یادداشت//

انسان، ابزاری در خدمت فضاهای مجازی

انسان، ابزاری در خدمت فضاهای مجازی
اگر قرار است فضای مجازی یکی از مولفه های آزادی و دمکراسی باشد، پس نباید هر چیزی آزادی تلقی شود. احترام به هر انسانی از هر قوم و مذهبی به واسطه ی انسان بودنش واجب است. اگر اخلاق را نادیده بگیریم، انسانیت را به نابودی کشانده ایم. عقلانیت و پیشرفت به درست استفاده کردن از ابزارهای مدرنیته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل بلفت، هر نوع اختراعی به خودی خود سودمند است و باعث پیشرفت جامعه می شود ( البته به جز سلاح های کشنده). به خصوص اینترنت که باعث به وجود آمدن حس « دنیا را در دست داشتن » می شود. امروزه به وسیلۀ اینترنت، حتی با باز کردن در و پنجره هم انگار تمام کره زمین را در اختیار داریم. شب ها با آرامشِ بغل کردن دنیا می خوابیم و اگر حوصله اش را نداشتیم آن را به گوشه ای پرت می کنیم. همان چیزی که مارشال مک لوهان عنوان دهکدۀ جهانی را قبل از فراگیر شدنش برگزید و گفت: « محیط الکترونیکی عصر حاضر، فضای قدیمی تصویری را که سال هاست به آن خو گرفته ایم، نامطبوع و بدون ارزش خواهد ساخت».

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلفت,

اما استفاده از هر پدیده ای نیاز به نهادینه شدن فرهنگ استفاده از آن دارد که معمولا هر چیزی، قبل از فرهنگ درست استفاده کردن آن به دست ما می رسد. برای فرهنگ استفاده از رسانه ها، عنوان سواد رسانه ای را مطرح کرده اند. ما احساس می کنیم شیوۀ استفاده از هر چیزی را می دانیم و هرگز حاضر نیستیم اذعان به نادانی و بی سوادی در هیچ زمینه ای کنیم. یا اینکه احساسی نسبت به فرا گرفتن هر چیزی پیدا نمی کنیم. من خود در دانشگاه شاهد بوده ام که با وجود نشست ها و کرسی های آزاد اندیشی که درد های جامعه و مواردی که همه با آن ها سر و کار دارند را به بحث می گذارند، ده نفر یا پانزده نفر شرکت می کنند ولی برای آموزش های قبل از ازدواج صد نفر شرکت می کنند. انگار تنها مشکلی که با آن روبرو هستیم، ازدواج است.

,

اینترنت در اصل باید ابزاری در خدمت انسان باشد و به بهترین نحو نیاز های ما را برطرف کند ولی قضیه کاملا برعکس شده است و انسان به ابزاری در خدمت آن تبدیل شده است. فضای مجازی به مکانی برای خود نمایی و ترور شخصیت ها درآمده است.

,

در فضای مجازی هر کسی خود را مطابق با آرزوهای خود نمایان می کند نه مطابق با آن چه که واقعا هست. کسی که هرگز قلم به دست نگرفته، خود را نویسنده معرفی می کند. کسی که در معنا و کارکرد قافیه و ردیف درمانده است خود را شاعر، و همین طور با این سیر معرفی، خود را مهندس، دکتر و ..... به افراد می نمایانند.

,

برای هر موضوعی کامنت های پر آب و تاب می نویسند، بحث می کنند و جملات را همچون سنگ به سر و روی هم پرتاب می کنند. شایعات را به خورد هم می دهند. انسان های زنده را چندین بار می میرانند. شخصیت ها را با جوک های بی مزه تخریب می کنند. در کل به کسی رحم نمی کنند. هر کس در مورد ایران ، در هر کجای دنیا حرفی بزند، به پیج او حمله ور می شوند و جملات رکیکی نثارش می کنند و تصویری وحشتناک از ایرانیان در ذهن مردم حک می کنند.

,

دروغ جای حقیقت را گرفته است و از اذیت و آزار دیگران، قهقهه ها سر داده می شود. ارزش های جامعه در آن ها تغییر داده می شوند اما سیر نزولی طی می کنند. خشونت جسمی در فضای مجازی وجود ندارد اما خشونت کلامی و بی احترامی  بیداد می کند. احساس خودشیفتگی و وجود داشتن نمایان است و هر کس برای فرار از تفکر و تنهایی به حرف های چند خطی می بالد تا همه بدانند که او هم وجود دارد و می تواند حرفی بزند.

,

خانواده معنا و تصویر اصلی خود را از دست داده است و فرد گرایی در آن ها پدید آمده است. هر فرد خانواده سرگرم زندگی با مبایل و کامپیوتر و تلویزیون خودش است و تنها مواقع غذا خوردن، همدیگر را ملاقات می کنند. در این باره هم جوک های تلخی درست می کنند که به جای خنده باید برای آن ها گریست. در یکی از آن ها می گویند:« امروز برق رفت و اینترنت قطع شد. منم رفتم با خانواده نشستم. به ظاهر آدم های خوبی می اومدن».

,

دکمه های مبایل و کامپیوتر، به وسیله ای برای تخریب همدیگر تبدیل شده اند. واقعا اینترنت ، به ویروسی برای روان انسان ها می ماند. گاهی که مهمانانی به خانۀ ما می آیند، من شک می کنم که آیا واقعا برای مهمانی آمده اند یا اینترنت شان قطع شده و از بی اینترنتی آمده اند. چون در تمام مدت مهمانی حرفی رد و بدل نمی شود، فقط گاهی چشم ها از روی مبایل ها برداشته می شوند و می گویند «خب چطوری»؟!!!

,

فاش کردن زندگی خصوصی همدیگر هم به جای خود. زیرا همه می دانند چه اتفاقاتی افتاده و می افتند. امروزه بچه ها از پنج  سالگی مبایل و تبلت در دست دارند. باعث تعجب و سوال می شود که آیا این بچه ها می توانند درس بخوانند؟ آیا تا به سن بیست سالگی پا می گذارند دچار ضعیفی چشم و اختلالات روانی نمی شوند؟

,

خیلی از افراد به رسانه ها معتاد شده اند. ولی اعتیاد آن ها از دید همه پنهان است و ما باور نمی کنیم این چیزها اعتیاد آور باشند. سطح تفکر جامعه نشت کرده است. قدرت اندیشه ورزی به شدت کم شده است. حرف آقای دکتر تقی آزاد ارمکی همیشه در ذهنم می ماند که گفتند:« اینترنت باعث پیدایش یک جامعۀ سطحی و بدون تامل می شود. اینترنت آدم را سطحی و احمق تر می کند. آدم های اینترنتی، فرهیختگی چندانی ندارند». در حقیقت، کسانی که می خواهند در اینترنت و فضاهای مجازی درد جامعه را دوا کنند، تنها اشتراک گذاری و لایک از دست آن ها بر می آید وگرنه فعالیت در داخل آن ها به منزلۀ عمل در داخل جامعه و خانواده نیست. آن چه می ماند فعالیت انجمن ها و مکتوبات از قبیل کتاب و مجله و مقاله و روزنامه است.

,

بسیاری از مردم ما، حتی طرز استفاده از مبایل و تلویزیون را هم یاد نگرفته اند چه برسد به اینترنت. همه جا می بینیم که وقتی تصادفی رخ داده است و وقتی دعوایی می شود، مردم به جای کمک، مبایل در می آورند و فیلم می گیرند تا بعد در پیجشان کم نیاورند و بگویند « همین الان یهویی». در هنگام رانندگی با مبایل صحبت یا پیام ارسال می کنند. وقت و بی وقت زنگ می زنند و پیام می دهند، چه ساعت سه نصف شب چه ظهر تا عصر موقع استراحت.

,

اگر قرار است فضای مجازی یکی از مولفه های آزادی و دمکراسی باشد، پس نباید هر چیزی آزادی تلقی شود. احترام به هر انسانی از هر قوم و مذهبی به واسطه ی انسان بودنش واجب است. اگر اخلاق را نادیده بگیریم، انسانیت را به نابودی کشانده ایم. عقلانیت و پیشرفت به درست استفاده کردن از ابزارهای مدرنیته است.

,

جملاتی که «یاهو» برای کاربرانش گذاشته بود هرگز یادم نمی رود: « قبل از این که پست بگذاری فکر کن. پیام هایت با تو حرف می زنند. رایانه خود را خاموش کن و با دنیا در تماس بمان. اینترنت، بی شک دنیایی سرگرم کننده است اما فراموش نکن گاهی اوقات باید از آن فاصله بگیری، از خانه خارج شو و دوستانت را در دنیای واقعی ملاقات کن». حیف است فضای مجازی به فکر انسان باشد اما انسان به فکر خودش نباشد.

,

فاروق خضری(دانشجوی رشتۀ حقوق)

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه