دردت به جان من، پدرم بخند باز/شعر
دردت به جان من، پدرم بخند باز، دست تو سایه بان سرم بخند باز[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زرخبر
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زرخبر,,

پشتت خمیده، چو کوهی هنوز هم
لبریز عشق و شکوهی هنوز هم
دادی جوانیت به تماشای عمر من
سروی خمیده به حاشای عمر من
دردت به جان من، پدرم بخند باز
دست تو سایه بان سرم بخند باز
شعر از: محمد دلیریان
انتهای پیام/ص

, ,
,
پشتت خمیده، چو کوهی هنوز هم
,لبریز عشق و شکوهی هنوز هم
,دادی جوانیت به تماشای عمر من
, دادی جوانیت به تماشای عمر من,سروی خمیده به حاشای عمر من
,دردت به جان من، پدرم بخند باز
, دردت به جان من، پدرم بخند باز,دست تو سایه بان سرم بخند باز
,شعر از: محمد دلیریان
, شعر از: محمد دلیریان,انتهای پیام/ص
,]
ارسال دیدگاه