برو کار میکن مگو نیست کار...
معمولا در کشور های اروپایی، آمریکا و کانادا دانشجویان در مقاطع عالی تحصیلی برای تامین هزینه زندگی و تحصیل خود به کارهای مختلفی از جمله حمالی، عملگی،بیبی سیتر(بخونید کلفتی) شاگردی در پمپ بنزین ها و... مشغول می شوند و این کار را ننگ نمی دانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از منطقه آزاد، دولت وظیفه دارد به مسئله اشتغال اتباع خود بیاندیشد و برای آن برنامه ریزی کند. از این منظر می توان عملکرد دولت و کلا حکومت را ارزیابی کرد. اما آیا ایجاد شغل فقط وظیفه حکومت است؟! آیا خود جویندگان کار در این رابطه بی نقش هستند؟! قطعا دولت در مرحله کنونی مهمترین وطیفه اش تلاش و برنامه ریزی برای حل معضل اشتغال است و هرگونه کوتاهی در این زمینه عواقبی وخیم و غیر قابل جبران خواهد داشت.حل معضل اشتغال در کشوری با جمعیت عمدتا جوان، همچون ایران، بزرگترین گام در جهت پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور و بی توجهی به آن بزرگترین خطریست که کشور را در ابعاد گوناگون تهدید میکند. در این ارتباط همه باید انتظار رهبر معظم انقلاب را در ارتباط با موضوع اشتغال برآورده ساخته و به طور جدی در صدد حل آن برآیند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منطقه آزاد,
اما آیا به جز دستگاههای حکومتی، خود جویندگان کار و حتی شاغلین در این ارتباط، نقشی ندارند؟! متاسفانه یکی از معضلات کشور در این است که بسیاری از جویندگان کار توقع دارند که شغل دولتی به دست آورند یا به عبارتی به استخدام دولت درآیند،یا اینکه دولت برای آنها کار بیابد.اینها برای خود نقشی قائل نیستند . حتی فارغ التحصیلان دانشگاهها نیز چنین توقعی از دولت دارند. مشکل در اینجاست که آموزش و پرورش و دانشگاهها ی ما و نیز رسانه های گروهی، متاسفانه به جای نیروی کار آفرین، عمدتا افراد متوقع و حد اکثر کارکن را تربیت میکنند. بارها از رسانه ها شنیده ایم که "فارغ التحصیلان گفته اند کار پیدا نکرده اند"؛آیا جز این است که در ادارات دولتی به دنبال کار بوده اند؟آیا وقتی در بخش خصوصی یا دولتی به کار دعوت نشدند به فکر بوجود آوردن شغل افتادند؟ آیا کسانیکه به دانشگاه راه یافته اند،در این اندیشه بوده اند که محور ایجاد اشتغال برای خود و کسانی باشند که نتوانسته اند به دانشگاه راه یابند!چگونه کسی که به فکر ایجاد شغل برای خود نبوده ، میتواند در راستای کار آفرینی برای دیگران قدم بر دارد؟!
یکی از بهانه هایی که عمدتا مطرح میسازند این است که در رشته ی تحصیلی خود شغلی پیدا نکرده اند.چه انتظاری از کسانیکه در رشته تحصیلی خویش قادر به کار آفرینی نیستند میتوان داشت؟! آنچه باید به صوت فرهنگ عمومی در آید این است که هر کار حلالی بهتر از بیکاری است و هر مقدار در آمد حلال (هرچند اندک )بهتر از بیکار نشستن است.
معمولا در کشور های اروپایی و آمریکا و کانادا، دانشجویان (اعم از ایرانی و غیر ایرانی و نیز اتباع خود این کشور ها و...)در مقاطع عالی تحصیلی برای تامین هزینه زندگی و تحصیل خود به کارهای مختلفی، از جمله حمالی، عملگی،بیبی سیتر(بخونید کلفتی)،ظرفشویی،گارسونی و خدمگی و نظافتچی در رستوران ها و هتل ها ،شاگردی در پمپ بنزین ها و... مشغول می شوند و این کار را ننگ نمیدانند. اگر این افراد مشغول به تحصیل ،موفق به کسب شغل رانندگی تاکسی شوند،خیلی هم خوشحال خواهند شد.جالب اینکه نامزدهای مجالس قانون گذاری در این کشور ها در تبلیغ بای خود اینگونه سوابق شغلیشان را هم ذکر می کنند،زیرا در این کشورها اینگونه مشاغل را ننگ نمیدانند،اما در ایران اگر کسی چنین سوابقی داشته باشد آن را پنهان می کند.تصور کنید اگر به دانشجویی گفته شود برای تامین بخشی از مخارج خود به این کارها دست بزند چه غوغایی به پا خواهد کرد و آنرا اهانت به" شئونات " خود تفسیر خواهد کرد و البته طبیعی است در کشوری که عبارات "عمله" و "حمال"به عنوان فحش به کار برده می شود و از پر کاری به عنوان "خرکاری"و"سگ دویی"یاد می شود،چنین تفسیری از شئونات نیز رایج باشد.
واقعیت این است که در کشور ما معضل بزرگی به نام فرهنگ کار وجود دارد که وقتی این معضل در کنار توقعات روز افزون از حکومت قرار می گیرد،بحران ایجاد می کند. در ارتباط با موضوع اشتغال چنانچه دولت و مجلس هم وظیفه ی خود را به فراموشی بسپارند،فاجعه رخ خواهد داد.
منبع:عوامل و موانع فرهنگی کار،تولید و پیشرفت تالیف دکتر محمد حسن قدیری ابیانه
انتهای پیام/پ
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه