به بهانه وفات شهادت گونه او که حسین ذکر هر لحظه اش بود؛
اگر زینب (س) نبود...
دوست داشتی در آغوش حسین بروی و فریاد بزنی. ببوسی و ببوئی اش. «حسین من، حسین من، حسین من». هنوز باورت نمی شود که حسین(ع) در کنارت نیست و هیچ کس نیست تورا از این کابوس هولناک بیدارت کند که دیگر حسین(ع) نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، علت اصلی وفات ام المصائب حضرت زینب(س) کاملا مشخص نیست و در این باره گمانه های مختلفی وجود دارد.حضرت زینب (س) بنابر مشهورترین نظر تاریخی ۱۸ ماه بعد از شهادت امام حسین (ع)،زندگی کرده و در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری قمری وفات کردند. منابع تاریخی 2 احتمال برای وفات حضرت زینب(س)بعد از واقعه عاشورا مطرح کرده اند در احتمال اول تاریخ وفات حضرت زینب (س) 15 رجب سال 65 هجری بوده و در احتمال دوم 15 رجب سال 62 هجری که 18 ماه پس از واقعه جانسوز عاشورا است. در منابع تاریخی آمده که احتمال دوم در بین علما مشهورتر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, علت اصلی وفات ام المصائب حضرت زینب(س) کاملا مشخص نیست و در این باره گمانه های مختلفی وجود دارد.حضرت زینب (س) بنابر مشهورترین نظر تاریخی ۱۸ ماه بعد از شهادت امام حسین (ع)،زندگی کرده و در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری قمری وفات کردند. منابع تاریخی 2 احتمال برای وفات حضرت زینب(س)بعد از واقعه عاشورا مطرح کرده اند در احتمال اول تاریخ وفات حضرت زینب (س) 15 رجب سال 65 هجری بوده و در احتمال دوم 15 رجب سال 62 هجری که 18 ماه پس از واقعه جانسوز عاشورا است. در منابع تاریخی آمده که احتمال دوم در بین علما مشهورتر است.,
خفه شدن در آب، مسمومیت توسط عوامل یزید و وفات به دلیل بیماری 3 احتمال تاریخی پیرامون نحوه رحلت حضرت زینب (س) است.که احتمال اول،یعنی خفه شدن آن حضرت در آب احتمالا ساختگی است.ولی احتمال شهادت حضرت،توسط عوامل یزید احتمالی دور از ذهن نیست اما دلیل قطعی تاریخی برای این روایت دیده نشده است.احتمال سوم،یعنی بیمار شدن حضرت مهم ترین و قابل قبول ترین سند تاریخی برای وفات ایشان است.در این احتمال حضرت زینب (س) بر اثر بیماری و یا مصائب و سختی هایی که از واقعه عاشورا به آن دچار شدند در سن 56 سالگی در شام وفات و یا به شهادت رسیدند.
محل دفن حضرت زینب (س)
راجع به محل دفن حضرت زینب (س)سه نظر وجود دارد:
1- مدینه منوره ، کنار قبور خاندان اهل بیت عصمت و طهارت یعنى بقیع ؛
2- قاهر مصر؛
3- مقام معروف و مشهور در قریه (راویه) واقع در منطقه غوطه دمشق .
قول اول : ظاهرا هیچ مدرکى به جز حدس و تخمین ندارد، و مبتنى بر این نظریه احتمالى است که چون حضرت زینب (س) پس از حادثه کربلا به مدینه مراجعت کرده است.چنانچه رویداد تازه اى پیش نیامده باشد،به طور طبیعى در مدینه از دنیا رحلت کرده و نیز به طور طبیعى در بقیع آرامگاه خاندان پیغمبر (ص ) دفن شده است.
در مورد قول دوم نیز، که مصر باشد،مدرک درستى در دست نیست.بر این اساس حضرت زینب(س) به علت افشاگری علیه دستگاه بنی امیه، مجبور شد که مدینه را ترک کند، از این رو مصر را انتخاب کرد و در آن جا ساکن شد و همان جا از دنیا رفت، «سیده زینب» در شهر قاهره هم اکنون زیارتگاه مجلل و با شکوهی است.
اما این قبر متعلق به زینب بنت یحیی بن حسن الانور ابن زیدابن حسن ابن علی بن ابیطالب است که به دلیل تشابه اسمی با حضرت زینب (س) عقیله بنی هاشم اشتباه گرفته شده است.
با تضعیف اقوال فوق، اعتبار قول سوم ثابت مى شود که قبر حضرت زینب (س) را در شام،واقع در هفت کیلومترى جنوب شرقى دمشق،مى داند. در آن جا بارگاه و مرقد بسیار باشکوهى به نام حضرت زینب (س) دختر امیرالمؤ منین (ع) وجود دارد که همواره مزار دوستان اهل بیت و شیعیان و حتى غیر شیعیان بوده است . آنچه از تاریخ به دست مى آید، قدمت بسیار بناى این مزار است که حتى در قرن دوم نیز موجود بوده است،زیرا بانوى بزرگوار؛سیده نفیسه،همسر اسحاق مؤتمن فرزند امام جعفر صادق (ع) به زیارت این مرقد مطهر آمده است.
,
, محل دفن حضرت زینب (س), محل دفن حضرت زینب (س),
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
یک سال و نیم گذشت!
, یک سال و نیم گذشت!, یک سال و نیم گذشت!,برای تو مینویسم، ای زینب! ای که فریاد با تو آغاز شد و بیداد با تو رسوا! ای آزاد اسیر! ای قامت سبز اعتراض! ای نهال بارور ایثار! ای جاری زلال متانت! ای آیه صراحت و عفت! ای آذرخش خشم! ای مظهر لطافت و رحمت! چگونه میتوان تو را گفت، تو را نوشت. قلم در ابهامِ شناختت مانده است. انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.
, برای تو مینویسم، ای زینب! ای که فریاد با تو آغاز شد و بیداد با تو رسوا! ای آزاد اسیر! ای قامت سبز اعتراض! ای نهال بارور ایثار! ای جاری زلال متانت! ای آیه صراحت و عفت! ای آذرخش خشم! ای مظهر لطافت و رحمت! چگونه میتوان تو را گفت، تو را نوشت. قلم در ابهامِ شناختت مانده است. انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.,
یک سال و نیم صبح و شب روضه خوان و سینه زن حسین بودی و مردم مدینه را اشک برچشم و خون به دل کرده بودی.
یک سال و نیم در مسجد النبی(ص) فریادت به آسمان بلند بود که حسینت را در مقابل چشمانت سر بریدند و به پیامبر(ص) شکایت این نامردمان را می کردی.
یک سال و نیم روبه نجف با پدرت علی (ع) درد و دل می کردی و از بی حرمتی ها سخن می گفتی.
یک سال و نیم کنار بقیع می نشستی و با مادرت فاطمه(س) از تازیانه ها و لگد هایی که خوردی شکوه می کردی، نیمه شب ها کنار مزارش می رفتی و ناله می کردی از سُم هایی که بر پیکر حسینت تازاندند و هیچ نتوانستی بکنی.
یک سال و نیم کنار مزار برادرت حسن(ع) می نشستی و شکایت کوفیان را به او می کردی و کوچه کوچه های کوفه را شاهد می گرفتی.
یک سال و نیم خواب و خوراک و آرام و قرار نداشتی و مدام زمزمه ات بود:«حسین من ، حسین من، حسین من...».
یک سال و نیم ام البنین مادر عباس(ع) را می دیدی که می آید و غم فرزندان رشید خود را وا می نهد و ذکر حسین حسین حسین می گوید.
یک سال و نیم پیراهن حسین (ع) بود که مدام صورتت را نوازش می کرد و به جای دستان گرم و مهربانش توا را دلداری می داد.
یک سال و نیم، چشم باز می کردی و چشم می بستی یا سر حسین را بر بالای نیزه می دیدی و یا در کنار تازیانه یزید.
یک سال و نیم دلهره داشتی از لحظه ای که تو را به مجلس یزید شرابخوار بردند و تویی که خورشید و ماه برای دیدن رویت همه چیز خود را می دادند، نمایان در میان نامحرمانِ مست نشسته بودی و چشمان ناپاک و هوس آلود نظاره ات می کردند!
یک سال و نیم هرجا آب روان می دیدی می نشستی و زار زار زار می گریستی.
یک سال و نیم هرجا سربریدن حیوانی می دیدی دگرگون می شدی.
یک سال و نیم ماتم بود و غصه و درد و زجر. شیون بود و آه. و اگر حسینت تو را امر به صبر نکرده بود هر لحظه قالب تهی می کردی. لحظه شماری می کردی تا باز به وصال حسین(ع) برسی. دیگری نایی برای ادامه نداشتی. دیگر دنیا بدون حسین(ع) برایت معنایی نداشت. رسالتت را که به نکویی به پایان رسانده بودی و باری که حسین(ع) بر دوشت نهاده بود را به مقصد رسانده بودی، پس چه حاجت به ادامه؟
دوست داشتی تا پیش مادرت بازگردی تا مثل همان موقع هایی که برروی پایش می نشستی و گیسوانت را شانه می زد، باز هم بر دامن مادرت بنشینی ودر آغوشش های های بگریی.
دوست داشتی نزد پدرت علی(ع) بروی. در کنار او و حسن(ع) احساس امنیت می کردی، آرامش داشتی. خسته شده بودی از بس که سپر تازیانه شده بودی. احساس می کردی هر لحظه تازیانه ای بر رویت فرود می آید.
دوست داشتی در آغوش حسین بروی و فریاد بزنی. ببوسی و ببوئی اش. «حسین من، حسین من، حسین من». هنوز باورت نمی شود که حسین(ع) در کنارت نیست و هیچ کس نیست تورا از این کابوس هولناک بیدارت کند که دیگر حسین(ع) نیست.
اما نه! دیدی راست می گفتی! دیدی حسین هنوز زنده است! دیدی آمده کنارت! باورت نمی شود که حسین(ع) آمده کنارت تا تو را با خو ببرد! ببرد به همان دورانی که تو بودی و حسن و حسین و مادر و پدرت و جدت رسول الله(ص)...
با او همراه می شوی تاعرش به پرواز در می آیی. جایی که نه غمی هست و نه غصه و اضطراب و دلهره ای. می نشینی و صبر می کنی تا مهدی(عج) بیاید و انتقام هرچه کشیدی از هرکه کشیدی بستاند. می نشینی تا روز محشر پیراهن صدچاک حسین(ع) و جگر پاره پاره حسن(ع) را به دادخواهی نزد خدای متعال بری.
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون...
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون... ,
سِـــرّ نی در نینـــوا می مـاند اگر زینـب نبـود
کــربــلا در کـربــلا می مـاند اگر زینب نبود
چهره ی سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنـگ
پشـت ابری از ریا می مـاند اگر زینب نبود
چشـمـه ی فریـاد مظلـومیـت لـب تشـنـگـان
در کویرِ تفـتـه جـا می مانـد اگر زینب نبود
زخمه ی زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طـــراز نـغـمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلـوع داغ اصغـر، استـخـوان اشـک سـرخ
در گلـوی چشمها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجـناح داد خواهی، بی سـوار و بی لگـام
در بـیـابـانـهـا رهـا می ماند اگر زینب نبود
در عـبـــور از بستــر تاریـــخ، سیــل انقــــلـاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود
قادر طهماسبی (فرید)
کــربــلا در کـربــلا می مـاند اگر زینب نبود
چهره ی سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنـگ
پشـت ابری از ریا می مـاند اگر زینب نبود
چشـمـه ی فریـاد مظلـومیـت لـب تشـنـگـان
در کویرِ تفـتـه جـا می مانـد اگر زینب نبود
زخمه ی زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طـــراز نـغـمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلـوع داغ اصغـر، استـخـوان اشـک سـرخ
در گلـوی چشمها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجـناح داد خواهی، بی سـوار و بی لگـام
در بـیـابـانـهـا رهـا می ماند اگر زینب نبود
در عـبـــور از بستــر تاریـــخ، سیــل انقــــلـاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود
قادر طهماسبی (فرید), سِـــرّ نی در نینـــوا می مـاند اگر زینـب نبـود , اگر زینـب نبـود,
, کــربــلا در کـربــلا می مـاند اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
, چهره ی سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنـگ ,
, پشـت ابری از ریا می مـاند اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
, چشـمـه ی فریـاد مظلـومیـت لـب تشـنـگـان ,
, در کویرِ تفـتـه جـا می مانـد اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
, زخمه ی زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت ,
, از طـــراز نـغـمه وا می ماند اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
, در طلـوع داغ اصغـر، استـخـوان اشـک سـرخ ,
, در گلـوی چشمها می ماند اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
, ذوالجـناح داد خواهی، بی سـوار و بی لگـام ,
, در بـیـابـانـهـا رهـا می ماند اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
, در عـبـــور از بستــر تاریـــخ، سیــل انقــــلـاب ,
, پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود, اگر زینب نبود,
,
]
ارسال دیدگاه