قسمت پنجم/سیستان را میتوان گلستان کرد، اگر...
وحدت شیعه و سنی بهترین راه
شنهای روان تنها ظاهرندارند، عمیق و ریشهدار هم میشوند.مثل علف هرزی که به مزرعه بیفتد؛ به همان شکلی که بادهای پاییزی آفتها را از بیابانهای کشورهای همسایه راهی کشور ما میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از عصر هامون، در این رخداد طبیعی هم اگر چه دست بشر در کار تخریب آشکار است، که معمولا استانهای مرزی بیشتر در معرض آفتها و آسیبها قرار میگیرند.البته نباید فکر کنیم همه شنهای روان کانونهای خارجی دارند، کانونهای داخلی هم در این مشکلات سهم دارند که به آنها هم باید توجه کرد ومراقب آنها بود.
آفتهایی همانند مواد مخدر، قاچاق و نفوذ افراط گرایی در مرز بیشتر است و همانگونه که گفتم از این جهت ما شرمنده مردم سیستان و بلوچستان هستیم که اشراری که از مرز وارد میشوند، مردم مظلوم آن منطقه را در خط مقدم جمهوری اسلامی میبینند.
دقیقاً به همین دلیل است که میگویم این شنهای روان میتوانند باطنی هم داشته باشند و به محتوای ذهن هم هجوم ببرند همچنان که شکل گیری حرکتهای افراطی بدون پشتوانه عقلی در لباس دین و مذهب نیز از جمله همین شنهای بیابان ساز و کویری در ذهن و اندیشه است که به دلیل دوری از منطق، با زبان کمربند انفجاری سخن میگویند و کشتن و مثله کردن و خوردن جگر انسانها نیزجزوی از اهداف و آرزوهایشان میشود. مشکلی که به نام سلفی گری مطرح میکنند، اما اسلاف مسلمانان هیچ گاه چنین جنایتی را روانمی دانستند و مومنین حقیقی هنوز هم نمیدانند و هیچ گاه جایز نخواهند دانست که کمر بند انفجاری را به بدن بیمار و معلول ذهنی و حرکتی ببندند و آن را در جمع مردم عادی کوچه و بازار منفجر کنند و مسلمان کشی را به جرم عقیدهای دیگر روابدانند.
البته نشانههای این حرکتهای کور در چند سال اخیر در استان سیستان و بلوچستان هم دیده شده که از جمله آن میتوان در حمله به عزاداران حسینی در روز عاشورا یا حمله انتحاری به مسجد شیعیان بعد از جشن میلاد امام حسین در زابل و زاهدان و... نام برد نمونههای دیگر آن را باید در میان ببرهای تامیل و افراطیون هند، پاکستان، عراق و افغانستان دید که خزنده به مرزهای ایران هم رسید.
در این میان نخبگان شیعه و سنی همواره دل در گرو وحدت دارند، اما اگر هریک از این نخبگان بخواهند مشکلات را به جای جلسات کاری در عرصههای اجتماعی مطرح سازند، طرفداران آنها پیش فرضها و برداشتهای خود را به آن پیوند میزنند و آن را با علائم ظاهری و خشن در سطح جامعه پیاده خواهند کرد.
با توجه به روحیه آحاد ملت که خواهان امنیت و وحدت در سیستان و بلوچستان هستند، همانند آنچه میان برادران اهل سنت و تشیع در استان کردستان، خراسان و گلستان سراغ داریم، اگر بخواهیم ناامنی و اختلاف حذف و اخوت و برادری جذب شود، نیازمند این هستیم که نخبگان شیعه و سنی، با تدبیر و دوراندیشی با این مسایل مقابله کنند، و هیچ گاه برضد باورها و اعتقادات همدیگر سخنی تفرقه انگیز نگویند تابه تایید قران کریم، به دلیل اختلاف، سست و شکننده نشوند تا دشمن برهر دو مسلط نشود.
در این راه شرط اول قدم آن است که صادق باشیم تا همه میتوانند به نام ایرانی و سیستانی و بلوچ، نظرات خود را در جلسات اداری و کلان شهر و استان بگویند و مسئولان نیز صادقانه پذیرای انتقادات باشند، اما تصمیم گیری و اعلام آن باید یک رویه باشد تا از تشتت آراء در میان مومنین سنت و شیعه جلوگیری شود
در این گزارش هم باز نخبگان مذهبی سیستان و بلوچستان به کمکم آمدند تا راه حلهای دیگری را از زبان آنها بشنوم و منتقل نمایم.
حجتالاسلام والمسلمین عباسعلی سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان در گفت و گو با گزارشگر ما در باره راهکارهای حل مشکلات استان و راههای تقویت حرکتهای وحدت آفرین علیرغم میل دشمنان میگوید:تقسیمات کشوری براساس فلسفهای انجام میشود تا توازن و تعادل برقرار شود. وقتی اهل سنت و شیعه در این استان در کنارهم زندگی میکنند در کنار هم دارای فرهنگهای مختلف هستند، لازم است با همدیگرنیز در راه اصلاح امور تشریک مساعی کنند تا به اختلافات دامن زده نشود.
وی ادامه میدهد:الحمدلله در استان عقلای اقوام و مذاهب و مردم درحداکثر حالت دارای وحدت هستند، اما مشکل در تامین معیشت است. اگر چند شرور کاری انجام میدهند در استانهای دیگر هم هست.این را نباید به حساب همه مردم نوشت؛ولی در این استان آن را به قومیتها نسبت میدهند.ما در حوزه اجتماعی واعتقادی،سیاسی در حد خودش وحدت معقولی داریم.ما اشرار را در سبد اهل سنت قرار نمیدهیم همچنانکه منافقین را در سبد شیعه قرار ندادیم و از آن بالاتر ما وهابیت را در سبد اهل سنت قرار نمیدهیم، همچنانکه بهائیت را در سبد شیعه قرار نداده ایم.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی مشکل اساسی در استان را ناشی از ضعف مدیریت میداند و میافزاید: یکی از زمینههای مشکل ساز تغییرات سیاسی مسئولان و تغییر دولتهاست، در حالیکه مدیریت پایدار مسئولیتهای حساس استانی میتواند بسیار راهگشا باشد همچنانکه تجربه ثابت کرد مدیران سفارشی سیاسی نه تنها شرایط را بهتر نمیکنند که بدتر هم خواهند کرد.
وی با اشاره به روند مهاجرت از استان به سایر استانها هم میگوید: مهاجرت از استان تنها مربوط به امروز نیست، حداقل آنچه که در ۵۰-۴۰ سال اخیر رخ داد، اثرآن در استان گلستان، خراسان و سایر شهرهای کشور مشخص است که چه میزان سیستانی و زابلی از این مناطق به سایر مناطق کشور مهاجرت کردند.اما به موازات هجرتی که برادران شیعهدارند، بزرگواران در اهل سنت ندارند ضمن آنکه رشد جمعیت هم درمیان اهل سنت بیشتر است چراکه به دلیل اعتقادات اسلامی آنها هیچگاه سیاست کنترل جمعیت را قبول نداشتند.
امام جمعه زاهدان ادامه میدهد:نکته سوم این که از آن سوی مرز هم افرادی از کشور افغانستان و حتی پاکستان به ایران میآیند و با خرید شناسنامه هویت خود را ایرانی میسازند.اما آنچه که در مهاجرت بسیار مهم است، وضعیت معیشتی است، برادران اهل سنت با نسبتهای فامیلی که در آن سوی مرزهای پاکستان و افغانستان دارند، جمعیت بیشتری از آنها نسبت به شیعیان در تجارت مرزی فعالند و از مرز استفاده بیشتری میبرند والا، خشکی هوا، بادهای ۱۲۰ روزه، کمآبی هامون و هیرمند و... مربوط به امروز و دیروز نیست از دههها و قرنها پیش هم بوده است که سیستان را به مرور از انبار غله ایران به سرزمین خشک تبدیل کرده است به همین دلیل است که این استان علیرغم بیشترین وسعت در میان استانهای کشور، از تراکم جمعیتی کمتری برخوردار است. این مشکل برای همه مردم سیستان و بلوچستان چه درمیان اهل سنت و چه شیعیان هست. هوا و آب و زمین همین است که همه داریم اما آنچه که گفتم به نحوه امرار معاش و استفاده درستتر از مراودات مرزی باز میگردد که تجارت در میان اهل سنت قویتر از شیعیان است درنتیجه مهاجرت به دلیل مشکلات معیشتی در میان شیعیان بیشتر اتفاق میافتدکه برای کار به نیشابور، سبزوار، گرگان،بیرجند و...می روند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ممنوعیت حمل اثاث هم سبب نشد آنهایی که به طور جد قصد رفتن کردند، نروند بلکه با سپردن همه اثاث منزل، میروند.
نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان معتقد است: پس برای حفظ همه مردم در سیستان و بلوچستان باید کار و معاش فراهم شود و چون خشکسالی رخ داد، دولت نباید همانند بقیهاستانها به اینجا نگاه کنند، کما اینکه هنگام زلزله و سیل در سایر استانها، آن منطقه به منطقه ویژه تبدیل شده و امکانات دولت متوجه آن میشود. اینجا نیز چنین مشکل طبیعی که مردم در آن دخالت ندارند، ضروری است که نگاه دولت را به طور ویژه متوجه خود کند و مسایل را قومی و مذهبی نبیند بلکه معیشت مردم که اصلاح شد همه همچون گذشته درعین مودت و دوستی کنار هم میمانند و زندگی میکنند.که اگر این وضعیت ادامه داشته باشد و شرایط معیشت سختتر شود، نباید انتظار داشت شرایط استان بهتر از امروز شود باید خود را برای شرایط نامطلوبتر سیاسی و امنیتی هم آماده کنیم.
وی ادامه میدهد: تااینجای کار نشان میدهد بخشعمدهای از مشکلات، ناشی از اشتباهات داخلی و مسئولیتی ما است. ما مرز را به عنوان یک فرصت تعریف نکردیم بلکه آن را با مواد مخدر اشتباه گرفتیم و آن را تماما تهدید دانستیم درحالیکه این اولین و اساسیترین اشتباه بود. اگر حادثهای رخ دهد برای هفتهها و ماهها بدون توجه به تبعات اقتصادی و اجتماعی، فقط با نگاه انتظامی و امنیتی مرز بسته میشود.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی مشکل دیگر در استان را ناهماهنگی بین ارگانی و سازمانی میداند و میگوید: این اهداف نا هماهنگ مسیرهای نا هماهنگ را برای کارکنان و کارمندان ادارات، ارگانها و سازمانها پدید میآورد تا حدی که رفتارهای سازمانی به ضد خودش تبدیل میشود و هزینهها را برخلاف هدفنهایی هدر میدهند. بودجه میآید ولی بودجهای دیگر میخواهد تا تبعات صرف هزینههای غلط را برطرف کنیم.
وی میافزاید: اشاره کردم که مرز فرصت است، اما باید سیستم حمل ونقل و واردات و صادرات کالا را به درستی انجام دهیم و من میدانم که آن سوی مرز به کالاهای ما هم نیاز دارند و ما هم میتوانیم نیازهای استان را از افغانستان و پاکستان وارد کنیم.
وی میگوید: در این زمینه نظارت بر داستگاههای اجرایی هم باید هدفمند باشد تا هم مانع تحرک و چالاکی آنها نباشد و هم این که بدانیم کوتاهی از سوی کدام دستگاه است. متأسفانه اینها هم انجام نشد تنها دولت دیوار مرزی ایجاد کرد که آن هم برای همه به طور تساوی محدودیت ایجاد نکرد، عدهای با شناسایی پنجرههای باز، زمانهای مشخص را برای خود تعریف کردند که هر چه بخواهند میبرندو میآورند و به ثروتهای بادآورده ناشی از بیتدبیری ما مسئولان رسیدند. یقینا نیروهای که از استان میروند و مهاجرت میکنند فرصت درآمد خود را از دست دادهاند و آن را به دیگران سپردند.یا اینکه کار مبادلات کالا را به گونهای اجرا کردیم که کامیونداران ایرانی را بیکار و کامیونداران افغان را به نان و نوا رساندیم.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی ادامه میدهد: برای اجرای قانون گمرکی و صادرات و واردات ما میبینیم که افغانها فورا هماهنگ میشوند و کار قانون ما را اجرا میکنند تا بتوانند کارهای خود را به درستی اجرا کنند. اما در سمت ما؛ نه تنها ماهها نمیتوانندهماهنگ شوند، که بعضا هیچگاه این هماهنگی برای اجرای قانون داخلی رخ نمیدهد و آنها هم از این که میبینند ما نمیتوانیم قانون خود را به درستی اجرا کنیم کلافه میشوند و سبب ترافیک سنگین کامیونهای افغانستانی میشویم.
وی در باره کاهش حق آبه ایران از هیرمند هم میگوید:ما یک پروتکل آب داریم و در برههای حساس عمدا تعلل کردیم و گفتیم چون دولت افغانستان در اختیار طالبان است، برای مشروعیت ندادن به آنها، اصلا وارد مذاکره نشدیم. حالا هم که طالبانی در کار نیستند، ما برای حق آبه که پروتکل مشترک هم برای آن امضاء شده به جدیت پای کار نیستیم و... که از این دست مشکلات فراوان است که اگر بخواهیم به نتیجه برسیم باید همه در ابتدا بپذیریم اشتباه کردیم و به کار غلط خود اعتراف کنیم. ما در همین دفتر کار گروهی شامل هفت تن از مقامات استان تشکیل دادیم و برای حل ریشهای و کارشناسی مشکلات نظر خواهی کردیم که قرار است بزودی این سند جامع تهیه شود.
وی در باره وضعیت جمعیت هم معتقد است: درباره وضعیت افزایش نسل، در این مورد ما در سطح ملی اشتباه کردیم تا حدی که رهبر معظم انقلاب هم به این اشتباه اعتراف کردند و کسانی که تبلیغات نظام را برای کاهش نسل پذیرفتند، حالا متوجه اشتباهات خود شدند که در چه بخشهایی بیشتر ضرر کردند و من هم چنین اشتباهی کردم روزگاری که در مازندران بودم حدود ۲۰ سال پیش سخنرانی کردم و گفتم فرزند کمتر زندگی بهتر. حال مجبورم در سخنرانیهای خود در هر نقطه از کشور برخلاف سخن قدیمی خود حرف بزنم و چنین هم خواهم کرد که نشان میدهد بسیاری از تصمیمات کلان ما هم لحظهای است و برای آن هم توجیهات فراوانی داریم و خواهیم گفت آن زمان چنان میطلبید و این زمان چنین میطلبد، با این حرف خود را راحت میکنیم اما کشور که راحت نمیشود.
وی ادامه میدهد: من در این عرصه ناامید نیستم و هنوز هم اعتفاد دارم میتوان سیستان و بلوچستان را به استانی توسعهیافته تبدیل کرد. کافی است اشتباهات خود را با سند و مدرک تکرار نکنیم و باز هم به شکل ضربتی و انتظامی وارد کار نشویم و برای آن لشکر و دستگاه ارسال نکنیم. این مشکل مشکلی هم نیست که با تزریق مقدار کمی از اعتبارات بتوان آن را برطرف کرد برای این کار، بهترین کمک ایجاد شهرکهای صنعتی کمتر وابسته به سایر استانهاست. چه لزومی دارد ارتش، سپاه و نیروی انتظامی تولید لباس نظامی و حتی لباس دانشآموزان این استان را به استانهای برخوردار واگذار کنند. تولید لباس نظامی آب نیاز ندارد و این برای کارگاههای تولید لباس فرصت است.
وی ادامه میدهد: چه لزومی دارد که ما دام زنده را با تبانی و بیتبانی از استان خارج کنیم و کشتارگاههایی که با سفارش موکد مقام معظم رهبری احداث شده ضعیف شود. میتوان فرآوردههای گوشتی را در همین استان تهیه و به سایر استانها صادر کرد در همین زمینه خیانت هم فراوان است که مجوز آن از بالا صادر میشود؛پل هوایی میان کراچی پاکستان و فلان شهر ایران میزنند که فرآوردههای گوشتی وارد کنند و از این طریق رانتخواری در سطح ملی انجام دهند و مردم خودشان در استان محروم سیستان را فقیر و فقیرتر سازند. کاری از این احمقانهتر میتوان انجام داد و مدعی شد دامهای زنده در سیستان تب مالت دارد؟چه طور فراوردههای گوشتی از کراچی بیاید تب مالت ندارد ولی در سیستان تب مالت دارد. دامهایی که حتی از آن سوی مرز هم میآیند.
وی ادامه میدهد: وقتی به مسئولان استان میگوییم جلوی آن را بگیرید، میگویند نمیتوانیم. بنده در این استان نماینده ولی فقیه هستم اما میبینم مسئولان استان کار خود را به درستی انجام نمیدهند. در حالیکه قرار نیست رهبری بیایند جلوی قاچاق دام زنده را از استان بگیرند.
مولوی حافظ محمدعلی شه بخش امام جمعه اهل سنت زابل هم در گفت و گو با گزارشگر ما میگوید:با توجه به این که بحمدالله وحدت در میان برادران و شیعه و اهل سنت وجود دارد. هیچگاه میان خوداختلاف نداشتند و همه با هم در شهرها و روستاها زندگی مسالمتآمیزی دارند که هم برای استان ما و هم برای کشور نمونه است، اما چون افراد در تخصص و مهارت خود مشغول نبودند به خوبی نرسیدند که برای مقابله با خشکسالی اقدامات اساسی و مثمرثمر انجام دهند. البته کارها یقینا با نیت خیر و اهداف درست بوده ولی در مسیر اجرا با اشکالاتی روبروشد که متاسفانه نتیجه معکوسی داشته است. باز هم میگویم نمیتوانم کارهای مفیدی را هم که انجام شده ندیده بگیرم.
وی میافزاید: مجموعا با توجه به این جمعیت فراوان که نه کشاورزی وجود دارد ونه دامداری و قحطی زراعت هم به دلیل قحطی آب بدست آمده، شکر خدا مشکلات حاد نیست و خوب است دولت با احداث کارخانههای بزرگ در سیستان، بیکاران را جذب کند و سرمایه به سیستان بیاید.
مولوی حافظ محمدعلی شه بخش ادامه میدهد: متأسفانه سیستان مشکلات بسیار زیادی دارد شاید به دلیل ضعفهای بنده، مردم و برخی از مسئولان باشد که آنچه شایسته بود به حل این مشکلات نپرداخته شد. خشکسالی هست؛اما امتیاز بزرگ سیستان و زابل همسایگی با شهرهای بزرگ و معروف افغانستان و پاکستان است که علیرغم همه امتیازهایی که این شرایط جغرافیایی و مرزی به ما داده، متأسفانه نتوانستیم به درستی از این امتیاز سود ببریم.
وی ادامه میدهد: دیواری که برای حفاظت از حمله اشرار در مرز درست شده، در جای خود خوب است؛اما مشکلات فراوانی هم برای مردم ایجاد کرد. همین شرایط سبب شد بسیار زیادی از مردم به دلیل مشکلات اقتصادی کوچ کنند و اکثر آنهایی که کوچ کردند وقتی با آنها صحبت میکردیم در اوج مشکلات بودند که هیچ چارهای جز رفتن از زابل پیش پای آنها باقی نمانده بود.
وی میافزاید: افرادی که کوچ کردند واقعاً مشکل داشتند، ماهها هیچ درآمدی نداشتند حتی ۵۰ یا صد هزار تومان درآمد هم نداشتند با همان درآمد دامداری و کشاورزی محدود به زندگی خود ادامه دادند که نشان میدهد مردم ما مردم قانعی هستند.
مولوی حافظ محمدعلی شه بخش ادامه میدهد: باز هم میگویم دیوار امنیتی در محدوده مرز ایران و افغانستان کشیده شده اگر از لحاظ جلوگیری از مواد مخدر حرکت مناسبی محسوب شود، از لحاظ تجارت مرزی و خرید و فروش مواد غذایی و دام،مردم دچار مشکل کرده است و همهتر و خشک با هم سوختند. بیکاری و درآمد کم سبب افزایش حمل و نقل و حتی مصرف مواد مخدر شد و همین وضعیت سبب شده که روستاها از جمعیت خالی شود، روستاهایی هستند که یک سومنصف جمعیت خود را از دست دادند و روستاهایی هم هستند که کلا از جمعیت خالی شده است.
امام جمعه اهل سنت زابل میافزاید: افرادی را دیدیم که از سیستان رفتند که کرایه حمل اثاثیه منزل را هم نداشتند و چند تا بز و گوسفند خود را هم فروختند و برای کار روزمزدی به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند.
وی میگوید: مشکل اساسی دیگر، بیکاری فراوان جوانان است که به دلیل سواد کم و مشکلات استخدام در ادارات دولتی بیکار ماندند. این هم در منطقهای که صنعت ندارد یا صنعت ضعیف است بدتر است. شاید ۱۰ سال قبل بهتر بود اما اکنون بدتر شد و انتظار ما این است که امکانات موجود در بازار کار اداری به نسبت مساوی میان همه مردم سیستان تقسیم شود. همه، برادران مسلمان همدیگر هستند. وقتی که در رفتارهای سیاسی و اجتماعی میان برادران اهل سنت و تشیع وحدت وجود دارد والحمدالله این رفتار سبب افسوس دشمنان شده است،در کارهای اداری هم این وحدت باید برقرار باشد.
مولوی حافظ محمدعلی شه بخش میگوید: من از وحدت برادران شیعه و سنی مثال زدم که میبینیم چگونه همه زیر لوای اسلام از قدیم تاکنون زندگی کردند و الحمدالله از لحاظ وحدت هیچ مشکلی ندارند. و عمدتا در غم و شادی با هم شریک بودند و هستند، در راهپیماییها و تظاهرات دوشادوش هم بودند. در دفاع مقدس برادران اهل سنت در کنار برادران اهل شیعه بر ضد دشمن جنگیدند و اکنون هم میان هم مودت دارند و این را در صحنه انتخابات اخیر ریاست جمهوری که به دولت امید و تدبیر دکتر روحانی رای دادند و مردم این استان بیشترین درصد رای به ایشان را داشتند که نشان میدهد با دولت جمهوری اسلامی هم در وحدت کامل تشیع و تسنن همراه هم هستند.
وی ادامه میدهد: زیرا همه فهمیدند وحدت، هم به آنها و هم به دولت آرامش میدهد و با وحدت میتوانند به اهداف بزرگ جمهوری اسلامی بیشتر کمک کنند چرا که میدانند دشمنان دشمن همه اهل سنت و تشیع هستند که با تندروی میخواهند این وحدت را آسیبپذیر کنند. این روحیه الحمدالله در علماء اقوام و قومیتها در حد عالی وجود دارد و تاکنون در هیچ مورد به مشکل برنخوردیم اما وقتی میبینیم مشکل در میان مردم هست و در میان برادران اهل سنت بیشتر است. دوست دارم دولت کاری کند که شرایط تغییر کند و عدالت برقرار شود. از همه براداران دینی میخواهم تمام کسانی که در سیستان هستند در زابل یا زاهدان و یا حتی سطح کشور هستند، برای رسیدن به این هدف کمک کنند.
وی ادامه میدهد: متأسفانه اگر مشکلات بسیار کوچکی هم باشد. دشمنان آن را از طریق رسانههای خود بزرگ جلوه میدهند و باعث فریب جاهلان میشوند، آنها میخواهند اختلاف درست کنند اما اگر دستاویز کوچکی بگیرند، آن را با شاخ و برگ بزرگ میکنند و افراطیون و تندروها قدرت میگیرند که اینها جای نگرانی دارد و همه دلسوزان سیستانی و بلوچ از آن نگران و متنفر هستند به همین دلیل هر حادثه خشونت بار و تروریستی که در سیستان و بلوچستان رخ میدهد. ما همواره به شدت به آن مخالفت کردیم و گفتیم: که این کار فقط دشمنان مردم بلوچ، سیستان و ایران را خوشحال میکند. به هر حال عدهای در جامعه هستند که احساساتی هستند و فریب میخورند و همواره وضعیتی هست که افراد به سادگی فریب میخورند. مسلما این موارد هیچگاه نباید بهانهای برای کمک به دشمن باشد که الحمدالله عموم مردم چنین فکر و رفتار میکنند و علت مهاجرت هم این است که مردم تا جایی که میتوانستند مشکلات را تحمل کردند و بعد از این که نتوانستند، رها کردند و رفتند.
مولوی حافظ محمدعلی شه بخش میگوید: مردمی که مهاجرت کردند، کسانی بودند که هیچگاه نخواستند دست به دشمن بدهند. اما ما میدانیم مسایلی هست که در بروز اختلاف بیتأثیر نیست مسئولان باید همت کنند این موارد تفرقهانگیز را برطرف کنند در حالیکه هیچ مسلمانی هیچ حرکت اختلافانگیزی را نمیپذیرد و کارهایی که افراطیها انجام میدهد، مورد قبول اهل سنت و تشیع نیست چون موارد وحدت آفرین برای آنها وجود دارد. اما تبعیض سبب ایجاد اختلاف میشود که امیدوارم موارد تبعیضآمیز در دولت جناب آقای روحانی برطرف شود. و با نگاه وحدت به همه امور نگاه کنند. مسأله دوم این است که جلسات وحدتی میان علمای اهل تسنن و تشیع بیشتر شود و آنها با زبان هم مشکلات یکدیگر را برطرف کنند چرا که آنها به خوبی میدانند همه با هم مسلمان و ایرانی هستیم و وحدت و برادری ما خاری در چشم دشمنان است به همین دلیل اهل سنت از دولت انتظار دارد از چندین اداره که در زابل هست در مسئولیتهای آن هم به برادران ایمانی خود پستی واگذار کنند که باعث دلگرمی شود.
وی ادامه میدهد: به عنوان نمونه ما اگر بخوایم مشکلات خاص خود را در ادارات پیگیری کنیم حتی یک مورد هم از مسئولین زابل،جزء برادران اهل سنت نیستند. لذا این مشکل هم در استان هست که مایلم عدالت برقرار شود، البته در سایر شهرستانهای استان وضع بهتر است که اهل تسنن مسئولیتهایی دارند با این حال برادران اهل سنت هیچگاه انتقادی به این مسایل نداشتهاند در حالیکه در میان اهل سنت هم افراد باسواد و توانا در تخصصهای مختلف داریم که میتوانند اهداف نظام را پیش ببرند. اگر مسئولین این ریزهکاریها را هم دقت کنند، با توجه به اینکه حدود ۴۰در صد از جمعیت مردم زابل از اهل سنت هستند، که امیدوارم این مشکلات هم مانند مشکل بیآبی و بیکاری به تدبیر مسئولین دولت حل شود.
***
البته اگر برای پاکستان و افغانستان مشکل خان خانی و طایفهای را مطرح میکنیم، در سیستان و بلوچستان هم تا حدود بسیاری این قومیتگرایی و طایفهای وجود دارد که نقش مخرب خود را تکرار میکند، در اینجا هر مسئولی میتواند برای خود خان باشد و ملوکالطوایفی رفتار کند، این نگاه هنوز هم آسیبهای فراوانی به روند توسعه این استان وارد کرده است که این را هر روز صبح میتوان از گلدستههای مساجد زاهدان و زابل فهمید که به چند افق شرعی و به چند شیوه و سلیقه اذان پخش میشود و اذکار اذان حداقل تا ۲۰ دقیقه هم به شکلهای مختلف تکرار میشود؛ اذان نمونه کوچکی از مشکلات است که مسئولان استان هنوز نتوانستند با راه حلهای وحدتی آن را حل کنند.
*اگر بتوان چند پارگی تصمیم گیری را در زابل از سوی افراد، ارگانها و نهاد جلوگیری کرد، باید نیمی از مشکلات مردم را برطرف شده دانست
*اگر برای پاکستان و افغانستان مشکل خان خانی و طایفهای را مطرح میکنیم، در سیستان و بلوچستان هم تا حدود بسیاری این قومیتگرایی و طایفهای وجود دارد که نقش مخرب خود را تکرار میکند
*حجتالاسلام والمسلمین عباسعلی سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان: وجود مرز در استان فرصت است، نه تهدید؛ اما باید سیستم حمل ونقل و واردات و صادرات کالا را به درستی انجام دهیم. من میدانم آن سوی مرز به کالاهای ما هم نیاز دارند
*مولوی حافظ محمدعلی شه بخش امام جمعه اهل سنت زابل: مردمی که مهاجرت کردند، کسانی بودند که هیچگاه نخواستند دست به دشمن بدهند. اما ما میدانیم مسایلی هست که در بروز اختلاف بیتأثیر نیست مسئولان باید همت کنند این موارد تفرقهانگیز از جمله تبعیض را برطرف کنند.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه