نبرد دیپلماتیک جایگزین دیپلماسی ترس

نبرد دیپلماتیک جایگزین دیپلماسی ترس
اگر قدرت و اقتدار و هیبت مان را زیر آستین مان قایم و دست گدایی را از آستین مان نمایان کردیم آن موقع برای دریافت هر صدقه ای توسری خواهیم خورد و اینگونه بار خواهیم آمد که برای گرفتن هرچیزی توسری بخوریم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از تایبادخبر، ترس از شکست ، ترس از به نتیجه نرسیدن ، ترس از بی اعتمادی مردم و خودی ها ، شاید هم خیلی کم تر ترس از حمله و نابود شدن . موارد بالا نمونه ای از دغدغه های تیم مذاکره کننده و دولت است . دولتی که در ابتدای کار امید زیادی به موفقیت در عرصه دیپلماسی داشت . دولتی که حتی قبل از روی کار آمدن هم شالوده اش بر تدبیر در اقتصاد با امید به رفع تحریم ها بسته شده بود و شاید انتخاب واژه امید در شعار تدبیر و امید بیشتر از امید مردم به آینده به امید دولت احتمالی به رفع تحریم از طریق دیپلماسی اشاره داشت . البته واقعا هم در ابتدای کار و شروع مذاکرات با توجه به انعطاف بالایی که تیم مذاکره کننده نشان داد ، امید خیلی ها به رفع آسان تحریم ها از طریق دیپلماسی و کوتاه آمدن از برخی مواضع بود اما هرچه مذاکرات رو به جلو رفت و انعطاف تیم مذاکره کننده به دلیل اهمیتی که توافق برای دولت داشت ، بیشتر می شد گستاخی و زیاده خواهی طرف های مقابل بیشتر و بیشتر شد تا جایی که حتی خواستار مذاکره و دخالت در بحث نظامی و بیشتر از آن حتی اظهار نظر در مورد ارکان نظامی ایران شدند که البته به تناسب مذاکرات در مقاطع مختلف رهبر انقلاب با درایت و هوشمندی با تذکرات لازم جلوی ضعف و وادادگی تیم مذاکره کننده را گرفتند و حد و حدود مذاکرات را برای آنها بیان نمودند و اجازه مذاکره در موضوعاتی بیش از چارچوب بحث هسته ای را ندادند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, تایبادخبر,

پررویی و دروغگویی و دغل بازی غربی ها و آمریکا تا جایی زیاد شد که حتی تیم مذاکره کننده که خوش بین ترین ایرانی ها نسبت به مذاکرات و طرف های مذاکره بودند نیز بارها بطور ضمنی به غیرقابل اعتماد بودن و دروغگو بودن طرف مقابل اشاره کردند و بعد از بهانه گیری های مختلف غربی ها دیگر امید به سامان اقتصادی از طریق رفع تحریم حتی در دولت نیز جای خود را به اتکا به توان داخلی و تکیه بر اقتصاد مقاومتی داد .

,

اما در مورد واژه های بالا منظور از ترس از شکست ، رودست خوردن و در دام افتادن است که شاید به نوعی توافق در کلیات و مذاکره بعدی در جزئیات یکی از این شکستها بود که اگر راهنمایی ها و هشدارهای مقام معظم رهبری نبود شکست و فریب خوردن در مذاکرات حتمی بود . ترس از به نتیجه نرسیدن یعنی مذاکرات با توجه به مانور خبری زیاد دولت و امید دولت به مذاکرات ، توافقی نداشته باشد یا به مطلوب خود نرسیم که این موضوع نیز با توجه به بیش از دو سال مذاکرات فشرده در کشورهای مختلف و هدر دادن تمام وقت وزیر و معاون و هیئت های ایرانی ، یک نمره منفی بزرگ برای دولت است .

,

 

,

ترس از بی اعتمادی مردم نیز یعنی مردمی که به جریان اصلاحات اعتماد کردند و تمام امید خود را به شعار دولت و موفقیت دولت در عرصه دیپلماسی بسته بودند ، با شکست در مذاکرات از جریان اصلاحات ، زده و بی اعتماد خواهند شد و این نیز یکی از دغدغه های دولت در موضوع مذاکرات است . اما ترس دیگر تیم مذاکره کننده ترس از تهدید و حمله نظامی غربی هاست که البته خود تیم مذاکره کننده نیز چندان اعتنایی به این تهدیدها نمی کنند . البته این بهانه دستاویزی برای کوتاه آمدن در مذاکرات می شد اگر صحبت هایی از این قبیل نبود ((جانشین فرماندهی کل سپاه پاسداران : اگر آمریکا بخواهد از پایگاه هوایی روی زمین استفاده کند باید بداند که آنجا به آتش کشیده خواهد شد، اگر هواپیماهای آنها می‌خواهند در آسمان پرواز کنند بدانند تمام طبقات و سقف‌های مختلف آسمان سراسر آتش خواهد شد. ما به خلبان‌های آنها هشدار می‌دهیم که اولین پرواز آخرین پرواز خواهد بود و هیچ کس سالم بازنخواهد گشت و باید پروازهای خود را به نام پرواز آخر نامگذاری کنند.))

,

اما موضوع قابل تامل این است که اساسا مذاکرات برای چه چیزی بوجود آمده . در دولت قبل طرف های غربی به دلیل متوقف کردن سرعت پیشرفت هسته ای ایران درخواست مذاکره کردند و حاضر بودند امتیازاتی از قبیل لغو برخی تحریم ها را واگذار کنند و  اساس تحریم ها بخاطر عزت و اقتدار ما بود که آنها را پای میز مذاکره کشانده بود اما حالا آنقدر توافق برای ما مهم شده که عزت و اقتدارمان را فراموش کردیم و حاضر شدیم تمام دارایی هسته ای مان را بدهیم تا تحریم ها حذف گردد اما مهم تر از دارایی هسته مان ، عزت و اقتدارمان بود که ذوق زدگی مان در بدست آوردن یک توافق ، از اقتدار دورمان کرد و کم کم ما را به سمت تو سری خور شدن هدایت خواهد کرد . اگر قدرت و اقتدار و هیبت مان را زیر آستین مان قایم و دست گدایی را از آستین مان نمایان کردیم آن موقع برای دریافت هر صدقه ای توسری خواهیم خورد و اینگونه بار خواهیم آمد که برای گرفتن هرچیزی توسری بخوریم.

,

اما ملت ایران شخصیت و هویتی دارد که اگرچه می تواند جواب تهدید را با تهدید بدهد اما دارای منطق است و همان مقامی که حمله آمریکا به ایران را مساوی با مرگ و آتش برای خلبانان آمریکایی می داند در زمان مذاکرات در جواب بی منطقی و تهدید آمریکایی ها می گوید ((آمریکا وقتی در منطق سیاسی کم می‌آورد از اعمال قدرت نظامی استفاده می‌کند و منطق آنها از زبان لوله تفنگ خارج می‌شود در حالی که ما گلوله‌هایمان از زبان منطق خارج می‌شود. ما اگر آمریکا را تهدید نمی‌کنیم به این دلیل نیست که قدرتمند نیستیم بلکه به این دلیل است که معتقدیم در فضای تعاملات دیپلماتیک و سیاسی باید اجازه داد سیاست مسیر خود را طی کند.)) یعنی آنگاه که قرار است هیئت و تیمی نماینده ما در نبرد دیپلماتیک باشند نظامیان ما نیز قدرت خود را نمایان نمی سازند و اجازه می دهند مسیر دیپلماتیک طی شود هرچند اگر نوبت به نبرد نظامی برسد آنچنان اقتدار و صلابتی از خود نشان خواهند داد که میزی برای طرف های مقابل بجا نماند چه رسد به گزینه های روی آن میز . مقامات مذاکره کننده ما نیز با توجه به خطوط قرمز مطروحه رهبر انقلاب در مذاکرات آتی هم هویت و شخصیت مان را به نمایش خواهند گذاشت و هم حق و حقوق قانونی و بین المللی و رفع تحریم ها را در نبردی دیپلماتیک نه دیپلماسی ای ناشی از ترس ، از دشمن زورگو مطالبه خواهند کرد .

,

***مهدی جعفری زاده

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه