به بهانه سالروز تولد حضرت علی اکبر(ع)
حضرت علی اکبر (ع) در کلام امام خمینی (ره)
جـوان هـمـواره بـیـن دوراهى قرار دارد و به سوى دو نقطه متضاد کـشـیـده مى شود. از یک طرف، نداى وجدان اخلاقى و الهام الهى او را بـه سـوى خـوبـى ها سوق مى دهد و از طرف دیگر غرایز درونى و نـفـس امـاره و وسـاوس شیطانى او را به ارضاى خواهش هاى نفسانى فـرمـان مى دهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از" ترنم دشتی"هر ساله روز 11 شعبان المعظم ؛روز تولد حضرت علی اکبر(ع) فرزند برومند امام حسین(ع) به نام روز جوان نام گذاری شده است به همین منظوری بر زندگی و سیره ی این جوان برومند گذری میکنیم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, " ترنم دشتی",تاریخ زندگی حضرت علی اکبر(ع)
,در منابع اولیه تاریخی نظیر "طبقات ابن سعد و تاریخ طبری وهمچنین در کتاب "نفس المهموم اثر شیخ عباس قمی " که زندگی نامه علی بن الحسین را بیان کرده به تاریخ ولادت حضرت علی اکبر(ع) اشاره ای نشده است.
,,
اما عده ای مانند ابن ادریس در سرائر، تولد ایشان را در سالهای پایانی خلافت عثمان می دانند. علامه عبدالرزاق مقرم، نیز با تقویت این نظریه،سال ولادت وی را 33 هجری قمری می داند که مطابق با نظر ابن ادریس است. بر این اساس آن بزرگوار در روز عاشورا 27 ساله بوده که بزرگتر بودن ایشان نسبت به سن امام سجاد(ع) که در روز عاشورا 23 سال داشتهاند و مورد اتفاق دانشمندان است، ثابت می شود.
,درباره زاد روز ولادت ایشان فقط در کتاب " مقتل الامام الحسین" تألیف علامه عبدالرزاق مقرم و کتاب دیگر وی به نام؛ "علی اکبر" آمده است: "حضرت علی اکبر(ع) در 11شعبان سال 33 هجری متولد شد.
,تمام کسانی که زادروزی برای حضرت علی اکبر نقل کرده اند از این دو کتاب استفاده کرده اند.
,مقرم نیز این تاریخ را از کتاب مخطوط " انیس الشیعة" تألیف سید محمد عبدالحسین جعفری حائری، نقل می کند. و ظاهراً مشخص نیست صاحب انیس الشیعة از چه منبعی نقل می کند.
,صاحب "الذریعة الی تصانیف الشیعة" در بیان ویژگیهای کتاب انیس الشیعه می گوید: این کتاب را مؤلف در سال 1241هجری قمری بر اساس ترتیب ماه های قمری و با شروع از ماه ربیع الاول نوشته است.
,بنابراین؛ درباره زاد روز ولادت حضرت علی اکبر(ع) درمنابع تاریخی قرون اولیه که به دست ما رسیده چیزی بیان نشده است. و در روز ولادت ایشان به نقل علامه مقرم اکتفا شده است.
,حضرت علی اکبر (ع) در کلام امام خمینی (ره)
,
حضرت امام خمینی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: تمام مدایح و گفتار اهل بیت (علیهم السلام) خصوصاً حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در مورد حضرت علی اکبر (علیه السلام) حاکی از این است که اگر علی اکبر (علیه السلام) در کربلا به شهادت نمی رسید، خود، امام « مفترض الطاعه » می بود. ( یعنی امامی که اطاعت او واجب است) . در این مختصر بهتر است به یک نمونه از کرامات ایشان بپردازیم:
فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، یکی از سه پزشک معروف کربلا می برد.
,
پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گوید و خطاب می کند که:اسمت خیلی بزرگ است ولی از معالجه تو سودی ندیدیم. بعد بدون خداحافظی می رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می شود و یک دفعه شفا می یابد. نزد حافظ الصحه می رود و عذر خواهی می کند.
طبیب می گوید: بنشین تا برایت بگویم. من بعد از سخنان تو خیلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (علیه السلام) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسین (علیه السلام) تو را به حق پدرت قسم می دهم که شفای این مریض را از خدا بخواه. دیدی چگونه به من توهین کرد؟ بسیار گریه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (علیه السلام) شرف یاب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مریض را از خدا خواستم و از هاتفی شنیدم که « این مریض مردنی است و تا نه روز دیگر میمیرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همین ساعت او را شفا دادیم.» آن مرد سی سال دیگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصیت کرد پیکرش را پایین پای حضرت علی اکبر (علیه السلام) دفن کنند.
,
,
نگاهى به وصایاى امام على (ع) به جوانان
,مـهـم ترین سفارش امام(علیه السلام) به فرزند دلبندش، تقواى الهى است، آن جـا کـه مى فرمایند: (واعلم یا بنى ان احب ما انت آخذ به الى من وصیتى تقوى الله; (پسرم، بدان محبوب ترین چیزى که از میان گفته هـایـم در ایـن وصـیـت نـامه به آن تمسک مى جویى، تقواى الهى و پرهیزکارى است).
,
حصار مستحکم
اهـمـیـت و جـایـگـاه تقوا براى جوانان آن وقت معلوم مى شود که تـمایلات و احساسات دوره جوانى مد نظر قرار گیرد. براى جوانى که در مـعـرض طـغـیـان غـرایـز و احساسات تند و شکوفایى خواهش هاى نـفـسـانـى و غـریزه جنسى و تخیلات موهوم به سر مى برد، تقوا به مـنزله قلعه و حصار مستحکمى است که او را از تاخت و تاز دشمنان مـصـون مـى دارد و مـانند سپرى است که از اصابت تیرهاى زهراگین شـیاطین باز مى دارد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (اعلموا عبادالله ان الـتـقـوى دار حـصـن عزیز; بدانید اى بندگان خد، تقوا دژى مستحکم و غیرقابل نفوذ است).
اسـتـاد مطهرى(ره) مى گوید: (نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دیـن دارى اسـت، از قـبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیت اسـت. انـسان اگر بخواهد از طرز زندگى حیوانى و جنگلى خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد.)
جـوان هـمـواره بـیـن دوراهى قرار دارد و به سوى دو نقطه متضاد کـشـیـده مى شود. از یک طرف، نداى وجدان اخلاقى و الهام الهى او را بـه سـوى خـوبـى ها سوق مى دهد و از طرف دیگر غرایز درونى و نـفـس امـاره و وسـاوس شیطانى او را به ارضاى خواهش هاى نفسانى فـرمـان مى دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانى مى تواند از این صحنه کشمکش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاکى و آلودگى بـه سـلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز کرده و از ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد.
حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده اى قوى از آزمـون سـخـت الهى سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.
قـرآن مجید رمز پیروزى یوسف(علیه السلام) در عرصه مبارزه با نفس را رعایت دو اصـل مـهـم و اسـاسـى (تـقوا) و (خویشتن دارى) مى داند و مى فرمایند: (انه من یتق ویصبر فان الله لایضیع اجر المحسنین5; کسى کـه پـرهیزکارى کند و شکیبایى ورزد، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى کند.)
تقویت اراده
بـسیارى از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیرى شکایت مـى کـنـند و براى درمان آن چاره جویى مى کنند. آنان مى گویند:
بـراى ترک عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما کم تر مـوفق شده ایم. امام على(علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مـالـکـیـت نـفـس که نقش عمده اى در ترک گناه و عادات ناپسند دارد، یـاد مـى کـنـد و مى فرمایند: آگاه باشید! خطاها و گناهان مـانـند اسب هاى سرکش و لجام گسیخته اى هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا هـمـانـنـد مرکب هاى راهوار و آرامى است که صاحبانشان بر آن ها سـوارنـد و زمـامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش مى برند.
بـاید در نظر داشت که این کار شدنى است. افرادى که در این وادى قـدم بـنـهند، مشمول الطاف خفیه الهى خواهند بود. چنان که قرآن کـریـم مى فرمایند: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا7; آنان کـه در راه مـا جـهاد و کوشش مى کنند، راه هاى خود را به آن ها نشان مى دهیم).
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه