الذین امنوا وهاجرو وجاهدو فی سبیل الله اموالهم وانفسهم اولئک اعظم درجه عندالله واوئک هم الفائزون
,سوره توبه آیه 20
,آنان که ایمان آوردند هجرت کردند و جهاد نمودند درراه خدا با مالها و جانهایشان آنان بزرگترین مقام و مرتبه را در نزد پروردگارشان دارند و افراد رستگار و پیروز همینها هستند
,اینجانب محمدحسین عزمی فرزند محمدتقی دارنده شماره شناسنامه 253 که در حدود 25 روز آموزش نظامی در پادگان شهید یدالله زاده ساری را گذرانده و بعد از اتمام آموزش در تاریخ 1330/10/15 اعزام به جبهههای نبرد حق علیه باطل روانه گشتم امیدوار هستم که شهادت نصیب من گردد.
,به فرموده حضرت علی (ع) در خطبه 22 که ((وقدکنت و ما اهداد بالحرب ولا ارهب بالضرب وانی لعلی یقین من ربی و غیر شبهه من دینی من به خاطر یقینی که به پروردگار دارم وبخاطر اینکه هیچگونه شک تردیدی در دین و ایمانم ندارم از جنگ هراس ندارم و از برق شمشیر نمیترسم بله فرموده امام اولم از دشمنان اسلام هیچ ترس و واهمهای ندارم و از شلیک موشکها و توپ و خمپارهاش نمیترسم بلکه رهبری همچون خمینی بتشکن دارم و به هل من ناصر ینصرنی امام زمان ما خمینی لبیک میگوییم و خواهیم گفت و عهد خود را با امام حسین (ع) میبندیم.
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه