به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی، دانشگاه تبریز یکی از دانشگاه های برترعلمی ایران است که علاوه بر دانشجویان بومی ایرانی دانشجویان غیربومی و اهل چندکشور دیگر هم در آن درحال تحصیل هستند. در این میان عملکرد تحسین برانگیز یکی از این دانشجویان درباره«حجاب» باعث شد تا واحدخبری بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز گفتگویی صمیمی با او را ترتیب دهد و از او بخواهد از آنچه که گذشت تا انتخاب دانشگاه تبریز برای تحصیل٬تنها به علت حفظ حریم حجاب باشد بیشتر تعریف کند. در ادامه خاطرات این دانشجوی تاجیکستانی از تجربه حضور در سرزمینهای نور را در کنار دیگر دانشجویان غیربومی دانشگاه تبریز خواهید خواند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی،, پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی،, دانشگاه تبریز یکی از دانشگاه های برترعلمی ایران است که علاوه بر دانشجویان بومی ایرانی دانشجویان غیربومی و اهل چندکشور دیگر هم در آن درحال تحصیل هستند. در این میان عملکرد تحسین برانگیز یکی از این دانشجویان درباره«حجاب» باعث شد تا واحدخبری بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز گفتگویی صمیمی با او را ترتیب دهد و از او بخواهد از آنچه که گذشت تا انتخاب دانشگاه تبریز برای تحصیل٬تنها به علت حفظ حریم حجاب باشد بیشتر تعریف کند. در ادامه خاطرات این دانشجوی تاجیکستانی از تجربه حضور در سرزمینهای نور را در کنار دیگر دانشجویان غیربومی دانشگاه تبریز خواهید خواند.,
لطفا خودتان را معرفی کنید.
"صباحت قلندرآوا" ورودی سال ۹۳دانشجوی رشته علوم تربیتی و اهل کشور تاجیکستان هستم. مسلمانم و سُنّی حنبلی.
,
, لطفا خودتان را معرفی کنید.,
,
,
,
,
چه شد که برای تحصیل به ایران آمدید؟مگر تحصیل در کشورتان برای شما آسان تر نیست؟
چون قبلا پدرم به ایران آمده بود و شناخت زیادی از آن داشت و برادرم هم اینجا درس خوانده بود٬اجازه داد برای تحصیل به اینجا بیایم. اما علت این که در دانشگاه کشورم نماندم و دانشگاه تبریز را انتخاب کردم بیشتر به خاطر«حــجاب» بود. با اینکه در تاجیکستان عقاید و اندیشه های مختلفی وجود دارد ولی در دانشگاه ما اجازه تحصیل درکنار پوشش مقنعه یا روسری را به دختران نمیدهند! البته میتوانند پوششی مثل کلاه (که از پوشش های تاجیکی است) بر سر داشته باشند اما اینکه کسی بخواهد مقنعه سرش کند این نمیشود! ضمنا ارزش علمی دانشگاه های ایران بالاتر از ارزش علمی دانشگاه های کشورماست و این هم یکی دیگر از دلایل انتخاب من بود.
,
,
خوابگاهی بودن برای یک دانشجوی شهرستانی خیلی سخت است.بااین وجود زندگی در خوابگاه برای شما سخت نیست؟
من از موقعی که به قزوین آمدم هیچ سختی را تحمل نکردم به جز دلتنگی برای خانواده ام!
, خوابگاهی بودن برای یک دانشجوی شهرستانی خیلی سخت است.بااین وجود زندگی در خوابگاه برای شما سخت نیست؟,
,
,
,
,
دوستان و اطرافیانم میخواستند مانع آمدنم به ایران شوند
بعضی از دوستانم به من میگفتند چون ایران کشور مسلمانی هست خانم ها حتما باید حجاب داشته باشند زندگی در چنین کشوری خیلی سخت است اما من دوست داشتم که به اینجا بیایم و آمدم! برخلاف حرفهای دوستانم داشتن حجاب نه تنها برایم سخت نبود بلکه احساس خیلی خوبی هم داشت...
,
,
,
,
به یادمـاندنی ترین خاطره ی زندگی
یادم هست که چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه بهترین پوشش را داشته باشم چون تا قبل از آن اینطور فکر نمیکردم و بااینکه مادرم هم موقع تحصیلم در مدرسه٬ روی انتخاب لباسهایی که می خریدم حساس بود و اجازه نمیداد لباس نامناسب را در مدرسه بپوشم ولی من تا چهارسال قبل با آگاهی و علاقه حجاب سرم نمی کردم. آن روز یکی از به یادماندنی ترین روزهای زندگیم بود. در کشور ما بااینکه خانمهای مسلمان وجود دارند اما همه ی آنها باحجاب نیستند چون داشتن حجاب را از ضروری ترین معیارهای مسلمان بودن نمیدانند. بگذارید از خاطره ی چادری شدنم هم(البته برای مدتی کوتاه) برایتان بگویم! وقتی که در سال ۹۲ دوره پیش دانشگاهی را برای یادگیری زبان فارسی در قزوین می گذراندم٬تجربه ای از یک سفر برای من و دوستان سوری و اهل یمن ام فراهم شد که هنوز هم آن را فراموش نمیکنم. من و چندنفر از آنها عازم سفر راهیان نور شدیم و آنجا بود که من توانستم برای اولین بار چادر سرم کنم و روی خاکهای باران زده ی شلمچه قدم بزنم. من خیلی چادر را دوست دارم اما متاسفانه خانواده ام این اجازه را به من نمیدهند. شما هم دعاکنید من بتوانم چادری باشم! حتی در کشور خودم!
,
,
,
,
شنیده بودیم شماهم امسال یکی از ثبتنام کنندگان اردوی راهیان نور دانشگاه بودید.فکر میکردیم آشنایی زیادی با راهیان نور ندارید اما الآن که از خاطرات سال قبل تعریف میکنید نشان میدهد که شاید بیشتر از ما أنجا را میشناسید!
بله درست است من نیز یکی از ثبتنام کنندگان امسال راهیان نور بودم اما متاسفانه نتوانستم حضورداشته باشم... وقتی خاطرات آن سفرزیبا را در ذهنم مرور میکردم دلتنگ راهیان نور شدم. یادم می آید که وقتی ما رفتیم باران زیادی باریده بود. آنجا چیزهای تازه ای را دیدم که برایم جالب و شاید عجیب بود. مثلا یادم هست که یکی از دانشجویان اهل سوریه یا یمن(دقیق خاطرم نیست) روی خاکهای شلمچه نشسته بود و همینطور داشت گریه می کرد. علت را که از او می پرسیدیم جوابی برای گفتن نداشت اما میگفت انگار خاکهای اینجا دارند با من حرف می زنند! حسی دارم که اصلا قابل توصیف نیست... یا یکروز که به فکّه رفته بودیم یکی از دخترهایی که باهم از دانشگاه قزوین عازم شده بودیم به من گفت از همه جای فکه عطر خوبی می آید. از خادمینی که آنجا بودند پرسیده بود و آن خادم هم یکدفعه گریه کرد! گفت که هرکسی این عطر و بو را احساس نمیکند٬خوشبحال شما که این بوی خوب را احساس میکنید...
,
,
,
,
اگر بخواهید تعریفی از فرهنگ و رسوم مردم ایران داشته باشیدچطور معرفی میکنید؟
بااینکه فرهنگ تاجیکستان به ایران نزدیک است و زبان تاجیکی هم به زبان ترکی نزدیک٬ اما مردم ایران خیلی شیرین زبانند و فارسی را خیلی جالب صحبت میکنند! من باترکی هم تاحدی آشنا شده ام. مثلا «اُن بش»یا همان ۱۵،«دُرد»یعنی همان۴. چیزی که برایم جالب است این است که اینجا با "زن" برخورد خوبی دارند و البته مردهای ایرانی زن ذلیل هستند!!! ما در رسم و رسوماتمان نداریم که مرد خانه بیاید در کارهای مربوط به خانه دخالت کند و مثلا ظرف بشورد٬ اما بارها این را در زندگی برخی از دوستانم که همسرشان ایرانی است به چشم خود دیده ام.
و کلام آخر:
,
,
,
, و کلام آخر:,
خوشحالم از اینکه در ایران درس میخوانم و قصددارم تا ارشد هم همینجا بمانم... از اینکه بسیج دانشجویی این گفتگوی صمیمی را از من درخواست کرد متشکرم...
,
بعدالتحریر: از وی درباره بسیج دانشجویی پرسیدیم و اینکه آیا شناختی از بسیج دانشجویی دارند یا خیر؟ پاسخ ایشان منفی بود چون بسیج را برای اولین بار در دانشگاه های ایران(یعنی در دانشگاه تبریز و قبل از آن در دوره ی پیش دانشگاهی قزوین) مشاهده کرده اند و این گفتگو هم یک نوع مقدمه شد تا ضمن اطلاعاتی اندک از چرایی تشکیل بسیج دانشجویی و نحوه فعالیت آن در دانشگاه٬ با اتاق مرکزی بسیج دانشجویی خواهران آشنا شوند. اما همین که وارد اتاق شد برخورد و رفتارشان و سوالاتشان راجع به تصاویر شهدایی که در آنجا نصب شده بود به گونه ای بود که هیچگونه غریبی با آن محیط نداشت و گویا شمّه ای از راهیان نور را در این اتاق و اتاق بسیجی که قبلا در قزوین دیده بود یافته بود.
امید است که با یاری خداوند تمام جوانان دانشجو در هرکجای دنیا که تحصیل میکنند به ضرورت و اهمیت بسیج دانشجویی واقف شوند و با تشکیل بسیج جهانی{که از سفارشات امام خمینی بود}٬ مسلمین دنیای اسلام و ادیان الهی را از قید و بند حکومت طاغوت برهانند و مدیریت و حکومت توحید را به معنای واقعی کلمه عینیت ببخشند...
انتهای پیام/خ
,
,
,
]
ارسال دیدگاه