بهبود سیمای بصری سنندج در گرو مدیریت یکپارچه شهری

بهبود سیمای بصری سنندج در گرو مدیریت یکپارچه شهری
اگر به شما بگویند تصویری از سنندج را روی یک برگ کاغذ سفید رنگ پیاده کنید، کدام یک از بخش‌های امروز این شهر در تصویرتان برجسته‌تر و نمایان‌تر جلوه‌گر می‌شود؟ درحالی که این آزمون ساده است و بیشتر به یک سرگرمی می‌ماند، اما در‌لایه درونی خود حاوی نکات عمیقی است که می‌تواند بیانگر دیدگاه و طرز تفکر و حتی آرمان شهروندان از شهرشان باشد.برای بسیاری خیابان‌، میدان، ترافیک، فضای سبز، ساختمان‌های بی‌قواره، شلوغی پیاده‌روها و مانند آن می‌تواند در تصویرشان برجسته‌تر باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آفتاب دل، اگر به شما بگویند تصویری از سنندج را روی یک برگ کاغذ سفید رنگ پیاده کنید، کدام یک از بخش‌های امروز این شهر در تصویرتان برجسته‌تر و نمایان‌تر جلوه‌گر می‌شود؟ درحالی که این آزمون ساده است و بیشتر به یک سرگرمی می‌ماند، اما در‌لایه درونی خود حاوی نکات عمیقی است که می‌تواند بیانگر دیدگاه و طرز تفکر و حتی آرمان شهروندان از شهرشان باشد.برای بسیاری خیابان‌، میدان، ترافیک، فضای سبز، ساختمان‌های بی‌قواره، شلوغی پیاده‌روها و مانند آن می‌تواند در تصویرشان برجسته‌تر باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل, آفتاب دل,



با وجود اینکه مسئولان مختلف درمسیر تحقق شهر آرمانی سنندج گام‌های مثبتی برداشته‌اند و مردم نیز چیزی کم نمی‌گذارند و همه به دنبال شهری توسعه‌یافته و بانشاط هستند، اما درعمل سمفونی ناموزونی ازسوی مسئولان در زمینه سیستم جامع شهری نواخته می‌شود که هریک نت خود را می‌نوازند و هماهنگی مطلوب بین بخشی وجود ندارد.سیمای شهری سنندج اکنون بیش از اینکه تداعی‌کننده یک شهر شرقی باشد، میان سنت و مدرنیته آن هم به‌صورت ناهمخوانی معلق مانده است و هریک از بخش‌های این شهر براساس سلیقه فردی شهروندان یا گروهی از مسئولان مربوط رشد می‌کند و توسعه می‌یابد.از اجزای مهم و تشکیل‌دهنده بافت شهری سنندج، ساختمان‌ها و سیمای آن است. در واقع شهرسازی برای این شهر حکم همان خشت اولی را دارد که اگر کج نهاده شود، تا ثریا این دیوار کج می‌رود و همه هزینه‌ها و زمان‌هایی که صرف تأمین رفاه عمومی می‌شود، به دلیل اینکه بافت شهری و به‌ویژه ساختمان‌های آن با روحیات یک انسان شرقی و از همه مهم‌تر انسانی با تفکر اسلامی‌ـ ایرانی مطابقت ندارد، بی‌سرانجام می‌ماند.

,
,
,



در اندیشه غربی که بر پایه جدایی از طبیعت و غلبه بر آن استوار شده است، سبک خاصی در خلق آثار ادبی، معماری، نقاشی وجود دارد و محور عمل قرار می‌گیرد. برهمین اساس نحوه برخورد ساختمان‌ها با آسمان در غرب برخوردی چالش زا و خشم‌آلود بوده و این نوع نگاه از گذشته وجود داشته است.برهمین اساس در فرهنگ غربی واژه‌ای به نام «آسمانخراش» به وجود می‌آید، اما درمقابل در اندیشه اصیل اسلامی‌ـ ایرانی، معماری هیچ‌گاه آسمان را نخراشیده و به آن نشوریده و نخروشیده است.

,
,
,



این روزها با وجود توسعه و پیشرفت بافت محیطی سنندج، شاهد وجود کمی و کاستی‌هایی در این حوزه هستیم که چهره شهر را به شکل نامناسبی جلوه می‌دهد. گویا خیابان‌های این شهر با عابران غریبی می‌کنند. در این میان دیوارهای سرد و بد قواره، با رنگ‌های مختلف روز به روز بر تعدادشان افزوده می‌شود. به همان میزان که دیوارها قد می‌کشند صمیمیت، مهربانی و آرامش هم نم می‌کشد. شهرسازان امروز بیش از اینکه وامدار معماری اصیل اسلامی‌ـ ایرانی باشند، مقلدی از معماری غربی هستند که انسان و طبیعت در آنها هیچ نقشی ندارد و آهن پاره‌ها و دیوارهای بی‌جان بر شاکله شهرسازی غلبه یافته است.

,
,
,


سنندج امروز درحالی به جمع شهرهای تاریخی ‌ـ فرهنگی ایران و جهان پیوسته که متأسفانه تفکر جامعی برای این موضوع تدارک دیده نشده است که آرمان این شهر کجاست؟فقط ساخت کتابخانه کوچکی در یک پارک، کاشت چند نهال در یک بوستان‌، ایجاد یک خیابان و آسفالت چند کوچه را نمی‌توان حرکت درمسیر تحقق آرمان شهر در نظر گرفت. متأسفانه به تعداد تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان این شهر، برنامه و عملکرد به چشم می‌خورد که هیچ یک تناسبی با هم ندارند.

,
,


این روزها ساختمان‌ها بی‌هیچ نظم و قاعده‌ای در کنارهم رشد می‌کنند و خیابان‌ها و میدان‌ها بیش از اینکه حاصل یک کار تحقیقاتی و آینده‌نگر باشند، براساس سلیقه و نظر شخصی مسئولان ساخته و حتی دستخوش تغییر می‌شوند. این شهر به چشم‌انداز جامعی نیاز دارد تا در هر دوره براساس خواست و سلیقه افراد ساخته نشود.اگر معتقدیم شهر چیزی نیست جز مجموعه پیچیده‌ای از قشرهای مختلف مردم، طبقات، حرفه‌ها، سازمان‌های اجتماعی، تخصص‌ها و هماهنگی آنها در یک فضای جغرافیایی معین و با وظایف و حقوق ویژه خود، پس باید بپذیریم که آرمان این شهر با هماهنگی شکل واقعیت به خود می‌گیرد.در سیمای این شهر هنر جایگاه مناسبی ندارد و بی‌دلیل هم نیست که هنرها به همراه انسان به محض اینکه فرصتی پیش می‌آید از شهر می‌گریزند. بارها و بارها در تاکسی واتوبوس، در صف نانوایی و در محافل دوستانه و رسمی از این موضوع گفته‌ایم که روابط انسانی بیش از پیش گسسته و همسایه‌ها گاهی بیگانه‌تر از مریخی‌ها شده‌اند‌، اما غافل از اینکه اوضاع امروز نتیجه عملکرد یک فرد یا قشر خاصی نیست، بلکه اوضاع سرد و بی‌روحی که بر معماری شهری سنندج، مناسبات اجتماعی‌، رعایت حقوق شهروندی و قانونمداری سایه افکنده، حاصل سال‌ها بی‌تدبیری و بی‌توجهی مسئولان و مردم است و همه در اندازه‌های مختلف مقصریم.

,
,


کمبودهای فرهنگی در سنندج موج می‌زند. تکنولوژی‌های وارداتی نیز به خانواده‌ها و فضای عمومی شهر وارد شده است، اما آگاهی‌های موردنیاز آن وجود ندارد. این موضوع دلیلی است برای اینکه در موضوع‌هایی مانند ترافیک، شیوه رانندگی، فرهنگ آپارتمان‌نشینی، سیمای شهری ساخت‌وسازها و حتی ارتباطات با چالش‌هایی مواجه شویم؛ چالش‌هایی که هنوز تدبیر اساسی و بلند مدتی برای رفع آنها اندیشیده نشده است. در این میان ارگان‌ها و نهادهای مختلف نیز احساس تعلق لازم را به هویت این شهر ندارند و بیشتر به فکر اجرای طرح‌های خود هستند و به درآمدزایی فکر می‌کنند. این‌گونه می‌شود که اولویت‌ها و نیازهای عمومی این شهر در میان انگیزه‌های مختلف مردم و مسئولان گم می‌شود.ساختمان‌های بد قواره که به جز سردی و کسالت روان چیز دیگری عاید مردم نمی‌کند، روز به روز بر تعداشان افزوده می‌شود و مسئولان نیز راهکار اساسی برای جلوگیری از این فرایند نمی‌اندیشند. باید به بررسی این موضوع پرداخت که چگونه تفکر جمع گرایانه حاکم بر این شهر که نمود بارز آن را در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و مقاومت غیورانه در 8سال جنگ تحمیلی شاهد بودیم، امروزه تبدیل به تفکر فردگرایانه شده است؟ آنچه مسلم است، اینکه نتیجه این نوع نگاه را در حوزه شهرسازی شاهدیم.

,
,

یادداشت از مهوش رحیمی

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه