سایه سنگین مرگ در جاده ازنا - اراک و سکوت مسئولین!

سایه سنگین مرگ در جاده ازنا - اراک و سکوت مسئولین!
"همسر و مادری مهربان و فداکار/مریم ... /سال تولد: 1366/ وفات: 93.12.29"؛ در حالی که زیر لب برایش فاتحه‌ای می‌خوانم و چشمانم خیره به سنگ قبر سیاهش است، ناگهان دستی شانه ام را نوازش می‌دهد و صدایی می‌گوید: ممنون از لطف‌تان بابت حضور و فاتحه.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از محمد ملکی خبرنگار ازناخبر، مرد جوان که چهره‌اش حدود 30 و چند سالی را نشان می‌دهد دست در دستانم می‌نهد. از ریش بلندی که دارد و پیراهن مشکی که بر تن، می فهمم یکی از بستگان مرحومه است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ازناخبر,
  می‌گوید: "زندگی خوبی داشتیم، افسوس که از دستم رفت".
,
... و من جز عرض تسلیت و طلب آمرزش برای آن مرحومه، و طلب صبر و شکیبایی برای بازماندگان تحفه‌ای برای تسکین دردهایش ندارم.
,
  اکبر آقا از همسرش می گوید و از آن روز ناخوب فراموش ناشدنی. پس از ازدواج از لرستان به تهران رفت تا کاری دست و پا کند برای بدست آوردن یک لقمه نان و مثل بیشتر همشهریان سختکوشش دست در گل و گچ برد و بنایی را پیشه خود کرد.
,
  بعد از ظهر آخرین روز سال گذشته هم پس از خرید خرما و حلوا، دست زن و پسر 5 ساله‌اش را گرفت تا هم در واپسین ساعات سال 93 با حضور بر سر مزار پدر و مادر همسرش دیداری تازه کند و فاتحه‌ای بفرستد و عید مبارکی بگوید و از طرفی دیگر سال نو را در کنار اعضای خانواده‌اش تحویل کند؛ غافل از این که ...
,
  از آن لحظه می گوید؛ غروب بود و دیگر چیزی به انتهای مسیر نمانده بود. همسرم خوشحال از این بود که امسال هم می‌تواند آخرین ساعات سال را در کنار مزار پدر و مادرش باشد و دیداری تازه کند، و اکبرآقا چشمانش خیره بود به انتهای جاده و خرسند از دلخوشی همسرش که امیدش و بود همه زندگانی‌‌اش ... اما؛
,
همه چیز به یکباره اتفاق افتاد؛ برخورد کامیون با خودروی پراید غروب دلگیر و سرخ‌فام آخرین ساعات سال 93 را برای اکبرآقا و همسرش و فرزندش ناتمام گذاشت ...
,
  به هوش که آمد، اطرافیان خبردارش کردند که هرچند پسرش از شیشه ماشین بیرون افتاده، اما زنده است.
,
قدری آرام شد و سراغ همسرش را گرفت؛ اما سکوت اطرافیان حکایت از بسته شدن زودهنگام کتاب زندگی همسرش در ساعات پایانی سال 93 داشت ...
,
  آهی کشید اکبرآقا، دوباره گفت: "زندگی خوبی داشتیم، افسوس که از دستم رفت"؛ و دوان دوان از من دور شد ...؛
,
  او رفت، من هم می‌روم؛ اما جاده ازنا – اراک با تمام خطرها و تهدیدهایش کماکان مانده ‌است، تا بخاطر سکوت و سهل‌انگاری مسوولین بهانه‌ای باشد برای آه کشیدن‌های بعدی هموطنانم ...
,
*عکس استفاده شده ارتباطی به این خبر ندارد و از تصاویر آرشیوی استفاده شده است*
,
انتهای پیام/ر
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه