اخبار داغ
  1. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  2. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  3. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  4. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  5. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  6. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  7. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران را چه کسی صادر کرد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  8. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  9. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  10. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  11. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  12. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  13. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  14. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  15. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  16. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  17. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  18. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  19. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  20. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل

شاعرکارگر با سواد سوم ابتدایی/ غزل زندگی با ردیف سادگی

شاعرکارگر با سواد سوم ابتدایی/ غزل زندگی با ردیف سادگی
حکیمعلی خلیفی کارگری شاعر با سواد سوم ابتدایی است. او به کار بنایی مشغول است. حقوق و در آمدش به اندازه همه کارگرهایی است که چرخ زندگیشان به سختی می چرخد اما اینکه با چنین شرایطی و با چنین درآمدی چشمه شعرش می‌جوشد برای فامیل و همکارانش همواره عجیب بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سبلانه، حکیمعلی خلیفی کارگری شاعر با سواد سوم ابتدایی است. او به کار بنایی مشغول است. حقوق و در آمدش به اندازه همه کارگرهایی است که چرخ زندگیشان به سختی می چرخد اما اینکه با چنین شرایطی و با چنین درآمدی چشمه شعرش می‌جوشد برای فامیل و همکارانش همواره عجیب بوده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه,

 

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

,

 

,

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

,

 

,

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

,

 

,

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

,

 

,

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

,

 

,

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

,

 

,

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

,

 

,

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

,

 

,

 

,

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

,

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

,

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

,

 

,

************

,

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

,

              .

,

              . 

,

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

,

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

,

 

,

************

,

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

,

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

,

 

,

************

,

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

,

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

,

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

,

 

,

************

,

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

,

 

,

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

,

 

,

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.

,


انتهای پیام/ر

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه