عضو شورای شهر خرمآباد خبر داد؛
نصب مجسمه بانو قدمخیر در پارک بانوان خرمآباد
عضو شورای شهر خرمآباد از نصب مجسمه بانو "قدمخیر" در پارک بانوان خرمآباد خبر داد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از منار، "سیفالدین آشتیانی"، عضو شورای شهر خرمآباد از نصب مجسمه بانو "قدمخیر" در پارک بانوان خرمآباد خبر داد و اظهار کرد: قدمخیر بانوی رشید لری است که با پوشش کامل با در مقابل روسها ایستاد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منار,وی این بانو را از افتخارات لرستان برشمرد و افزود: این مجسمه در حال ساخت است و بهزودی در پارک بانوان نصب میشود.
,رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر خرمآباد، با تاکید بر لزوم دفاع از فرهنگ اصیل زنان قومِ لُر گفت: با این کار میخواهیم بانوانِ لُر، حجاب اصیل و محلی یک شیر زن لُر را ببینند.
,آسوبان نوشت: قدمخیر در سال 1278 ه.ش در منطقه لور (دوکوهه) در شمال اندیمشک به دنیا آمد.
, آسوبان,پدر وی کدخدا قندی (کیخا قنی) از بزرگان و متنفذین ایل و تبار خود بوده است و به مهماننوازی، سلحشوری و مردم داری مشهور بوده است.
,قدمخیر دختری زیبا، رشید و دلاور بوده و دوران نوجوانی خود را در شرایط ایلی و کوچ نشینی همراه با برادرانش و در مبارزات میان طایفهای و هم چنین مبارزات ایلی با حکومتهای وقت (اواخرقاجار و اوایل پهلوی) سپری نموده است.
,زندگی عشایری و در دل طبیعت بکر و زیبا همراه با جسارت و شجاعت مثالزدنی قدمخیر باعث شده بود که وی در عین برخورداری از ظرافتهای خاص زنانه، مبارزی جسور و شیرزنی دلاور باشد.
,«سیسیل جان ادموندز کز» نویسنده کتاب سفرنامه لرستان در مورد وی مینویسد: «قدمخیر دختر کدخدا قندی است و به زیبایی و هوشیاری شهرت دارد» همچنین بیت زیر در وصف کمال و جمال قدم خیر سروده شده است: «مال بوه قدمخیر ده و کاوه چشیاکش چی بطری پر ده شراوه»
,برگردان: «خانه پدر قدم خیر در منطقه کوس و کاوه است و چشمان او از زیبایی به شیشه پرا از شراب شبیه است.»
,جسارت قدمخیر در حدودی بوده که در جنگهای قبیلهای همواره پشتیبان برادران و اقوام خود بوده و حتی یک مرتبه در درگیریای که که میان برادران وی و ارتش رضاخانی رخ میدهد برادران قدم خیر در محاصره نیروهای نظامی گرفتار شده و از حیث آذوقه و مهمات در مضیقه میافتند و اینجاست که قدمخیر سوار بر اسب و بدون ترس و واهمه از احتمال گرفتار شدن در چنگال نیروهای نظامی، موفق میشود که حلقه محاصره نظامیان را شکسته و مشکهای آب و قطارهای فشنگ را به آنان برساند و آنان را از مرگ حتمی نجات دهد.
,,

,
,
, از دیگر مواردی که شجاعت و جسارت این شیرزن را میرساند این است که تا قبل از استقرار کامل حکومت پهلوی در خرمآباد و بخشهای تابعه، قدمخیر و دوتن از برادرانش جهت تهیه فشنگ و مهمات کافی و به تلافی درگیری خونینی که در منطقه بالا گریوه با نظامیان تحت فرماندهی سرتیپ اسفندیاری از هنگ منصور داشتند در کنار سراب گرداب که در آن زمان شمالیترین منطقه خرمآباد بوده است به کمین نظامیان مینشستند و در فرصت مناسب آنها را خلع سلاح می کردند و از قرار معلوم، این شیوه کمین چندین بار موفقیتآمیز بوده و آنان موفق میشوند که غنایمی از نظامیان به دست آورند.
,در وصف قدمخیرگفتهاند که گاهی رفتار شجاعانه و جسورانه او باعث میشد که همه وظایف و ویژگیهای زن بودن را فراموش کند، بیت زیر که از جمله ابیاتی است که در وصف او سروده شده و به زیبایی هر چه تمام تر جنگاوری و شجاعت وی را به تصویر میکشد: «قدم خیر دو هار میا میلش وه تفگچی ده میدونش خوشی نییه»
,برگردان: قدم خیراز آن پایین می آید و میل جنگ دارد هیچ تفنگچی ای در میدان رزم او روی خوش ندیده است.»
,خانم «فریا استارک» از سیاحان خارجی ای که به لرستان سفر کرده و نویسنده کتاب سفرنامه لرستان و ایلام و الموت در مورد قدم خیر مینویسد: «داستان قدمخیر یعنی زنی که پنج سال قبل با دولت جنگیده بود را برایم باز گفت و روایت کرد که قدمخیر زنی زیبا بوده که با پسرعموی خود ازدواج کرده بود، زن و شوهر عادت داشتهاند که با هم به جنگ دشمنان بروند قدم خیر مانند مردان ایل سوار بر اسب تیراندازی میکرد.»
,دکتر «اسکندر امانالهی بهاروند» در کتاب خود که «موسیقی در فرهنگ لرستان» نام دارد در وصف قدمخیر مینویسد: «این زن در تیراندازی، رشادت و سوارکاری دست کمی از مردان رشید و دلیر نداشته و برای قبیله خود، رییس و دلاوری کمنظیر بوده است.»
,,

,
,
, شهرت و نامآوری قدمخیر تنها مرهون شجاعت و جسارت وی نیست بلکه سخاوت وی نیز مثالزدنی بوده چنان که یک بار از روی سخاوت و گشادهدستی یک وزرا (گاو نر) به یک آهنگ خوان و نوازنده لر میبخشد، خواننده مذکور نیز در پاسخ به این عمل نیک و ارزشمند، ترانهای در مدح وی میسراید در سال 1308 ه.ش و به فاصلهای کوتاه، دو تن از برادران قدمخیر به نامهای عباسخان و باباخان در درگیری با قوای نظامی کشته شدند پس از این حادثه تلخ باعث ناراحتی شدید و بحران روانی برای وی شده بود به نحوی که وی را گوشهگیر کرد.
,در چنین شرایطی جلال خان والیزاده که از وابستگان دولت و از مالکین شمال شوش بود توسط شاهی (خواهر بزرگتر قدمخیر) که برادر زن پدرش بوده تقاضای ازدواج با قدمخیر را مطرح میکند، قدم خیر که کینه شدیدی نسبت به دولت و اعمال آن داشته از پذیرش این درخواست سر باز میزند اما بالاخره با رفت و آمد آنها و فشار بزرگان خانواده و برخلاف میل باطنی به این ازدواج تن میدهد.
,حضور در خانه جلال خان و رفت و آمد افرادی که در زمانی نه چندان دور از دشمنان سرسخت برادران مرحوم او بودند باعث شده بود که قدم خیر بیش از پیش غمگینتر و منزوی شود.
,سرانجام این شیرزن لر در اواخر سال 1312 ه.ش در غم از دست دادن برادرانش در بستر بیماری در گذشت.
,پیکر او را در گورستانی کنار پل قدیم دزفول به خاک سپردهاند.
,پس از مرگ این شیرزن، نوازندهگان بومی برای ادای احترام به مقام و منزلت وی اشعاری سرودهاند، از جمله این بیت که از ابیات ماندگار در مدح قدمخیر است: «قدمخیر پوس لشت مخمل جیر پریشو رخی چی تو حیفه بمیره»
,برگردان: «قدمخیر پوست بدن تو در لطافت مانند مخمل است. آشفته رخ و نازنینی چون تو حیف است که بمیرد»
,انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه