خاطرات آزاد سازی خرمشهر از زبان دوتن از رزمندگان عملیات بیت المقدس؛

آزاد سازی خرمشهر دست بالای ایران در منطقه بود

آزاد سازی خرمشهر دست بالای ایران در منطقه بود
به بهانه ی آزاد سازی خرمشهر عزیز به سراغ دو تن از رزمندگان این عملیات غرور آفرین رفتیم؛ رزمندگانی که با لبیک به ندای خمینی کبیر در جبهه های حق علیه باطل در عملیات بیت المقدس حضور یافته و همرزم تعدادی از شهدای شهرمان بوده و با خاطرات آنها زندگی می کنند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از پایگاه خبری "شازند ما"، به بهانه ی آزاد سازی خرمشهر عزیز به سراغ دو تن از رزمندگان این عملیات غرور آفرین رفتیم. بسیجیان مخلصی که در سال 61 با لبیک به ندای خمینی کبیر در جبهه های حق علیه باطل در عملیات بیت المقدس حضور یافته و همرزم تعدادی از شهدای شهرمان بوده و با خاطرات آنها زندگی می کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا  , شازند ما,

 

,

وصیتنامه شهید سیاوش امیری مرا به جبهه کشاند

,


رمض کرمی فرزند غلامعلی، متولد 1340 که ساکن محله عباس آباد شهر شازند است.

,
,

 

,

, ,

 
کرمی با اشاره به مهمترین ویژ‌گی‌های عملیات غرور‌آفرین بیـت‌المقدس گفت: انسجام و وحدت رزمندگان با یکدیگر منجر به انجام یک کار محال و غیر باور شد و همانطور که امام راحل فرمودند آزادی خرمشهر کاری واقعا خدایی بود.

,
,


وی افزود: در جنگ تحمیلی با دشمنی می‌جنگیدیم که تمام ابر قدرتهای جهان با تمام ابزار و امکانات خود آن را یاری می‌دادند اما با قوت قلبی که رهبری به مردم می‌داد در این جنگ نابرابر پیروز شدیم.

,
,

 

,

, ,

 

,

این رزمنده دفاع مقدس در بیان حال و هوای آن زمان اظهار کرد: حال و هوای بسیار خوب و وصف ناپذیری بود و اخلاص، بی ریایی، ایثار و ازخودگذشتگی در دانشگاه جبهه موج میزد.

,


کرمی در بیان خاطراتی از دوران حضورش در جبهه ها عنوان کرد: یکی از خاطرات شیرین از سردارشهید ناصر بختیاری که همیشه در ذهنم هست، یک روز بعد از مدتی پدافند در پادگان پنجم شکاری امیدیه به همراه یکی از همرزمانم به نام مرادعلی نکویی از فرمانده گروهان شهید یعقوب سعیدی مرخصی گرفته و به اهواز رفتیم؛ روز بعد که برگشتیم، گردان امام حسن(ع) از امیدیه به سمت آبادان حرکت کرده بود و ما با مشقت بسیار در هوای گرم آبادان تا غروب به دنبال مقرّ جدید گردان گشتیم که نهایتاً متوجه شدیم گردان در داخل یک مدرسه مستقر شده است؛ وقتی وارد مدرسه شدیم با سردار شهید ناصر بختیاری که فرمانده گردان بود روبرو شدیم و آن شهید والامقام با همان لهجه شیرین شازندی با ما گفت:"شَلَم شورباها، تا حالا کجا بودید؟؟!!"

,
,

 

,

, ,

 

,

وی در بیان خاطره ای دیگر ادامه داد: این خاطره برای من تلخ و برای شهید شیرین بود؛ در مرحله سوم آزادسازی خرمشهر که وارد عمل شدیم با وجود تیر مستقیم تیربارها، تک تیراندازها، خمپاره ها و نارنجک ها و دادن زخمی ها و شهیدان زیاد از موانع عبور کرده و خط را از دشمن گرفتیم.

,


وارد سنگری از عراقی ها شدم و راز و نیاز شخصی با صدای بلند مرا به طرف خودش کشاند.در تاریکی شب از صدایش متوجه شدم برادر بزرگوار شهید کلهر از بچه های محله ازنا است و در آن زمان چون وسیله ای برای عقب بردن وی نبود، در آغوشش کشیدم و او را دلداری دادم.

,
,

 

,

 
بعد از چند لحظه گفت؛ مرا رو به کربلا نگه دار و بعد از انجام این کار و سلام دادن به آقا امام حسین(ع) جان به جان آفرین تسلیم کرد و به درجه رفیع شهادت رسید.

,
,


کرمی در خصوص روزهای قبل از اعزام نیز تصریح کرد: قبل از رفتن به جبهه، هنرجوی سال چهارم هنرستان فنی طالقانی و عضو بسیج فعال سپاه شازند بودم.یک روز در مجلس ختم شهید ایوب عابدی از هنرجویان هنرستان، وصیت نامه سردار شهید سیاوش امیری را قرائت کردند و همان وصیت نامه باعث شد به همراه تعداد کثیری از هنرجویان به صورت خودجوش جهت اعزام به جبهه ها در سپاه شازند ثبت نام کردیم و بعد از آموزش در پادگان 21 حمزه به جبهه اعزام و در عملیات آزادسازی خرمشهر شرکت کردیم.

,
,

 

,

, ,


این رزمنده دفاع مقدس اضافه کرد: محور عملیاتی ما، محور دارخویین جاده اهواز خرمشهر بود.چندروز قبل از عملیات، از آبادان حرکت کردیم و به دارخویین رسیدیم؛ شب قبل از عملیات از پل شناوری که روی کارون زده بودند عبور کردیم و فردای آن روز بعد از طی چند کیلومتر، مستقر شده و تا شب پدافند کردیم.

,
,


نقطه رهایی(شروع مرحله سوم عملیات) ساعت 1:20 دقیقه بامداد روز 20 اردیبهشت 61 با رمز یا علی ابن ابی طالب بود که در این مرحله از عملیات مقدار زیادی از خاک میهن عزیزمان آزاد شد.

,
,

 

,

رمض کرمی در پایان در خصوص شنیدن خبر آزادسازی خرمشهر خاطر نشان کرد: در آن زمان خداوند را شکر کردم و همانند همه مردم سرافراز ایران خوشحال بودم و مفتخر از اینکه لطف خداوند شامل بنده شد و در جمع رزمندگان این عملیات غرور آفرین حضور داشتم؛ این شادی و سرور را نمیتوان با چیزی معامله کرد چرا که خداوند به عزت خون شهدای عزیزی چون شهید علی سبحانی، محمود جهان پناه، یعقوب سعیدی، ناصر بختیاری، حمزه آستانه و هزاران شهید بزرگوار بود که خرمشهر را آزاد کرد.

,

 

,

آزاد سازی خرمشهر دست بالای ایران در منطقه بود/با بی سیم گفتند:شما در قلب عراقی ها هستید

,

 

,

مختار قربانی دیگر رزمنده اهل روستای سورانه که در عملیات بیت المقدس حضور داشت نیز در این گفتگو بیان کرد: بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره)، فضای معنوی خاصی بر کشور حاکم بود؛ دشمنان بعد از ناامیدی از به انحراف کشیدن انقلاب، نقشه نابودی آن را با تحمیل جنگ توسط صدام و حمایت همه جانبه استکبار از او کشیدند.

,

 

,

قربانی ادامه داد: در انقلاب نوپای اسلامی ایران که در ابتدای راه بود، تمام ارکان حکومت طاغوتی بهم ریخته بود و به ویژه در بعد دفاعی که ساختار ارتش کاملاً آمریکایی و شاهنشاهی بود، هیچگونه آمادگی دفاعی در برابر ارتش عراق نداشت؛ بنابراین با فرمان تاریخی حضرت امام (ره)، سپاه و ارتش 20 میلیونی به نام بسیج با تدبیر و آینده نگری امام (ره) تشکیل شد و با فراگیری آموزش های لازم به مقابله با دشمن پرداختند.

,

 

,

, ,

وی در خصوص فتح خرمشهر گفت: عملیات فتح خرمشهر 4 مرحله بود، مرحله اول10 اردیبهشت 61، مرحله دوم 16 اردیبهشت 61، مرحله سوم 19 اردیبهشت 61 که رزمندگان استان مرکزی در آن شرکت داشتند و منجر به محاصره کامل خرمشهر شد و  نهایتاً در دوم و سوم خرداد 61 خرمشهر آزاد شد.

,

 

,

این رزمنده دوران دفاع مقدس عنوان کرد: بنده در مرحله سوم عملیات در گردان امام حسن(ع) به فرماندهی شهید ناصر بختیاری حضور داشتم؛ قبل از عملیات بچه های گردان با اشتیاق فراوان آماده اجرای عملیات بودند.

,

 

,

قربانی اضافه کرد: شب عملیات(19 اردیبهشت ماه) بعد از نماز حرکت کردیم؛ در حاشیه جاده اهواز خرمشهر خاکریز عریض و بلندی زده بودند؛ گذر از این خاکریز یعنی نقطه رهایی چرا که بعد از آن دید و تیر دشمن بود.

,

حدود ساعت یک و سی دقیقه بامداد بود که گردان از خاکریز عبور کرد(بین خاکریز تا خط دشمن هیچگونه جاپناهی نبود)؛ به دلیل پیوستگی مراحل عملیات یت المقدس، دشمن از حضور ما آگاه بود؛ جنگ سختی درگرفت و رزمندگان اسلام فقط به پیروزی و تصرف خطوط دشمن فکر می کردند.

,

 

,

, ,

ساعت حدود 2 یا 3 صبح بود که خط اول با دلاوری رزمندگان و نصرت الهی شکسته شد و وارد سنگر عراقی ها شدیم که البته این مدت به آسانی همین صحبتها نگذشت بلکه برابر با تاریخ بود؛ تعداد زیادی از همرزمان گردان امام حسن (ع) شهید و مجروح شدند.

,

 

,

بعد از تصرف خط اول با تجمع افراد باقیمانده و حضور سایر یگانها حرکت برای تصرف مواضع بعدی دشمن شروع شد و خاکریزهای دوم و سوم و... تا طلوع صبح تصرف شد.

,

 

,

وی در بیان خاطره ای از زمان حضور در عملیات بیان کرد: شب عملیات عد از سقوط خطوط دشمن، ما زیادی پیشروی کرده بودیم به حدی که دم صبح با بی سیم به شهید بختیاری گفتند شما در قلب عراقی ها هستید چنانچه تا روشن شدن هوا عقب نیایید، شهید یا اسیر خواهید شد.

,

 

,

درحال عقب نشینی بودیم(در این وضعیت درگیری کم شده ود و حق جمع آوری اسیر هم نداشتیم)؛ که دیدیم گروهی حدود 15 نفر که عراقی بودند درحال عقب نشینی هستند، به طرف آنها رفتیم و اسیرشان کردیم و بعد متوجه شدیم نیمی از این تعداد افراد ایرانی اسیر شده بودند که آنها را به عراق منتقل می کردند؛ معجزه ای رخ داد و عراقی ها اسیر و ایرانی ها آزاد شدند و همگی به عقب برگشتیم.

,

 

,

قربانی در پایان خاطر نشان کرد: صدام در سخنرانی گفته بود که ایرانیان محال است خرمشهر را تصرف کنند چنانچه این اتفاق بیفتد من کلید بصره را به آنها خواهم داد؛ آزادی خرمشهر صرفاً آزادی یک شهر و چند کیلومتر زمین نبود، آزادی خرمشهر به معنی احیاء انقلاب اسلامی، پیروزی بر جبهه کفر توأم با ایمان، فداکاری و شهامت و اجرای فرمان حضرت امام(ره) و دست بالای ایران در منطقه بود؛ در این عملیات از 11 میلیت جهان اسیر گرفته شد بنابراین آزادی خرمشهر سرآغاز ذلت و شکست دشمن و پیروزی های بعدی جبهه اسلام شد.

,


انتهای پیام/ر

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه