آشنایی با شهدای گنبدکاووس/
شهید سلیمان نژاد عین
سلیمان نژادعین یکم شهریور هزارو سیصد و سی وهشت دریک خانواده مستضعف ولی کاملا مذهبی در گنبد کاوس دیده به جان گشود پدرش حاج نور محمد نژادعین از افراد مومن محله بهار و مادرش سلطان سجودی خانومی مومنه و خانه دار بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از قابوس نامه؛ وی از شش سالگی در کنار برادر بزگتر که خواربار فروشی داشت کار را تجربه کرد و دوران ابتدایی خود را در مدرسه فردوسی گنبد به پایان رساند که از دوستان این دوران او می توان به سردار شهید صمد اسودی اشاره نمود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قابوس نامه؛, قابوس نامه؛,شرکت در کلاس های قرآن ، آموزش نماز و ورزش از سرگرمی های وی در کنار درس بود و با دوستانش در محله تیم والیبال و فوتبال نیز تشکیل داده بودند.
,بعد از قبولی در امتحانات نهایی سال پنجم ابتدایی شهید برای ادامه تحصیل در همان سال در مدرسه راهنمایی دکتر بسکی ثبت نام کرد و به تحصیلات خود ادامه داد.
, ,
,
, شهید در این دوران علاقه شدیدی به نقاشی داشت برادرشهید – داود نژاد عین – در این باره چنین نقل می کند:« سلیمان به نقاشی روی کاغذ و دیوار علاقه داشت، بیاد دارم که در همین دوران چهره ابو علی سینا را بر روی کاغذ کشیده بود و بعد همان چهره را بر روی دیوار منزل نیز کشید که مدتها این اثر او بر روی دیوار منزلمان بود. شهید منظره های زیادی را رسم می کرد و علاقه خاصی به نقاشی داشت. مدتی نیز در کنار تحصیلاتش در این دوران با برادر بزرگمان به نقاشی ساختمان می پرداخت.»
,در همین دوران به خاطره علاقه اش به فوتبال و ورزش با کمک دوستانش تیم فوتبال پیکان را راه اندازی کرد و بصورت رسمی سایر تیم های محلی گنبد را دعوت به مسابقه کرد و گاهی نیز به همراه تیم خود در مسابقاتی که تیم های دیگر دعوت می کردند شرکت می کرد.
,وی در این دوران نیز دوستانی زیادی از جمله شهید صمد اسودی فرمانده گردان امام حسین (ع) لشگر بیست وپنج کربلا و خان بابا علی نواز- علی ابوالحسنی – محمد عزیز زاده – سلمان قره خانی که همگی از بچه های مذهبی و مومن محله به شمار می آیند ، داشت که جز رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بودند.
,شهید به علت وضع نا مناسب مالی خانواده نمی توانست تحصیلات خود را به خوبی ادامه دهد به همین خاطر در مدرسه شبانه بزرگسالان کورش کبیر آن زمان ثبت نام کرد تا هم بتواند کار کند و هم تحصیلاتش را ادامه دهد. امادشواری کار مانع می شد که بتواند به درسش را ادامه دهد. به همین خاطر از ادامه تحصیل باز ماند.
,وی مدتی نیز در شرکت ایران خودرو فعالیت داشت سپس به خدمت سربازی اعزام شد و در آنجا موفق به اخذ گواهینامه چتر بازی شد اما با توجه به رژیم حاکم در آن زمان علاقه زیادی به خدمت نداشت.بالاخره دوران خدمتش را در هوابرد شیراز و به عنوان چتر باز گذراند.
, ,
,
, شهید اسماعیل نژادعین که قبل از انقلاب نیز در تظاهرات ضد رژیم شاهنشاهی شرکت داشت با آغاز جنگ تحمیلی و با توجه به فرمان حضرت امام (ره) به همراه عده ای از دوستان، پایگاه مقاومت شهید مصطفی خمینی مسجد علوی راجهت پاسداری از انقلاب و جذب نیروهای مردمی برای دفاع از کوی برزن و همچنین جمع آوری کمک های مردمی و انتقال آن به جبهه های حق علیه باطل، راه اندازی کرد.
,وی به اتفاق سردار رشید اسلام شهید صمد اسودی فرمانده گردان امام حسین (ع) لشگر بیست پنج کربلا که از دوستان دوران کودکی اش بود شروع به آموزش مقدماتی نیروهای جذب شده کرد و عده کثیری از این نیرو ها را آموزش داد.
,شهید نژاد عین به دلیل آموزش هایی که دیده بود و زبده گی که داشت مدتی نیز مسئول نیروهای مردمی مسجد علوی شد و در این عرصه بسیار فعال بود و مردم و جوانان را دعوت به شرکت در ارتش بیست میلیونی می کرد وی همیشه گوش به فرمان رهبر و انقلاب بود تا اینکه تصمیم گرفت به جبهه های حق علیه باطل اعزام شود.
, ,
,
, وقتی شهید عزم حضور در جبهه را می کند ابتدا با مخالفت خانواده روبرو می شود چرا که برادر کوچکتر او نیز سرباز بود. اما شهید سلیمان می گفت “اگه نروم نمی توانم آرام بگیرم مملکت دارد از دست می رود.” و بلاخره به فرمان امام لبیک گفت و درسال شصت و یک به جبهه اعزام شد و در منطقه طرح کرخه نورو در پادگان حمیدیه مستقر شد.
,وی بعداز شرکت در عملیاتی در همین منطقه بعد از رشادتهای که از خود نشان داد به آرزوی دیرینش که شهادت در راه خدا بود رسید و به همراه دوستانش شهید مستخدمین، شهید میرفندرسکی و علی رضا مهاجری در یک روز طی یک مراسم با شکوه تشییع و در گلزار شهدای یحیی بن ـ زید گنبد به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
, ,
,
, انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه