شهر من و بیشترین رأی به رییس جمهور روحانی؛

یکبار برای همیشه حل کنیم، عبور نکنیم

یکبار برای همیشه حل کنیم، عبور نکنیم
برخوردهای گاه نامبارک و نداشتن دستگاه کارتخوان ترمینال صفه و نوشتن نام سمیرم شلوغ شده این روزهای بهار از وجود همان هم استانی های مرکز نشین در آخر نام لیست و بلیتشان تا پاسخگویی های بعضا تند و بدون خداحافظی مثلا برای رزور بلیت تنها گوشه ای از تمکین و احترامی است که انتظار زیادی هم نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سمنا، دیر زمانی است که به عللی معلوم از نوشتن و نقد و بررسی مسائل و مشکلات زادگاه و وطنم سمیرم هزارچشمگان بازمانده ام و در همین دیرزمان نه چندان دور اتفاقات و تغییراتی هر چند به نظر محدود افتاده که صدالبته نوشتن درباره آنها را تکلیف می دانم و دیگر بار قلم را بر پهنه نقد منصفانه می گسترانم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , سمنا،,

بعد از تغییرات مدیریتی یکسال و اند اخیر که با روی کار آمدن دولت تدبیر روی داد و به نوعی همسو شدن با سیاست های دولت که به تناوب در کلام فرماندار جوان شهرستان دست کم در بکار بردن شعار” تدبیر و امید” در سخنرانی ها و برنامه ها مکرر شده، انتظار می رفت این همسو شدن که در بخش هایی مانند فرمانداری، آموزش و پرورش، برخی ادارات دولتی و غیر دولتی دیگر مشهود بود تحولات و تغییرات بهتری را نصیب شهرستان می کرد.

,

آنجایی که بر طبق شعار تدبیر و امید و بر اساس بیشترین رای داده شده به رییس جمهور روحانی از سوی سمیرمی ها در استان اصفهان انتظار هم بر اساس همان بیشترین رای رسیدگی بهتر و مدبرانه تر به اموری بود که به یقین همچون گذشته نباید ازآنان رد شد، بلکه باید تدبر کرد و برایشان چاره ای جست تا تحقق این خواسته به حق مردم در عمل به اجرا گذاشته شود.

,

موضوعاتی همچون تعدد معادن و چاه های مجاز و غیرمجاز، کاهش نامیمون تعداد دانشجوی دانشگاه های شیک شهرمان، بیکاری، خشکسالی، مهاجرت، مبلمان بهتر شده شهری، ساماندهی و مهار آب ها، بهره مندی از مدیران قوی و حتی الامکان بومی، ارتقاء فضای سبز و پارک های بازی و آسفالت نشدن کوچه های هنوز خاکی، تعدد نقاط حادثه خیز راه ها و این روزها از بین رفتن مراتع تازه روییده با ورود زودهنگام دام های بی شمار عشایر خسته از کوچ تنها بخشی از مسائلی هستند که تکرار آنها نه تنها خالی از لطف نیست که برای من و بقیه خبرنگاران و دست بقلم ها واجب است.

,

اما بعد از اشاره به این واجبات و ضروریات نیمه کلان محلی، جابجایی دفتر فروش تنها ترمینال بدون رقیب شهرستان از میانه شهر به خروجی سمت حنا و کمه موضوعی بود که در انتهای این نوشتار چند خطی درباره اش گفتن شاید برای برخی خالی از لطف به نظر برسد ولی به یقین برای مردم عادی در شهر بدون اتوبوس واحد و ناوگان درست و درمان حمل و نقل عمومی با این قیمت گران آن هم اگر صبح سرمای زمستان باشد حتما خالی از لطف نخواهد بود.

,

از این سوی شهر تا آن سوی شهر به ترمینال مراجعه و یک عدد گواهینامه رانندگی را تحویل دادم تا به اصفهان ببرند. شد چهار هزار تومان ناقابل! به قول امام جمعه سابق شهرمان که دوسه مرتبه از گرانی پست یک نامه چند گرمی به قیمت هفت هزار تومان در خطبه ها گلایه کرد من نیز اندکی شاخ وجودم جز جز کرد اما خب تورم پایین آمده و حتما اشتباه از محاسبات جیب من و امثال من است دیگر!

,

بماند که وزن من مسافر ۸۱کیلوگرمی را هفت هزار تومان می گیرند و دو ساعته تحویل اصفهانم می دهند ولی یک عدد گواهی نامه اندکی بزرگتر از شش در چهار می شود چهل هزار ریال قابلدار! …قضاوت با شما

,

برخوردهای گاه نامبارک و نداشتن دستگاه کارتخوان ترمینال صفه و نوشتن نام سمیرم شلوغ شده این روزهای بهار از وجود همان هم استانی های مرکز نشین در آخر نام لیست و بلیتشان تا پاسخگویی های بعضا تند و بدون خداحافظی مثلا برای رزور بلیت تنها گوشه ای از تمکین و احترامی است که انتظار زیادی هم نیست. آن هم برای منطقه ای که ساعت به ساعت مسافر دارد و باید روی سر قربان صدقه شان بروند.

,

شاید اگر این تنها تعاونی مسافربری رقیب دیگری می داشت (که البته برای مدتی معلوم داشت و به دلایلی نامعلوم بسته شد) همان حس رقابت این وضعیت را تغییر می داد و بهتر می کرد.

,

بهتر شدن و تغییر دادنی که نه لازمه این بخش که سایر مواردی است که در ابتدا و اثنای همین نوشته مستقیم یا غیرمستقیم به آنها اشاره شد و همه اش خواسته مردمی بود که انتظارشان به حق است و فقط خدا می داند با تحقق مدبرانه هر کدامشان چقدر از ته دل خشنود می شوند که این خشنودی خلق، لبخند رضایت خالق را هم به دنبال خواهد داشت و برکت را به میدان نشاط زندگی و حیات خواهد آورد.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه