پدری که می آفریند و نقش میزند و نقل میکند
یک ساعت هم صحبتی با میرزا اصلان پرده خوان
میرزا علی (میزا اصلان) در کتب علوم دینی تحصیل کرده و در روستا زندگی میکند و امور مذهبی و حل اختلافات مردم را عهده دار است و پرده خوانی، نقالی، شاعری، اذان گفتن، نویسندگی و تعزیه خوانی در متن زندگی دینی و اجتماعی وی قرار دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از هریس پویا به بهانه روز تکریم از جایگاه پدران، سایت هریس پوبا مصاحبه ای با این پدر ترتیب داده که به حضور خوانندگان محترم تقدیم می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هریس پویا,
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
از خودتان بفرمایید میرزا...
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
چند فرزند دارید؟
من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
این شغل شماست
پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
ای شه والا عالمه مولا یا علی
پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
توصیه تان به جوانان چیست؟
هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
,
از خودتان بفرمایید میرزا...
, از خودتان بفرمایید میرزا...,بسم الله الرحمن الرحیم
,بنده علی شفائی مشهور به میزا اصلان ساکن روستای خشکناب محال خانمرود حومه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی متولد ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی قریب به فقر به دنیا آمده ام. پدرم مرحوم میرزا صمد در عصر خود از عرفا و شخصیت های مذهبی منطقه بود؛ وی در زمان خود در مکتب خانه ها به تمام اهالی روستا های هم جوار اندیس، تازه کند و شیران درس و تعلیم قرآن میداد من نیز بسیاری از هنر های خودم را مدیون پدرم میدانم. در زمانی که پدرم فوت کرد من ۳۲ سال داشتم این شعر را خود درباره وفات پدر انشا نمودم.
,یک هزار و چهارصد هجری پنج روز از صیام چون کم شد
,شیخ صمد ذاکر امام حسین از جهان به آخرت مصصم شد
,در آن زمان من با مشکلات سخت گذران میکردم بعد از چند سال سه فرزندم دو دختر و یک پسر به مرض فلج مبتلا و زمین گیر شدند و مادر پیر و کار افتاده ام چشمانش کم نور شد در سال ۶۹ دختر ۲۷ ساله ام به نام زهرا از دنیا رفت و مادر پیرم نیز در ۱۳۸۱ از دست دادم دختر فلج دیگر ۲۵ ساله در سال ۱۳۸۲ و پسر فلج ۲۴ ساله ام به نام محمد را در سال ۱۳۸۵ از دست دادم.
, ,
,
, ,
چند فرزند دارید؟
, چند فرزند دارید؟,من هم اکنون در روستای خشکناب همراه با زوجه ام خانم ام البنین مرادی زندگی می کنم و ۴ فرزند پسر دارم که سه نفر آنها متاهل و یکی مجرد است و دو دختر نیز دارم که آنها هم متاهل اند ۷ نوه دارم و فعلا نتیجه ای ندارم
,,
چه شد که شروع کردید به نوشتن؟
, چه شد که شروع کردید به نوشتن؟,بنده درس روحانیت می خواندم ولی دو مشکل شد که نتوانم ادامه بدهم؛ یکی مشکلات زمان و دیگری فقر خانواده؛ علاقه زیادی به ورزش نیز داشتم آن هم امکان پذیر نشد؛ بعد به مطالعه و نوشتن اقدام نمودم و در بیست جلد از قبیل کتاب حدیث ،داستان راستان،روضه خوانی،تعزیه خوانی مختارنامه امیر ارسلان و... با دست خط خود نوشته ام .
,,
ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...
, ظاهرا شما به تفسیر قرآن هم نظری دارید...,بله بنده ترجمه قرآن مجید را در صدو بیست حزب به سبک هنری و مفهومی و موعظه نوشته ام .
,,
از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟
, از پرده خوانی بگویید؛ از چند سالگی به پرده خوانی روی آوردید؟ ,من پرده خوانی را از سن ۱۸ سالگی شروع کرده ام؛ در روستای خشکناب پرده خوانی مرسوم بود و هم جنبه زیبایی و هم جنبه هنری و حماسی و عزاداری دارد؛ در اجرای شیوه پرده خوانی از سنت های قدیم پیروی می کنم.
,,
این شغل شماست
, این شغل شماست,پرده خوانی و تبلیغات دینی وظیفه من است و از این طریق سعی میکنم خود و مردم را هدایت کنم هدف فقط خدمت به دین و اعتقادات مذهبی است. شغل اصلی من در زمان جوانی زمانی که کارافتاده نشده بودم دامداری و کشاورزی بود. به لحاظ اقتصادی وابسته به پرده خوانی نیستم و اساسا مردم در روستا ها آیین های نمایشی را شغل تلقی نمی کنند.
,,
شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟
, شنیده ایم پرده های شما توسط خود شما نقاشی می شود. آن را از چه کسی آموختید؟,نقاشی را خودم یاد گرفتم بدون اینکه آن را از کسی بیاموزم خودم نقاش پرده شدم پرده ای که در حال حاضر با آن پرده خوانی میکنم ۱۳ متر طول و دو متر ارتفاع دارد در آن ۳۳ مجلس و صد ها صورت نقاشی کرده ام .
,,
,
شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.
, شما شعر هم می گویید؛ امروز روز پدر است اگر سروده ای دارید برای خوانندگان بفرمایید.,بنده شاعر نیستم دیوان هم ندارم، ولی موقع عشق و علاقه شعر به خودی خود به ذهن می آید در فضایل مولا امیرالمومنین:
,سرور مردان حجت یزدان باب شبیر شبر ناطق قرآن محکم ایمان قاتل قوم کفر
,ای شه والا عالمه مولا یا علی
,پهلون میدان قاتل عدوان صاحب تیغ دو سر یار ضعیفان باب یتیمان یا علی
,هیکل پاکی نور الهی آدی جهان پهلوان مظهر خالق صاف خلایق جنگنده شیر وژیان
,, ,
توصیه تان به جوانان چیست؟
, توصیه تان به جوانان چیست؟,هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار غافل نباشند و نگذارند این هنر ها مققود شود و به هیچ کس اجازه ندهید ناامیدتان کند!
, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,