موتورگیری؛ از توقیف تا ترخیص

کلاه نداری؟! پارکینگ!

کلاه نداری؟! پارکینگ!
این روزها نداشتن کلاه ایمنی دلیل موتور گیری در اصفهان است. بهانه ای خوب از این رو که پیشگیرانه است برای تصادفات فوتی و جرحی و بهانه ای تقریبا نامناسب برای راه رفتن روی اعصاب مردم، بی احترامی به ماموران پلیس و یا حتی ایجاد بدبینی به نظام و ربط دادن همه چیز به چیزهای دیگر.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز، چراغ به یکباره قرمز می شود و مامور سبز یا سفیدپوش نیروی انتظامی ایست می دهد. انگار که آن لحظه، لحظه ایست قلبیت باشد! راه فرار و عبوری هم نیست.
به ناچار باید تسلیم قانونی باشی که درست پشت چراغ قرمز منتظر توست و می دانی قرار است هفت خوانی را بگذرانی که یک سر آن شهرک آزمایش در این سو و سر دیگر آن کیلومترها آنسوتر در خاتون آباد و قهجاورستان کلان شهر اصفهان است و اگر ماشین و موتور برای ایاب و ذهاب هم نداشته باشی دیگر کارت همچون من خبرنگار بدون بیمه زار است.
موتور را توقیف می کنند و قبضی زرد یا آبی رنگ به دستت می دهند و این تازه ابتدای راه پر پیچ و خمی است که راه رفتن روی اعصاب مردم بویژه افرادی که موتور وسیله نان آوری و کارشان است تنها یک بخش این فرآیند اجتماعی و انتظامی است.
این روزها نداشتن کلاه ایمنی دلیل موتور گیری در اصفهان است. بهانه ای خوب از این رو که پیشگیرانه است برای تصادفات فوتی و جرحی و بهانه ای تقریبا نامناسب از آن رو که این امر بهانه ای است برای راه رفتن روی اعصاب مردم، بی احترامی به ماموران پلیس و یا حتی ایجاد بدبینی به نظام و ربط دادن همه چیز به چیزهای دیگر و از جمله ایجاد درآمدی برای پارکینگ های شهر و …!
نفس کار موتورگیری اگر برای ارتقای امنیت جانی و سلامت مردم باشد که هست، کار و اقدامی نیکو و پسندیده است اما وقتی بر سر چهارراه به نظاره می نشینی و بحث و جدل های مامور و سرباز ناجا را با موتورسواران می بینی که درست یا نادرستش بماند فقط تکرار یک طرح تکراری را می بینی و اگر خودت راکب موتور باشی به موتور سوار بعدی که رسیدی می گویی: سر فلکه موتور می گیرند، حواست باشد!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , صاحب نیوز, قرمز,
,
,
,
,

m1

, m1, m1,


م- الف یکی از شهروندان اصفهانی است که موتورش را توقیف کرده اند. موتور وسیله کار و کسب اوست و می گوید: روزی که برای تحویل و ترخیص موتور به پارکینگ رفته بودم هیچ تابلو و نشانه ای نبود تا بدانم در بیابان های اطراف اصفهان پارکینگ صداقت کجا واقع شده است.
او می افزاید: از شش راهی بعد از پل تمدن تا محل پارکینگ را پُرسان پُرسان با پای پیاده طی کردم و تازه بعد از یک ساعت پیاده روی و سوال از این او آن مسوول پارکینگ می گوید: بگرد، موتورت را بیاب و بیا دفتر!
در حالی که روی قبض نام این پارکینگ نوشته شده بود، مسوول پارکینگ در حال گشت و گذار در سیستم خودش بود و من هم سرگردان در میان موتورها به دنبال سیکلت خودم بودم تازه می گوید: موتور شما اینجا نیست!
پارکینگ بعدی هم می گوید اینجا نیست و پارکینگ قهجاورستان می گوید اینجا هست و من تازه اول راه ثبت سیستم و گرفتن خلافی و واریز پول به این و آن حساب و خلاصه طی کردن هفتاد خوان شاهنامه هستم تا به ترخیص در شهرک آزمایش برسم.
بگذریم از طی مسافت های طولانی و جریمه های این چنانی و نداشتن سقف و سایه بان پارکینگ ها و شلوغی و ازدحام زمان ترخیص که می ماند نگاه های آنچنانی مرد میان سالی که موتورش را به مامور زحمت کش وامی گذارد و در همین زمان خودروی شیک و مشکی لِکسوس با طنین گوش خراش دوپس دوپس از کنارش می گذرد و به ریش های سپید مرد میان سال ریش خند می زند و می گوید: خدا صبرت بدهد!
چه خوب است اطلاع رسانی از قبل و فرهنگ سازی هر چیز از قبل تر و چه بهتر اینکه برای اجرای طرح هایی این چنین مطالعه شود چه شد کمربند ایمنی بستن رایج و عادت شد اما ساماندهی موتورها و کارخانه های متعدد این مرکب ناایمن را راهکار و چاره ای نیست و فقط مشکل , و آسیب نهایی می شود شخص موتورسوار.
_____________
عبادالله مهاجرانی

,
,
,
,
,
,
,
,
, عبادالله مهاجرانی, عبادالله مهاجرانی,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه